شنبه ۲۴ تیر ۱۳۹۶ - ۱۲:۲۸

کارگاه شعر هشت

«صدای دستوری» را بشناس

مهدی آخرتی

کارگاه شعر

بحث امروز ما در ارتباط با فعل است و معنی‌ای که از فعل به ذهن می¬آید. درست است که این بحث راجع به فعل است اما به ساختار شعر هم مربوط می¬شود که در ادامه درباره‌اش خواهم گفت. موضوع بحث امروز «صدای دستوری» است.

صدای دستوری و ساختار
صدای دستوری در فعل، همان چیزی است که با خواندن یک جمله و دیدن فعلش به ذهن ما می­رسد. مثلاً با خواندن جمله­ «علی در کوچه فوتبال بازی می‌کند» یا با دیدن فعل «بازی می­کند»، چیزهایی به ذهنمان می­آید. مثلاً اینکه احتمالاً این بازی هیجان­انگیز است، فعالیت زیادی می­خواهد، برای رفع خستگی خوب است و... .

پس صدای دستوری فعل، همان چیزهایی است که با شنیدن فعل به ذهنمان می‌رسد. البته این صدای دستوری با بقیه­ قسمت­های جمله ارتباط دارد. یعنی در درک بهتر و زیباتر شدن جمله­ها و متن در شعر، به ما کمک می­کند. به همین خاطر است که گفتیم صدای دستوری به ساختار هم مرتبط است. وقتی فعل به زیباشدن بقیه اجزای شعر کمک کند، پس ساختار شعر را قوی کرده است.

صدای فعال
صداهای دستوریِ فعل زیاد هستند اما امروز فقط 2 مورد را با هم مرور می­کنیم. صدای دستوری فعال وقتی است که ما با شنیدن فعل جمله، بفهمیم که فاعل آن فعالیت زیادی انجام داده و نقش مهمی در فعالیت داشته است. مثلاً «مهدی باغچه را بیل می­زند». صدای دستوری در فعل این جمله فعال است چون بیل‌زدن باغچه نیاز به فعالیت مستقیم و فعال از طرف مهدی دارد.

خیلی خوب است بدانیم که در شعرهای حماسی، اجتماعی و دفاع مقدس صدای دستوری فعال می­تواند شعر را زیباتر کند. چون در این شعرها نقش قهرمان یا فاعل بسیار مهم است و در صدای دستوری فعال هم نقش فاعل مهم است. پس اگر در این شعرها صدای دستوری فعال به کار ببریم، مفهوم ما منسجم­تر و قشنگ­تر می‌شود. مثلاً این شعر حماسی فردوسی را نگاه کنید:

به روز نبرد آن یل ارجمند
به شمشیر و خنجر به گرز و کمند
برید و درید و شکست و ببست
یلان را سر و سینه و پا و دست

فعل­های این 2 بیت صدای فعال دارند، چون رستم دارد دست و پای دشمن را می‌بندد و دشمن را شکست می­دهد.

یا:

تو چرا می‌جنگی؟
پسرم می‌پرسد،
من تفنگم در مشت،
کوله‌بارم بر پشت،
بند پوتینم را محکم می‌بندم
مادرم، آب و آیینه و قرآن در دست،
روشنی در دل من می‌بارد
بار دیگر پسرم می‌پرسد،
تو چرا می‌جنگی؟
با تمام دل خود می‌گویم:
تا چراغ از تو نگیرد دشمن

در این شعر «تفنگ در مشت گرفتن» یک صدای فعال است. چون فاعل آن کار سختی را انجام می­دهد و فعالیت زیادی می­کند. همچنین است «بستن بند پوتین» که منظور آماده‌شدن است برای جنگ.

صدای منفعل
صدای منفعل دقیقاً بر خلاف صدای فعال است. منفعل به معنای اثرپذیرفته است. مثلاً وقتی می­گوییم این دریاچه منفعلِ نور آفتاب است، یعنی از نور آفتاب تأثیر گرفته است. پس وقتی می­گوییم صدای منفعل، یعنی فعل اثر پذیرفته و فاعل کار مهمی انجام نداده و نقش فعالی در آن کار نداشته است. یادمان باشد که صدای منفعل به درد مرثیه­ها، شعرهای غم­انگیز و مخصوصاً شعرهایی می‌خورد که نقش مهم را کس دیگری داشته و ما فقط مطیع هستیم. مثلاً شعرهایی که برای خداوند متعال می‌گوییم.

برای نمونه:

پدرم وقتی مرد آسمان آبی بود
مادرم بی­خبر از خواب پرید، خواهرم زیبا شد
پدرم وقتی مرد، پاسبان­ها همه شاعر بودند
مرد بقال از من پرسید چند من خربزه می­خواهی؟
من از او پرسیدم دل خوش سیری چند؟
پدرم نقاشی می­کرد
تار هم می­ساخت، تار هم می­زد
خط خوبی هم داشت

در این شعر سهراب، «مردن پدر» یک فعل با صدای منفعل است. چون پدر نقشی فعالی در مردن ندارد و مردن برای همه اتفاق می­افتد. در عوض، تار زدن و نقاشی کردن و... صدای فعال است.

یا:

تو به دستانم نیرو دادی
تا بتوانم جهان را با آن جابه‌جا کنم
تو بودی که روح را در تنم
چون رودی در کوه
جاری کردی
تا بتوانم پلیدی­ها را
از دشت قلبم پاک کنم
هر شب بر سجاده­ام
چون درختی لب آب می­ایستم
و از طراوت نماز
میوه­ای در دلم جا می­ماند

نکته­ مهم این است که فعل «جابه‌جا کردن» به‌ظاهر صدای فعال دارد اما چون خدا این نیرو را به شاعر داده، این صدا منفعل است و خود شاعر نقش فعالی در این نیرو نداشته، بلکه خدا بیشترین نقش را داشته است.

«جا ماندن میوه» هم صدای منفعل دارد چون ما سهمی در جا ماندن آن میوه نداریم بلکه زیبایی و شیرینیِ نماز این میوه را به ما هدیه می­دهد.

بنشینم و صبر پیش گیرم
قبل از اینکه تمرین را بگویم و انجام بدهید، باید بگویم که برای پیشرفت راه درازی در پیش دارید و باید صبر و تحملتان زیاد باشد تا بتوانید به درستی و قشنگی پیشرفت کنید.

حالا با همین صبر و تحملی که دارید، 2 شعر بگویید. یکی فقط با صداهای فعال و دومی با صدای منفعل در فعل.

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.