این مجموعه روایتگر داستانی در سه مقطع زمانی قبل از انقلاب، دوره جنگ و زمان حال به نویسندگی مسعود بهبهانی نیاست. تولید این مجموعه آذر سال۹۲ در ۱۱۰ قسمت آغاز شده که در این زمینه رکورد دار است. به انگیزه پخش این شبهای سریال از شبکه دوسیما با این کارگردان گفت و گو کرده ایم که هم اینک پیش روی شماست.
به نظر شما چه لزومی برای ساخت یک سریال صد و چند قسمتی در تلویزیون وجود داشت؟ آیا این نظر را که گفته میشود، کیميا برای مقابله با سریالهای سیصد و چند قسمتی ترکی تولید شده است، تأیید میکنید؟
- شاید بشود این قضیه را هم مد نظر قرار داد، اما آنچه که به اعتقاد من از اهمیت بیشتری برخوردار است و رویکرد خود تلویزیون هم بوده، این است که یک سریال بلند و فاخر در خصوص تلاشها، رشادتها و دلاوریهای زنان در دوره معاصر بسازیم و به عنوان الگو به نسلهای آینده معرفی کنیم.
ما در سالهای گذشته شاهد ساخت سریالهای زیادی بودهایم که هر کدام روایت کننده قهرمانها و قهرمانیهای زیادی در دوران گذشته بخصوص انقلاب اسلامى و دفاع مقدس بوده اند، ولی در این میان کمتر آثاری داشتهایم که روایت کننده رشادتهای شیر زنان ایرانی باشد.
بنابراین «کیمیا» از این منظر یک نیاز محسوب میشد و وقتی که قرار است شما یک شخصیت را از اول تا نقطه عطف آن به تصویر بکشید، جا برای پرداخت مناسب و طولانی وجود خواهد داشت.
در كيميا هم به دلیل اینکه گستره رویدادها و اتفاقات زیادی در بستر داستان ما وجود داشت، میطلبيد تعداد قسمتهای بیشتری داشته باشیم؛ چه بسا سریالهایی که به خاطر کوتاه بودن تعداد قسمتهای آن تا بخواهد با مخاطب عجین شود و همذات پنداری کند و شخصیتها جا بیفتند و دوست داشتنی و محبوب شوند و نقطه تأثیرگذاری اش شروع شود، تمام شده است.
بنابراین خیلی خوب است که بتوانیم همواره سریالهایمان را طولانیتر، اما دارای کشش مناسب بسازیم که از قضا مؤلفه خیلی مهمی هم هست.
شبکه دو که از نظر سریالسازی سالها بود جذابیت خودش را از دست داده بود، بار دیگر با کیمیا جان گرفت، حال با این تفاسیر چه تمهیدهایی اندیشیدید که در طول این صد و چند قسمت مخاطب گریزپای تلویزیون را پای این سریال نگه دارید؟
- مهمترین اتفاق در فیلمنامه اثر افتاده است. همانطور که گفتم، گستره و پهنای ماجراها اینقدر زیاد است که این اتفاق خود به خود پیش آمد. مسعود بهبهانی نیا در فیلمنامه خیلی سعی کرده که رویدادها و اتفاقات را به شکلی طراحی کند که هم ما زود به نقطه عطف قصه نرسیم و هم موجب کسالت مخاطب نشود.
در عین حال اینقدر ماجراها و قصه شخصیتهای پیرامون کیمیا زیاد است که خودش این جذابیت را برای مخاطب ایجاد میکند. من هم به عنوان کارگردان سعی کردم این مسیر را درست طی کرده و به ایجاد اين اتفاق بهتر کمک کنم.
مؤلفههای زیادی در اين خصوص مدنظر بود كه مهمترين آنها گروه بازیگران بود که به نظر خودم بهترین انتخابها بودهاند وهر کدام به خوبی توانستهاند ازعهده نقش بر بیایند ونزد مخاطب هم از محبوبيت خاصى برخوردارند.
اتخاد يك ساختار مناسب، مؤلفه ديگرى بود كه از ابتدا سعى كردم در عين حفظ جذابيتها، با صداقت بیشتری با مخاطب صحبت کنم و هیجان و جذابیت کاذبى منتقل نکنم و آنچه را که واقعه به ما دستور میدهد، دنبال بکنيم.
بنابراین سعی کردم از تکنیکهای پیچیده، مهیج و کاذب برای روایت یک قصه خانوادگی ساده پرهیز کنم و یک ضرباهنگ مناسب با شیب ملایم رو به بالا را مدنظر بگیرم که در ادامه نه دچار افت شویم و نه بخواهیم به یک باره فراز و نشیبهای تند و مقطعى را ارایه بدهیم.
سریال شما همانطور که خودتان هم گفتید، یک سریال زنانه است و همانطور که از اسمش هم پیداست، در بدو شروع مخاطب حدس میزند قرار است داستان زندگی کسی به نام «کیمیا» را تماشا کند، ولی در ادامه این اتفاق نمیافتد و نقش کیمیا در عمل خیلی پر رنگ نیست. آدمهای اطراف و داستانکها چقدر در رشد و نمود شخصیت کیمیا مؤثر و کمککننده هستند؟
- به نظر من برای نقد اثر کمی زود است، چون مخاطب کمتر ازیک پنجم سریال را تماشا کرده است، ولی آنچه که شما به عنوان داستانکها از آن یاد کردید، مانند نخ تسبیحی به هم وصلند و همه قرار است پیش برنده قصه اصلى کیمیا باشند. مطمئن باشید این بچه داستانکها در قسمتهای بعد به سراغ کیمیا خواهند آمد و شما هیچ شخصیتی را نخواهید دید که به کیمیا و بدنه درام مرتبط نباشد.
این سریال قرار است چه حرف تاریخی جدیدی را به مخاطب شما بزند که تاکنون درقالب این گونه سریالها و با این موضوعها گفته نشده است؟
- اجازه بدهید با مثالی پاسختان را بدهم. شما تا به حال از واقعه کربلا زیاد شندیدهاید، ولی اینکه بخواهیم دوباره و هر ساله به این واقعه بپردازیم، به این معنی نیست که میخواهیم حرف جدیدی بزنیم، نه اتفاقاً همان حرفهای قدیمی و کهنه است. یادآوری آن رشادتها و حماسهها، آرمانها و زنده نگه داشتن آنها برای ما مهم است. مهم است که هیچگاه در غبار زمان فراموش نشوند، رسالت ما هم همین است، بازخوانى تاريخ و یادآوری آرمانها و حماسهها همراه با یکسری حرفهای امروزی.
تمام دستاورد کیمیا، روایت اتفاقاتی است که در این چهار دهه همه با آن مواجه بودهایم. ما نمیتوانیم خودمان را از انقلاب جدا کنیم و جنگ را ناديده بگيريم، انقلاب و جنگ رامردم همین سرزمین اداره کردند و ما همه این ماجراها را در کیمیا در بستر یک مجموعه کاملاً خانوادگی روایت میکنیم، چون میخواهیم بگوییم خانوادهها چقدر در این رابطه تأثیر داشتهاند. در یک کلام، کیمیا هیچ ادعای بزرگی ندارد و قصد قضاوت در مورد هيچ موضوعى را هم ندارد و در خلال آن به سبك زندگى يك خانواده ايرانى در گذشته نه چندان دور مي پردازد.
در خصوص انتخاب بازیگرانتان بگویید. برای انتخاب کسی مثل مهراوه شریفی نیا چه مؤلفههایی را مد نظر داشتید؟
- مهراوه شریفینیا، بازیگر بسیار توانمند، محبوب و با انگیزهای است که به نظر من به خوبی از عهده نقش کیمیا برآمده است. من فکرمی کنم در زمینه انتخاب تك تك بازیگران هم همین اتفاق افتاده و من اکنون که کار را تماشا میکنم، میبینم که بهترين انتخاب شكل گرفته است.



نظر شما