دوشنبه ۱۸ تیر ۱۳۹۷ - ۱۳:۲۶

گفت‌وگو با حجت‌الاسلام سید عبدالکریم حسینی، مبلّغ بین‌المللی مهدویت

صهیونیست‌ها به دنبال راه انداختن جنگ آرماگدون/ انسان مدرن بیش از هر زمانی به «موعودباوری» نزدیک شده است

سید مصطفی حسینی راد

انتظار مهدویت

مفهوم راستین «انتظار» چیست و آیا انسانِ مدرن و صنعتی در حال دور شدن از «موعود منتظَر» است؟ چرا جامعه جهانی، در حال تشنگی روزافزون برای دیدار با منجی حقیقی عالم است؟ برای دیدار با منجی، چگونه باید آماده شد؟

قدس آنلاین: مفهوم راستین «انتظار» چیست و آیا انسانِ مدرن و صنعتی در حال دور شدن از «موعود منتظَر» است؟ چرا جامعه جهانی، در حال تشنگی روزافزون برای دیدار با منجی حقیقی عالم است؟ برای دیدار با منجی، چگونه باید آماده شد؟ اینها پرسشهای مهمی است که انسان امروز را درگیر خود کرده است. برای روشنتر شدن این مسئله در دومین بخش از گفت و گو با حجتالاسلام سید عبدالکریم حسینی، مدرس حوزه و دانشگاه و پژوهشگر و مبلّغ بینالمللی حوزه مهدویت، این پرسشها را در میان گذاشتهایم.

با توجه به سفرهای تبلیغی و ارتباطاتی که با مردم دیگر کشورها داشته اید و تنفس در فضای فکری کشورهای دیگر، موضوع انتظار در جامعه جهانی را چگونه می بینید؟ به نظر میرسد بشرِ امروز بیش از هر  زمانی، به مسئله «انتظار موعود» به عنوان یک دغدغه جدی مینگرد؟

یکی از مسائل بسیار مهمی که از دیرباز مطرح بوده ولی امروز بیشتر و جدیتر مطرح میشود، بحث «فرجامشناسی» است. فرجام شناسی یعنی علاقمندی به سرنوشت دنیا. در تفکرات فلاسفه گذشته و حال، این بحث مطرح بوده که فرجامِ دنیا چه خواهد شد. این فرجامشناسی به گونههای مختلفی مطرح میشود که نقطه مشترک آن، چه در ادیان توحیدی و چه در ادیان غیرتوحیدی مانند بودیسم، بحث تشکیل یک دولت کریمه یا دولت ایدهآل یا آرمانشهر است که هر کدام بر آن نامی گذاشتهاند. مثلاً بودا در «کانون پالی» که مجموعه سخنان بلند اوست بشدت معتقد است که فردی به نام «میتریه» خواهد آمد و دنیا را پر از عدل و داد میکند. شاخصههای این آرمانشهر میتریه خیلی عجیب است و جالب است که مشترکات زیادی با آرمانشهر ما در روایات اسلامی دارد و کلاً این آرمانشهرها در مکاتب مختلف خصوصیات مشترک زیادی دارند. جالب است که همه این ادیان، فرجام دنیا را به سمت یک نیکشهرِ قدسی و یک آرمانشهر یا یک مدینه فاضله معرفی می کنند.

بحث دیگر، بحث آمدن یک تکیهگاه، موعود و منجی است. اتفاقاً من پس از فارغالتحصیلی از حوزه و در اولین سفرهای تبلیغی که به غرب داشتم دریافتم که کار تخصصی مهدویت در این کشورها چقدر ضرورت و اهمیت دارد. بحث منجیگرایی و فتوریسم در آنجا بسیار داغ است و به همین دلیل به ایران برگشتم و دوره تخصصی مهدویت را گذراندم و دوباره عازم سفر تبلیغی به اروپا شدم.

من پس از سفرهای فراوان این بحث را حتی با استادان خودم هم مطرح کردم که به شخصه، دنیا را در یک انتظار بسیار پرمعنا میبینم.

بشر با تمام دنیاباوری که در ظاهر دارد در باطن خودش به چیزی معتقد است که از جنس معنویت است و نه از جنس مادیت. این یک باور الهی و فطری است که مختص جوامع دینی هم نیست. بین این زندگی مادی و باور فطری چه نسبتی وجود دارد؟

بله همینطور است؛ عادت مولود شرایط و زمان و مکان است اما فطرت، فرازمان و فرامکان و فراتر از شرایط زندگی مادی است. ما میبینیم بحث امید و انتظار تنها اختصاص به ادیان توحیدی ندارد و در همه ادیان و تفکرات وجود دارد. شما اگر کتابهای هندوها یا مثلاً جاماسبنامه زرتشت را مطالعه کنید یا اگر تفکرات ادیان شینتو و ادیان چین و امثال آن را مطالعه کنید میبنید همه ابناء بشر در انتظار موعود هستند و از آنجایی که این انتظار فراشرایط و فرازمان و فرامکان است، باید پذیرفت که یک انتظار فطری است.

اما اشارهای کردید به مادیگرایی و حتی مادهپرستی بشر امروز. اتفاقاً همین مادیگرایی بیش از حد و افراطی باعث شده بشر به یک بنبست بربخورد و در اندیشه بازگشت به اصل خودش باشد. من به ضِرس قاطع عرض میکنم که جامعه بشری دارد پا فراتر از مادیگرایی میگذارد. ما نباید تنها به چالشهای امروز و ظلم عدهای مستکبر بر دیگران نگاه کنیم، زیرا این بر خلاف آن احادیثی است که میگوید بشر باید برای آمدن امام عصر(عج) به تشنگی برسد چرا که این بشر دارد بیشتر و بیشتر مادی می شود و ظلم میکند. پاسخ این است که اتفاقاً این تشنگی در حال رخ دادن و بیشتر شدن است و غرق شدن در مادیگرایی و مادیپرستی، دارد بشر را به این نتیجه میرساند که باید از این بنبست مادی عبور کند و به واقعیتهای معنوی فراتر از آن از جمله دولت عدل حضرت موعود (عج) بیندیشد.

پس به رغم همه ظلمها و کشتارها و بیعدالتیهایی که در دوره مدرنیسم در حال انجام است بشر دارد به بلوغ فکری نزدیکتر میشود؟

بله؛ دقیقاً همینطور است.

شما این آمادگی قلبی مردم برای ظهور منجی را در کدام کشورها به عینه دیدید؟

من هم در کشورهای غربی و هم در کشورهای شرقی و دورترین نقاط مانند استرالیا این زمینهها را از نزدیک دیدهام.

فقط در بین عامه مردم این اشتیاق دیده میشود یا در طبقه نخبگان و متفکران هم این باور قلبی در حال تجلی است؟

نخیر، در بین نخبگان هم دیده میشود.

 آیا در مواردی با گارد بسته و برخوردهای سرد افراد هم مواجه میشدید؟

البته باید دقت کرد که بحث انتظار بحثی است که همواره دستآویز برخی افراد و محافل بخصوص محافل وابسته به صهیونیسم هم قرار گرفته چه در بخش انجیلیسم و چه در بخش صهیونیسم یهودی. اتفاقاً من به طور جدی معتقدم که اگر صهیونیسم و یهود بر گُرده انسانها سوار شدهاند و در ظلم خودشان موفقیتهایی دارند با تکیه بر همین موعودمحوری آنهاست. آنها معتقدند که «ماشیح» (به معنای «مسح و تدهین شده» و فردی از خاندان داود پیامبر(ع)) بزودی خواهد آمد و نکته مهم این است که خودشان را برای آماده کردن زمینه ظهور وی، موظف و مسئول میدانند.

یعنی خودشان را متولی اصلی زمینهسازی ظهور منجی میدانند؟

 بله! بد نیست همینجا داخل پرانتز اشاره کنم که اتفاقاً چرایی برخورد شدید اینها با ماجرای هستهای ایران، دلایل سیاسی نیست بلکه برخورد اینها کاملاً یک برخورد مکتبی و فکری است. وقتی خانم کلینتون وزیر خارجه اسبق آمریکا با قاطعیت میگوید ما آن قدر سلاح هستهای داریم که قادریم دنیا را بیش از چندین بار منهدم کنیم و از طرفی حرکت ایران به سمت انرژی صلحآمیز هستهای را هم برنمیتابند، این پرسش به وجود میآید که پس چرا خود شما و رژیم صهیونیستی این حجم انبوه از سلاحهای مرگبار هستهای را در اختیار دارید؟ آنها پاسخ عجیبی میدهند و میگویند «ماشیح» نمیآید مگر اینکه جنگ بزرگی به نام آرماگدون رخ بدهد و ما در انجام این جنگ باید زمینهساز و محور باشیم. این آماده کردن کلاهکهای هستهای در همین راستاست. ریگان رئیس جمهور اسبق آمریکا بارها در مناجات خودش با خدا اشک میریخت و میگفت خدایا میشود من را آغازگر جنگ آرماگدون قرار بدهی؟ یا جرج بوش وقتی به عراق و افغانستان حمله میکند در سخنانی، خدا را شکر میکند و میگوید من آغازگر جنگ آرماگدون هستم! بنابراین این لشگرکشیها و خونریزیهایی که در عراق و افغانستان انجام شد همه را در راستای زمینهسازی آرماگدون قرار میدهند و معتقدند که «ماشیح» میآید در حالی که در جنگ آرماگدون خیلیها نابود میشوند جز پیروان خودشان و کسانی که با آنها همراهی میکنند.

و چه تفاوت آشکاری دارد این موعودباوری با موعودباوری شیعه!

بله دقیقاً! آنها موعود را موعود خودشان و منجی یهود معرفی میکنند و جهان را برای خودشان میخواهند در حالی که مکتب ما موعود را «منجی عالم بشریت» میخواند. ما هیچوقت نگفتهایم منجی جهان اسلام، بلکه همواره دم از عدالت برای جامعه جهانی و جامعه بشری می زنیم و یکی از دلایل دشمنی آنها با ما نیز همین است. ما در پی عدالت برای همه فرزندان آدم(ع) هستیم اما آنها همه فرزندان آدم را قربانی میکنند تا به قول خودشان فرزندان یعقوب و داود(ع) به برتری برسند.

با این اوصاف بین دیدگاه مردم و سیاسیون غربی درباره موعود، تفاوت وجود دارد؟

 بله! در بین سیاسیون و مسئولان غربی که تحت نفوذ صهیونیسم هستند، «انتظار» چنین معنایی دارد که اشاره کردیم. اما در بین مردم و عوام انسانها همان بحث آمدن حضرت مسیح(ع) مطرح است که این زمینهای است برای آمادگی فکری در جهت ظهور حضرت مهدی(عج) و اینجاست که موعود مسیحیت پشت سر موعود مسلمانان قرار میگیرد و همراهی این دو مرد آسمانی و الهی، جشن بزرگ بشریت را رقم خواهند زد انشاءالله.

بحث انتظار علاوه بر جایگاه فطری خود در نهاد انسان، آیا در آموزهها و تعالیم پیامبران الهی و ادیان کهن نیز دیده میشود؟ چون بسیاری از آداب و رسوم آیینی اقوام و ملتها در بخشهای مختلف جهان نیز ریشههای دینی دارد و شاید بتوان گفت مفهوم موعودباوری یکی از همین باورهای کهن دینی است.

 بله؛ همانطور که اشاره کردید بسیاری از آداب و رسوم امروزی، در ابتدا دارای ریشههای مقدس بوده اما آرام آرام به سمت و سوی دیگر کشیده شده است. در اسلام هم همین بحث را داریم. «امّ سلمه» همسر نبی مکرم اسلام میگوید: «کنّا نتاذَکرُ حَولَ المهدی» یعنی ما در زمان حضرت رسول(ص) نیز درباره مهدی آخرالزمان گفت و گو میکردیم. بنابراین بله، ریشههای بحث مهدویت، در ادیان الهی مطرح شده اما متأسفانه بعدها به انحراف کشیده شده است و مدعیان مهدویت به شکل عجیبی در طول تاریخ سر برآوردند. این مدعیان هم در خاندان ائمه(ع) بودند و هم در بیرون افرادی و شیادانی چنین ادعاهایی کردند. بنده در اینجا به کلامی از پروفسور هانری کُربن که به عشق امام زمان(عج) شیعه شد اشاره میکنم که میگوید امام مهدی(عج) عصاره خلقت است. این تعبیر بسیار عمیق و البته لطیفی است که بیانگر این واقعیت است که از آدم ابوالبشر(ع) تا حضرت خاتم الانبیاء(ص) و از حضرت خاتم تا امروز، همه در انتظار ظهور حضرت مهدی(عج) بوده و هستند. حتی در انجیلهای امروزی که همه آنها دچار تحریف هم شدهاند باز میتوان ردّ پاهایی از سخنان دستنخورده حضرت مسیح(ع) پیدا کرد که یکی از این سخنان، توصیههای حضرت مسیح(ع) به انتظار است. حضرت تعبیر لطیفی دارند به این مضمون که وقتی ارباب شما به پرده غیبت می رود، شما در انتظار او، منتظرانه بخوابید و منتظرانه بیدار شوید یعنی حتی خواب شما هم منتظرانه باشد.

 در دعای عهد خودمان هم تعابیر زیبایی در این باره داریم ...

بله؛ تعبیر امام صادق(ع) در دعای عهد این است که منتظرانه بمیرید! یعنی فراتر از تعبیر حضرت مسیح(ع) که میفرماید خواب شما هم منتظرانه باشد، امام صادق(ع) می فرمایند مرگ شما هم منتظرانه باشد. حضرت در دعای عهد میفرمایند: « اللَّهُمَّ إِنْ حَالَ بَیْنِی وَ بَیْنَهُ الْمَوْتُ الَّذِی جَعَلْتَهُ عَلَی عِبَادِکَ حَتْماً مَقْضِیّاً، فَأَخْرِجْنِی مِنْ قَبْرِی مُؤْتَزِراً کَفَنِی شَاهِراً سَیْفِی مُجَرِّداً قَنَاتِی»؛ یعنی خدایا اگر بین من و او مرگی که بر بندگانت حتم و قطعی ساختی حائل شد، مرا کفن پوشیده از قبر بیرون آور، با شمشیر از نیام برکشیده، و نیزه برهنه. بنابراین شیعه منتظر، کفنش میشود لباس رزم او و این اوج معنای انتظار است. وقتی که میمیرد گویا موقت مرده و سربازی است که موقتاً در حال استراحت است اما لباس رزمش را از تنش در نیاورده است.

 همانطور که اشاره کردید ما جلوههای انتظار را در مکاتب فکری غرب هم در دهههای اخیر دیدهایم اما به روشنی دیده می شود که این مفهوم و دغدغه فکری انسانی، دستاویز سوءاستفاده غرب قرار گرفته و مثلاً در سینمای هالیوود فیلمهای بسیاری با مضامین آخرالزمانی و منجیگرایی ساخته شده که سمت و سوی فکری خاص غرب را دنبال میکند. از آرماگدون بگیرید تا جنگ دنیاها و ۲۰۱۲ و نابودگر و سِری تبدیلشوندگان و دهها فیلم دیگر. این فیلمها سرمایهگذاریهای سنگینی دارند و از قضا مخاطب و گیشه خوبی هم داشتهاند. تحلیل شما از آخرالزمان و موعودهای موهومی که در این فیلمها تصویر میشود چیست؟

 اینها دقیقاً در پی منحرف کردن باور فکری جهانی درباره موعود هستند. از سوی دیگر پیشگوییهایی مانند پیشگوییهای فوکویاما نیز در همین مسیر دستهبندی میشوند. اینها خواستند با موعودباوری بجنگند، دیدند نمیشود چون موعودباوری یک امر فطری است و مستقیماً نمیشود آن را انکار کرد و با آن جنگید. بنابراین آمدند و تفکراتی مانند ادونتیستها یا هزارهگرایان را مطرح کردند. اینها افرادی بودند که آمدند و بحث زمان را برای آمدن موعود مطرح کردند. این بحثها کاملاً حساب شده است و جان به فدای امام صادق(ع) که ۱۴۰۰ سال فرمودند «کَذِب الوقّاتون». یعنی کسانی که برای آمدن حضرت موعود زمان تعیین میکنند دروغگو هستند و باید اینها را تکذیب کنید.

جالب است که مثلاً در آمریکا بحث هزاره گرایان مطرح شد و اینها آمدند سال ۲۰۰۰ را سال آمدن موعود بیان کردند. در برخی ایالتهای آمریکا ساعتهای بزرگ ثانیه عقبگردشمار نصب کردند تا به سال ۲۰۰۰ برسیم. عده زیادی از اشتیاق آمدن منجی خودکشی کردند و نتوانستند تحمل کنند. سال ۲۰۰۰ شد و منجی نیامد و اینجاست که آن مطلب مورد اشاره شما محقق شد و بسیاری از این افراد از شدت یأس خودکشی کردند.

مباحث سال ۲۰۱۲ هم در همین راستا رخ داد...

بله دقیقاً! اگر یادتان باشد ۲۲ دسامبر ۲۰۱۲ هم مشابه همین اتفاقات رخ داد. از قضا من در همان روز یکی از سخنرانهای کنفرانسی در هامبورگ آلمان بودم. در آن روزی که از از ترس پایان دنیا میترسیدند و میلرزیدند، من خیلی آرام نشسته بودم. وقتی نوبت سخنرانی به من رسید به آنها گفتم من به دو دلیل آرام و ریلکس هستم؛ یکی اینکه «کذب الوقّاتون» یعنی هر کسی که وقتی برای آمدن موعود تعیین کند دروغگو است و دیگری اینکه من از خدا میخواهم که امروز موعود بیاید! فرق ما با شما این است که شما میگویید اگر موعود بیاید، آرماگدون و آن جنگ و خونریزی بزرگ رخ میدهد و از این ماجرا میترسید اما ما معتقدیم آمدن موعود یعنی نفس کشیدن زمین، یعنی آرامش و صلح و عدالت و امنیت برای همه مردم جهان.  

 تنها مردم را نگران میدیدید یا این ترس از سطح مردم به لایه نخبگان و متفکران هم رسیده بود؟

 نخیر! متفکرانشان هم نگران بودند و این یک ترس طرفینی بود. اگر چنین ترسی وجود نداشت باید لایه نخبگانشان پای کار میآمدند و مردم را از ترسیدن و نگرانی منع میکردند. من شبکههای تلویزیونی را می دیدم که بشدت تحت تأثیر این واقعه کاذب قرار گرفته بودند.

نکته دیگری را بگویم که مهم است و نباید فراموش شود. من مردم غرب را در آن نگرانی میدیدم اما برایم خیلی ناراحتکننده و دردآور بود که اخبار رسیده از ایران هم حاکی از آن بود که در ایران هم این نگرانیها نفوذ کرده و در برخی شهرها شمع و آبمعدنی در فروشگاهها تمام شده است و مردم نگران انهدام زمین و پایان دنیا بودند!

این دقیقاً تأثیر رسانههای آنها و در صدر آن زمینهسازی هالیوود است که حتی بر ملتهای مسلمان و شیعه مانند ایران نیز چنین اثری میگذارد در حالی که ما در مورد آمدن حضرت مهدی(عج) و اتفاقاتی که رخ میدهد و پایان دنیا احادیث محکم و مستندی داریم که اصلاً با این دروغهای غربی موافقتی ندارد.

بله؛ نکته مهم و دردآور این است که مهد تمدن شیعه تحت تأثیر باورهای عجیب و نادرست مهدوی قرار میگیرد، مانند همین مستند ظهور نزدیک است که چند سال پیش به طرز عجیبی در کشور توزیع و فراگیر شد و در جاهایی اکران شد تا اینکه رهبر معظم انقلاب، متفکران این حوزه را دعوت کردند و ما به محضرشان رسیدیم و پخش سخنان ایشان از تلویزیون و روشنگری متفکران حوزه مهدویت باعث آرام شدن فضای جامعه شد. پیش از آن وقتی ما این مستند را نقد میکردیم خیلیها ما را تهدید میکردند.

نکته مهم این است که مردم ما باید مسائل مهدوی را از اهلش بگیرند و چشم ما باید به بیان این مسائل از زبان کارشناسان این حوزه و در صدر آنان، رهبر فرزانه انقلاب باشد. مردم باید بدانند که ما کارشناسان زبدهای در حوزه مهدویت داریم که هر پرسشی را در این حوزه پاسخگو هستند چون سالیان سال در این حوزه پژوهش و تحقیق کردهاند بنابراین مردم نباید به هر پیام و چت تلگرامی و اینستاگرامی توجه کنند و بیدرنگ آن را منتشر کنند زیرا کانالهای زیادی با هدف منتشر کردن همین دروغها و شبههها راهاندازی شده، برای اینکه مردم را نسبت به باور راستین به مهدویت سست کنند و گاهی متأسفانه شاهد هستیم که برخی از مذهبیون ما هم نادانسته این مطالب انحرافی را منتشر میکنند و خودشان ابزاری برای اهداف دشمن میشوند.

 انسانی که در عصر ظهور یعنی سالهای منتهی به واقعه ظهور توفیق زندگی دارد و التهاب سالهای منتهی به ظهور و بوی واقعه ظهور را حس میکند، این یک انسان مدرن و صنعتی که در مادهگرایی هم احاطه شده است. این انسان چگونه باید به استقبال واقعه ظهور برود؟

از سه معصوم(ع) یعنی پیامبر اکرم(ص)، امام علی(ع) و امام صادق(ع) پرسیده شد که «فَرَج» کی رخ میدهد. هر سه معصوم یک پاسخ مشترک دارند و آن این است که « إِنَّ هَذَا اَلْأَمْرَ لاَ یَأْتِیکُمْ إِلاَّ بَعْدَ إِیَاسٍ» یعنی امام نمیآید مگر اینکه شما از همه چیز غیر او مأیوس شوید و به یک حس نیاز برسید. امام نمیآید مگر اینکه به تعبیر مرحوم آیتالله علی صفایی حائری شما به یک اضطرار برسید. اتفاقاً بشر هر قدر به تمدن و پیشرفت علم و به رشد نزدیکتر شود به همان میزان به تشنگی بیشتری خواهد رسید. چون این بشر درک بیشتری برای کامل شدن خود دارد.

 یعنی این بشر به بلوغ فکری نزدیکتر شده است...

احسنت، دقیقاً! برخلاف آن تفکری که میگوید جامعه امروزی در حال دور شدن از تفکر مهدویت است، کاملاً قابل اثبات است که جامعه امروزی در حال حرکت برای زمینهسازی واقعه ظهور است. حتی رشد علمی هم بر اساس روایات ما نشانگر نزدیکتر شدن بشر به بلوغ فکری و آمادگی برای ظهور حضرت موعود(عج) است. بنابراین ما نه تنها نگران رشد علمی و صنعتی بشر نیستیم بلکه معتقدیم که امام(ع) سوار و حاکم بر همین فناوریها و همین تمدن است. پس راه نزدیک شدن به «انسان منتظِر» درک و احساس نیاز راستین و همهجانبه به وجود نازنین حضرت ولیعصر(عج) است.

ما همچنان که مولای متقیان حضرت علی(ع) خودشان را به عنوان قرآن ناطق معرفی کردند معتقدیم که قرآن ناطقِ امروز هم حضرت مهدی(عج) هستند. چه کنیم که این قرآن ناطق در کنج طاقچه ذهن ما قرار نگیرد با توجه به اینکه دائم ادعای منتظر بودن داریم و «الّلهم عجّل لولیک الفرج» میگوییم؟

 حکیم متأله علامه طباطبایی جمله لطیفی دارند و میفرمایند اگر میخواهید ببینید چقدر با امام زمان(عج) در ارتباطید ببینید چقدر با قرآن در ارتباطید. هر قدر قرآن را در طاقچه، مهجور گذاشتهاید در حقیقت امام را هم مهجور گذاشتهاید و هر قدر رفت و آمد شما با قرآن بیشتر شد در حقیقت با امام بیشتر حشر و نشر دارید. میزان ارتباط ما با امام را قرآن کریم در سوره مزمّل مشخص شده که میفرماید: « فَاقْرَءُوا مَا تَیسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ». هر قدر بیشتر قرآن بخوانید بیشتر با امام زمان(عج) مأنوس خواهید بود. و جمله آخرم خطاب به خوانندگان شما که بسیاری از آنها مجاوران حضرت امام رضا(ع) هستند است که دومین میزان ارتباط شما با امام زمان(ع) میزان ارتباط ما با حضرت رضا(ع) است. چقدر به امام رضا(ع) سر میزنید و با ایشان ارتباط دارید؟ این یکی از شاخصههای مهم است. اتفاقاً مجاوران بیشتر از زائران نیاز به ارتباط با مولای خود دارند و حریم حضرت آنقدر گسترده هست که هیچکس جای دیگری را تنگ نمیکند.

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.