جمعه ۱ اردیبهشت ۱۳۹۶ - ۱۳:۳۶

هنرمند کردستانی در انتظار ثبت ملی سازش نشسته است

سنندج

سنندج- هر جامعه ای دارای دو نوع سرمایه است سرمایه‌های طبیعی که در محیط وجود دارد و دیگری سرمایه های معنوی می باشد که در جامعه ما کم تر به این نوع سرمایه ها توجه شده است و بسیاری از سرمایه های معنوی به صورت چراغ خاموش در حال حرکتند و ما تنها آثار و بازخورد فعالیت های آنها می بینیم.

به گزارش قدس آنلاین،«محمد صالح عبدالصمدی» پیرمردی از جنس هنر و خلاقیت کسی که سالهای سال با تلاش فراوان توانسته که «٨١٠٨» مداد سیاه معمولی، طراحی، نقاشی و نقشه‌کشی را در کلکسیونی جمع آوری کند و امروز او را بیشتر با عنوان ارتش مداد رنگی ها می شناسند اما این تنها هنر و خلاقیت او نیست بلکه او در کنار فعالیت های روزمره خود به هنر نقاشی و ساختن ساز هم پرداخته است.

وی در ۵۰سال پیش سازی جدید را ابداع کرده است و با بهره گیری از خلاقیت و ذوق هنری خود ساز جدیدی را ساخته و هنوز نامی بر آن ساز، که در حال فرسوده شدن است نگذاشته و می خواهد که سازش را در فهرست آثار ملی به ثبت برساند

این هنرمند خوش ذوق کردستانی خود را این گونه معرفی می کند: من در ۱۳، اردیبهشت ماه سال ۱۳۱۸در خانواده ای هنرمند و فرهنگی به دنیا آمدم و از همان ایام به هنر علاقه مند بودم وسعی کرده ام بیشتر به خلاقیت و نوآوری توجه داشته باشم.با وی گفت وگویی را انجام داده ایم که  در ادامه می خوانید.

در مورد فعالیت هنری و سازی که ساختید برایمان بگویید.

برادر بزرگم زنده یاد «محمد عبدالصمدی» یکی از چهره های موسیقی کشور و کردستان بودند که بیشتر آهنگ های ماموستا «حسن زیرک» و «مظهر خالقی» که هر دو ار هنرمندان فاخر ایرانی هستند را ساخته‌اند و من نیز به عشق آثار و شخصیت هنری و موسیقایی برادرم شروع به ساختن سازی جدید کردم.

در چه سالی شروع به ساخت ساز کردید و چه مدت زمانی را صرف ساخت آن شد؟

در اول دی ماه سال ۱۳۴۵ با بهره گیری از ابزار آلات معمولی همانند پیچ گوشی، دریل، سوهان چوب ساب، امبر دست شروع به کار کردم و ظرف مدت زمان ۸ماه در ۲۸ مرداد ماه سال ۴۶ به پایان رسید و من در سن ۲۸سالگی این ساز را با عشق و علاقه ساخته ام و در همان ایام نیز چندین عکس یادگاری را گرفته ام و از آن زمان تاکنون ساز بدون استفاده مانده است و اکنون در حدود ۵۰سال از ساخت آن سپری شده است.

شکل و ظاهر ساز با سایر سازها متفاوت است اگر در این مورد توضیحاتی را ارائه دهید.

این ساز هم قانون، چنگ و سنتور می باشد که در نوع خود کم نظیر است و مضراب های آن را با خلاقیت خودم ساخته ام و کاری ابتکاری است.

البته بنده در حوزه موسیقی فعالیتی نداشته ام و نت های موسیقی را هم نمی دانم در بحث تئوری با موسیقی آشنایی دارم و تا حدودی هم در بحث دستگاه شناسی آشنایی داشتم و می دانستم که در چه دستگاهی اجرا می شود و با خلاقیت خود و الهام گرفتن از یک نقاشی آن را ساخته ام.

شما ایده ساخت ساز را از  کجا و به چه شیوه ای گرفتید؟

ساختن این ساز داستان خاص خود را دارد در زمستان سال ۱۳۴۵ در ساعات پایانی شب طبق عادت همه شب مطالعه می کردم و درآن شب کتاب بینوایان ویکتور هوگو را مطالعه می کردم که در آن تصویری از یک ساز که ذیل آن نوشته شده ساز چنگ یونانی ارائه شده بود و من با ایجاد تغییراتی به این شکل آن را ساخته ام. و از صبح همان شب اقدام به ساخت این ساز کردم و پس از ۸ماه سازی ابتکاری و خلاقانه را ساختم.

من به صورت تخصصی و حرفه ای موسیقی کار نکردم اما می توانسیتم ساز را در مایه افشاری کوک کنم و وقتی که آوازی را گوش مِی‌دادم مِی‌فهمیدم که در کدام دستگاه می باشد .

شما از هنر چه تعریف دارید؟

هنر دارای دو بعد تئوری و عملی است هنر عملی شامل شناخت دستگاههای موسیقی، کارکردن با دستگاهها موارد دیگر می باشد و هنر تئوری هم در نظر من جمع آوری کلکسیونی از آثار هنری است ومن در این زمینه توانسته ام کلکسیونی از مداد رنگی را از سن یازده سالگی تاکنون جمع آوری کنم.

آیا نامی را برای ساز انتخاب کرده اید؟

این ساز در حال حاضر ۵۰سال قدمت دارد و بسیاری از قطعات آن فرسوده شده است و برای تعمیر و تعویض قطعات از استادان و صاحب نظران عرصه موسیقی درخواست کردم که برای حفظ و نگهداری آن مرا یاری کنند اما تاکنون با تمام قول ها و وعده ها هیچ حمایتی از من برای نگهداری سازم نشده است البته قرار شده که این ساز را نزد خانواده کامکارها  که از چهره های موسیقی کشور هستند ببریم و امیدوارم که صاحب نظران در این راه ما را یاری و نامی مناسب را برایش انتخاب کنند.

چه انتظاری از مسئولان و اهالی موسیقی دارید؟

انتظار خاصی ندارم من تنها دغدغه ام ثبت ملی این اثر و قرار گرفتن آن در موزه می باشد و من در چند سال گذشته از طریق دستگاههای ذی ربط برای ثبت ملی آن اقدام کرده ام و آنها گفته‌اند که ساز باید ۵۰سال از ساخت آن سپری شده باشد و اکنون این زمان فرا رسیده است. و انتظار دارم که سازم به ثبت ملی برسد و در موزه سنندج قرار بگیرد تا مردم و هنرمندان بتوانند از آن بازدید کنند.

برچسب‌ها

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.