دعای جبرئیل به پیامبر (ص)
سید بن طاووس(قدس سره) گوید:این دعا را در کتاب کهنه ای یافتم که تاریخ کتابت آن، زیاده از دویست سال پیش بود. جبرئیل(ع) به خدمت پیامبر (ص) آمد و با او بود میکائیل و اسرافیل (ع)و گفتند: یا رسول الله به درستی که خدای تعالی تو و امت تو را در دنیا و آخرت به این نام های کرامت نموده است،خوشا به حال تو و امت تو.اگر کسی را خدای عزوجل توفیق دهد تا این دعا را بخواند به درستی که این دعای بزرگ و جلیل القدری است و این دعا گنجی از گنجهای عرش است و در این دعا همه نام های پروردگار جل جلاله داخل است که خدای تعالی به برکت آنها خلق نموده است همه خلایق و اهل آسمانها و زمین ها و بهشت و دوزخ و آفتاب و ماه و ستاره ها کوهها را و آنچه را که در بیابان و در دریا از چهارپایان وحشرات و جانوران وحشی ودرختان باشد و آنچه در دریاها باشداز مخلوقات و عجائبی که نمیداند آنها را به غیر از آن که ایشان را خلق نموده است.پس ملائکه گفتند: این دعا را به احدی یاد مده،مگر به خوبان از امت خود،چون در حکم و علم خدا،جاری شده است،که خدای متعال حاجت آن را که این دعا را یک مرتبه بخواند،مستجاب گرداند و این دعا به دعای مبارک مشهور است.سیدبن طاووس(قدس سره) در پایان دعا میگوید: این دعا از جمله دعاهایی است که من در یک امر مهمی به خاطرم رسید که بخوانم و اثر اجابتش را تجربه نمایم، چون خواندم، قسم به خدا که تعجیل اجابت را دیدم و آنچه از خدا می خواستم، در خواب به من الهام شد که برآورده می شود حاجتم، پس چنان شد که در خواب دیده بودم.
یک اکتشاف تصادفی
در سال 1938/1317، یک دانشمند جوان آمریکایی به نام روی جی پلانکت روی یک مبرد (سردکننده) برای شرکت دوپونت پژوهش میکرد و در همینراستا مشغول ذخیره کردن گاز تترافلئورواتیلن در دمای پایین داخل چند کپسول بود. وقتی او در سیلندرها را باز کرد، متوجه شد که اثری از گازهای ذخیره شده نیست، اما چیزی از وزن کپسول پر کاسته نشده است. پلانکت برای اینکه بفهمد چه به سر مواد داخل سیلندر آمده، آن را با اره نصف کرد و متوجه شد که پودر سفید رنگی از محل اره جدا میشود. تحقیق روی این ماده سفید نشان داد که مقاومت بسیار زیادی نسبت به گرما دارد و قوه چسبندگی آن بهشدت ضعیف است و دانستن همین اطلاعات کافی بود تا او از این ماده جدید برای مصارفی مانند ظروف تفلون استفاده کند.
اولین خط کش محاسبه
اولین نمونه خطکشهای محاسبه در سال 1621 میلادی توسط یک ریاضیدان و راهب انگلیسی به نام ویلیام اوترد اختراع شد. اوترد در ساخت خطکش محاسبه خود از ویژگی ریاضی «لگاریتم» که توسط جان نپر، ریاضیدان اسکاتلندی کشف شده بود بهره گرفت.خطکش محاسبهای که اوترد اختراع کرد تا دو قرن بعد تقریبا به همان شکل باقی ماند تا اینکه در سال 1850/1229 یک افسر 19 ساله ارتش فرانسه به نام آمِدِه مانایم با انجام اصلاحاتی در آن عملا خطکش محاسبه امروزی را به وجود آورد. در آن زمان ارتش فرانسه از این خطکش محاسبه برای محاسبه مسیر گلولههای توپ در جنگ با ارتش پروس بهره میبرد. جالب است بدانید که حتی در جنگ جهانی دوم هم افسران تسلیحات در بمبافکنهای آمریکایی از خطکش محاسبههای مخصوصی برای محاسبه محل دقیق رهاسازی بمبها استفاده میکردند.خطکشهای محاسبه لگاریتمی در تمامی دستاوردها و پیشرفتهای شگفتانگیز علوم مهندسی که پیش از دهه 1970/1350 به وقوع پیوستهاند نقشی اساسی ایفا کردهاند. ساخت آسمانخراش مشهور «امپایر استیت»، سد عظیم «هوور»، پل معلق «گلدن گیت»، ساخت رادیوهای ترانزیستوری، طراحی و ساخت هواپیمای مسافربری بوئینگ 707 همه و همه بدون وجود خطکشهای محاسبه غیرممکن بود.آلبرت اینشتین برای انجام محاسبات پیچیده نظریه نسبیت از همین خطکشها استفاده میکرد. شاید تعجب کنید ولی حتی فضانوردان مأموریتهای آپولو در سفر به ماه هم یک خطکش محاسبه همراه خود میبردند تا در صورت بروز مشکلی احتمالی در رایانه سفینه بتوانند از آن برای انجام محاسبات لازم استفاده کنند. در نهایت میتوان گفت که خطکش محاسبه از دوران انقلاب صنعتی تا زمان اختراع رایانه در عصر مدرن کنونی همواره نقشی اساسی در توسعه جامعه بشری ایفا کرده است.
راز عجیب پیکاسو و داوینچی!!
دانشمندان اعلام کردند راز موفقیت هنری هنرمندان مشهوری مانند؛ پیکاسو و لئوناردو داوینچی در پس ابتلا به اختلالی به نام خوانش پریشی (Dyselexia) نهفته است. این هنرمندان مشهور به این اختلال که از هر 12 کودک یکی را تحت تاثیر خود قرار میدهد، مبتلا بوده و توانایی مشاهده درست واژه های نگاشته شده را نداشتند و این ناتوانی عامل وجود تفاوت میان دستنوشته های درهم و خط خطی و شاهکارهای هنری است که از آنها به جا مانده است.دانشمندان دانشگاه میدلسکس باور دارند این رویداد میتواند اسرار نهفته در پس موفقیت آثار هنری مانند لبخند مونالیزا را شرح دهد. آنها برای بررسی این اثر، بر روی توانایی های بینایی-فضایی، توانایی که پردازش اطلاعات سه بعدی را به عهده دارد، 41 مرد و زن آزمایش کردند. این توانایی در ایجاد نبوغ هنری در میان افراد مختلف بسیار ضروری است. نیمیاز داوطلبان حاضر در این مطالعات مبتلا به خوانش پریشی بودند و از این رو در هجی کردن، خواندن و نوشتن دچار مشکل بودند. محققان دریافتند افراد مبتلا به این اختلال در بسیاری از آزمایشها از جمله تست به یاد آوردن تصاویر، نسبت به دیگران عملکرد بهتری دارند. این افراد همچنین در مسیریابی در میان شهری مجازی و سه بعدی توانایی قالب توجهی از خود نشان میدادند.بر اساس گزارش تلگراف، از این رو محققان به این نتیجه رسیدند افراد مبتلا به خوانش پریشی از درک فضایی بالاتری برخوردارند. به گفته "نیکولا برنزویک" از محققان حاضر در این پروژه، بسیاری از افراد خوانش پریش ترجیح میدهند کارهای خود را با فکر کردن و عمل کردن انجام دهند تا حرف زدن درباره آن. این رفتار میتواند در افراد خوانش پریش مهارتهای جدیدی را به وجود آورد که این مهارتها زمینه ساز موفقیت آنها در خلق آثار هنری و خلاقانه خواهد بود.
مردانی هستند که برای اینکه لحظه خواستگاری را به یادماندنی تر و شیرین تر کنند دست به اقدامات عجیب و غریبی می زنند تا بلکه دل محبوب خود را بدست بیاورند و جواب مثبت را از او بگیرند. یک مرد آمریکایی از دختر مورد علاقه اش در کابین یک بوئینگ 751 در حالی که در فضا شناور بودند، خواستگاری کرد.«تاد»یک بدل کار عاشق که به دنبال شیوه جالبی برای گرفتن جواب مثبت از دختر مورد علاقه اش بود تصمیم گرفت تا برای این که او را تحت تأثیر قرار دهد از یک سکوی بلند درون یک استخر و در حالی که آتش او را فراگرفته خود را پرتاب کند. برای این منظور تاد لباس مخصوصی تن کرد و در مقابل چشمان دختر خود را آتش زد و به سرعت از سکو به درون استخر پرید. پس از چند ثانیه تاد صحیح وسالم از استخر بیرون آمد در مقابل پشمان بهت زده ی ملیسا، زانو زده و از وی تقاضای ازدواج کرد.«ماتئو مارتینز» چتر باز ماهر، از دختر مورد علاقه اش در شرایطی که هر دو در ارتفاع 6000 متری از سطح زمین آماده انجام پرش با چتر بودند خواستگاری کرد.«راند » به دنبال رمانتیک ترین روش برای خواستگاری از دختر رویاهایش بود و به این فکر افتاد که در بین برنامه ی تلویزیونی مورد علاقه دوست دخترش ظاهر شود و از او تقاضای ازدواج کند. یک سرمایه دار مشهور اوکراینی برای خواستگاری یک گروه تئاتر را اجاره کرد و به کمک آنها نماشنامه ای با عنوان " رمانتیک ها " تهیه کرد و خود نقش اول آن را بر عهده گرفت. در روز اجرای این نمایش دختر مورد علاقه خود، را به دیدن این نمایش دعوت کرد. او در حالی که یک نقاب به صورت داشت روی صحنه آمد و در حالی که قرار بود عشق خود را به بازیگر زن مقابلش ابراز کند رو به ویکتوریا که در میان تماشاگران نشسته بود کرد و گفت: : "دختری که دوست دارم نامش ویکتوریاست و در ردیف ششم نشسته است. ویکتوریا با من ازدواج میکنی؟
بایکوت یعنی چه؟
کلمهٔ بایکوت (Boycott) عملی است که به موجب آن مصرفکننده، به طور داوطلبانه از خرید، مصرف یا معامله با یک فرد، سازمان، و یا کشور خودداری کند. تحریم یا بایکوت گونهای رفتار اعتراضی است. این کلمه بایکوت از نام چارلز بایکوت، گرفته شده و استفاده از آن در زبان انگلیسی از زمان نزاع زمین در ایرلند آغاز شد. چارلز بایکوت مباشر زمینداری به نام لرد ارن بود که که در بخش مایو در ایرلند زندگی میکرد و در سال 1880 توسط ایرلندیها از لحاظ اجتماعی طرد (بایکوت) شد. در آن سال محصول مزارع اندک بود و مزرعهداران ایرلندی توان پرداخت اجارهبهای خود را نداشتند. از این رو لرد ارن پیشنهاد کرد 10 درصد اجاره را به مزرعهداران ببخشد. در سپتامبر همان سال، مستاجران درخواست 25 درصد تخفیف کردند که با مخالفت لرد روبهرو شد. بایکوت تصمیم گرفت 11 مستاجر را که توان پرداخت اجارهشان را نداشتند، از زمینشان بیرون براند.چالرز استیوارت پارنل پیش از اخراج مستأجران در یک سخنرانی پیشنهاد کرد به جای توسل به خشونت در مقابله با زمینداران طماع و مباشرانشان، بهتر است آنها را طرد کنند. این پیشنهاد که ابتدا در مورد چارلز بایکوت عملی شد، کارگر افتاد. مستأجران مدت کوتاهی ناچار شدند با شرایط بد اقتصادی کنار بیایند اما در عوض توانستند به سرعت چارلز بایکوت را منزوی کنند. به زودی بایکوت دریافت که همه او را طرد کردهاند. کارگران دیگر حاضر به کار در خانه و مزرعه و اصطبل او نیستند، بازرگانان محلی با او داد و ستد نمیکنند و پستچی نامههایش را به دستش نمیرساند. عملکرد یکپارچهٔ ایرلندیها به این معنا بود که چارلز بایکوت نمیتوانست کسی را برای دروی مزارعش استخدام کند. در نهایت ناچار شد 50 کارگر را از جایی دیگر استخدام کند و با اسکورت 1000 پلیس و سرباز به منطقه بیاورد تا محصولش را درو کنند؛ اگرچه رهبران انجمن ارضی ایرلند اعلام کردهبودند خشونتی در کار نخواهد بود و در واقع هم هیچ رفتار خشونتآمیزی از مزرعهداران ایرلندی سر نزد. هزینهٔ این کار در نهایت بسیار بیشتر از ارزش محصول برای چارلز بایکوت تمام شد. پس از اتمام درو نیز طرد اجتماعی چارلز بایکوت به شکل موفقیتآمیزی ادامه یافت. در عرض چند هفته نام «بایکوت» همه جا شنیده میشد.روزنامه تایمز در شمارهٔ نوامبر 1880 خود از این کلمه به معنای منزوی ساختن سازمانیافته استفاده کرد.
نجس ترین چیز دنیا !!!
گویند روزی پادشاهی این سوال برایش پیش می آید و می خواهد بداند که نجس ترین چیزها در دنیای خاکی چیست. برای همین کار وزیرش را مامور میکند که برود و این نجس ترین نجس ترینها را پیدا کند و در صورتی که آنرا پیدا کند و یا هر کسی که بداند تمام تخت و تاجش را به او بدهد. وزیر هم عازم سفر می شود و پس از یکسال جستجو و پرس و جو از افراد مختلف به این نتیجه رسید که با توجه به حرفها و صحبتهای مردم باید پاسخ همین مدفوع آدمیزاد اشرف باشد. عازم دیار خود می شود در نزدیکی های شهر چوپانی را می بیند و به خود می گوید بگذار از او هم سؤال کنم شاید جواب تازه ای داشت بعد از صحبت با چوپان، او به وزیر می گوید من جواب را می دانم اما یک شرط دارد و وزیر نشنیده شرط را می پذیرد چوپان هم می گوید تو باید مدفوع خودت را بخوری وزیر آنچنان عصبانی می شود که می خواهد چوپان را بکشد ولی چوپان به او می گوید تو می توانی من را بکشی اما مطمئن باش پاسخی که پیدا کرده ای غلط است تو این کار را بکن اگر جواب قانع کننده ای نشنیدی من را بکش. خلاصه وزیر به خاطر رسیدن به تاج و تخت هم که شده قبول می کند و آن کار را انجام می دهد سپس چوپان به او می گوید: " کثیف ترین و نجس ترین چیزها طمع است که تو به خاطرش حاضر شدی آنچه را فکر می کردی نجس ترین است بخوری"
کودک 9 ساله ای که روزی باید 3لیتر شیر بخورد
هولی لیندلی به علت بیماری کمبود گلیکوژن اگر روزی 3 لیتر شیر نخورد می میرد وی باید برای زنده ماندن هر روز سه لیتر شیر بنوشد. بدن او نمی تواند غذای مصرفی را به انرژی تبدیل کند. او در حالی در سن 9 سالگی روزی سه لیتر شیر می نوشد که با افزایش سن و نیاز بدنش به انرژی بیشتر میزان شیر مصرفی اش نیز افزایش می یابد.هنوز برای این بیماری درمانی ارائه نشده است از این رو به منظور پیشگیری از روی دادن کما، این کودک باید پیش از خواب، شیر سرد همراه با پنج قاشق آرد ذرت بنوشد. آرد ذرت حاوی نشاسته است که در طول شب به آهستگی انرژی آزاد می کند.کارن شو مادر این کودک می گوید از سه سال پیش تا کنون حدود دو هزار پوند صرف هزینه شیر برای هولی کرده اند.بیماری این کودک در سن دو سالگی و پس از بی هوش شدنش در خانه، تشخیص داده شد. مادر او مجبور بود شبها هر دو ساعت یک بار کودکش را از خواب بیدار کرده و به او غذا بدهد.پس از گذشت چهار سال از تشخیص بیماری، خانواده اش شیوه کنترل بهتر بیماری هولی را آموختند. هولی باید طی روز شیر بنوشد. اکنون باید به طور منظم سطح خون این کودک بررسی شود تا از میزان انرژی بدن وی اطمینان حاصل شود.
سختترین زبان دنیا کدامست؟!
زبانهای زیادی ادّعا شده که سختترین زبان دنیا هستند. قضاوتها هم معمولاً بر دو پایهی است: راحتی یادگیری برای کودکانِ تازه به دنیا آمده و همچنین میزانِ چالش برانگیزی یک زبان برای کسی که آن را میخواهد به عنوانِ زبان دوّم یاد بگیرد، صورت می گیرد. نتایجِ تحلیلِ 63 زبان از سویِ انستیتو سرویسِ امور خارجهیِ دپارتمانِ دولتیِ ایالاتِ متّحده زبان در این زمینه برایِ یادگیری خواندن و نوشتن در 88 هفته نشان میدهد زبانهای «عربی، چینیِ یو، چینیِ ماندارین، ژاپنی و کرهای» سختترین زبانها هستند. که از زبانِ ژاپنی در این میان به عنوانِ پیچیدهترین زبان میشود. ریچارد برِشت از مرکزِ ملّی زبانهایِ خارجی میگوید: «بدون هیچ سؤالی ژاپنی سختترین زبان است. خیلی دوست داشتم این زبان رو یاد میگرفتم ولی اون خیلی افسردهکننده ست.» و اضافه میکند دپارتمان دولتی به دانشجویانِ خود مدّت زمانی سه برابر بیشتر از زمانی که برایِ یادگیریِ زبانهایی مثلِ اسپانیایی یا فرانسوی میدهد، فرصت ارائه میکند. ژاپنیها سه خط برایِ زبانِ خودشان ابداع کرده اند: کانجی، هیراگانا و کاتاکانا. با کانجی، که شاملِ ده تا پانزده هزار کاراکتر است، کلماتی که از زبانِ چینی وارد شده، با هیراگانا کلمات اصیلِ ژاپنی و با کاتاکانا هم کلماتِ دخیل از زبانِ انگلیسی و دیگر زبانها را مینویسند. از این نظر ژاپنی پیچیدهترین زبانِ دنیاست. بیشترِ کلمات در زبانِ ژاپنی داراریِ دو تلفّظ هستند: تلفّظِ چینی و تلفّظِ ژاپنی. با صداهای کاملاً متفاوت. بنابراین یادگیریِ ژاپنی مثل این است که بخواهید دو زبان را در یک زبان یاد بگیرید! تلفّظِ همهیِ 8 حروفِ کانجی «شین» است. با معانیِ کاملاً بیربط به هم. معنیِ آنها «والدین، قلب، کِشِش، درست، تازه، ایمان، پیشرفت و خدا» است. نکتهیِ جالب این که، بر خلافِ چینی، در ژاپنی تغییرِ تونِ صدا برایِ ایجادِ تمایز میانِ کلمات وجود ندارد و بنابراین تلفّظى همهی این کلمات دقیقاً مثلِ هم است.
قویترین لگد دنیا
لگد زدن یا جفتک پراندن، یکی از خطرناکترین ابزارهای دفاعی جانورانی مانند الاغ، شترمرغ و زرافه است؛ اما قویترین لگد متعلق به گورخر است که با یک ضربه کاری میتواند یک شیر نر 220 کیلویی را از پای درآورد.گورخرها برخلاف ظاهر آرامی که دارند، جزو خطرناکترین موجودات آفریقا به شمار میروند. آنها در هر لگد میتوانند تا 15هزار نیوتن نیرو معادل وزن جسمی 1.5 تنی اعمال کنند. با چنین نیرویی میتوان یک سکه را خم کرد یا بزرگترین استخوان بدن انسان را شکست. لگد گورخر میتواند یک انسان 75 کیلوگرمی را تا ارتفاع 3 متری به بالا پرت کرده و او را 7 متر دورتر به زمین بکوبد و صدالبته که هیچ انسانی نمیتواند از چنین ضربهای جان سالم به در ببرد.گورخرها علاوه بر این لگدهای خطرناک، آروارههایی قوی دارند و با پیچاندن گردن خود، میتوانند با یک گاز استخوانهای دست و بازوی انسان را بشکنند. به همین دلیل، حتی محیطبانان آفریقا هم کمتر جرات میکنند به این جانور نزدیک شوند. مرگبارترین این لگدپرانیها در فرار از دست شکارچیانی مانند شیر یا نبرد دو گورخر نر مشاهده میشود.
لقمه ای متبرک برای پادشاه
ناصرالدین شاه اسم مرحوم آیتالله حاج ملا هادى سبزوارى را شنیده بود، او خیلى علاقه داشت که خدمت ایشان برسد و لذا از اطرافیان پرسید: هیچ نمىشود حاج ملاهادى براى زیارت عتبات مقدسه و یا زیارت حج از سر راهش به تهران بیاید؟ اطرافیان پس از تحقیق به شاه گزارش دادند که چون حاجى سبزوارى یک مرتبه براى حج واجب به مکه مشرف شده، دیگر سفر واجبى ندارد و از سبزوار خارج نمىشود، شاه روزى تصمیم گرفت که از راه سبزوار به مشهد مشرف شود و در سبزوار ملاقاتى با حاجى سبزوارى هم داشته باشد. زمانى که شاه به سبزوار رسید مردم به استقبال او شتافتند و شخصیتهاى مختلف شهر از وى دیدن کردند، جز حاجى سبزوارى که ملتزم خانهاش بود و به دیدار شاه هم نیامد، ناصرالدین شاه تصمیم گرفت که خودش به خدمت ایشان برسد، اطرافیان به شاه گفتند که اگر اطلاع پیدا کند، ممکن است شما را در خانه هم نپذیرد. سرانجام ناصرالدین شاه با صدر اعظم به طور ناگهانى راهى خانه مرحوم ملاهادى شدند و در خانه را کوبیدند، زنى پشت در خانه آمد و پرسید: کیست؟گفتند: ما دو نفر هستیم که مىخواهیم خدمت آقا برسیم. زن داخل منزل شد و اجازه گرفت و بعد در خانه را باز کرد و آنها را به اطاق مرحوم سبزوارى راهنمایى کرد.شاه و نخست وزیرش وارد اطاق شدند، دیدند که حاجى روى یک قطعه حصیر بوریا نشسته و یک قباى کرباسى به تن و کلاهى بر سر دارد.ناصرالدین شاه و همراهش سلام کردند و متواضعانه برابر او زانوى ادب زدند، آنگاه صدراعظم رو کرد به مرحوم سبزوارى و گفت: ایشان اعلی حضرت ناصرالدین شاه هستند.حاجى با کمال متانت و بىتفاوتى رو به ناصرالدین شاه کرد و این دو بیت شعر را سرود:
بیا بیا که دلم بىتو کافرستان است/ بزیـر زلف تو زنار بستن آسان است
اگرچه فرش من از بوریاست خورده مگیر/ چرا که جایگه شیر در نیستان است
ناصرالدین شاه در مقابل این دو بیت شعر خیلى متاثر شد، بعد اجازه خواست که نهار در خدمت ایشان صرف شود، حاجى پذیرفت و آنگاه دستور داد که نهار آماده شود، طبقى برایش آوردند که در آن قدرى نان جو خشک، قدرى دوغ و مقدارى نمک و کنار آن دو عدد قاشق چوبین بود، دوغ ترش و نان جو خشک بود و شاه نتوانست غذا بخورد، لذا مقدارى از آن نان خشک برداشت و میان پارچهاى به عنوان تبرک پیچید.بعد به حاجى عرض کرد: هر امرى دارید اطاعت مىکنم، حاجى فرمود کارى ندارم، شاه گفت: شما ملاى این شهر هستید، ایشان دوباره فرمود: کارى به تو ندارم، شاه عرض کرد.پس دستور مىدهم که از شما مالیاتى نگیرند، حاجى نپذیرفت، شاه علت را پرسید، حاجى سرى تکان داد و فرمود: از من که مالیات نگرفتى، به همان اندازه از دیگران خواهى گرفت.شاه اجازه مرخصى خواست و از منزل مرحوم سبزوارى خارج شد و در حالیکه بسیار متأثر بود به صدر اعظم گفت: من تنها این آقا را آدم دیدم. (ریحانة الادب، جلد 2، صفحه 425)
بدترین حوادث ریلی دنیا
قطار با اینکه سفری بسیار ایمن را در اغلب اوقات برای مسافران به همراه دارد اما ممکن است گاهی اوقات دچار سوانح بسیاربدی نیز بشود که البته این سوانح میتوانند از اشتباهات راننده قطار و یا سوزنبانها باشد. در سال 1915 یکی از بزرگترین سوانح تاریخ بریتانیا رقم خورد؛ در این سانحه ابتدا دو قطار که یکی از آنها سربازان را جابهجا میکرد به علت اشتباه سوزنبان و همچنین مسئولان ایستگاه به یکدیگر برخورد کردند؛ این تصادف باعث شد تا نیمی از قطار سربازان از بین برود؛ اما این پایان ماجرا نبود چراکه چند دقیقه بعد قطار دیگری از راه رسید و نیمه دیگر قطار سربازان را از بین برد؛ این حادثه باعث کشته شدن نزدیک به 227 نفر شد. یکی از راز آلودترین و همچنین خونینترین حادثههای ریلی دنیا در سال 1944 در اسپانیا رقم خورد؛ در این حادثه یک ترن پستی و یک لوکوموتیو و همچنین یک قطار مسافربری داخل تونل 20 با یکدیگر برخورد کردند؛ در این حادثه که علت و همچنین میزان دقیق تلفات آن هیچگاه مشخص نشد نزدیک به 200 نفر جانشان را از دست دادند؛ این در حالی است که بسیاری میگویند این تعداد نزدیک به 500 نفر بوده است؛ از این حادثه در سال 2002 یک مستند نیز ساخته شده است. در سال 1963 و به دلیلی نامعلوم یک قطار باری با دو قطار مسافربری برخورد کرد؛ این حادثه در یوکوهاما و نزدیک به توکیو اتفاق افتاد و باعث کشته شدن 161 نفر شد؛ دلیل این حادثه هیچگاه مشخص نشد در حالی که عدهای کار سوزنبانان را اشتباه میدانند. حادثه لندن که در اسل 1988 رخ داد را میتوان یک بیتوجهی ساده به علائم و مقررات دانست که باعث کشته و زخمی شدن افراد زیادی شد؛ در این حادثه 3 قطار مسافربری با یکدیگر برخورد کردند که دلیل اصلی آن بیتوجهی راننده یکی از قطارها به چراغ قرمز بود؛ در این حادثه 35 نفر جانشان را از دست دادند و نزدیک به 500 نفر نیز زخمی و مجروح شدند. در سال 1994 یک قطار باری در حال عبور از منطقه "ساجول" در مجارستان بود که ناگهان یکی از واگنهایش از ریل خارج شد؛ این اتفاق باعث شد تا برخی دیگر از قسمتهای قطار نیز از ریل خارج شوند و به ساختمانهای اطراف ریل برخورد کردند؛ در این حادثه نزدیک به 29 نفر جانشان را از دست دادند و همچنین 60 مسافر دیگر نیز زخمی شدند. آلمان از جمله کشورهایی است که برای اولینبار از فطارهای تندرو استفاده کرد؛ این باعث شد تا اولین سوانح این قطارها نیز در این کشور رخ دهد؛ در سال 1998 یکی از این قطارها از ریل خود خارج شد و از بالای یک که ارتفاع زیادی نداشت به پایین پرتاب شد؛ این باعث شد تا بیش از 100 نفر جانشان را از دست بدهند و افرادی بسیار زیادی نیز مصدوم شدند؛ این حادثه باعث شد تا نزدیک به 100 قطار تندرو از رده خارج شوند و مورد بازبینی قرار بگیرند. یکی دیگر از سوانح ریلی رمز آلود در سال 2004 و در کرهشمالی رقم خورد؛ در این سانحه 2 قطار که گفته شد سوختهای فسیلی حمل میکردند با یکدیگر برخورد کردند و در نزدیکی یکی از روستاهای این شهر منفجر شدند؛ این حادثه بیش از 3 هزار تلفات داشت ولی دولت کره همه آنها را رد کرد؛ آنها اعلام کردن که تنها 100 نفر کشته و یک هزار نفر زخمی شدهاند؛ البته بسیاری از کارشناسان بر این اعتقاد هستند که این 2 قطار سوختهای اتمی جابهجا میکردهاند.



نظر شما