یکشنبه ۱۵ فروردین ۱۳۹۵ - ۱۰:۲۰

اروپا و تداوم مماشات با ریشه‌های تروریسم

محمد حسین جعفریان

در تعطیلات طولانی ابتدای سال، حوادث متعددی رخ داد که بررسی هر کدام می‌تواند موضوع یک یادداشت سیاسی مفصل باشد. اما بی‌تردید مهمترین اتفاق از نگاه رسانه‌هایی که افکار عمومی جهان را شکل می‌دهند، همانا حملات تروریستی در بروکسل بود.
همانطور که انتظار می‌رفت پیامد این واقعه، موجی از همدردی‌های معمول در فضای مجازی درگرفت. برج ایفل به رنگ پرچم بلژیک درآمد. شعار ما همه اهل بروکسل هستیم توسط خیلیها تکرار شد، بیاد بازماندگان در جاهای مختلف شمع روشن کردند و در محافل رسمی و مهم، مسابقات ورزشی، همایشهای معتبر و امثالهم، یک دقیقه سکوت کردند و سران غربی همه با همتای بلژیکی خود اظهار همدردی کرده و از لزوم همگرایی برای سرکوب تروریسم سخن گفتند.
آنچه تأسفبار است و از سوی دیگر باعث شگفتی و حیرت نیز می‌شود، عدم پی گیری افکار عمومی و توده‌های نخبگان و فرهیختگان مستقل در آن دسته از کشورهای غربی است که قربانی این حملاتند.
همزمان با وقوع این حوادث، موجی از هیاهوهای رسانه‌ای و توفانی از اخبار ریز و درشت به سمت مردم نگران پمپاژ می‌شود و بعد، بدون آنکه از ریشه و علت وقوع چنین حوادثی سخن گفته شود و عاملان اصلی آن شناسایی و خاستگاه و حامیان این تفکر افشا شوند، با همان سرعتی که خبرهای مربوطه همه گیر شده بود، بناگاه فروکش می‌کند و از یاد می‌رود تا حمله تروریستی بعدی!
یکی از کشورهایی که در حمله اخیر کاملاً با بلژیک همراه و همسو بود و در موارد امنیتی و عملیاتهای مرتبط پس از واقعه نیز همکاری زیادی با بروکسل کرد، فرانسه بود. آنها خود نیز چند ماه پیشتر قربانی حملات مشابه مرگباری شده بودند و لذا موقعیت دولت و ملت بلژیک را درک می‌کردند. مدتهاست که غرب دریافته است که اندیشه‌های وهابیگری ریشه این انتشار نفرت و بواقع کارخانه تربیت تروریستهای افراطی هستند و البته همه آنها اینرا نیز خوب می‌دانند که ریاض، پایتخت این تفکر و حامی اصلی آن در جهان است. ماجرا چنان جدی است که برخی سران ارشد غرب و حتی در این اواخر شخص رئیس جمهور آمریکا، به تروریست پرور بودن سیاست آل سعود اذعان و آشکارا اعتراض کردند. حیرت آور آنست که پاریس که تاوان هولناکی در قبایل افراطیون این تفکر داده است، چند ماه پیشتر و چند ماه پس از قربانی شدن بیش از یکصد تن از شهروندانش به دست تروریستهایی با همین تفکر، بالاترین مدال دولتی کشور را به یک شاهزاده آل سعود تقدیم می‌کند. مدالی که باید تقدیم کسانی شود که دنیا را به محل امن و بهتری برای سایر انسانها بدل می‌کنند نه آنکه قاتل و جنایتکار تربیت کرده و از آدمکشان حمایت کنند. غرب باید بیاموزد ادامه این بازی ریاکارانه ممکن نیست و در صورت تداوم آن باز هم شهروندانش قربانی خواهند شد. آنها باید برق دلارهای آل سعود را فراموش کرده و راه را بر این تفکر ببندند. در این میان نقش نخبگان و فرهیختگان غربی برای آغاز این روشنگری، نقشی بسیار مهم و حیاتی است.