جمعه ۲ مهر ۱۳۹۵ - ۱۱:۲۹

ماجرای دفاع امام علی(ع) از ایرانیان

ملاک های پیشنهادی امام علی(ع) برای انتخاب مدیران

قدس آنلاین: از آنجا که مردم امید به رحمت و مهربانی خلیفه مسلمین داشتند با این که غیر مسلمان بودند، اما این جرأت را پیدا کردند که از حاکمان خود به امیرالمؤمنین(علیه السلام) شکایت کنند. امیرمؤمنان (علیه السلام) به شکایت آنها ترتیب اثر داده و کارگزار خود را به رأفت با آنان تشویق کرده است.

به گزارش قدس آنلاین به نقل از شبستان، حجت الاسلام حدادپور، پژوهشگر تاریخ اسلام با اشاره به اینکه حضرت علی(ع) هرگز میان اقوام مختلف تفاوت نژادی و قبیله ای قایل نشدند، اظهار کرد: در مورد امر امیرالمومنین(ع) نسبت به حسن رفتار با ایرانیان که آن زمان از سوی جامعه اعراب مورد آزار و توهین بودند موارد متعددی در کتب معتبر عنوان شده است.


وی ادامه داد: علامه مجلسی به نقل از الغارات می نویسد: یک روز جمعه علی(علیه السلام) بر روی منبری آجری خطبه می خواند، اشعث بن قیس کندی که از سرداران معروف عرب بود جلو آمد و به اعتراض گفت: این سرخ رویان (ایرانیان) جلو روی تو بر ما غلبه کرده اند و مانع آنها نمی شوی.


این محقق در ادامه تشریح و تبیین جریان فوق تصریح کرد: علی(علیه السلام) در حالی که خشمگین بود فرمود: امروز نشان خواهم داد که عرب چکاره است- آن گاه فرمود- : چه کسی مرا معذور می دارد از این شکم گنده هایی که خودشان در بستر نرم استراحت می کنند و آنها (ایرانیان) در هوای گرم به خاطر خدا فعالیت می کنند. آن گاه از من می خواهند آنان را طرد کنم تا از ستمکاران باشم. سپس این گونه ادامه داد: «و الذی فلق الحبة و برء النسمة لقد سمعت محمداً (ص) یقول: لیضرِبنّکم و الله علی الدین عوداً، کما ضر بتموهم علیه بدواً» (1) قسم به آن که دانه را شکافت و آدمی را آفرید از محمد(ص) شنیدم که می فرمود: هر آینه ایرانیان به خدا سوگند شما را با شمشیر خواهند زد، که به اسلام باز گردید آن گونه که شما در آغاز آن ها را به اسلام دعوت کردید.

وی در ادامه در مورد تقسیم مساوی بیت المال میان اعراب و ایرانیان در زمان زعامت حضرت علی(ع) گفت: سیاست تساوی در تقسیم بیت المال که از سوی امام علی(علیه السلام) اعلام شد، هم در مدینه و هم در کوفه عکس العمل هایی را به دنبال داشت. در شهر مدینه افزون بر طلحه و زبیر و دیگر همراهان آنها در جنگ جمل، همانندِ عقیل(2) برادر علی و سهل بن حنیف(3) یاور آن حضرت را شگفت زده و به اعتراض وادار کرد.


حجت الاسلام حدادپور تصریح کرد: همچنین در کوفه که ایرانیان مسلمان حضور داشتند، موضوع اهمیت بیشتری پیدا کرد. دو زن، یکی عرب و دیگری از موالی که برای دریافت سهمیه ی بیت المال نزد علی(علیه السلام) آمدند، حضرت مقداری درهم و طعام آن دو را به طور مساوی پرداخت. زنی که عرب بود لب به اعتراض گشود، که من زنی از عرب هستم و این از عجم، چگونه سهم یکسان به ما می دهی؟ امیرمؤمنان در پاسخ وی فرمود: «انّی و اللّه لا أجد لبنی اسماعیل فی هذا الفی ء فضلاً علی بنی اسحاق»(4) به خدا سوگند من برای فرزندان اسماعیل(عرب) در این مال برتری بر فرزندان اسحاق (غیر عرب) نمی بینم.

وی در مورد رفق در دریافت خراج از ایرانیان نیز اظهار کرد: شیوه دریافت خراج از ایرانیان، که توسط امیرالمؤمنین(علیه السلام) بنیان نهاده شد، حکایت از آن دارد که ایشان با دید انسانی به اقلیت ها می نگریسته و نسبت به دریافت خراج نه تنها سختگیر نبود، بلکه بسیار آسان گیر و خوش برخورد بوده است.


این محقق تصریح کرد: حکایتی را مورخان و اهل حدیث از مردی ثقفی نقل کرده اند، که می گوید: علی(علیه السلام) مرا بر عُکبر گمارد که خراج آنجا را دریافت کنم. در آن زمان مردم سواد (اطراف کوفه) عراق غیر مسلمان بودند. آن حضرت در جمع مردم به من گفت: «استوف منهم خراجهم و لایجدوا منک رخصة و لایجدوا فیک ضعفاً» خراج آنان را به طور کامل دریافت کن از تو اجازه ای نگیرند و در تو ضعفی نبینند. آن گاه افزود: هنگام ظهر نزد من بیا. من نزد امیرالمؤمنین (علیه السلام) رفتم او حاجب و دربانی نداشت. به من فرمود: من در آنجا (جمع مردم) نمی توانستم غیر آنچه گفتم بگویم؛ زیرا آنان مردمی حیله گر هستند.


وی در ادامه توصیف و نقل این جریان افزود: آنگاه حضرت امیر(ع) فرمود: اکنون شیوه دریافت خراج را به تو می گویم، اگر برخلاف آن عمل کنی تو را عزل خواهم کرد: «لا تبغینَّ لَهُمْ رزقاً یأکلوُنَهُ و لا کسوَةَ شتاءٍ وَ لاصیفٍ و لاتَضْرِبَنَّ رَجُلاً مِنْهُم سَوطاً فی طَلَبِ دِرْهَم و لاتبیعَنَّ لَهُمْ دابَّةً یعملونَ عَلَیها فإنّا لم نُؤْمَرْ بذلک إنّا أُمِرنا أن نَأخُذَ مِنهم العفوَ»(5) روزی را که می خورند از آنها بر مگزین و نه هم لباس تابستان و نه زمستان آنها را و نه مردی از آنان را به خاطر درهمی بزن و نه هم حیوانی را که با آن کار می کنند بفروش؛ زیرا ما به چنین کارهایی فرمان داده نشده ایم، بلکه به ما امر شده که از آنان زیادتی را بگیریم. به حضرت عرض کردم: در این صورت همان گونه که رفته ام باز می گردم و چیزی دریافت نخواهم کرد، که آن حضرت فرمود: اگر چه تو چنین انجام دهی.

پاسخ به شکایت ایرانیان


وی با بیان اینکه رفتار نیک و پسندیده امیرالمؤمنین(علیه السلام) با ایرانیان و غیر مسلمان ها باعث امیدواری آنها شده بود، تصریح کرد: استقبال مردم از حضرت در کوفه، دیدار با حضرت برای احیای نهر، هدیه های دهقان ها به حضرت در ایام خاص، رجوع به حضرت برای حل مشکل خود، اسلام آوردن برخی دهقانان و بزرگان ایرانی در زمان خلافت حضرت، همه حکایت از رفتار پسندیده و جالب امام علی(علیه السلام) دارد.

حجت الاسلام حدادپور گفت: از آنجا که مردم امید به رحمت و مهربانی خلیفه مسلمین داشتند با این که غیر مسلمان بودند، اما این جرأت را پیدا کردند که از حاکمان خود به امیرالمؤمنین(علیه السلام) شکایت کنند. امیرمؤمنان (علیه السلام) به شکایت آنها ترتیب اثر داده و کارگزار خود را به رأفت با آنان تشویق کرده است.


وی با بیان اینکه نمونه قابل توجه در نوع برخورد حضرت و امر به رافت در برخورد با مردم را می توان در نامه 19 نهج البلاغه مشاهده کرد، افزود: در این نامه شاکیان، دهقانان ایرانی هستند که از سخت گیری حاکم خود عمرو بن سلمه ارحبی به حضرت شکایت می کنند و امام علی(ع) نیز طی نامه ای وی را به خوشرفتاری با مردم ذکر شده دعوت کرده و در عین حال به نکته ای اشاره می کند، که چون غیر مسلمان هستند نباید در مسائل سیاسی دخالت داشته باشند. «اما بعد، دهقانان شهر تو شکایت دارند که با آنان درشتی می کنی و سختی روا می داری. ستمشان می ورزی و خُردِشان می شماری. من در کارشان نگریستم دیدم چون مشرکند نتوانشان به خود نزدیک گرداند، و چون در پناه اسلامند نشاید آنان را راند، پس در کار آنان درشتی و نرمی را به هم آمیز گاه مهربان باش و گاه تیز، زمانی نزدیکشان آور و زمانی در دور»(6) در عین این که ستم بر آن ها روا نیست، مقرب قرار دادن آن ها در دستگاه سیاسی نیز جایز نخواهد بود. در نتیجه، باید با آن ها مهربانانه برخورد کرد. علی (ع) ماهویه فرمانده ایرانی را که مسلمان نشده بود، مسؤول خراج در منطقه مرو قرار داد.(7)

پی نوشت ها:

1. سفینة البحار، ج 2، ص 693، چاپ سنگی؛ شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج 20، ص 284؛ بحارالانوار، ج 41، ص 118 و ج 34، ص 319


2. بحارالانوار، ج 41، ص 131

3. همان، ج 32، ص 18

4. همان، ج 41، ص 137

5. نهج السعاده،ج 1، ص 637؛ کنز العمال، ج 4، ص 501؛ بحارالانوار، ج 41، ص 128

6. سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیر المؤمنین، ج1، ص 263

7. همان، ص266

انتهای خبر/

نظرات

  • دوست ۱۳۹۵/۰۷/۰۲ - ۱۴:۴۸
    0 0
    حمله به شمال ایران چرا؟
  • ابراهیم ۱۳۹۵/۰۷/۰۳ - ۰۰:۰۳
    0 0
    کاش من غلام تو بودم یا علی جان

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.