پنجشنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۷ - ۱۹:۱۲

مذاکره واقعی چگونه رقم می‌خورد؟

روح الله ایزدخواه

مذاکرات هسته ای

اینکه تصور شود که سیاست خارجی ما تعیین کننده پیشرفت در هسته‌ای بود، درست نیست. برعکس، پیشرفت هسته‌ای موجب شد مذاکره هم در آن مرحله موفق باشد.

این روزها تیم مذاکره کننده ما به دنبال حفظ توافق برجام، تور هسته‌ای برگزار کرده است. تلاش تیم دیپلماسی کشورمان این است تا بتواند با مذاکره سیاسی زمینه پیشرفت یا همان توسعه کشورمان را فراهم کند.
در مسئله پیشرفت یا توسعه، رویکرد غالبی که پس از جنگ در کشور حاصل شد یک توسعه تظاهری، سخت‌افزار گرا، بودجه‌محور و دولت‌محور بود. این توسعه، جدا از دعواهای نظری و تئوری‌های جهانی در همه بخش‌های کشور حاکم شد و به صورت خودمختار از طرف دولت دنبال شد. در جریان این توسعه، بخش خصوصی هم یا وجود نداشت یا اگر وجود داشت پیرو بود و پیشرو نبود. البته این مدل پیشرفت عوارض زیادی هم ایجاد کرد؛ از قبیل رانت‌ها و مفاسد و خام فروشی، تبعیض‌های مختلف و.... در مقابل این نگاه به توسعه، از همان ابتدا یک رویکرد دیگر هم وجود داشت که می‌توان اسم آن را پیشرفت جهادی مردمی گذاشت. این مدل البته غالب نبود، ولی در بخش‌هایی که عملی شد و مجالی برای عرض اندام یافت، دستاوردهای خوب و پایداری ایجاد کرد. در این مدل، اولویت اقدام بر اساس اولویت‌های نظام تعیین می‌شد، اما در عمل متکی بود به نیروهای متخصص و جهادی خودجوش با انگیزه که با اتکا به نیروی مردم توانستند مسائل محوله را حل کنند و پیشرفت‌های خوبی ایجاد کنند.
یکی از این بخش‌ها، هسته‌ای بود که در دهه ۸۰ اتفاق افتاد. در دهه ۸۰ یک عده جوان جهادی وارد صنعت هسته‌ای شدند و با جهت‌گیری که نظام به آن‌ها می‌داد، در یک کلمه، همت کردند که این فناوری را در این صنعت به سرعت رشد دهند؛ بدون توقف، بدون ملاحظه. البته این جوان‌ها ممکن است در ظاهر کارمند هسته‌ای بوده باشند، ولی در واقع نیروی جهادی بودند که با انتخاب وارد این صنعت شده بودند و با محدودیت‌ها و کارشکنی‌هایش می‌ساختند، ولی آمده بودند که یک پیشرفت واقعی را آنجا شکل دهند.
بعد هم توده مردم با جریان هسته‌ای همراه شدند و جریان اجتماعی شکل گرفت؛ شعار بدنه اجتماعی هم این بود که «انرژی هسته‌ای حق مسلم ماست». مبحث هسته‌ای گفتمان شد و آن مهندس‌ها هم نیرو گرفتند و بعد بخش سیاسی توانست با اتکا به این پیشرفت واقعی دست برتر را در مذاکره‌ها داشته باشد.
پس اینکه تصور شود که سیاست خارجی ما تعیین کننده پیشرفت در هسته‌ای بود، درست نیست. برعکس، پیشرفت هسته‌ای موجب شد مذاکره هم در آن مرحله موفق باشد. شهید شهریاری‌ها، احمدی روشن‌ها، علی‌محمدی‌ها و... توانستند با خون خود مسیر مذاکره را باز کنند.
مثال هسته‌ای یکی از مثال‌هایی است که نشان می‌دهد مدل جهادی پیشرفت می‌تواند در مقایسه با مدل تکنوکراتی موفق‌تر عمل کند.
این دو جریان پیشرفت سخت‌افزاری بودجه‌محور و پیشرفت با الگوی جهادی‌مردمی مبتنی بر اولویت‌های نظام هنوز هم در تقابل باهم هستند و دارند پیش می‌روند. رهبر معظم انقلاب اسلامی پرچمدار روش دوم هستند؛ جهاد اقتصادی، مردمی‌سازی اقتصاد، حضور آحاد مردم علاوه بر دولت و... را ایشان مدام مطرح می‌کنند.
در ماجرای هسته‌ای اولین اشتباه بزرگی که رخ داد، این بود که ترمز نیروهای متخصص خودجوش جهادی در این صنعت کشیده شد. تصور این بود که دیپلماسی (دیپلماسی تقلیل‌یافته به سطح مذاکره، نه دیپلماسی با همه جوانبش) تعیین‌کننده است و مهندس و متخصص و فناوری باید پشت سر آن باشد. غافل از اینکه پیشرفت واقعی نخبه‌محور است. نخبه است که تعیین می‌کند نظام با چه شدت و حدتی در این مسیر حرکت کند. اگر این فضا شکل گرفت، آقای رئیس‌جمهور به‌عنوان نماینده این ملت می‌تواند با دست پر مذاکره کند و بگوید ملت من خواهان پیشرفت هستند و مشغول کارند؛ بنابراین به‌عنوان یک نفر که تابع ملت است و رأی‌اش را از این ملت گرفته، نمی‌تواند مدافع حقوق مردم نباشد.
اما آنچه اتفاق افتاد این بود که حرکت پرشتاب هسته‌ای را متوقف کردند و همه برگ‌های خود را سوزاندند و طرف مقابل برد. اما با همین طرف مقابل داشتیم مذاکره می‌کردیم و برنده بودیم، چرا؛ چون دستمان پر بود و نیروی جهادی نظام را جلو کشیده بود. 
امروز هم به‌جای برگزار کردن تورهای برجامی، راه‌حل، باز کردن مسیر برای پیشتازی نیروهای جهادی و حضور نیروهای مردمی است. حضرت امام خمینی(ره) هم تأکید داشتند که مردم باید پیش بیفتند. مسائل نظام باید به‌دست مردم حل شود و دولت پیرو مردم باشد. البته دولت نظارت و قائده‌گذاری می‌کند، اما این مردم هستند که اهداف نظام را محقق می‌کنند.
آقای رئیس‌جمهور نباید تیمش را محدود کند به چند دیپلمات. باید ده‌ها و صدها دانشمند و متخصص و استاد دانشگاه را که در عرصه‌های مختلف هرکدام برای خودشان یک ظرفیت هستند، وارد تیم مذاکره‌اش کند. آن موقع می‌تواند در مذاکرات این سؤال را بپرسد که کدام کشور حاضر است دانشگاهش را تعطیل کند و استاد دانشگاه را اخراج کند؟ در این حالت ما دست برتر را خواهیم داشت.

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.