همه‌ی خبرهای امروز
  • هدهد ۱۳۹۶-۰۴-۲۴ ۱۲:۳۷

    تکه‌ای از ماه / داستان

    صندلی پدر بزرگ

    وقتی چشممان به آن صحنه افتاد، همگی برای چند لحظه پلک هم نزدیم. با نوری که داشت چشمانم را کور می‌کرد، از خواب بیدار شدم. از اتاق بیرون رفتم و نگاهی به راهرو انداختم. مثل همیشه سوت و کور... از پله‌ها پایین رفتم و به صحنه همیشگیِ جلوی راه‌پله خیره شدم.

  • هدهد ۱۳۹۶-۰۴-۱۹ ۱۳:۲۶

    تکه‌ای از ماه / داستان

    عکس، باد، صحرا

    عکاس زیر پرده سیاه رنگ رفت و گفت: - آماده ۱ ، ۲ ، ۳ با آنکه می‌خواست از درخت روبه‌رویش عکس بگیرد، اما این جمله را گفت، چون جمله‌ همیشگی او بودند. دکمه را فشار داد و صدای تق دکمه در فضا طنین انداخت.

  • هدهد ۱۳۹۶-۰۴-۱۴ ۱۲:۴۳

    داستان

    شبیه دریا

    زهره اکبرآبادی

    آقا مهدی! چی شد مادر این قولی که به من دادی؟ نگاه آقا مهدی به صفحه تلویزیون بود و گوشش به گوینده خبر که آخرین اطلاعات عملیات جدید رزمنده‌ها در منطقه را اعلام می‌کرد. صدای مادر او را به خود آورد. سر برگرداند.