پنجشنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۶ - ۰۹:۵۷

زورگویی؛ محور سیاست خارجی آمریکا

محمد صادق کوشکی

محمد صادق کوشکی

تجربه سال‌های پس از انقلاب در نحوه رفتار آمریکایی‌ها با جمهوری اسلامی و سایر کشورهای جهان و حتی متحدان خودشان از جنگ جهانی دوم تاکنون نشان می‌دهد، محور رفتار آمریکا بر اساس یک اصل ثابت در سیاست خارجی در عرصه بین المللی استوار است و آن عمل بر اساس قدرت است.

قدس آنلاین-تجربه سال‌های پس از انقلاب در نحوه رفتار آمریکایی‌ها با جمهوری اسلامی و سایر کشورهای جهان و حتی متحدان خودشان از جنگ جهانی دوم تاکنون نشان می‌دهد، محور رفتار آمریکا بر اساس یک اصل ثابت در سیاست خارجی در عرصه بین المللی استوار است و آن عمل بر اساس قدرت است.
بدین صورت که آمریکایی‌ها خود را به عنوان قدرت برتر جهان تلقی می‌کنند و بر این مبنا معاهدات بین‌المللی خود را با دیگر کشورها همچون روسیه، چین و برخی کشورهای اروپایی برقرار می‌کنند و درصدد هستند که به طرف مقابل القا کنند با ابرقدرت منحصر جهان در حال مذاکره و تنظیم قرارداد هستند و به واسطه ابرقدرتی امتیازات ویژه‌ای را برای خود در نظر می‌گیرند و نیازی نمی‌بینند که به تعهدات بین المللی خود پایبند باشند.
این بی‌وفایی به عهد در قراردادهای این کشور با جمهوری اسلامی ایران نیز به خوبی در سال‌های پس از انقلاب همچون قرارداد الجزایر مشهود و ملموس است.
براساس این پشتوانه تئوریک و تاریخی از مقطعی که دولت یازدهم تصمیم گرفت برای حل مشکلات کشور با آمریکا و آن هم به عنوان کدخدای جهان مذاکره کند، حل مشکلات کشور از جمله اقتصاد، صنعت، آب، محیط زیست را به مذاکره با این کشور گره زد. بسیاری از دلسوزان کشور و در رأس آن‌ها رهبر معظم انقلاب با در نظر داشتن این پشتوانه نظری و تاریخی به مسئولان دولت تذکر جدی دادند که این تصور که با آمریکا بتوان گفت‌وگو کرد، یک رؤیای باطل است و هیچ نسبتی با واقعیت ندارد؛ زیرا تنها منطق پذیرفته شده نزد آمریکا منطق زور و فشار است. اما متأسفانه دولت یازدهم این افراد را به بی سوادی، بی شناسنامه بودن، ادراک نداشتن از دیپلماسی و خیالپرداز متهم می‌کرد. در حالی که اکنون و پس از گذشت دو سال از اجرایی شدن برجام به این نکته رسیدند که خودشان زیبنده این ویژگی‌ها بوده‌اند. از طرفی پس از سال ۹۲ تا قطعی شدن برجام ملت همواره شاهد بود، علاوه بر دولت یازدهم، رسانه‌های زنجیره‌ای حامی این جریان نیز با عبارات و واژگان خیلی عجیب نظیر امضای «کری»، خودش ضمانت اجراست، تحریم‌های بالقوه لغو شد و خداحافظ تحریم ها، این نگرش کاملاً خیالپردازانه دولت را مورد تشویق و تمجید قرار می‌دادند و این رسانه‌ها نیز در این خیالپردازی دولت شریک و سهیم هستند؛ زیرا متأسفانه آمریکایی‌ها در شرایط کنونی نه تنها خود را به تعهداتشان ملزم نمی‌دانند، بلکه نشان داده‌اند اصلاً تعهدی را قبول ندارند و حتی طلبکارانه قصد گرفتن امتیازات بیشتر از ایران دارند. به عبارتی رفتار کنونی ترامپ کاملاً حساب شده و مکمل رفتارهای اوباماست، به گونه‌ای که آن‌ها به این نکته پی برده‌اند که دولت کنونی را با ابزار تحریم می‌توان تحت فشار قرار داد و آن‌ها را در دو راهی همچون چرخش چرخ زندگی مردم یا چرخش حوزه موشکی، چرخ زندگی مردم یا چرخش قدرت منطقه‌ای قرار دهند و همان گونه که چرخش سانتریفیوژها را متوقف کردند و به سمت برجام سوق دادند، به سمت برجام‌های ۲ و ۳ و تضعیف قدرت موشکی و منطقه‌ای وادار کنند و این همان نکته‌ای بود که متأسفانه رئیس جمهور در مناظره‌های انتخابات هم اعلام کرد که حاضر است به برجام‌های ۲ و ۳ تن دهد. در چنین شرایطی، تنها ملت ایران امیدوار است، دولتمردان کنونی عبرت گرفته باشند و دست از خیالپردازی بردارند و به جمله امام خمینی(ره) که در سال ۵۸ اعلام کردند «آمریکا شیطان بزرگ است که هیچ زبانی جز زبان فشار و زور را درک نمی‌کند»
 پی برده باشند.

منبع: روزنامه قدس