این نویسنده که چندی پیش اثرش در بخش رمان و داستان بلند به همراه رمان «ملکان عذاب» ابوتراب خسروی به عنوان اثر برگزیده معرفی شد، در خصوص استفاده از زبان تصویری و شاعرانه ای که در اثرش مورد استفاده قرار داده است ، گفت: برخلاف نظر برخی اساتید، شعر و شاعرانگی میتواند نقش پررنگی در خلق رمان داشته باشد. از این منظر، داستاننویس باید صیاد تصویر باشد؛ تصاویری که حاصل کشف و شهود نویسنده در جهان واقع است و این تصاویر به دست نمیآید مگر با خیره شدن نویسنده در جهان، تا جهان نیز ذاتش را بر او آشکار کند. از این نظر، رمان که خود حاصل ذهن و زبان داستانپرداز است، بیش از هرچیز نیازمند شاعرانگی است.
وی ادامه داد: البته شعر و داستان اگرچه هر دو در ساحت زبان اتفاق میافتند، یک فرق بزرگ با هم دارند، شعر عرصه ظهور اجمال و کلیتها است و داستان عرصه بروز جزییات و تفصیلها. از نظر زبانی نیز، داستان واقعی تنها میتواند با جملاتی ناب و خالص و منحصر به فرد آفریده شود، نه عبارات تکراری و مستعمل و دستمالی شده؛ از این نظر نیز داستان شباهت بسیاری با شعر مییابد.
مزینانی در ادامه در پاسخ به این پرسش که چه دلیلی باعث می شود نویسنده امروز بدون سفارش از نهاد و ارگانی به نوشتن رمانی این چنینی روی بیاورد و دوران خاصی که هنوز هم در خصوص آن حرف و حدیث زیاد هست را در زمان ناثبات حاضر به نقد بکشد، گفت: نمیدانم. شاید به این دلیل که خود را وامدار هیچ گروه و دسته و طایفهای نمیدانم و همیشه تلاش کردهام فقط در برابر حقیقت زانو بزنم و اجازه ندهم چشمانم جز در مقابل نور حقیقت، هرگز کور نشود. امیدوارم بتوانم تا پایان عمر به سرچشمهها وفادار بمانم و از پاییندستها دوری کنم، چراکه به قول شاعر: هیچ صیادی در جوی حقیری که به گودالی میریزد/ مرواریدی صید نخواهد کرد.
نویسنده رمان «شاه بی شین» با اینکه از زمان جایزه جلال زمان زیادی گذشته است اما بازهم در خصوص این جایزه و حاشیه های همیشگی اش گفت: من هم مثل همه از بازخورد این جایزه در جامعه ادبی شگفتزده شدم، حالا دلیلش هرچه میخواهد باشد، حتی تعداد سکههای آن. اگر با مبلغی که اتفاقاً در مقیاس اقتصاد کلان بسیار ناقابل است میتوان باعث جلب چنین توجهی به ادبیات شد، این اتفاقی بسیار میمون و مبارک است در این روزگار عسرت و بی عشقی و باید قدرش را بیشتر بدانیم. در مورد قبلیها هم باید گفت که شاید آنها اثری را لایق دریافت این تعداد سکه نمیدانستند و همان یک بار که چنین خطایی از آنها سر زد برای هفت پشتشان کافی است!
مزینانی در پایان در پاسخ به این سوال که چه احساسی داشتید که این جایزه نصیب اثر شما شد و جدای از مسایل مادی آیا خوشحال شدید که یک جایزه دولتی به کتاب شما توجه کرد، تاکید کرد: واقعاً چقدر خوب میشد اگر در شرایطی زندگی میکردیم که موسسات خصوصی بهترین جوایز را به نویسنده میدادند. اما حالا که چنین موسساتی در کشور ما وجود ندارد، دلیلی ندارد که در چنین وانفسایی دولت را از دادن همین جوایز اندک هم پشیمان کنیم و از این بیشتر در مقابل فلان بازیکن فوتبال سرشکسته شویم!
نظر شما