تحولات منطقه

قدس انلاین_مصطفی لعل شاطری: بی شک یکی از بی رحمانه ترین حوادثی که در آخرین سال های حکومت رژیم منحوس پهلوی دوم رخ داد، واقعه ی کشتار و به رگبار بستن جوانان پاک و معصوم دانشجو و دانش آموز در 13 آبان 1357 در محیط دانشگاه تهران بود که آغاز این ماجرا به چند هفته قبل تر از وقوع حادثه برمی گشت.

پخش فیلم کشتار دانشجویان ، عامل استعفای ناصرالدین شاه!
زمان مطالعه: ۱ دقیقه

امام خمینی (ره) پس از مستقر شدن در پاریس در 16 مهرماه 1357 در نخستین پیام به مردم ایران به مناسبت آغاز سال تحصیلی جدید فرمودند:
«در آغاز سال تحصیلی به محصلین علوم دینیه و دانشجویان دانشگاه ها و دانش آموزان که برای برقراری حکومت عدل اسلامی به پا خاسته اند درود می فرستم... من با تأیید خداوند متعال و تمسک به مکتب پرافتخار قرآن به شمار فرزندان عزیز اسلام مژده ی پیروزی نهایی می دهم به شرط اینکه نهضت بزرگ اسلامی و ملی ادامه یابد و پیوند بین شما جوانان برومند اسلام ناگسستنی باشد و به شرط آگاهی از حمله های استعمارگران راست و چپ و جنود ابلیسی آنان و مهره هایی به

اسم شاه و دولت و وزیر و وکیل». امام خمینی خطاب به جوانان فرمودند:
«هان ای عزیزان من! در محیط مدارس و دانشگاه ها و دانشسراها آگاهانه و متعهد به پاخیزید و به هم بپیوندید و برای نجات اسلام و کشور کوشش کنید». امام خمینی با برشمردن حمایت های قدرت های راست و چپ از رژیم، خصوصاً سفر رئیس جمهور چین به ایران خطاب به دانشجویان و دانش آموزان فرمودند: «پیوندتان را با ملت بزرگمان که تنها می خواهد روی پای خود بایستد و هیچ گونه گرایشی به شرق و غرب نداشته باشد... مستحکم تر کنید و با شعار واحد توحیدی دست جباران و غارتگران بین المللی را از مخازن خود کوتاه کنید». برای رسیدن به حکومت اسلامی «سدهایی باید از سر راه برداشته شود» که عبارتند از: «1- برچیده شدن نظام شاهنشاهی...». «2- بیرون راندن تمام عناصری که در زمان سلطنت پهلوی متصدی امور مهمه ی کشور بوده اند». «3- قطع ایادی اجانب راست و چپ از سرکشور».

روح الله حسینیان در این باره می نویسد: امام خمینی وظایف ویژه ی «دانشجویان و دانش آموزان و طلاب علوم دینیه» را چنین برشمردند:
1- اعتراض به «استادان و دبیران و سران قوم» که «از مقاصد ملی و دینی که سرنگونی رژیم پوسیده» است انحراف پیدا کرده اند؛
2- برقراری «روابط دوستانه و فعالانه» بین «طلاب علوم دینی و دانشجویان»؛
3- دعوت از ارتش برای گسستن «زنجیر تسلط اجانب» و پیوستن به ملت؛
4- «هوشمندانه به مسائل روز نظر» کردن؛ از جمله تلاش رژیم برای راه اندازی عده ای با شعارهای کمونیستی برای ترساندن مردم؛
5- حمایت از «قیام حق طلبانه و مردانه ی قشرهای کارگر و کارمندان محروم و مسلمان ایران که به اعتصاب کشیده»اند.

پیام امام خمینی بر انگیزه ی دانش آموزان و دانشجویان افزود، نیمه ی دوم مهرماه تقریباً رهبری تظاهرات در سرتاسر کشور به دست دانش آموزان افتاد. نیمه ی اول آبان دانشجویان بر تکاپوی خویش افزودند و خصوصاً دانشگاه تهران مأوای دانش آموزان و مرکز تظاهرات مشترک آنان قرار گرفت.

روز دوم آبان دانش آموزان از مدارس مختلف با تظاهرات به دانشگاه تهران رفتند و تظاهرات بزرگی را مشترکاً با صلوات شروع کردند. به گزارش کیهان مورخ 2/8/1357 تعداد تظاهرکنندگان بیش از ده هزار نفر بودند که در ساعت 11:30 از دانشگاه خارج و در خیابان ها به تظاهرات ادامه دادند. به گزارش اطلاعات مورخ 3/8/1357 در این روز «هزاران دختر و پسر مسلمان نماز ظهر خود را در زمین چمن و دیگر نقاط محوطه ی دانشگاه گزاردند. دانشگاه تهران تاکنون چنین صحنه ای ندیده بود».

روز سوم آبان نیز دانش آموزان، مدارسِ خود را در تهران تعطیل و به طرف دانشگاه تهران حرکت کردند. گرچه نیروهای نظامی در بعضی از نقاط با آنان درگیر شدند؛ ولی دانش آموزان از راه های فرعی خود را به دانشگاه رساندند. «دانش آموزان با دادن شعارهای ضد دولتی و ضد آمریکایی و شعارهایی مانند درود بر خمینی، نصر من الله و فتح قریب و شعارهایی در حمایت از زندانیان سیاسی در خیابان های دانشگاه تهران دست به راهپیمایی زدند». این تظاهرات تا ساعت 10:10 شب ادامه داشت. این تظاهرات به دانشگاه صنعتی آریامهر رفتند که به حدود 8000 نفر رسیدند و بعد از «خواندن نماز جماعت مغرب و عشا» متفرق شدند.

روز پنجشنبه 4 آبان، دانشگاه تهران توسط نیروهای حکومت نظامی بسته شد و از ورود دانشجویان جلوگیری به عمل آمد. در نتیجه در اطراف دانشگاه تهران زد و خورد شد.
روز شنبه 6 آبان نیز اکثر مدارس تهران تعطیل شد و دانش آموزان در خیابان ها دست به تظاهرات زدند. پلیس به تظاهرکنندگان حمله کرد و چندین دانش آموز را مجروح کرد.

رژیم برای جلوگیری از تجمع دانش آموزان اعلام کرد: دانشگاه تهران در روزهای ششم و هفتم تعطیل است. رئیس دانشگاه تهران، دکتر عبدالله شیبانی که چند روز پیش اعلام کرده بود دانشگاه باید برای اعتراض دانشجویان آزاد باشد در مصاحبه ای اعلام کرد: «تجربه ی پنج روز آزادی عبور و مرور دانشگاه تهران نشان داد که کنترل باید انجام شود. شنیده ام گروه های بسیاری قصد داشتند به دانشگاه بیایند و تحصن اختیار کنند. این ها نشانگر این می تواند باشد که ممکن است از آزادی ها سوء استفاده شود». به دنبال این اعلام تعطیلی 2100 نفر از اعضای هیئت علمی دانشگاه تهران به مدت یک هفته اعلام تحصن کردند.

به گزارش کیهان مورخ 8/8/1357 هفتم آبان نیروهای ارتش در اطراف دانشگاه تهران مستقر شدند و از رفتن مردم به دانشگاه جلوگیری کردند. دانش آموزان در اطراف دانشگاه تهران تجمع کردند و سرانجام عده ای توانستند به داخل دانشگاه راه یابند. آن ها با شکستن قفل ها درهای دانشگاه را بر روی دانشجویان بیرونی گشودند و حدود پنج هزار نفر در دانشگاه تجمع کردند و نیروهای نظامی نیز فقط نظارت می کردند. دانشجویان در زمین چمن اجتماع کردند و بعد از ساعت 12 نماز جماعت برپا داشتند. بعد از نماز جماعت شروع به راهپیمایی کردند و به شعار «حکومت اسلامی ایجاد باید گردد، زندانی سیاسی آزاد باید گردد» و «درود بر طالقانی مجاهد نستوه» و «ایران کربلا شده هر روز عاشورا شده» پرداختند.

حسینیان می نویسد: هشتم آبان نیز «دانشگاه تهران شاهد تظاهرات وسیع دانشجویان بود». در این روز نیروهای نظامی از اطراف دانشگاه تخلیه شده بودند و دو کامیون نظامی فقط جلوی در اصلی دانشگاه مستقر شده بودند. در این روز عده ای از دانشجویان و مردم در محوطه ی دانشگاه دست به تظاهرات زدند و با انداختن زنجیر به دور مجسمه ی شاه تصمیم بر انداختن آن را داشتند که به دلیل استحکام آن موفق نشدند. تظاهرات روز نهم در دانشگاه نیز بدون هیچ اتفاقی پایان یافت.

به گزارش کیهان مورخ 10/8/1357 روز دهم آبان نیز مدارس تعطیل شد و دانش آموزان به دانشگاه تهران آمدند. ساعت 9 صبح اجتماع بزرگ دانشگاه تهران به مناسبت هفته ی همبستگی با پیام آیت الله طالقانی آغاز شد و چند نفر به سخنرانی پرداختند. سپس ده ها هزار نفر دانشجو و دانش آموز در محوطه ی دانشگاه دست به تظاهرات زدند. روز یازدهم نیز تظاهرات بدون درگیری خاتمه یافت.

حسینیان می نویسد: روز شنبه 13 آبان گروه های دانش آموزی با تعطیل مدارس به سوی دانشگاه تهران حرکت کردند. هر لحظه بر تعداد تجمع کنندگان افزوده می شد. نیروهای نظامی از ساعت 11 صبح محاصره ی دانشگاه را آغاز کردند. حدود ساعت 12 ظهر نیروهای ارتش جلوی در جنوبی دانشگاه مستقر شدند و شلیک نارنجک گاز اشک آور را به داخل دانشگاه آغاز کردند. تظاهرکنندگان با برافروختن آتش به خنثی سازی گازها پرداختند که ناگهان نیروهای نظامی نوک اسلحه های خودکار خود را از میله ها به سوی تجمع کنندگان گرفتند و بر روی آن ها آتش گشودند. تعداد زیادی از دانش آموزان در خاک و خون غلطیدند، صدها نفر مجروح شدند که از در شمالی آنان را به بیمارستان منتقل کردند. این تظاهرات خونین 6 ساعت ادامه داشت. خبرگزاری ها تعداد کشته شدگان را 10 نفر و دانشجویان 65 نفر اعلام کردند. کم کم تظاهرات به بیرون از دانشگاه کشیده شد و سرتاسر تهران به میدان جنگ تبدیل شد.

در این تظاهرات خیابانی 30 نقطه ی تهران به آتش کشیده شد. تلویزیون ملی ایران بدون هیچ سانسوری برای اولین بار در شب، فیلم تظاهرات و کشتار دانش آموزان و دانشجویان را به نمایش گذاشت. مدیرعامل تلویزیون ناصرالدین شاه حسینی مجبور به استعفا شد؛ ولی انتشار تصاویر خونین از تلویزیون موجی از خشم و نفرت را در سرتاسر ایران به وجود آورد.

بسیاری از خانواده های طبقه ی مرفه که صاحب تلویزیون بودند، نسبت به رژیم به خشم آمدند و از حالت تردید خارج و به مردم پیوستند. امام خمینی به مناسبت فاجعه ی 13 آبان در پیامی خطاب به ملت ایران نوشتند: «من نمی دانم که از کدام مصیبت های ملت و از کدام جنایت های شاه بنویسم، قلم من عاجز است. آیا جنایاتی را که در دانشگاه تهران به دست دژخیمان شاه واقع شد متذکر شوم یا از کشتارهایی که در سراسر ایران به امر این جنایتکار حرفه ای صورت گرفت؟» امام خمینی از ملت خواستند تا «رسیدن به هدف، نهضت را هر چه شورانگیزتر ادامه دهد». امام خمینی هدف نهضت را سرنگونی شاه، نابودی رژیم شاهنشاهی و برقراری حکومت اسلامی اعلام کردند و تصریح نمودند: «هر کس یا هر گروه که با این پیشنهادهای سه گانه موافق نیست، راه او غیر از اره ما و راه ملت ایران است». امام خمینی لازمه ی رسیدن به این اهداف را «ادامه ی اعتصاب در تمام دستگاه های دولتی» و «پشتیبانی از اعتصاب کارمندان» و «کمک مالی به کسانی که در اثر اعتصاب ضرر دیده اند» اعلام کردند. امام خمینی در پایان از «سران نیروهای هوایی و زمینی و دریایی» خواستند «با افراد خود به ملت بپیوندند که اطاعت شاه اطاعت از طاغوت است» و از «سربازان و سایر قوای انتظامی» خواستند که از «اوامری که برخلاف مسیر ملت است سرپیچی کنند» و از خانواده ی نظامیان خواستند تا آن ها را از «مخالفت با ملت و از ظلم و ستم به خواهران و برادران اسلامی خود باز دارند».

گرچه عوامل سقوط دولت شریف امامی از قبل مهیا شده بود؛ ولی تظاهرات خونین 13 آبان نقطه ی پایان حکومت آشتی ملی بود؛ به همین جهت شریف امامی با همه ی ادعای استقامت و ماندن در فردای آن روز مجبور به استعفا شد.
به گزارش روزنامه اطلاعات مورخ 16/11/1357 دانش آموزان پایتخت در 15 بهمن 1357 با صدور بیانیه ای روز 13 آبان را روز دانش آموز نامیدند و این گونه 13 آبان در تاریخ ایران جاودانه و الهام بخش گردید.

پس از وقوع حادثه 13 آبان و کشتار جوانان وطن، حضرت امام خمینی (ره) با درکی عمیق در ضمن محکوم نمودن رژیم بابت این جنایت دست به رسوایی رژیم و به خصوص شخص محمدرضا پهلوی زدند. متن کامل پیام که در کتاب سعید قانعی ذکر گردیده به شرح زیر می باشد:

پیام حضرت امام خمینی به ملت غیور ایران در 16 آبان 1357

                                                                                             بسم الله الرحمن الرحیم
درود و تحیات وافر بر ملت شجاع ایران، ملت باوفایی که با جان نثاری برای احیای اسلام و آزادی و استقلال کشور کاخ های غارتگران را به لرزه درآورد.

ملتی که پیشنهاد سیاست آشتی ملی را که جز خدعه یی نبود، به چیزی نشمرد. ملتی که جوان و جان می دهد تا از زیر بار ستمکاران غارتگر بیرون بیاید و رژیم سلطنتی را سرنگون و حکومت جمهوری اسلامی متکی به آراء ملت را مستقر کند.
من گرچه می دانم که فریب کاری های شاه و نرمش لفظی و ارعاب عملی او، در صفوف فشرده ملت بزرگ ما تأثیری ندارد لکن در هر موقع و در هر پیشامد لازم می دانم تذکراتی به شما عزیزانم بدهم.
1- هدف همان است که در سخنرانی ها و اعلامیه های خود ذکر نموده ام:
الف- سرنگونی سلطنت پهلوی و رژیم منحوس شاهنشاهی.
ب- بپاداشتن حکومت جمهوری اسلامی مبتنی بر ضوابط اسلام، متکی به آراء ملت عزیز.


2- نهضت با شیوه های گوناگون مخصوصاً اعتصابات در همه ادارات و دستگاه های دولتی باید ادامه داشته باشد. دولت نظامی ایران غاصب و مخالف قانون است و بر ملت است که از آن اطاعت نکنند و سرپیچی و کارشکنی تا حد فلج نمودن دستگاه های دولتی پیش رود. من از جمیع کارمندان محترم دولت و سایر مؤسسات که به اعتصاب خود پشتیبانی از برادران و خواهران خود کرده اند تشکر می کنم، این یک وظیفه اسلامی و لازم الاجراست.


3- شاه با روی کار آوردن دولت نظامی دست به توطئه دیگری زده است و آن اینکه از طرفی در پیشگاه خدا و ملت عذر و تقصیر می خواهد و اعتراف به اشتباهات و جنایات خویش در طول سلطنت ننگین می کند و از آیات عظام و علمای اعلام و سایر طبقات استمداد می کند و از طرفی دیگر دولت نظامی اش با سرکوبی شدید و قتل ها و اعزام چماق به دست ها و سرنیزه دارها و توپ و تانک ها بر ملت مظلوم می تازد و عزیزان ما را بیش از پیش به خاک و خون می کشد، به خیال آنکه با این نقش می تواند خودش را از گناه قتل و غارت های دوران سلطنتش تبرئه نماید و با دستگیری مأموران فاسد خود که یک عمر خیانت های او بوده اند، خود را توبه کار معرفی نماید. شاه در یک دست چماق و سرنیزه و مسلسل برای سرکوبی ملت دارد و در دست دیگر توبه نامه و اعتراف به جنایت ها و عذر و تقصیر را گرفته است.
ملت هوشمند و بیدار ایران نه از آن چماق و سرنیزه هراس دارد و نه از این خدعه و نیرنگ فریب می خورد، این شخص که از مراجع عظام و علمای اعلام برای فرونشاندن نهضت اسلامی و باز کردن راهی در برابر چپاول و هدم اسلام و قرآن کریم استمداد می نماید، همان مردکی است که تا دیروز علمای اسلام و روحانیون عظیم الشأن را مرتجع و راه آنان را که راه اسلام و قرآن کریم است، ارتجاع سیاه می نامید.
چه شد که امروز این چنین با روحانیون آشتی می کند، این نیز خدعه نیست؟ این مثل دولت آشتی نیست؟ او که امروز به سیاسیون و جوانان ملت روی آورده و از آنان برای وطن استمداد می کند، همان است که گروه هایی از آنان را اعدام و شکنجه و زندان کرده و می کند، جوانان غیرتمند ما را به خاک و خون کشیده و می کشد، دانشگاه های ما را به قتل گاه های جوانان ما تبدیل نموده است.

من از جنایاتی که اخیراً در دانشگاه ها با فرزندان اسلام نموده اند در سوگم، من از دانشجویان عزیز که در راه اسلام و کشور فدایی داده اند و در مقابل شاه با مشتی گره کرده ایستاده و او را محکوم کرده اند تشکر می کنم.
من از جوانان غیور ایران که ملت ما را سرافراز نموده اند احساس غرور می کنم. ملت ایران باید بداند که این نطق های فریبنده برای اغفال مردم و فرونشاندن آتش خشم ملت است تا ثبت مقام کرده و قدرت را بازیابد و خدا می داند که اسلام و روحانیت و عزم ملت پس از آن با چه مصیبت های دردناکی مواجه خواهد شد.

عزیزان من از این هیاهوی نظامی نهراسید، شما ملت شجاع ثابت کردید که این تانک ها و مسلسل ها و سرنیزه ها زنگ زده است و با اراده آهنین ملت نمی تواند مقابله کند و از این نرمش های شیطانی و توبه نامه های ابلیس فریب نخورید. شاه در اول سلطنت غاصبانه خود سوگند خورد که به اسلام وفادار باشد و به ملت خیانت نکند و اکنون اعتراف می کند که خائن است و اسلام و ایران را به تباهی کشانده است و تمام خیانت ها عمدی بوده است که امروز اسم اشتباه بر آن گذاشته است، غفلت نکنید که این اشتباهات عمدی تکرار خواهد شد و کشور را به نیستی و ملت را به تباهی خواهد کشاند.

امروز تمام طبقات ملت از مراجع عظام و علمای اعلام و مدرسین و فضلای عالی مقام و اساتید محترم دانشگاه ها و دانشسراها و دانشجویان دلیر و طلاب شجاع تا جناح های سیاسی و روشنفکر، از کارگران و کشاورزان تا بازاریان و اصناف، از کارمندان دولت تا افسران نیروهای سه گانه، از سربازان تا صاحب منصبان عالی رتبه و بر همه اقشار ملت تکلیف الهی و وجدانی است که با اتحاد کلمه و بدون هراسی از قدرت ها و ابرقدرت ها، هدف اسلامی خود را تعقیب و گلوی این ستمگر تاریخ را بفشارد و با قاطعیت و جدیت به سوی هدف پیش رود که وعده خداوند به مستضعفین نزدیک است و کشتن و کشته شدن در راه خدا سرافرازی است و در خاتمه از ملت شریف ایران که بارها در این گونه مسائل امتحان خود را داده اند، خواهش می کنم که به خواهران و برادران خود که در اثر اعتصابات و تظاهرات لطمه مالی و جانی دیده اند، با احترام تمام آنان را یاری دهند و این وظیفه الهی را به بهترین وجه عمل نمایند که خمینی همیشه به یاد آنان است و دست آنان را می فشارد و از خداوند تعالی توفیق و تأیید همه را خواستاریم و خذلان و شکست دشمنان ملت را خواهانم.
والسلام علیکم و رحمه الله و برکات
روح الله الموسوی الخمینی

 

برچسب‌ها

مشهد

کربلا

کاظمین

مکه

مدینه

قم

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha