شنبه ۸ بهمن ۱۳۹۰ - ۲۳:۰۹

خسرو معتضد :

بشکند آن دستی که امضاء می کند ورود میوه های بدمزه را !

-

هفته پیش من هم با افزایش بهای دلار و رسیدن آن به بیش از دو هزار تومان، دو قلم از کالاهایی که من می خریدم بیش از دو برابر گران شد!

خودکار روان نویس 600-500 تومانی که یکی دو روز پیش نوشت افزار فروش بی انصافی که سالهای سال من این قلم جنس را از او می خرم نه گذاشت و نه برداشت و در نهایت پررویی بهای آن را از قرار دانه ای 1600 تومان افزایش داد. وقتی از او پرسیدم چرا یکدفعه 1000 تومان، 1100 تومان کشیدی روی بهای خودکار گفت: ای آقا مگر در جریان بهای دلار نیستید؟ ما هم برحسب بهای جدید دلار، افزایشش دادیم یکدفعه خدای ناکرده ضرر نکنیم.
بهای کاغذ زیراکس هم که بنده عادت دارم روی آن بنویسم هر بسته افزایش یافت و یکی دو سه هزار تومان بالا رفت.
حروفچینی که مطالب کتابهای مرا تایپ می کند اجرتش را افزایش داد و گرانی کاغذ زیراکس و نوار مخصوص دستگاه الکترولیزر را محمل قرار داد.
در خبرها بود حدود 6 میلیارد (نمی دانم دلار یا تومان) بابت خرید 3500 تن بادام زمینی که به بندرعباس رسیده و تخلیه شده و با صدور بخشنامه اخیر جلوگیری از واردات موادغذایی، گمرک جلوی ورود آن را گرفته به علت ماندن در انبارها و صادر نشدن بازارهای داخلی در حال پوسیدن و خراب شدن است. من هیچ نمی دانستم بادام زمینی هم به این مقادیر زیاد وارد می کنیم. مات و مبهوت ماندم.
خودم به چشم دیده بودم از اسپانیا پودر ذرت (بلال) کشتی کشتی وارد می کنند که مورد مصرف آن مرغداریها و غذای ماکیان است، اما باور نمی کردم ما واردکننده بادام زمینی و پسته شامی هم هستیم.
موش بخورد آن مملکت چند هزار ساله را که از پنج هزار سال پیش مبتکر زراعت غلات و حبوبات و حفر قنات و کاریز بوده و امروز کارش به جایی رسیده که بادام زمینی وارد می کند!
من نمی دانم آیا از بادام زمینی برای تولید روغن های نباتی استفاده می شود؟ این برای من نکته مجعولی شده که از بادام زمینی در چه صنعت غذایی استفاده می شود؟ آیا روغنی به نام روغن بادام زمینی در ایران تولید می شود که مواد اولیه آن باید از خارج به ایران وارد گردد؟ یا اینکه این بادام زمینی های درشت و بدمزه و کهنه را در آجیل ایرانی قاطی می کنند و به مردم قالب می کنند؟
آجیل تبریزی از خوشمزه ترین و عالیترین آجیلهای جهان است. چندی پیش در تهران چند بسته آجیل خریدم که برای بستگانم به خارج بفرستم. یکی از آنها را که در منزل باز کردم بوی کهنگی می داد. انگار رطوبت دریا خرابش کرده بود. بادام زمینی ها پوست دار، بسیار درشت، بدمزه و دارای طعم کهنگی بودند.
بسیار پشیمان شدم که چرا آن بسته آجیل را که معلوم بود فروشنده متقلب نوع خارجی روی آب دریا مانده اش را به جای آجیل ایرانی تبریز قالب کرده است به خارج سوغاتی فرستاده ام.
وقتی در کشوری که 200 سال است در آن گوجه فرنگی شمالی کشت می شود رب گوجه فرنگی را به صورت فله ای وارد کنند و در قوطی های کوچک به ملت قالب کنند چه می توان انتظار داشت؟
براستی خجالت آور است میلیاردها تومان (ان شاء ا... دلار نباشد) صرف خرید و وارد کردن بادام زمینی شود!
کشور کشاورزی ایران که پنج هزار سال است گندم و انواع حبوبات و سبزیها و میوه ها تولید می کند پرتقال و نارنگی اش از مصر و لبنان و پاکستان بیاید. موزش از پاکستان و آسیای جنوب شرقی، پیاز و سیب زمینی اش از هند و پاکستان و ترکیه و بادام زمینی بیمزهاش از چین و شاید هم از آمریکا!
بشکند آن دستی که امضاء می کند ورود میوه های بدمزه و پوست کلفت و بدطعم و بدبوی آفریقایی و آمریکای جنوبی را.
دیشب کتاب یادداشتهای کاپیتان فرانسوی اگوست بن تان را که در عصر فتحعلی شاه به ایران آمده می خواندم. چقدر از گیلاس، هلو، سیب، گلابی، آلبالو، شلیل، قیسی و انواع میوه های ایران تعریف کرده است.
حاجی محمد علی سیاح محلاتی در سفرنامه خود می نویسد: در بعضی از روستاهای خراسان و اصفهان خربزه ای به عمل می آمده با زدن یک نوک سوزن بدان از شدت نازکی پوست شکافته می شده است. انار ایرانی در جهان به خوشمزگی و شیرینی شهره بوده است. در مجله شرقی سال 1339 می خواندم تنباکو و توتون ایرانی در آن سال چند هزار تن چند هزار تن به مصر و لبنان و شیخ نشینهای ساحل جنوبی خلیج فارس صادر می شده است. دود و عطر توتون و تنباکوی ایرانی اعراب را مسحور می کرده است. من چای ایرانی معطر گیرای لاهیجان می آشامم و براستی لذت می برم، اما چای ایرانی خوردن دلیل امل و دهاتی بودن و از کلاس خارج شدن است. باید چای آلوده به اسانس های عربی را نوشید و پز داد.
به هر حال بنده غم خودکار ششصد تومانی هفته پیش و هزار و ششصد تومانی دیروز و پریروز را دارم و دست به احتکار هم زدم یعنی سی چهل تا خودکار خارجی که بدان نیاز دارم و پنج بسته کاغذ زیراکس خریداری کردم زیرا می ترسم در این آشفته بازار، بهای آن یکی دو هفته دیگر باز هم سیر صعودی بپیماید!

برچسب‌ها

نظرات

  • محمد ۱۳۹۰/۱۱/۲۳ - ۱۰:۴۲
    1 0
    سلام خسرو جون چه عجب که از اخبار قديم دست برداشتي و حرفهاي مدل جديد مي زني نمي دونم اگر اين حرف ها را نمي زدي روزنامه وزين قدس چکار مي کرد حالا باشه؟؟؟؟ يه وقت دفکر نکني ميخام بگم کمبود مطلب مي آورد نه اصلا .

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.