به گزارش قدس انلاین، بی شک این ثبات و پایداری ایرانیان تازه مسلمان باعث تایید و اثبات این سنت کهن ایرانی بود، به نحوی که آمده است: «حتی روستاییانی که اسلامی می آوردند و در روستاها باقی می ماندند، تصمیم نداشتند از جشن های اجدادی خود- مانند جشن سال نو (پهلوی: نوگ روز، فارسی نو: نوروز)- دست بکشند.
البته ذکر این نکته الزامی است که فتح ایران توسط مسلمین موجب از بین رفتن فرهنگ و تمدن غنی ایرانیان نگردید بلکه با محتوای پُربارش آن قوم را در خود هضم کرد تا جایی که اعراب و سران خلفا نسبت به برگزاری و بزرگداشت رسوم ایرانیان همت گماشتند.
روایت های اسلامی در باب نوروز
از مجموعه روایات و احادیثی که در بزرگداشت نوروز گفته شده است می توان درک کرد که این جشن فرخنده جایگاه خود را در دین اسلام و پس از ورود به ایران حفظ کرده است و از آنجمله روایات زیر است.
روز زنده کردن عسکره
در باب نوروز در آثارالباقیه، به نقل از عبدالصمد بن علی آمده است که:
در نوروز جامی سیمین که پر از حلوا بود، برای پیغمبر هدیه آوردند و آن حضرت پرسید که این چیست؟ گفتند امروز روز نوروز است. پرسیدند که نوروز چیست؟ گفتند، عید بزرگ ایرانیان است. فرمودند آری، در این روز بود که خداوند عسکره را زنده کرد. پرسیدند عسکره چیست؟ فرمودند عسکره هزاران مردمی بودند که از ترسِ مرگ ترک دیار کرده و سر به بیابان نهادند و خداوند به آنان گفت بمیرید و مردند. سپس آنان را زنده کرد و ابرها را امر فرمود که به آنان ببارد از این روست که پاشیدن آب در این روز رسم شده؛ سپس از آن حلوا تناول کردند و جام را میان اصحاب خود قسمت کرده و گفتند کاش هر روزی بر ما نوروز بود.
نوروز؛ روز پیروزی قائم (عج) بر دجال!
در جلد 14 بحارالانوار علامه محمد باقر مجلسی در صحبت نوروز از معلی بن حنیس روایت شده است که:
روز نوروز بر حضرت جعفر بن محمد صادق(ع) درآمدم ایشان گفتند آیا این روز را می شناسی؟ گفتم فدای تو گردم، این روزی است که ایرانیان آن را بزرگ می دارند و به یکدیگر هدیه و ارمغان می دهند. پس حضرت صادق گفت، سوگند به خداوند که این بزرگداشت نوروز به علت امری کهن است که برایت بازگو می کنم تا آن را دریابی (...) پس گفت؛ ای معلی، روز نوروز روزی است که خداوند از بندگان خدا پیمان گرفت که او را بپرستند و او را شریک و انبازی نگیرند و به پیامبران و راهنمایان او بگروند و به پیشوایان دین ایمان بیاورند. همان روزی است که آفتاب در آن طلوع کرد و بادها وزیدن گرفت و زمین در آن شکوفا و درخشان شد. همان روزی است که کشتی نوح در کوه آرام گرفت. همان روزی است که پیامبر خدا، امیرالمؤمنین علی (ع) را بر دوش خود گرفت تا بت های قریش را از کعبه به زیر افکند که بتان را خرد کند، چنان که ابراهیم نیز این کار را کرد. همان روزی است که پیامبر به یاران خود فرمود تا با علی (ع) به عنوان امیرالمؤمنین بیعت کنند (عید غدیر خم)، همان روزی است که قائم آل محمد (ص) و اولیای امر در آن ظهور کنند و همان روزی است که قائم در دجال پیروز شود و او را در کنار کوفه بر دار کشد و هیچ روزِ نوروزی نیست که ما در آن متوقع گشایش و فرج نباشیم، زیرا نوروز از روزهای ما و شیعیان ماست.
روز برآورده شدن حاجات!
در ارزش نوروز در مستدرک الوسائل جلد 1، مفضل بن عمر از امام صادق (ع) روایت نموده است که ایشان فرموده اند: خداوند به حزقیل پیغمبر وحی نمود که ارزش و قدر نوروز نزد من زیاد است و با خود عهد کرده ام که هر مومنی در این روز حاجت خود را بخواهد آن را برآورده سازم.
فرزند مبارک
همچنین در بحارالانوار از حضرت امیرالمؤمنین علی (ع) نقل شده است که: فرزندی که در نوروز به دنیا بیاید مبارک است و صفات خوبی خواهد داشت.
با توجه به روایات فوق آشکار می گردد که اسلام نه تنها به مخالفت با نوروز نپرداخته، بلکه آن را نیز تایید نموده است و در این میان خلفا نیز بر این صحه نهادند ولی جالب است بدانید که این تایید خلفا بیشتر جنبه ی سوءاستفاده های مادی داشت تا معنوی؛ به نحوی که خلفای نفع پرست اموی برای افزایش عایدات خود و نه به خاطر احترام به این جشن، دریافت هدایای نوروزی را به ویژه از ایرانیان معمول داشتند و معروف است که معاویه مقدار آن را به دومیلیون درهم افزایش داده بود و بعدها در عصر حجاج بن یوسف ثقفی که بر عراقین حکومت داشته (72-95 ﻫ.ق)، تقدیم هدایا و تحف در نوروز تثبیت شده و به صورت ثابت و مشخص درآمده است.
نوروز نزد خلفای عباسی
در روزگار عباسیان، مهمترین عید ایرانی، نوروز بود و از جمله مراسم این عید که تا پایان دوره ی عباسیان تداوم داشت، این بود که مردم به یکدیگر هدیه می دادند، و تنها نکته ی مثبت عید نوروز در دوره ی عباسیان تا حدودی برداشتن رسم فرستادن هدایای ارزشمند به دربار خلفا بود.
خلفای عباسی به نوروز اهمیت خاصی می دادند و از جمله اینکه در نوروز جشن های فراوانی به پا می کردند و ولیمه ها می دادند و همچنین در این روز خلیفه بغداد تصاویر و پیکره های ساخته شده از عنبر و گل سرخ در میان مردم توزیع می کرد و شعرا در این روز قصایدی در مدح خلفا و حاکمان سروده و به آنان تقدیم می کردند و یک نمونه ی آن «صولی» می باشد که چند قصیده تبریک به مناسبت عید نوروز برای «الراضی» خلیفه فرستاد که در یکی از آن ها اینگونه بیان می کند:
«بارک الله للامیرابی العباس خیرالملوک بالنیروز؛
خداوند نوروز را برای امیر ابوالعباس(امیر خاندان عباسیان)، بهترین پادشاهان، مبارک گرداند».
سرانجام با گذر زمان و در آشنایی هر چه بیشتر مسلمانان با ایرانیان، آشکار گردید که جشن های نوروزی مباینتی با اساس اعتقادات دینی ندارد و این رسم، دستاویزی علیه این یا آن گروه و دسته و قوم مشخصی نیست، بلکه بر زمانی تعلق دارد که به طور طبیعی، ایام نزهت و شادمانی است و بر اموری جاری است که شادمانی و خیر همگانی را در پی دارد. پس مخالفت هایی نیز اگر در گوشه و کنار باقی مانده بود از میان برخاست و موافقت های متعددی از سوی علماء و فقها و زمره ی اندیشمندان جهان اسلام جای آن ها را گرفت.
منابع:
1- حسن، ابراهیم حسن. تاریخ سیاسی اسلام، ترجمه ابوالقاسم پاینده، تهران: جاویدان، 1360.
2- کرشاسب چوکسی، جمشید. ستیز و سازش، ترجمه نادر میرسعیدی، تهران: ققنوس، 1381.
3- سپهری، محمد. تمدن اسلامی در عصر عباسیان، تهران: سمت، 1383.
4- شعبانی، رضا. آداب و رسوم نوروز، تهران: الهدی 1378.
5- روح الامینی، محمود. آیین ها و جشن های کهن در ایران امروز، تهران: نشر آگه، 1376.
6- آخته، ابوالقاسم. جشن ها و آیین های شادمانی در ایران، تهران: اطلاعات، 1385.
7- ابوریحان بیرونی. آثار الباقیه، ترجمه اکبر داناسرشت، تهران: امیرکبیر، 1363.



نظر شما