یکشنبه ۲۹ اسفند ۱۳۹۵ - ۱۰:۳۲

آیت الله مکارم شیرازی تبیین کرد؛

تبعات و پیامدهای مصرف گرایی

مکارم

حضرت آیت الله مکارم تأکید کرد: از بدترین و شایع ترین نوع مصرف، مصرف بی رویه در بکارگیری اموال عمومی و دولتی است، که مع الاسف امروزه به یک معضل بزرگ اقتصادی تبدیل شده است.

  به گزارش «قدس آنلاین»،  پایه گذاران علم اقتصاد غربی در قالب سه مکتب عمده کلاسیک، کینزین و نئوکلاسیک معتقدند که بنگاه های اقتصادی، به دنبال به حداکثر رسانیدن سود، و مردم به دنبال به حداکثر رسانیدن مطلوبیت (لذت حاصل از مصرف) هستند و این دو تمایل سبب می شود تا اقتصاد جامعه نه تنها به حرکت درآید، بلکه توسعه یابد و رشد پیدا کند. [۱]، [۲]
حال آنکه قرآن کریم کراراً انسان را به عنوان «خلیفه» و «نماینده خدا در روی زمین» معرفی کرده است، این تعبیر ضمن روشن ساختن مقام بشر، این حقیقت را نیز بیان می کند که اموال و ثروت­ها و استعدادها و تمام مواهبی که خدا به انسان داده، در حقیقت مالک اصلیش اوست، و انسان تنها نماینده و مجاز و مأذون از طرف او می باشد؛ بدیهی است که هر نماینده ای در تصرفات خود استقلال ندارد بلکه باید تصرفاتش در حدود اجازه و اذن صاحب اصلی باشد و از اینجا روشن می شود که مثلا در مسأله مالکیت، اسلام هم از اردوگاه «لیبرالیسم» فاصله می گیرد و هم از اردوگاه «مارکسیسم».[۳]
چیستی مفهوم مصرف گرایی
مصرف گرایی یا «اسراف» کلمه جامعی است که هرگونه زیاده روی در کمیّت و کیفیت مصرف را شامل می شود [۴]، لذا در آموزه های قرآن کریم، به هنگام تشویق به استفاده کردن از مواهب آفرینش، فورا از سوء استفاده پیشگیری کرده و همگان را به اعتدال توصیه می کند. بنابراین مصرف گرایی به معنای وسیع کلمه، هر گونه تجاوز از حد در کاری است که انسان انجام می دهد؛ ولی غالباً این واژه در مورد هزینه ها و خرج ها گفته می شود. [۵]
بی تردید کسی که بی حساب گناه می کند و هیچ قید و شرطی برای گناه قائل نیست و گاهی به انجام گناه افتخار می کند و یا گناه را کوچک می شمرد توبه آنها بسیار بعید است. بالاخره «اسراف و افراط در مصرف» آن است که بیش از حد، در غیر حق و بی جا مصرف شود. [۶]
گونه شناسی مصرف 
دانشمندان اقتصاد، برای ثروت، سه نوع مصرف قائل هستند:
۱. «ضرورت»؛ مصارفی است که نیازمندیهای اصلی زندگی را تشیکل می دهد از قبیل خوراک و پوشاک و مانند اینها. [۷]
۲. «امیال؛» در مورد مصارفی گفته می شود که جنبه نیازمندیهای اصلی ندارد ولی یک نوع «توسعه در زندگی» و تحصیل رفاه بیشتر محسوب می گردد. [۸]
۳. «هوس» را درباره مصرفی می گویند که از متن و حاشیه زندگی بیرون است، و تنها وسیله ارضای پاره ای از خواسته های غیر منطقی و غیرعقلایی می باشد. [۹]
آمارها نشان می دهد بیشتر ثروتها و سرمایه های بشر در دو قسمت اخیر مصرف می گردد، و بخش اول تنها قسمت محدودی از ثروت بشر را جذب می نماید!.[۱۰]
الگوی صحیح مصرف از نگاه اسلام
در تفسیر «اسراف» و «اقتار» که نقطه مقابل یکدیگرند مفسران سخنان گوناگونی دارند که روح همه به یک امر بازمی گردد و آن اینکه «اسراف» آن است که بیش از حد و در غیر حق و بیجا مصرف گردد، و «اقتار» آن است که کمتر از حق و مقدار لازم بوده باشد. [۱۱]
در یکی از روایات اسلامی تشبیه جالبی برای اسراف و «اقتار» و حد اعتدال شده است و آن اینکه هنگامی که امام صادق (ع) این آیه [۱۲] را تلاوت فرمود؛ مشتی سنگ ریزه از زمین برداشت و محکم در دست گرفت، و فرمود این همان «اقتار» و سخت گیری است، سپس مشت دیگری برداشت و چنان دست خود را گشود که همه آن به روی زمین ریخت و فرمود این «اسراف» است، بار سوم مشت دیگری برداشت و کمی دست خود را گشود به گونه ای که مقداری فرو ریخت و مقداری در دستش بازماند، و فرمود این همان «قوام» است [۱۳] واژه «قوام» (بر وزن عوام) در لغت به معنی عدالت و استقامت و حد وسط میان دو چیز است و «قوام» (بر وزن کتاب) به معنی چیزی است که مایه قیام و استقرار بوده باشد. [۱۴]
مصرف گرایی از منظر اسلام
اسلام می گوید: مالکیت نه برای فرد است و نه برای اجتماع، بلکه در واقع برای خداست، و انسانها وکیل و نماینده اویند و به همین دلیل اسلام، هم در طرز درآمد افراد نظارت می کند، و هم در چگونگی مصرف. [۱۵]
بلکه اسلام اجازه نمی دهد افراد جامعه به صرف داشتن سرمایه و ثروت فراوان، ریخت و پاش کنند؛ بنابر اعتقاد اصل «خدامالکی» آنها موظفند ثروت های خود را در مسیرهای مجاز که حدود و ثغور آن را خدا معین می کند، هزینه کنند. [۱۶]
می دانیم از نگاه دین، حتی دور ریختن ته مانده آب لیوان، از مصادیق اسراف است و یا دورانداختن یک هسته خرما که می تواند در جایی مورد استفاده قرار گیرد، از مصادیق اسراف است. [۱۷]
حال آنکه می بینیم مقادیر زیادی مواد غذایی در سطل های زباله ریخته می شود، در حالی که میلیون ها نفر در دنیا از گرسنگی رنج می برند و نظیر آن در مورد مصرف دیده می شود. [۱۸]
میانه روی در مصرف 
میانه روی در مصرف، از بایسته های مصرف و مورد تأکید اسلام است. میانه روی، خواه در مصرف خوراک و پوشاک و مانند آن و خواه در هزینه های جاری دیگر توصیه شده است. درباره میانه روی و اعتدال در مصرف، در احادیث فراوانی تعبیرات زنده ای دیده می شود که نشان می دهد پایه اقتصاد سالم، بر اعتدال در مصرف نهاده شده [۱۹]و از ریخت و پاش و زیاده روی در مصرف شدیدا نکوهش شده است. [۲۰]
مصرف گرایی مایۀ فقر و تنگدستی
با توجه به محدودیت منابع جهان و افزایش تدریجی نسل بشر، با رعایت اقتصاد و میانه روی در مصرف، می توان همگان را از مواهب طبیعی عالم بهره مند کرد و نسل های آینده را نیز از فقر و نیازمندی نجات بخشید. [۲۱]، [۲۲]
لذا در حدیثی از رسول خدا می خوانیم: «من اقتصد أغناه الله؛ کسی که راه اعتدال در مصرف را بپیماید خدا او را بی نیاز می کند».[۲۳]، [۲۴]
در حدیث دیگری از علی علیه السلام آمده است: «میانه روی ثروت کم را رشد می دهد و اسراف ثروت زیادرا نابود می کند».[۲۵]، [۲۶]
مطلب به اندازه ای مهم است که پیامبر اکرم(ص) میانه روی در مصرف را نصف معیشت شمرده است، می فرماید: «الاقتصاد فی النفقة نصف المعیشة».[۲۷]
امام صادق علیه السلام نیز در فرازی فرمود: «ضمنت لمن اقتصد ان لا یفتقر؛ [۲۸] من تضمین می کنم کسانی که میانه روی را رعایت کنند هرگز فقیر نشوند.»[۲۹]
تخریب اموال عمومی در سایۀ مصرف گرایی 
از بدترین و شایع ترین نوع مصرف، مصرف بی رویه در بکارگیری اموال عمومی و دولتی است، که مع الاسف امروزه به یک معضل بزرگ اقتصادی تبدیل شده است. [۳۰]
در جامعه کنونی نه تنها اهتمامی در توده مردم برای حفظ و نگهداری اموال عمومی مشاهده نمی شود، بلکه بی تفاوتی و حتی ضرررسانی عمدی فراوانی را می توان شاهد بود. [۳۱]
از این موارد مشمئز کننده تر، بی مبالاتی برخی از متصدیان در استفاده های بی رویه و بعضا شخصی در بیت المال است، که می تواند به ضعف بنیه اقتصادی جامعه منجر شود. [۳۲]
از جمله موارد قابل ذکر، حجیم کردن بی رویه دستگاه های دولتی، و تأسیس ارگان های غیر لازم و بی ثمر، و نوعا موازی است که غالبا با صرف مبالغ هنگفتی همراه است. [۳۳]
این در حالی است که در بینش دینی در صرف بیت المال و جلوگیری از تضییع آن تأکید فراوانی شده است تا آنجا که امیرمؤمنان علی علیه السلام برای برخی از کارگزاران خویش نوشت: «نوک قلم هایتان را باریک کنید، و سطرها را به یکدیگر نزدیک نمایید، مطالب زاید را حذف کنید و از زیاده نویسی بپرهیزید، زیرا اموال مسلمانان تحمل این گونه مصارف زیانبار را ندارد».[۳۴]، [۳۵]
مصرف گرایی و بی حسی اخلاقی
پر واضح است در محیطی که در طبل لذت جویی منفعت طلبی، سود پرستی و مصرف بیشتر کوبیده می‌شود، فضیلت، تقوا، اخلاق و دگر دوستی جایی ندارد؛ چرا که از درختی که ریشه‌هایش لذت جویی و ساقه‌هایش سود پرستی است و با آب مفاخره و مصرف گرایی آبیاری می‌شود میوه‌ای جز تبعیض، شکاف طبقاتی و آسیب‌های اجتماعی نخواهد روید. [۳۶]
هم چنین باید به هدف نهائی زندگی توجه کرد که مهمترین آن تحقق مفاهیم اخلاقی است. [۳۷] لذا اگر اخلاق در لایه های مختلف اقتصاد حاکم شود، یعنی تولید کالا، توزیع کالا و مصرف کالا همه آمیخته با اصول اخلاقی شود، بی شک روز به روز فاصله زیاد بین فقیر و غنی کم می شود، و به طور طبیعی ثروت به طور عادلانه در میان همه مردم توزیع می گردد. [۳۸]
اینچنین است که اسلام در مصرف، دست مصرف کنندگان را باز نمی گذارد که هرگونه بخواهند از سرمایه های خود استفاده کنند و به هر شیوه ای آنها را به مصرف برسانند؛ بلکه توصیه ها و دستوراتی در این باره دارد [۳۹]بلکه در اقتصاد اسلامی نیز از اخلاق در همه جه با کاربرد زیاد، استفاده شده و این مفاهیم در طرز تولید و مصرف حضور دارند. [۴۰]
اگرچه معتقدم هنوز به درستی از این خمیر مایه معنوی در مسائل اقتصادی بهره گیری نشده و الا آثار شگفت آور و فوق العاده ای از خود بجا خواهد گذارد. [۴۱]
زندگی قسطی نتیجه رواج مصرف گرایی
زندگی اقساطی اگر چه در بدو نظر چنین می نماید که تسهیلات فراوانی برای مصرف کنندگان کم درآمد به وجود می آورد و به همه آنها امکان می دهد که از تمام وسایل حتی وسایل تجملاتی و لوکس زندگی بهره مند گردند. [۴۲]
ولی با کمی دقت روشن می شود که عادت به این نوع زندگی سبب می شود که آخرین رمق اقتصادی مصرف کنندگان کم درآمد در چاله های هولناک این اقساط که به دست خود در اطراف خویش کنده اند نابود گردد، و از هر گونه پس انداز و تشکیل سرمایه های بزرگ، از طریق به هم پیوستن سهام کوچک، محروم بمانند. [۴۳]
در عوض سرمایه داران بزرگ خارجی قسمت مهمی ازباب اصل مصنوعات و قسمت مهم دیگری از باب «بهره و سود اقساط» که رقم کلانی را تشکیل می دهد دریافت دارند، و با یک معامله دو معامله انجام دهند یکی فروش مصنوعات وازده خود و دیگری دادن وام و گرفتن بهره و ربای هنگفت!.[۴۴]
و اینها همه مولود آن تسهیلات فریبنده است که همه کس را به تهیه همه گونه اجناس ولو هیچ گونه ضرورتی نداشته باشد تشویق می کند. [۴۵]
البته انکار نمی توان کرد پرداختن اقساط در بعضی از موارد مشکلاتی را حل می کند، ولی نه به این صورت رسوایی که امروز در محیطهای ما درآمده است. [۴۶]
و عجیب این است که چون اجناس لوکس اقساطی غالبا چشمکهای فریبنده ای دارند و افراد را بدون مطالعه کافی در پیرامون امکان پرداخت اقساط لازم، اسیر چشمکهای خود می سازند، بسیاری از این خریداران در دام عنکبوتی اقساط گرفتار می آیند، و سود پشت سر سود به اصطلاح «بابت دیر کرد» باید بپردازند، و بالاخره فکر و اندیشه و روح آزاد آنها را در چنگال خود چنان وامانده می کند که از خود به دیگری نمی پردازند، و از بینش کافی در مسائل کلی و اصولی زندگی محروم می مانند. [۴۷]
باید مردم این سامان را به خطرات این نوع زندگی آشنا ساخت و جلو این افراط کاری را گرفت، و ثروتهای سرشاری که از این را به هدر می رود برای رشت اقتصادی سالم و امکان صنعتی شدن ذخیره نمود. [۴۸]
مصرف گرایی؛ عامل سیطره قدرت های استکباری
در تاریخ گذشته شواهد و نمونه های زیادی وجود دارد که چگونه سردمداران سیاسی افکار ملت عظیمی را چنان شستشو دادند که سالیان دراز در بدترین بیراهه ها سرگردان بودند، و گرفتار مصائب زیادی شدند، [۴۹] این مسأله منحصر به امور سیاسی نیست، در امور اقتصادی نیز وسعت زیادی پیدا کرده، به گونه ای که ناگهان با یک موج تبلیغاتی جامعه ای را به سوی مصرف فرآورده ای می فرستند که گاه بیهوده و یا حتی زیانبار است، و از این راه، اقتصاد نا سالم را بر آنها تحمیل می کنند. [۵۰]
استفاده از عناوین «ارزش های کاذب» (مانند استفاده از عنوان «مد») یکی از وسیع ترین و پیچیده ترین طرق وصول به همین اهداف نامشروع است. [۵۱]
لذا باید اقتصاد ناسالمی که بدون قدرت های استکباری متوقف یا مواجه با بحران می شود جای خود را به اقتصاد سالمی که بر اساس تولید و مصرف نیازمندیهای واقعی زندگی بشر آن هم در داخل هر کشور، استوار باشد بدهد وبه این وضع که همیشه اکثریت مردم دنیا برده صنعتی اقلیتی باشند خاتمه داده شود. [۵۲]
مصرف گرایی؛ تبلور تجمل گرایی و غرائز نفسانی 
میل به تجمل گرایی، مصرف های ناشی از چشم و هم چشمی و اسراف و تبذیر، همه از مظاهر نیازهای برخاسته از هوای نفس است. این نوع مصرف از نگاه اسلام امری مذموم و نکوهیده است. [۵۳]
حال آنکه انگیزه مصرف در اقتصاد سرمایه داری و سوسیالیستی، منبعث از خواسته های مادی و غرائز نفسانی است، لذا از نگاه آنان هیچ انگیزه ای جز دست یابی به بالاترین لذت ممکن، نمی تواند در «مصرف» مؤثر باشد. [۵۴]
 برابر این نگرش، رفاه و لذت خواهی، معیار همه چیز است و انسان اقتصادی مساوی با نیازها و خواسته های مادی است که با تفکر مادی و تربیت الحادی نمی تواند از لذت طلبی های خودخواهانه، رها باشد. بدین سان آرمان نهایی همه فعالیت ها و رفتارهای اقتصادی انسان، در محدوده تنگ مادی و لذات جسمانی خلاصه می شود. [۵۵]
آنان با تحریک امیال و غرایز، انسان ها را به سوی نیازهای کاذب سوق داده و مصرف گرایی را دامن می زنند و از این راه به سود سرشاری دست می یابند. [۵۶]
به همین دلیل انسان ها در این دو مکتب اقتصادی، در یک چرخش تکراری قرار می گیرند یعنی تولید می کنند تا مصرف کنند و مصرف می کنند تا تولید نمایند (تولید برای مصرف و مصرف برای تولید).[۵۷]
مصرف گرایی و نهیلیسم
در تمام مکتب­های اقتصادی جدید اعم از لیبرالیسم و سوسیالیسم... سخن از سه مسأله «تولید و توزیع و مصرف» مطرح است، [۵۸]اما این که این چرخه چه هدفی را دنبال می کند در علم اقتصاد و مکتب­ها و سیستم­های اقتصادی سخنی از آن نیست. [۵۹]
ممکن است گفته شود این مسأله مرتبط به علم اقتصاد نیست بلکه مربوط به فلسفه است! [۶۰]، در پاسخ باید گفت در مکتب­های مادی که فلسفه آنها نیز فراتر از مکتب اقتصادی آنها نیست پاسخی برای این سؤال نمی یابیم جز این که بگوئیم هدف نهائی آن است که بشر زنده بماند و زندگی مرفهی داشته باشد. اما این زنده ماندن برای چیست؟ پاسخی برای آن ندارند. [۶۱]
منتها بعضی مانند اگزیستانسیالیستها(پوچ گرایان) با صراحت می گویند زندگی پوچ است و بی هدف در حالی که بعضی دیگر اصولا در برابر این سوال سکوت اختیار می کنند. [۶۲]
و از این جاست که مثلث معروف به «مثلث پوچی و بیهودگی» به میان می آید؛ «کار کنید» تا «نان بخورید»، نان بخورید تا «زنده بمانید»، زنده بمانید برای هیچ، «کار کردن» و «نان خوردن» و «زنده ماندن» و سرانجام هیچ! ... .[۶۳]
سخن آخر
در خاتمه باید گفت کنترل صحیح اسلامی روی مصرف با توجه به دو اصل ممنوعیت اسراف و تبذیر صورت گیرد، صاحبان ثروت چاره ای جز این ندارند که درآمد اضافی را همیشه صرف توسعه فعالیت اقتصادی خود کنند یعنی بالاجبار به کاری کشیده می شوند که نتیجه آن مستقیما در اختیار جامعه و مردم قرار می گیرد و تنها زحمت حفظ و مدیریتش بر دوش صاحبان آنها است. [۶۴]
هم چنین نباید برای رضایت مردم مصرف گرایی را ترویج کنیم و به گونه‌ای برنامه ریزی نشود که از نسل‌های آینده غفلت کنیم، [۶۵]بلکه باید فرهنگ کم مصرف کردن را به عنوان یک فرهنگ اجتماعی در جامعه مطرح و نهادینه کنیم [۶۶]
در این میان اطلاع رسانی بسیار ارزش دارد و حرف اول را می زند. ساخت فیلم و نمایشنامه و نیز تجزیه و تحلیل بحران های مختلف اقتصادی و ارائه آمار دقیق می تواند در این زمینه مورد توجه قرار گیرد. [۶۷]

[۱] ر. ک: اقتصاد توسعه یک الگوی جدید، ص ۲۵ و ۱۴.
[۲] دائرة المعارف فقه مقارن؛ ج ۲؛ ص۳۱۹.
[۳] برگزیده تفسیر نمونه؛ ج ۱؛ ص۶۷۲.
[۴] تفسیر نمونه ج ۶، ص ۱۵۲.
[۵] لغات در تفسیر نمونه؛ ص۴۴.
[۶] همان؛ ص ۴۵.
[۷] اسرار عقب ماندگی شرق؛ ص۲۱۴.
[۸] همان.
[۹] همان.
[۱۰] همان.
[۱۱] تفسیر نمونه، ج ۱۵، ص: ۱۵۳.
[۱۲] «و الذین إذا أنفقوا لم یسرفوا و لم یقتروا و کان بین ذلک قواما؛ و کسانی که هر گاه انفاق کنند، نه اسراف می نمایند و نه سخت گیری بلکه در میان این دو، حدّ اعتدالی دارند.»(سورۀ فرقان؛ آیۀ۶۷).
[۱۳] کافی؛ بنا بر نقل از تفسیر نور الثقلین؛ ج ۴؛ ص ۲۹.
[۱۴] تفسیر نمونه، ج ۱۵، ص ۱۵۳.
[۱۵] برگزیده تفسیر نمونه؛ ج ۱؛ ص۶۷۲.
[۱۶] دائرة المعارف فقه مقارن؛ ج ۲؛ ص۳۰۵.
[۱۷] همان؛ ص۳۵۰.
[۱۸] همان.
[۱۹] همان؛ ص۳۸۰.
[۲۰] همان؛ ص۳۸۱.
[۲۱] ر. ک: «دائرة المعارف فقه مقارن؛ ج۲؛ مبحث «پرهیز از هرگونه اسراف».
[۲۲] دائرة المعارف فقه مقارن؛ ج ۲؛ ص۳۸۱.
[۲۳]  میزان الحکمه، ج ۳، ح ۳۳۴۲.
[۲۴] دائرة المعارف فقه مقارن؛ ج ۲؛ ص۳۸۱.
[۲۵] غررالحکم، ح ۸۰۶۲.
[۲۶] دائرة المعارف فقه مقارن، ج ۲، ص: ۳۸۱.
[۲۷] کنز العمال، ج ۳، ح ۵۴۳۴.
[۲۸] من لا یحضره الفقیه، ج ۲، ص ۶۴، ح ۱۷۲۱.
[۲۹] دائرة المعارف فقه مقارن؛ ج ۲؛ ص۳۸۲.
[۳۰] دائرة المعارف فقه مقارن، ج ۲، ص: ۳۵۱.
[۳۱] همان.
[۳۲] همان.
[۳۳] همان.
[۳۴]  خصال، ص ۳۱۰، ح ۸۵؛ بحارالانوار، ج ۴۱، ص ۱۰۵، ح ۶.
[۳۵] دائرة المعارف فقه مقارن، ج ۲، ص: ۳۵۱.
[۳۶] متن پیام حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی به همایش ملی «پیشرفت از منظر قرآن و حدیث»؛ ۲۱/۱۲/۹۳.
[۳۷] خطوط اقتصاد اسلامی، ص ۱۶.
[۳۸] از تو سوال می کنند(مجموعه سوالات قرآنی از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله)؛ ص۱۷۴.
[۳۹] دائرة المعارف فقه مقارن؛ ج ۲؛ ص۳۸۰.
[۴۰] خطوط اقتصاد اسلامی؛ ص۶۳.
[۴۱] همان؛ ص۶۳.
[۴۲] اسرار عقب ماندگی شرق، ص ۲۱۵.
[۴۳] همان.
[۴۴] همان.
[۴۵] همان؛ ۲۱۶.
[۴۶] همان.
[۴۷] همان.
[۴۸] همان؛ ص ۲۱۷.
[۴۹] پیام قرآن؛ ج ۱؛ ص۴۰۰.
[۵۰] همان.
[۵۱] همان.
[۵۲] اسرار عقب ماندگی شرق؛ ص۱۰۱.
[۵۳] همان.
[۵۴] ر. ک:خداوندان اندیشه سیاسی، ج ۳، ص ۱۲۳۵- ۱۲۴۲.
[۵۵] دائرة المعارف فقه مقارن، ج ۲، ص: ۳۴۶.
[۵۶] دائرة المعارف فقه مقارن؛ ج ۲؛ ص۳۴۹.
[۵۷] همان.
[۵۸] خطوط اقتصاد اسلامی، ص: ۱۶.
[۵۹] همان.
[۶۰] همان؛ ص ۱۷.
[۶۱] همان.
[۶۲] همان.
[۶۳] همان.
[۶۴] خطوط اقتصاد اسلامی؛ ص۱۰۰.
[۶۵] بیانات حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی؛ درس خارج فقه؛ مسجد اعظم قم؛ ۳/۱۰/۱۳۹۱.
[۶۶] بیانات حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی در دیدار مدیران و کارکنان شرکت توانیر؛ ۲۵/۲/۱۳۸۷.
[۶۷] همان.

منبع: خبرگزاری رسا

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.