یکشنبه ۳ مرداد ۱۳۹۵ - ۰۹:۵۰

درباره کتاب « صدای راه‌پله می‌آید» سروده حسین صفا

نمونه شعر سپید سالم

طرح جلد کتاب

فرهنگ/ لیلا کردبچه: حسین صفا شاعری است که در چند عرصه گوناگون شعر امروز، دست به قلم می‌برد؛ هم ترانه می‌گوید و هم غزل و سپید می‌نویسد.

در سال‌های اخیر، شاعران زیادی را دیده‌ایم که غزل‌های خوبی دارند، امّا وقتی هوس می‌کنند که سپید هم بنویسند، ملغمه‌ای می‌سازند که درنهایت خودشان و ناشر و مخاطب و کتابفروش و کتاب‌خر و کتاب‌خوان و همه و همه را نادم و پشیمان می‌کنند، و برعکس این ماجرا هم هست؛ یعنی سپیدسراهایی که سعی می‌کنند دوتا مفاعیلن‌مفاعیلن یاد بگیرند و غزلی، ترانه‌‌ای، چیزی بنویسند و غافل از آنکه خرمن کوفتن به این راحتی‌ها نیست و ‌کمی سخت است به‌هرحال.

اما در این میان، استثناهایی هم هستند؛ یعنی شاعرانی که در هر عرصه‌ای ورود می‌کنند، عملکردی توفیق‌آمیز ارایه می‌دهند، مانند حسین صفا که با آنکه ممکن است اغلب مخاطبان او را ترانه‌سرای موفقی بدانند، غزلسرایان و سپیدسرایان سال‌های اخیر، اذعان کنند یا پنهان، باید بپذیرند که صفا هم غزلسرای موفقی است و تجربه‌های فرمی قابل‌توجهی در این عرصه دارد، و هم سپیدسرایی است صاحب اندیشه که می‌توان سپیدهایش را نمونه شعر سپید سالم این روزگار دانست.

یعنی شعری که علاوه بر نگه‌داشتن جانب موسیقی، دیگر مؤلفه‌های شعر بی‌وزن را با خود دارد که البته درکنار ساختار شعری خاص حسین صفا، ترکیبی خاص ایجاد می‌کند.

و امّا مجموعۀ «صدای راه‌پله می‌آید» که توسط نشر نیماژ منتشر شده، مجموعه‌ای از شعرهای سپید حسین صفاست که اغلب شعرهایی بلند‌اند، همگی برخوردار از موسیقی درونی و معنوی‌اند، همگی سرشار از خیال‌ و تصاویر خیال‌انگیزند، و همگی بلااستثنا از شروع خوب و پایانِ به‌فرجام بهره‌ می‌برند. علاوه براینکه اغلب شعرهای این مجموعه از ساختاری خاص برخوردارند که نشأت‌گرفته از ساختار اندیشگی شاعر است و همین است که آن را بی‌مانند کرده است.

خوانش شعرهای سپید حسین صفا در این مجموعه، مخاطبی را که پیشتر ترانه‌ها و غزل‌های او را خوانده باشد به‌راحتی به این نتیجه می‌رساند که حسین صفا اساساً شاعری سپیدسرا ست و سازوکار ذهنی او با ساخت و پرداخت شعر بی‌وزن تناسب بیشتری دارد، تا شعری که مقیّد به وزن و قافیه و... باشد. البته باید پذیرفت که تجربه غزل و ترانه سرایی این شاعر، در توفیق کارهای بی‌وزن او بسیار مؤثر بوده و باعث شده شاعر، بدون اینکه اصراری به کاربرد عناصر موسیقی‌سازی چون وزن و قافیه و ردیف و تکرار و سجع و جناس و واج‌آرایی و انواع توازن‌ها داشته باشد، عملاً هیچ‌یک از شعرهایش بی‌بهره از موسیقی نباشد؛ به‌گونه‌ای که مخاطب با خوانش صحیح اشعار او، در هریک از سطرها به ترنم آوایی ملایمی که برگرفته از روح زبان است، دست می‌یابد.

 

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.