شنبه ۱۹ خرداد ۱۳۹۷ - ۱۲:۴۵

این لشکر فراموش شده را دریابید

محمدحسین جعفریان

محمدحسین جعفریان

یکشنبه گذشته مشهد شاهد اتفاق مبارکی بود. در محفلی باشکوه، کتاب «از مشهد تا ژوهانسبورگ» که شرح حال ادیب نامدار همشهری ما، دکتر «سیدعبدالله حسینی» است رونمایی و از خود او نیز تجلیل شد.

در سفرهای متعددی که به شهرهای مختلف کشور داشته‌ام، شاهد بوده‌ام شهروندان آن‌ها با چه شور و شوقی از نامدارانشان تمجید کرده و مسئولان آن‌ها نیز در تکریم این قشر سنگ تمام می‌گذاشتند. به یاد دارم سال‌ها پیش در یکی از شهرستان‌های جنوبی، دوستی که گوینده خبر ورزشی سیما بود، نامزد مجلس شد و با همین پشتوانه رأی خوبی هم آورد.
مثال‌هایی از این دست کم نیست، در خراسان اما این رویه معمول نیست. اغلب بزرگان ما تا زنده هستند، کمتر وقعی به آن‌ها گذاشته می‌شود. مدیران ما متوجه این خلأ، بویژه در بخش فرهنگی و چهره‌های نامی این حوزه نیستند. حال آنکه «فرهنگ» به تعبیر رهبر انقلاب، برای هر جامعه‌ای به منزله هواست. اگر فراوان و سالم بود، سوغاتش سلامتی است و اگر ناسالم و اندک بود، نفس تمام بخش‌ها را به شماره می‌اندازد. از هر دوره‌ای، هر آنچه در تاریخ نیز به یادگار می ماند و نشانه اوج و حضیض آن زمانه و جغرافیا به شمار می‌رود، احوال و آثار همین مشاهیر، بویژه در حوزه فرهنگ است. تصور کنید، امروز برای چه کسی مهم است که در عهد «حافظ» یا «سعدی»، حاکم شیراز چه کسی بوده است؟ در جنجالی‌ترین بخش‌های تاریخ هم، گاه اگر نامی از فرمانروایی هست، به سبب ربط او به حال و اثر شاعر و متفکر و حکیمی نامدار و هم عصر او بوده و لاغیر. برای مثال فکر کنید به ماجرای «شاهنامه» و حکایات حکیم توس و زمامداری «محمود غزنوی» که در روزگار خویش بخش عظیمی از جهان متمدن آن زمانه را زیر نگین خویش داشته... باری این‌همه را گفتم تا برسم به کیفیت برخورد با مشاهیر فرهنگیمان در این شهر و این نظام که ذات و جوهرش فرهنگی است.
در همین محفلی که ذکرش رفت، سیدعبدالله حسینی، پیراهنی را که به خاطر یکی از شعرهایش از امام(ره) صله گرفته بود، وقف آرمان قدسی و فلسطین کرد و من از آن روز شاهدم که این خبر چقدر اثربخش بوده و از رسانه‌های رسمی تا فضای مجازی دست به دست می‌چرخد.
حالا تصور کنید در آستانه روز قدس هر نهاد و وزارتخانه و مرکز مربوطه‌ای اگر می‌خواست چنین موجی ایجاد کند، به چه میزان تدارکات و مقدمه چینی و نیرو و بودجه و بگیر و ببند نیاز داشت؟
باری به همین ترتیب می‌توان از بسیاری مشاهیر و نخبگان فرهنگی این استان با روشی مشابه و البته هوشمندانه، برای همان اهداف فرهنگی و حتی غیر آن بهره برد. هم آن‌ها را از انزوا بیرون کشیده و از ایشان دلجویی نمود، هم نسل نو را به این شیوه با آرمان‌های مورد هجوم دشمنان این مرز و بوم، آشتی دارد. مدیران ما در سطح ملی و محلی باید متوجه باشند این چهره‌ها با چه انرژی و توانایی‌های عظیمی در خلوت خویش آرمیده‌اند و در سمت دیگر دستگاه‌های مختلف با صرف هزینه‌های هنگفت سرگرم اختراع دوباره چرخ هستند. بی‌اعتنا به توان شگفت لشکری از نخبگان که جلوی چشم ایشان به حاشیه رانده شده و از دست می‌روند.

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.