شنبه ۱۹ خرداد ۱۳۹۷ - ۱۵:۰۴

واشنگتن پست:

ایران؛ تنها برنده بحران خلیج فارس است

امیر قطر و ملک سلمان

قدس آنلاین: واشنگتن پست در دیدگاهی نوشت: ایران، تنها برنده دعوای میان عربستان و امارات با قطر است که از او به 'بحران خلیج فارس' یاد می شود.

ر این مطلب به قلم 'ایسهان تارور' آمده است: یک سال از محاصره و بایکوت منطقه ای کشور قطر توسط عربستان و امارات می گذرد.
در تاریخ ۵ ژوئن ۲۰۱۷ این دو کشور با همراهی مصر و بحرین تمام مناسباتشان با 'دوحه' را قطع کردند و بحرانی را در منطقه بوجود آوردند که هم اوضاع جاری ' خلیج فارس' را لرزاند و هم دولت 'ترامپ' را به لرزه انداخت و هم- خطوط گسل جدیدی را در خاورمیانه ترسیم کرد.
این مشاجره؛ صرفا یک دعوای شخصی میان پادشاهی های سلطنتی حاشیه خلیج فارس و هم یک دعوای ایدئولوژیک مرزی است. ریاض و ابوظبی سیاست خارجی مستقل قطر را نشانه گرفتند و سازمان خبری قطر یعنی شبکه 'الجزیره' که بودجه اش را دولت قطر تامین می کند، بی آبرو و دوحه را متهم کردند که در گوشه گوشه جهان، افراط گرایی اسلام خواهانه را تامین مالی می کند.
قطر تمام این اتهامات را را رد کرد و بسته پیشنهادی کشورهای طرف دعوا را که پارسال توسط کویت به او عرضه شده بود را پس زد.
عربستان و کشورهای همراهش قطر را محاصره راههای زمینی کردند. اما دلارهای نفتی (پترودلار) قطر به کمکش آمد و تمام عوارض این محاصره را دفع کرد. قطر برای آنکه با کمبود غذا مواجه نشود از طریق عمان یک مجرای دریافت آذوقه برای خود باز کرد و از کشورهایی نظیر ترکیه و ایران هم کمکهایی دریافت کرد.
دوحه دست از مقابله نکشید و تبلیغات وسیعی علیه دشمنانش به راه انداخت تا تلاشهای متقابل آنان را خنثی کند.
مجموع برآیند این دعوای یک ساله این است که سعودی ها و اماراتی ها چیز زیادی برای نشان دادن تلاشهایشان ندارند.
و اما دولت 'ترامپ' هم هرچند در بدو امر از اینکه عربستان به جان قطر افتاده است خوشحال شد اما اندکی بعد موضع بی طرف در قبال این دعوا اتخاذ کرد. واشنگتن خواستار آشتی میان طرفین شد و روابط حسنه اش با قطر را حفظ کرد. مهم ترین پایگاه نظامی آمریکا در خاورمیانه در کشور قطر است و این پایگاه همچنان حفظ شده است.
'حسن حسن' در نشریه 'فارین پالیسی می نویسد:' قطر از گذشته همواره متهم بوده است که تروریسم را تامین مالی می کند. دوحه برای زدودن این اتهام اعلام کرد که با تامین مالی تروریسم مبارزه می کند. قطر ضمنا حمایت ضمنی اش از گروههای مسلح اسلامگرا در سوریه و یا هر نقطه دیگر را هم کم کرد. اما در سیاست هایش یک تغییر استراتژیک نداد تا در انظار منتقدانش در غرب موجه جلوه کند'.
به باور تحلیلگران سیاسی، در طول دوران محاصره، قطر بسیار موقر و متین به این دشمنی دشمنانش پاسخ داد و هرگز در فکر انتقامجویی بر نیامد و کاملا حساب شده یک دیپلماسی سنجیده را سرلوحه اقداماتش قرار داد و دقیقا منطبق با قوانین بین الملل رفتار کرد. این منش او باعث شد تا دوحه در داخل هم افکار عمومی را جلب خود نماید.
هم اکنون اتفاق نظر جامعه بین الملل موافق قطر است و قطر هم با اتکا به همین پشتوانه سیاسی خواستار ترک مخاصمه است.
'محمد بن عبدالرحمن الثانی' وزیر خارجه قطر در یادداشتی در 'نیویورک تایمز' آورده است:' محاصره قطر که امروز دیگر بر همگان مبرهن است که بر مبنای ادعاهای واهی انجام گرفته است؛ ثبات را در خاورمیانه به هم زده است'.
الثانی می نویسد:' تا به اینجا باید بر همگان روشن شده باشد که این مشاجره هیچ برنده ای ندارد. اینک زمان آن است که تمام کشورهایی که قطر را محاصره کرده اند دست از این توهم پیروزی بردارند و منافع امنیتی خاورمیانه را اولویت کارشان قرار دهند و محاصره قطر را پایان بدهند'.
اما این بن بست ابدا قدمی در مقایسه با وضعیتش در پارسال جلوتر نرفته است.
سعودی ها و اماراتی ها به نظر می رسد که بایکوتشان بی انتهاست. در محافل خصوصی سعودی ها در مورد قطر طوری صحبت می کنند که گویا قطر یک بچه مدرسه ای سر به هواست که لازم است سر به راه شود.
قطری ها هم به نوبه خود می گویند که سعودی ها از قطر به چیزی کمتر از عبد و بنده بودن او راضی نیستند.
اما به هر حال خطر جنگ میان دو طرف وجود ندارد و این جنگ فقط در حد همان چغلی کردن در 'توئیتر' است.
هفته گذشته موضوع تلاش قطر برای خرید تسلیحات جدید از روسیه و فرانسه جنگ کلامی جدیدی میان دوحه و قطر راه انداخت. عربستان دوباره تهدید به اقدام نظامی کرد و قطر هم یک بار دیگر بر حق خود برای دفاع از تمامیت ارضی اش تاکید کرد.
این بحران شکل ' شورای همکاری خلیج فارس' را هم تغییر شکل داده است. این شورا بلوک پادشاهی های حاشیه خلیج فارس است. در این شورا دو کشور عربستان وامارات یک سیاست خارجی نئو محافظه کار را دنبال می کنند. دخالت نظامی این دو کشور در یمن تائید این فرض است. روابط ' محمد بن زاید آل نحیان' ولیعهد ۵۷ساله امارات با ' محمد بن سلمان' ولیعهده ۳۲ ساله عربستان روز به روز گرمتر می شود. بحرین که برای سر پا نگاه داشتن اقتصاد مشکل دارش نیازمند کمکهای عربستان است روز به روز خود را نزدیکتر به هردو کشور می کند'.
اما به هر حال بازهم این قطر است که ظاهرا ناچار است بیشترین هزینه را بپردازد. هیچ راه حلی برای این بحران اندیشیده نشده است. صاحب نظران امر براین باورند که اگر این بحران حل و فصل نشود هیچ بعید نیست که میزبانی قطر برای مسابقات فوتبال جام جهانی ۲۰۲۲ هم به خطر بیفتد.
' فراس مقصد' مدیر 'بنیاد عربیه ' در واشنگتن که اندیشکده ای است نزدیک به عربستان در این موضوع اظهار نظر می کند:' در این دعوا آبروی همه طرفهای درگیر ریخته شده است؛ منتها ضرر مالی و سیاسی که نابرابر هم هست فقط متوجه قطر است'.
مقصد اضافه می کند:' اما اگر این بایکوت همچنان ادامه داشته باشد اثرات بلندمدت حاشیه ای آن متوجه سعودی ها و متحدانشان است؛ نه قطری ها'.
' جرالد فایرشتاین' دیپلمات سابق و کارشناس مسائل خلیج فارس در 'موسسه خاورمیانه' در واشنگتن در این موضوع می گوید:' از نظر واشنگتن بحران خلیج فارس یک سردرد ناخواسته استراتژیک است'.
فایرشتاین تاکید می کند:' این مشاجره باعث شده است تا شورای همکاری خلیج فارس از اهمیت بیفتد و به حاشیه رانده شود در حالیکه این شورا سازمان موثری بود که می توانست با آمریکا کار کند'.
قطر تمام گزینه ها را برای خودش محفوظ نگاه داشته است. هفته گذشته وزیر دفاع قطر اعلام کرد که کشورش هرگز 'سوخت یک جنگ' با ایران را تامین نخواهد کرد. معنای این کلام وزیر قطری این بود که اگر یک نبرد نظامی میان ایران و آمریکا بالا بگیرد، آمریکا قادر نخواهد بود از پایگاههایش در قطر علیه ایران استفاده کند.
با این حساب همانطور که ' مایکل گرینوالد' وابسته سابق خزانه داری آمریکا در قطر و کویت گفته است:' ایران، تنها برنده بحران خلیج (فارس) است'.
گرینوالد می گوید:' این پویایی جدید قدرت برای ایران؛ آزار دهنده ترین عواقب این دعواست'.
اوضاع جاری به قطری ها این ظرفیت را داده است تا سیاستهایشان را کاملا از سیاستهای عربستان و امارات مجزا کنند. ریاض و ابوظبی همیشه از دست دوحه ناراحت بودند که چرا احزاب پوپولیست اسلامگرا را تربیت و آنها را تامین مالی می کند. حالا قطر در این شرایط می تواند بهتر از قبل خود را ' حامی آرمانهای عرب و مسلمانان که در جوامع هردو سخت ریشه دوانیده است معرفی نماید، نه اَنکه همچون قبل از نگاه تمام پادشاهی های منطقه که سخت با هر تغییر دمکراتیک مخالف اند به عنوان یک توطئه گر شوم ژئوپولیتیک در نظر گرفته شود.
' حسن ' می نویسد: ' چهار دولت دشمن قطر می کوشند که ایران و نیروهای نیابتی اش را بزرگ ترین تهدید علیه خود مجسم کنند. اما در سطح خاورمیانه همه رفته رفته این چهار کشور را یک دسیسه چین استبداد علیه تمام امیال و آرزوها برای یک تغییر سیاسی می شناسند؛ تغییری که این کشورها از زمان خیزش قیام بهار عربی در سال ۲۰۱۱ همواره مقابل آن ایستاده اند.

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.