یکشنبه ۱۷ دی ۱۳۹۶ - ۰۹:۱۸

خوانش شعری از امیربهادر عطار

نقد مدرنیته

حمیدرضا شکارسری

شکارسری

«سرترالین/ نامی به این جذابی شنیده بودی؟ /من شب‌ها را با او می‌خوابم»*

قدس آنلاین- سرترالین از پرمصرفترین داروهای ضدافسردگی است که برای درمان اختلال وسواس، اختلاس هراس، فوبیای اجتماعی، اختلال پیشاقاعدگی، اختلال استرس پس از سوانح و عوارضی مشابه بهکار میرود(منبع: ویکیپدیا).

اینکه کسی بگوید شبها با یک دارو به خواب میروم، درواقع گزارشی ساده از زندگی خود به ما داده است، اما آیا امیربهادر عطار هم یک گزارش ساده نوشته است؟

عطار با آوردن ضمیر او برای یک دارو، از صنعت تشخیص بهره برده و آن را از سطح شیء تا سطح یک انسان بالا برده است، آن هم انسانی که برای راوی نقش معشوق را هم ایفا مینماید و مگر نه این است که معشوق باعث آرامش عاشق است و افسردگی او را برطرف میکند؟ (البته بگذریم از اینکه عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها)

از سوی دیگر انتخاب داروی سرترالین شعر را در ساحتی مدرن  قرار میدهد. معشوق هم دیگر معشوق سنتی نیست. این معشوق مدرن عوارضی چون اختلالات حرکتی، اختلالات جنسی، سرگیجه و خشکی دهان، خستگی، تغییرات ناگهانی خلقی، تب و خارش پوستی و تپش قلب هم بهدنبال دارد(ولی افتاد مشکلها)؛ معشوقی که همه خوبی نیست.

این شعر کوتاه در بطن خود بر مدرنیته و دنیای مدرن هم نقدی جدی وارد مینماید و از تکصدایی و تکلایگی معنایی بهخوبی میگریزد.

فضانوردهای گمشده ـ امیربهادر عطار ـ فصل پنجم ـ ۱۳۹۶ ـ صفحه ۴۲ 

منبع: روزنامه قدس

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.