تحولات منطقه

قدس آنلاین – زمانیان: محمدکاظم مزینانی نویسنده رمان «آه بی شین» گفت: چقدر خوب می­شد اگر در شرایطی زندگی می­کردیم که موسسات خصوصی بهترین جوایز را به نویسنده می­دادند. اما حالا که چنین موسساتی در کشور ما وجود ندارد، دلیلی ندارد که در چنین وانفسایی دولت را از دادن همین جوایز اندک هم پشیمان کنیم و از این بیشتر در مقابل فلان بازیکن فوتبال سرشکسته شویم!

کاش در شرایطی زندگی می کردیم که موسسات خصوصی بهترین جوایز را به نویسنده می­دادند
زمان مطالعه: ۱ دقیقه

این نویسنده که چندی پیش اثرش در بخش رمان و داستان بلند به همراه رمان «ملکان عذاب» ابوتراب خسروی به عنوان اثر برگزیده معرفی شد، در خصوص استفاده از زبان تصویری و شاعرانه ای که در اثرش مورد استفاده قرار داده است ، گفت: برخلاف نظر برخی اساتید، شعر و شاعرانگی می­تواند نقش پررنگی در خلق رمان داشته باشد. از این منظر، داستان­نویس باید صیاد تصویر باشد؛ تصاویری که حاصل کشف و شهود نویسنده در جهان واقع است و این تصاویر به دست نمی­آید مگر با خیره شدن نویسنده در جهان، تا جهان نیز ذاتش را بر او آشکار کند. از این نظر، رمان که خود حاصل ذهن و زبان داستان­پرداز است، بیش از هرچیز نیازمند شاعرانگی است.  

وی ادامه داد: البته شعر و داستان اگرچه هر دو در ساحت زبان اتفاق می­افتند، یک فرق بزرگ با هم دارند، شعر عرصه ظهور اجمال و کلیت­ها است و داستان عرصه بروز جزییات و تفصیل­ها. از نظر زبانی نیز، داستان واقعی تنها می­تواند با جملاتی ناب و خالص و منحصر به فرد آفریده شود، نه عبارات تکراری و مستعمل و دستمالی شده؛ از این نظر نیز داستان شباهت بسیاری با شعر می­یابد.

مزینانی در ادامه در پاسخ به این پرسش که چه دلیلی باعث می شود نویسنده امروز بدون سفارش از نهاد و ارگانی به نوشتن رمانی این چنینی روی بیاورد و دوران خاصی که هنوز هم در خصوص آن حرف و حدیث زیاد هست را در زمان ناثبات حاضر به نقد بکشد، گفت: نمی­دانم. شاید به این دلیل که خود را وام­دار هیچ گروه و دسته و طایفه­ای نمی­دانم و همیشه تلاش کرده­ام فقط در برابر حقیقت زانو بزنم و اجازه ندهم چشمانم جز در مقابل نور حقیقت، هرگز کور نشود. امیدوارم بتوانم تا پایان عمر به سرچشمه­ها وفادار بمانم و از پایین­دست­ها دوری کنم، چراکه به قول شاعر: هیچ صیادی در جوی حقیری که به گودالی می­ریزد/ مرواریدی صید نخواهد کرد.

نویسنده رمان «شاه بی شین» با اینکه از زمان جایزه جلال زمان زیادی گذشته است اما بازهم در خصوص این جایزه و حاشیه های همیشگی اش گفت: من هم مثل همه  از بازخورد این جایزه در جامعه ادبی شگفت­زده شدم، حالا دلیلش هرچه می­خواهد باشد، حتی تعداد سکه­های آن. اگر با مبلغی که اتفاقاً در مقیاس اقتصاد کلان بسیار ناقابل است می­توان باعث جلب چنین توجهی به ادبیات شد، این اتفاقی بسیار میمون و مبارک است در این روزگار عسرت و بی عشقی و باید قدرش را بیشتر بدانیم. در مورد قبلی­ها هم باید گفت که شاید آنها اثری را لایق دریافت این تعداد سکه نمی­دانستند و همان یک بار که چنین خطایی از آن­ها سر زد برای هفت پشتشان کافی است!

مزینانی در پایان در پاسخ به این سوال که چه احساسی داشتید که این جایزه نصیب اثر شما شد و جدای از مسایل مادی آیا خوشحال شدید که یک جایزه دولتی به کتاب شما توجه کرد، تاکید کرد: واقعاً چقدر خوب می­شد اگر در شرایطی زندگی می­کردیم که موسسات خصوصی بهترین جوایز را به نویسنده می­دادند. اما حالا که چنین موسساتی در کشور ما وجود ندارد، دلیلی ندارد که در چنین وانفسایی دولت را از دادن همین جوایز اندک هم پشیمان کنیم و از این بیشتر در مقابل فلان بازیکن فوتبال سرشکسته شویم!

 

 

 

 

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha