یکشنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۶ - ۱۱:۲۱

گزارش از شخص

وفادارترین

مجید تربت زاده

رابرت فیسک

تحلیلگر مسایل بین الملل به حساب می آید. اینکه می گوییم «تحلیلگر» ، شما فکر نکنید از جمله نویسنده های «پشت میزی» است که توی اتاقش می نشیند، خبرها را زیر و رو می کند ، گزارش های تلویزیونی را می بیند و برای رویدادهای ریز و درشت جهان تحلیل می نویسد.

به گزارش قدس آنلاین، تحلیلگر مسایل بین الملل به حساب می آید. اینکه می گوییم «تحلیلگر»، شما فکر نکنید از جمله نویسنده های «پشت میزی» است که توی اتاقش می نشیند، خبرها را زیر و رو می کند، گزارش های تلویزیونی را می بیند و برای رویدادهای ریز و درشت جهان تحلیل می نویسد. «رابرت فیسک» پیشتر از اینها روزنامه نگاری پرتلاش و حاضر در صحنه بود که گزارش های میدانی اش را از دلِ بزرگترین رخدادها و جنگ های جهان معاصر مخابره می کرد.

حتی همین حالا و در ۷۱ سالگی اگر پیری اجازه بدهد، ممکن است به سرش بزند، راه بیفتد و خودش را برساند به معرکه ای سیاسی و بین المللی و گزارش و تحلیلش را از همانجا برای روزنامه ها بفرستد. «فیسک» در تازه ترین تحلیلش نوشته است : «وقتی پادشاه و ولیعهد عربستان، ایران را بزرگترین تهدید برای کشورهای عرب خلیج فارس به حساب می آورند می توان مطمئن بود «نتانیاهو» نیز همین کار را خواهد کرد تا امنیت اسرائیل را هم در رده امنیت کشورهای حوزه خلیج فارس به حساب آورد. یکسان بودن سیاست‌های اسرائیل و عربستان جایی برای شک در ائتلاف کنونی عمیق و نانوشته میان این دو طرف باقی نمی‌گذارد».

وفادار

خبرنگاران حرفه ای گاهی و از برخی جهات ممکن است شما را یاد فوتبالیستهای حرفه ای بیندازند! درست مانند فوتبالیستها که از این باشگاه به آن باشگاه می روند، خیلی از خبرنگاران و روزنامه نگارها عادت دارند به خاطر منافع شغلی یا به هر دلیلی که دلشان بخواهد از این روزنامه و خبرگزاری به آن روزنامه و خبرگزاری بروند. البته همانطور که در میان فوتبالیستها می توانید «وفادار» پیدا کنید، در میان خبرنگاران هم می توانید کسانی را پیدا کنید که سالهای سال به رسانه خودشان وفادار مانده و در آن قلم زده اند. «رابرت فیسک» از جمله همین وفادارهاست که نزدیک به ۳۰ سال برای «ایندیپندنت» گزارش و خبر تهیه کرده است.

دندانش را تیز کرد

 در شهر «کِنت»، بغل گوش لندن به دنیا آمد. پدرش خزانه دار یکی از روستاهای اطراف بود و از کهنه سربازان جنگ جهانی اول.  به قول انگلیسی ها، دندان خبرنگاری اش را وقتی تیز کرد که در دوران تحصیل در دانشگاه «لا نکستر» راه پایش به نشریات دانشجویی باز شد و شروع به نوشتن برای آنها کرد. برای همین زمانی که پایان نامه دکتری اش را می نوشت، برای خودش یک روزنامه نگار درست و حسابی به حساب می آمد. مدتی برای «اکسپرس» کار کرد و زمانی که کلاهشان با سردبیر توی هم رفت، به «تایمز» پیوست. چالش و تنش در ایرلند، حوادث پرتغال. ودیگر رخدادهای سیاسی اروپا، سوژه هایی بودند که در دهه ۷۰ میلادی «فیسک» را در کشورهای مختلف به خود مشغول کردند.

پس کی زندگی کرد؟

«نیویورک تایمز» او را مشهور ترین خبرنگار بین المللی انگلیس می داند. البته «فیسک» این شهرتش را مدیون همان حضور همیشگی و دایمی در صحنه رویدادهای بزرگ و خطرناک است. از سال ۱۹۷۷ تا ۱۹۸۸، یعنی ۱۱ سال خبرنگار و گزارشگر ثابت «تایمز» در خاورمیانه ای بود که مرکز درگیری های و جنگهای مختلف به شمار می آمد. سال بعد هم که به «ایندیپندنت» پیوست همچنان در خاورمیانه ماند و لبنان را برای سکونت دایمی انتخاب کرد. جنگ داخلی لبنان، انقلاب اسلامی ایران، حمله شوروی به افغانستان، جنگ ایران و عراق، جنگ خلیج فارس، جنگ بوسنی، درگیری داخلی الجزایر، جنگ کوزوو، حمله ائتلاف آمریکایی به افغانستان، حمله به عراق در سال ۲۰۰۳، بیداری اسلامی در کشورهای عربی، جنگ داخلی در سوریه و ... همه و همه از جمله مواردی هستند که «فیسک» در آنها حضور داشته، زخم برداشته و حتی به دلیل ماندن در کنار توپخانه، بخشی از شنوایی خودش را از دست داده است! الان به شما حق می دهم از خودتان بپرسید : پس کی زندگی کرده است؟

درسی که از جنگ جهانی گرفتم

واقعیت این است که «فیسک» با وجود کار کردن برای روزنامه های پرتیراژ غربی و همکاری با آنچه ممکن است ما گاه آن را غولهای رسانه ای جهان و یا امپراتوری رسانه ای بدانیم، کمتر در خدمت سیاست های این امپراتوری بوده است. یعنی در بسیاری از رخدادهای سالهای اخیر، وقتی کار به تحلیل رسیده، شاهد نوشته ها و اظهار نظرهای واقع بینانه ای از او بوده ایم که شاید چندان باب گردانندگان امپراتوری رسانه ای جهان نباشد. در یکی از تحلیلش هایش می گوید: «غرب دوست دارد اینطور فکر کند که «تمدن »داعش را شکست خواهد داد اما تاریخ چیز دیگری می‌گوید. ما به این باور خود چسبیده‌ایم که خشونت و وحشی‌گری هرگز بر قدرت، صداقت و صلح برتری نخواهد یافت ... انسان‌های بد شکست می‌خورند. انسانهای خوب پیروز می‌شوند. اخلاق، حقوق بشر، قانون، دموکراسی (شاید درباره این آخری باید محتاطانه صحبت کنیم) همواره بر شرارت غلبه خواهند کرد. این درسی است که جنگ جهانی دوم به ما داد».

هرگز به من دروغ نگفت

پس از فاجعه «منا» در بزرگداشت دیپلمات شهید ایرانی -  رکن آبادی – چنین نوشت: «او فردی هوشمند، گهگاه شوخ طبع و در هنگام پاسخ دادن به پرسشهای من بسیار دقیق بود. وی رسماً در مقام یک دیپلمات در سفارت ایران در بیروت فعالیت می کرد. تسلط وی به زبان انگلیسی  با وجود لهجه غلیظ فارسی بسیار خوب بود و رفتاری توأم با وقار و ادب داشت …همواره از آمادگی خود برای «شهادت» سخن می گفت. وی مردی محکم بود و به مرور زمان دریافتم که هرگز به من دروغی نگفت ... با صراحت از حمایت مالی و نظامی ایران از حزب الله لبنان صحبت می کرد. او بر حمایت از انقلاب مصر تأکید می کرد، اما حمایت از ناآرامیهای سوریه را مجاز نمی دانست» .

من آنجا بودم

۴۰ سال حضور در خاورمیانه و همنفسی با تحولات این منطقه پر اشوب جهان چیز کمی نیست. بنابراین نه از وفاداری اش به «ایندیپندنت» و نه به خاطر پایبندی اش به بیان «واقعیت» ها و افشای مسایل پشت پرده حیرت نکنید. واقع بینی «فیسک»، حاصل این همه سال روزنامه نگاری و وجدانی بیدار است و همین هاست که به او اجازه می دهد بی هیچ پرده پوشی یا تعارفی، دست سعودی ها و «وهابیت» را در پشتیبانی مادی و معنوی از تروریستهای داعش رو کند، به آسانی رد اسرائیل و نقشه هایش را در جنگها و آشوبها بزند، از حماقت ها و یا نیرنگهای غربی ها بگوید و  حتی زمان مرگ «شیمون پرز» وقتی خیلی از همتایانش به ادای احترام و بزرگداشت و تحلیل و تجلیل های تشریفاتی می پرداختند به هیچ تعارفی بنویسد : «هنگامی که دنیا از خبر مرگ پرز آگاه شد درباره وی نوشتند که صلح دوست است؛ اما هنگامی که من از خبر مرگ وی آگاه شدم، خون و آتش و ذبح  را به یاد آوردم…آنچه پرز انجام داد تکه تکه کردن کودکان، فریاد آوارگان و اجساد سوخته شده در «قانا» را به یاد من می آورد... من آنجا بودم و همه چیز را دیدم... در روزهای آینده بشمارید که چند بار کلمه صلح درباره پرز به کار برده خواهد شد و بشمارید که چند بار کلمه قانا یادآوری خواهد شد»!

Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA

منبع: روزنامه قدس