چهارشنبه ۲۵ اسفند ۱۳۹۵ - ۱۸:۴۶

گزارش از شخص

خداحافظ سینما ...

مجید تربت زاده

علی معلم

ایست قلبی آن هم در ۵۴ سالگی- مانند زندگی و حرفه «علی معلم»- یک اتفاقِ ناگهان و سینمایی بود. مرگ های سینمایی انگار مرگ های بی تکذیب هستند. تا قیامت هم به انتظار بنشینی، هیچ منبع موثقی آن را تکذیب نمی کند.

قدس آنلاین -  ایست قلبی  آن هم در ۵۴ سالگی- مانند زندگی و حرفه «علی معلم» -  یک اتفاقِ ناگهان و سینمایی بود. مرگ های سینمایی انگار مرگ های بی تکذیب هستند. تا قیامت هم به انتظار بنشینی، هیچ منبع موثقی آن را تکذیب نمی کند. اما خدا کند امروز و فردا، خبر رسان های فضای مجازی به سرشان نزند  تا از این مرگ تلخ و ناگهانی هزار جور قصه بسازند و در علت تراشی برای یک سکته قلبی، هزار جور آسمان و ریسمان ببافند!

دنیای ریاضی، جهان سینما

می گویند خاندان «معلم» ها از ریشه دارهای دامغان هستند. علی معلم»، زاده سال ۱۳۴۱ در تهران فرزند «آقا عبدالله معلم» بود که کودکی و نوجوانی را در دامغان گذرانده و در نخستین روزهای جوانی به تهران برگشته بود. دیپلمه ریاضی فیزیک از دبیرستان «سخن» خیلی زود با دنیای فرمولهای سرسخت و پیچیده  خداحافظی کرد تا در دانشکده صدا و سیما  کارگردانی بخواند و کارشناسی ارشد پژوهش هنر را هم از دانشگاه هنر بگیرد. از او به عنوان نویسنده، منتقد سینما، کارشناس، تهیه کننده، کارگردان و کارشناس/ مجری یاد می کنند.

دنیای تصویر

جدای از تدریس در مراکز آموزش فیلمسازی و دانشکده های هنری، عضویت در شوراهای گوناگون تولید، پخش و پژوهش سینمایی در مراکزی مانند سازمان توسعه سینمایی سوره، موزه سینما، خانه سینما و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ریاست سه دوره انجمن منتقدان و نویسندگان سینمایی ایران، عضو مؤسس بنیاد حمایت از سینمای ملی ایران، نایب رئیسی هیأت مدیره و سخنگویی خانه‌ی سینما، ۵ دوره عضویت در هیأت‌های داوری و انتخاب جشنواره‌ بین‌المللی فیلم فجر، جشنواره‌ بین‌المللی فیلم کشورهای غیرمتعهد (پیونگ یانگ)، سینمای جوان و جشنواره‌سراسری فیلم‌های دانشجویی در پرونده اش دیده می شود. اگر یکی دو مورد بازیگری، ۶ بار تهیه کنندگی فیلم و ۱۰ مورد هم مجری گری، کارگردانی، تهیه کنندگی و ... برنامه های هنری تلویزیون را به این فهرست بیفزایید، آن وقت می ماند صاحب امتیازی و مدیر مسؤولی مجله «دنیای تصویر» که تا همین چند روز اخیر و پیش از مرگ آن را با سخت کوشی بر عهده داشت.

جشن حافظ

«جشن حافظ» را لابد خاطرتان هست. برگزار کننده این جشن که با حضور اهالی سینما و اعضای خانواده شان برگزار می شود «علی معلم» و مجله دنیای تصویر بود. آخرین مراسم این جشن که مرداد ماه امسال برگزار شد با حاشیه هایش، خاطرات تلخی را برای جامعه هنری و غیر هنری رقم زد. پوشش خاص برخی از هنرمندان و خانواده شان که اعتراض های بسیاری را به دنبال داشت سبب شد یک نشریه با فحاشی و به کار بردن جمله هایی سخیف، هنرمندان را بیازارد و در میان این معرکه فراموش شود که یک جشن سینماییاگرچه از سوی بخش خصوصی برگزار می شود اما نباید به جایی برای نمایش مبتذلِ ولنگاری های فرهنگی تبدیل شود.

سینما شاه نشین ندارد

به وبسایتش سر می زنم. آخرین نوشته «علی معلم» - یادداشت روز - مال ۶ روز پیش از این است که گویا برای روزنامه ایران نوشته : «انحصار را کنار بگذارید... سینما جمعیتی بزرگ با سلایق و علایق متفاوتی است و نباید همانند دوره قبل تنها ۷، ۸ نفر شاه‌نشین برای سازمان معنا داشته باشد و دیگران نادیده گرفته شوند... متأسفانه دولت در حوزه سینما به نتیجه مطلوبی نرسیده ... سیاست کلی دولت بر عدم تصدی‌گری بوده است، اما در سینما این تصدی‌گری تشدید شده ...مدیر جدید سازمان سینمایی باید این حوزه را از حالت انحصاری به حالتی ملی مبدل کند و از تجربیات خود و نخبگان سینما استفاده‌ای دقیق کند زیرا دیگر فرصتی برای آزمون و خطا وجود ندارد».

سیمرغ ها را عوض کردند

داور و عضو هیأت انتخاب چند دوره جشنواره فیلم فجر، امسال به منتقد تند و تیز این جشنواره تبدیل شد و در برنامه «هفت» - بیش و کم- هیچ سخنی را در تاختن به متولیان جشنواره امسال و  نیز جشنواره سالهای پیش ناگفته باقی نگذاشت. اوج انتقادهایش نیز آن جا بود که گفت: سابقه داشته که برنده سیمرغ را پیش از اعلام عوض کرده اند! البته اصرارهای مجری برنامه برای اینکه: جان من بازهم بگو...کدام جشنواره؟ ... ثمری نبخشید و «معلم» ترجیح داد بیش از این افشاگری نکند. نه اینکه بگوییم در نقد کردن مانند برخی منتقدان نامدارِ سینما همواره شمشیرش را از رو می بست اما از آدم هایی بود که اگر پایش می افتاد در بیان مشکلات حوزه سینما اهل ملاحظه کاری نبود. مانند سال ۹۱ که در جایی گفت: مفسد اقتصادی اگر دزدی و اختلاس می کند اسمش را نمی برند اما یک فیلمساز و هنرمند اسمش را در همه رسانه اعلام می کنند.

  

فراتر از انتقاد

البته کم نبودند آن ها که به او و عملکردش انتقاد می کردند. شاید خود مرحوم «معلم» هم وقتی چند هفته پیش- صریح و بی پرده- داوران و برگزار کنندگان جشنواره فیلم فجر را به باد انتقاد گرفت فراموش کرده بود که در دوره های گذشته در برابر انتقاد امثال «حاتمی کیا» کمابیش از کوره در رفت و حسابی از خجالت آقا ابراهیم درآمد و او را بچه لوس سینمای ایران دانست که جایزه هایش را گرفته و فکر می کند باید برایش تخت پادشاهی درست کنند تا به دیگران فرمان بدهد!

ما تنها شدیم

در میان انبوه واکنش ها که بیشتر پر است از حیرت زدگی و غمگینی و تسلیت، واکنش «فریدون جیرانی» چیزی فراتر از حیرت زدگی و تسلیت است.  بخش هایی از آن را در فراز پایانی این گزارش بخوانید: «... کاریزما داشت و در مصاحبه‌ها می‌توانست همه را ساکت و مجذوب کند. سواد داشت، سواد سینمایی، سواد اجتماعی، سواد سیاسی و اصلا می‌شد گفت؛ در دو حرفه‌ای که کار می‌کرد تک بود...این تک بودن فقط به سواد و سخنوریش برنمی‌گشت، رفیق باز هم بود، باندباز هم نبود. مجله‌اش -دنیای تصویر- مجله جریانی خاص نبود، خودش یک جریان بود و می‌خواست جریان سومی بسازد وسط روشنفکری و سینمای مردمی و توانسته بود مجله‌اش را با این خط تفکر نگه دارد... تمامی سینمایی‌ها گله‌های‌شان را از مسایل و مشکلات، پیش او می‌بردند ... دلگرمی می‌داد و کمک‌شان می‌کرد... با رفتنش ما تنها شدیم...».

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.