یکشنبه ۲ مهر ۱۳۹۶ - ۱۳:۳۳

و این دفاع همچنان ادامه دارد!

ایلام؛ پیشانی جبهه و جنگ

ایلام در دوران جنگ تحمیلی

ایلام - سال ۵۹ به نیمه می رسد و مردمان سخت کوش ایلام گه گداری صدای گلوله و توپ و تانک را می شوند، ۴۲۰ کیلومتر مرز ایلام با کشور عراق دستخوش حوادثی است که هنوز قطعیت نیافته، سال ها پیش ایلات عشایر ایلام در نوار مرزی، اراضی را در بین خود تقسیم کرده تا در فصل زمستان، برای قشلاق به این مرز بیایند.

قدس آنلاین - گروه استان ها - وحید صدر - از بولی و میمک گرفته تا مهران و شرهانی و موسیان! تحولاتی  در مرز دیده می شود که در همین تحولات و ۱۱ روز قبل از آغاز جنگ تحمیلی و در شلیک موشک و خمپاره های ارتش بعث به شهر مرزی مهران و روستاهای اطراف آن، شهید «روح اله شنبه ای» در روستای بهرام آباد به شهادت می رسد.

در همین اوضاع و احوال و عدم انسجام نیروهای نظامی ایران، ارتش تا دندان مسلح عراق به مرزهای ایران اسلامی بویژه ایلام حمله ور می شود و میمک منطقه عشایر ایلام را به تسرف می آورد و عشایر غیور ایلام که تجاوز دشمن به سرزمین خود را بر نتافتند با اسلحه های نیمه خودکار و شکاری خود در مقابل ارتش عراق ایستادگی کردند، ایستادگی که اگر نبود شاید ابعاد تجاوز عراق بیش از پیش جلوه می کرد و شهر ایلام و  کرمانشاه را در خطر اشغال قرار می داد، ایستادگی و مقاومتی که از آن می شود بعنوان اولین سیلی عشایر ایلام به دولت و ارتش عراق نام برد.

جنگ ۸ سال به درازا کشید، مردم ایلام از همه سنین با تمام پوست و گوشت و استخوان خود، این درد را لمس کردند، اما سنگر را خالی نکردند! بله بسیاری از هموطنانمان در این خاک به شهادت رسیدند، اما ایلام با تمام وجود جنگید از زن و مرد، پیر و جوان و خردسال طعم جنگ را چشیده، طعم بمباران های هوایی در طول ۸ سال را! طعم اینکه نه خانه مانده نه کاشانه، نه شهر امن است و نه کوه و جنگ و نه زمین فوتبال! منطقه امنی وجود ندارد! با این حال با دلی باز از همزبانان و اقوام و فامیل خود که از شهرهای مرزی کرمانشاه همچون قصر شیرین به این دیار مهاجرت کرده نیز پذیرایی می کنند! چه دلی داشته اند در جنگ هم مهمان نوازند!

جنگ به اتمام رسید، اما بودجه جنگ و بازسازی به ایلام نرسید!

ایلام هنوز در جنگ مانده و جنگ زده است! شاید صدای توپ و تانک نیاید، شاید شلیک خمپاره، خواب کودکان را آشفته نکند! شاید صدای هواپیما تداعی کننده بمباران و فرار به پناهگاه را تداعی نکند، شاید سردی زمستان و زندگی در زیرچادر و شستن دست و صورت ترک خورده با آب یخ زده در کوه ها به یاد نسل جدید نیاید، اما همچنان دلهره بر دل پدران و مادران جنگ دیده این دیار می آورد! آری هنوز جنگ دلهره آور است و ترسناک!

بله ترسناک! ترس پر پر شدن عزیزان جلوی چشم همگان، ترس دویدن فوتبالیستی بدون سر در وسط میدان! ترس دست و پای جدا شده از بدن یک عزیز!

و هنوز جنگ در ایلام ادامه دارد! جنگ با گردو غبار! جنگ با فقر! جنگ با خودکشی! جنگ با غول بیکاری! جنگ با رانت و پارتی بازی! جنگ با بدهکاری! جنگ اقتصادی!

آری ایلام هنوز در جنگ است! ایلام ثروتمند از نفت و گاز بیشترین بیکار را دارد! ایلام ثروتمند از خاک های حاصلخیز، محصولات مورد نیازش را از دیگر استان ها می آورد، چرا که آب کشاورزی اش مهار نمی شود!

آری ایلام هنوز در جنگ است! چرا که جوانش برای یافتن شغلی که شکمش را سیر کند به تهران می رود، آری ایلام جنگ را لمس کرد و چشید و بودجه بازسازی اش به دیگران رسید!

آری ما سیلی جنگ را خوردیم، اما نانش را دیگران خوردند!