یکشنبه ۶ اسفند ۱۳۹۶ - ۱۵:۰۰

در گفت وگوی قدس آنلاین با یک هنرمند قزوینی مطرح شد:

هنر، روح انسان را جلا می دهد/ کمبود توجه مسوولان به هنر، عامل مهاجرت هنرمندان از قزوین به پایتخت 

محمداسدی

قزوین_ در جامعه امروز ما که هر روز فضای اقتصادی تنگ و تنگتر می شود، هنرمند تلاش می کند تا با نقش آفرینی هنری، روح و روان جامعه را صیقل دهد و گاهی هم بالاجبار زمان و مکان دیگری غیر از شهر خود را برای خلق اثر هنری خود برمی گزیند.

به گزارش خبرنگار قدس آنلاین، هنر نوازشگر روح و روان انسان است که بدون شک انس و الفت با این عنصر، روح و روان آدمی را صیقل می بخشد.

هنر، زیباترین و ماندگارترین اثر در تاریخ بوده که با گذشت سالهای بسیار، هنوز هم خاک این عنصر را به کیمیا تبدیل می کنند؛ هنرمند همچون نقاشی است که با خلق آثار هنری، زیبایی های هنر را به تصویر کشیده و روح و روان آدمی را به خود مجذوب می کند.

در دنیای هزار رنگ هنر امروزی که رفتارها و شخصیت های انسانی در گذر زمان و روزگار رنگ می بازد، هنرمند با ارتباط صمیمانه با هنر سعی در صیقل بخشیدن به روح و روان خود دارد و با وجود مشکلات جامعه هنری، به فعالیت هنریش ادامه می دهد چراکه روح خلاقانه هنر، انگیزه اش را دوچندان می کند.

در ادامه این مصاحبه پای صحبت های هنرمندی نشسته ایم که کارنامه درخشان و البته دغدغه های بسیاری را در زندگی خود دارد که در ادامه از نظر می گذرد.

*خودتان را معرفی بفرمایید.

محمد اسدی(عابس)، متولد یکم اردیبهشت ماه سال ۶۲، فارغ التحصیل مقطع کاردانی گرافیک از دانشگاه ثامن الحجج مشهد، فارغ التحصیل مقطع کارشناسی گرافیک از جهاد دانشگاهی واحد انزلی و دانشجوی انصرافی کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی هستم. در حال حاضر در حوزه هنرهای تجسمی و نقاشی فعالیت می کنم. به صورت حرفه ای ۱۵ سال در بخش نقاشی و در چند وقت اخیر هم با برگزاری برنامه های هنری در رشته هنرهای تجسمی به صورت جدی و حرفه ای فعالیت کنم.

*در خصوص سوابق هنری خود توضیحاتی بفرمایید.

سوابق مختلفی را در بخش هنری خود دارم که از موارد آن می توان به مدیر اجرایی انجمن هنرهای تجسمی استان قزوین در مدت یکسال (از سال ۸۸ تا ۸۹)، دبیر شورای سیاست گذاری هنرهای تجسمی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان قزوین از سال ۸۷، عضو مؤسسه توسعه هنرهای تجسمی معاصر کشور در سال ۸۷، مسوول کمیته پشتیبانی دومین سالانه بین المللی خوشنویسی ایران در سال ۹۱ و مسوول انجمن هنرهای تجسمی استان قزوین از زمستان سال ۹۳ تا مهرماه سال جاری اشاره کرد. در حال حاضرهم مسوولیت خانه نقاشانه حوزه هنری استان قزوین را بر عهده دارم.

*چه عاملی موجب ایجاد علاقمندی شما نسبت به هنر و رشته های هنری شد؟

بنده دوران کودکیم را قزوین در کنار پدربزرگ و مادربزرگ گذراندم که فضای زیبا و عارفانه منزل و خانواده ام تأثیر مستقیمی بر علاقمندیم نسبت به هنر داشت.

در دوران نوجوانی به دلیل بلوغ سنی و شیطنت های کودکانه، از فضای هنر دور شدم و در همان دوران و به طور اتفاقی در مدرسه محل تحصیلم، در رشته گرافیک ثبت نام کردم؛ با گذشت دو ماه بعد از ثبت نام در این رشته و با حضور در کلاس درس، احساس کردم که گمشده خود را پیدا کرده ام؛ شیطنت های آن دوران را کنار گذاشته و در مدرسه با اساتیدی همچون استاد حسین یعقوبیان، سعید سعیدیان و حبیب ملاحسنی آشنا شدم و این آشنایی زمینه ای برای ایجاد اشتیاق تحصیل  در رشته هنرهای تجسمی شد.

دیپلم گرافیک را در هنرستان میرعماد سابق و انصاری فعلی أخذ کردم و مقطع کاردانی رشته ارتباط تصویری را هم در دانشگاه ثامن الحجج مشهد گذراندم؛ در دوره هنرستان چندین رتبه و مقام از جمله رتبه نخست عکاسی و رتبه دوم نقاشی دانش آموزی در سطح کشور را برای استان قزوین کسب کردم.

بعد از اتمام مقطع کاردانی، مقطع کارشناسی رشته گرافیک را در رشت گذراندم و بعد از فارغ التحصیل شدن در مقطع کارشناسی، مقطع کارشناسی ارشد را در رشته ادبیات خواندم و بعد از دوسال تحصیل در این رشته، از آن انصراف دادم.

*نخستین اثر خود را در چه سالی تولید کرده و به نمایش گذاشتید؟

در خردادماه سال ۸۵، بعد از فارغ التحصیل شدن از دانشگاه ثامن الحجج مشهد، نخستین اثر خود را در قالب ۴۰ تابلو با موضوع «انسان» در نگارخانه مهر حوزه هنری قزوین در معرض دید علاقمندان قرار دادم که مورد استقبال جامعه هنری قزوین قرار گرفت.

بعد از برگزاری این نمایشگاه، جامعه هنری قزوین بنده را به عنوان یک نقاش رسمی شناخت و بعد از سه سال و در اردیبهشت سال ۸۸ نمایشگاه دیگری در نگارخانه مهر و ماه نیز با عنوان «نورها و سایه ها» و با موضوع «طبیعت» را به صورت انفرادی برپا کردم.

بعد از برپایی نمایشگاه ها، در جشنواره های مختلف استان قزوین شرکت کرده و در کارگاه های مختلف حضور داشتم و مورد تقدیر قرار گرفتم.

*فعالیت های آموزشی خود را از چه سالی آغاز کردید؟

از سال ۸۹ و ۹۰ به بعد فعالیت خود را در این بخش آغاز کردم.دانشگاه علمی کاربردی جهاد دانشگاهی، دانشگاه علمی کاربردی اداره ارشاد، هنرستان غیر انتفاعی معلم و جابربن حیان  به عنوان نخستین مراکز تدریسم است که بعد از گذشت سالها، در انجمن هنرهای تجسمی استان قزوین هم مشغول به تدریس شدم و در انجمن سینمای جوان، رشته هنرهای مبانی بصری به ارائه آموزش پرداختم که البته این آموزش ها تا به امروز هم ادامه دارد.

*در حال حاضر فعالیتهای هنری شما با چه رویکردی است؟

تا به امروز تابلوهای بسیاری را طراحی کرده ام و بیشترین محوریت این تابلوها، نگارگری ایرانی است؛ سعی کرده ام در تولید آثارم به نگارگری ایرانی توجه داشته باشم. در حال حاضر نیز تغییراتی را بر روی چهره انسان ها انجام می دهم.

*در خصوص معرفی آثار هنری خود چه فعالیت هایی انجام شده است؟

به همراه سایر دوستان نمایشگاه گروهی را در تهران و نمایشگاه گروهی را هم به طور همزمان هم در زمان مشهد و رشت برپا کردیم؛ شرکت در ورک شاپ های مختلف از جمله در استان همدان، تهران و کرمانشاه به مناسبت رحلت امام خمینی (ره) و ارائه آثار هنری از جمله فعالیت ها در این زمینه بوده است.

*مهمترین عامل ادامه فعالیت شما در عرصه هنر با وجود تمام مشکلات چیست؟

هنرمندی که هنر را انتخاب می کند این انتخاب با نظر و سلیقه شخصی و به دور از انتخاب جامعه است؛ اگر نگاهمان به هنر به عنوان یک رشته باشد این سوال پیش می آید که «چطور می شود بدون درآمد مناسب در بخش هنر، به ادامه فعالیت در آن ادامه داد؟»

به نظر بنده هنر منبع کسب درآمد نیست؛ اگر به هنر به عنوان منبع کسب درآمد نگاه کنیم باید به سمت سایر شغل ها که درآمدزا است، برویم؛ اما اگر هنر را به عنوان یک پدیده فرازمینی بپذیریم که انسان را به سیروسلوک، معرفت و شناخت سوق می دهد، در این زمان درمی یابیم که معیارهای هنرمند، معیارهای مادی و زمینی ملاک نبوده و به دنبال درآمد و جذب مخاطب نیست.

به دلیل جنس واقعی هنر که دنیای درونی انسان را صیقل، روح را جلا و شخصیت را تکامل می بخشد، هنر را انتخاب کردم چراکه به دنبال متعالی شدن خود هستم و راه متعالی شدن در هنر است.

*چه عواملی  به عنوان عوامل بازدارنده فعالیت هنری شما بوده است؟

در برخی از موارد شرایط و مشکلاتی به وجود آمده که با خود عنوان کرده ام که کاش هنر را ادامه نمی دادم که این موارد در شرایط و مشکلات اقتصادی بیشتر خود را نشان داده است.

در مواقعی که فعالیت و تلاش و میزان درآمد خود را با سایر شغل ها مقایسه کرده ام، اندکی دچار تعلل شده اما زمانی که به سمت هنر سوق پیدا می کنم، به ادامه فعالیت در هنر مشتاق می شوم.

نگاه به هنر، علوم انسانی و رشته های تفکری در ایران کمرنگ است و این موضوع ربطی به قبل و بعد انقلاب ندارد و در گذشته این شرایط برقرار بوده است.

در برخی از کشورهای مطرح دنیا همچون آمریکا، به خارجی ها اجازه داده می شود تا درهر رشته ای که علاقمند هستند تحصیل کنند اما در رشته های علوم انسانی که منشأ و مبدا تولید فکر است، اجازه ارائه آموزش های لازم به دیگران را نمی دهند.

در بیانات رهبر نیز به تهاجم فرهنگی اشاره می شود که تمام این بیانات منشا گرفته از بی توجهی مسوولان و به ویژه دولت های مختلف به رشته علوم انسانی و به ویژه هنر است؛ زیرا توجهی به بخش هنر نمی شود و جایگاهی که برای هنر و معلم است، معلمان و هنرمندان این جایگاه را ندارند که همین امر موجب آسیب رسیدن به جامعه می شود.

*مهمترین دغدغه شما به عنوان یک هنرمند چیست؟ 

مهمترین دغدغه بنده این است که تمام هنرمندان شهرقزوین بتوانند از راه هنر خود درآمد کسب کنند و تحقق این امر، موجب آرامش روحی و روانی هنرمندان و هنر آنها حرفه ای و تخصصی تر شود.

فیلم سازان کوتاه و یا نویسندگان درآمدی در بخش تولید آثار هنری خود ندارند و به ناچار شغل دیگری را برای کسب درآمد برمی گزینند؛ در این وضعیت، هنرمند توان و انگیزه ای برای خلق اثر هنری ندارد.

 *مهمترین کمبودهایی که در بخش هنر قزوین وجود دارد، شامل چه کمبودهایی است؟

کاستی های بسیاری در بخش هنری شهر قزوین بسیاری وجود دارد و این کمبود و کاستی ها، ریشه ای است.

مهم ترین کمبود، نبود دیدگاه مناسب و صحیح نسبت به هنر است؛ اگر سواد بصری جامعه در سال های گذشته افزایش یابد و تمام افراد جامعه به این باور برسند که باید از آثار هنرمندان همچون تابلوهای نقاشی در منزل خود استفاده کنند، بخش مهمی از مشکلات هنرمندان حل می شود.

از آنجایی که مردم نسبت به هنر و آثار هنرمند آگاه نیستند؛ احساس نیازی نسبت به خرید این تابلوها ندارند که این امر به هنرمند آسیب می زند.

نبود دانشکده تخصصی هنر و موسیقی، تالار شهر، سالن تخصصی کنسرت و موسیقی، کمبود گالری خوب و کمبود سالن نمایش بخشی از این مشکلات است؛ نزدیک به یک دهه این مشکلات برای مسوولان مطرح می شود اما عملی در کار نیست.

یکی دیگر از مهمترین مشکلات جامعه هنری استان قزوین، نزدیکی به پایتخت و مهاجرت هنرمندان قزوینی به تهران است؛ هنرمندان که در قزوین مسلط و معروف می شوند، زمانی که به نیازهای آنها پاسخی داده نمی شود، به تهران مهاجرت می کند که این شرایط یک آسیب جدی برای استان قزوین است.

یکی از اساسی ترین و مهمترین مشکلات هنرمندان، بیمه هنرمندان است و تحت پوشش قرار دادن بیمه هنرمندان به کندی انجام می شود.

تعدادی از جامعه هنرمندان بیمه شده اند اما در حال حاضر به دلیل مشکلات اقتصادی، این فرآیند برای هنرمندان فاقد پوشش بیمه بسیار کند انجام می شود؛ اما شرایط موجود شرایط مطلوبی نیست و بخشی از مدیران فرهنگی از هنرمندان جدی حمایت نمی کنند.

براساس قانون، هنرمند نباید مالیات هنر خود را پرداخت کند که بسیاری از هنرمندان به این آگاه نیستند که نباید مالیات هنر خود را پرداخت کنند.

پیشنهادی به دوستان هنرمند دارم اینکه با همت راسخ به دنبال مطالبات خود به صورت دسته جمعی و یکصدا بروند و از تبیین مطالبات به صورت انفرادی جلوگیری کنند.

*به عنوان عضوی از جامعه هنری، چه انتظاری از مسوولان دارید؟

مسوولان باید هنر را در جامعه و استان قزوین فرهنگ سازی کنند که این امر بسیار تأثیرگذار بر بدنه جامعه است؛ رسانه ملی، نشریات و مدیران فرهنگی باید به سمتی بروند که سطح سواد و آگاهی و دانش هنری جامعه افزایش یابد.

مدیران فرهنگی باید با همکاری آموزش و پرورش معلم هایی را برای آموزش دانش آموزان انتخاب کرده که معنای واقعی هنر را برای آنها تبیین کند.

مدیران فرهنگی برخی مواقع در مقطع زمانی کوتاه مدت، یک مُسَکِنی را به هنرمندان تزریق می کنند و می روند؛ برای نمونه در یک ماه از یک هنرمند دو تابلو خریداری می کند و برنامه ریزی همیشگی برای خرید تابلوهای هنرمند ندارند؛ این مدیران باید بستری را فراهم کنند که هنرمند همواره و همیشه درآمد پایدار داشته باشد.

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.