پنجشنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۸ - ۱۰:۳۴

کلیدها

مردود شدن در امتحان‌های دیگران

  علی محمد مودب

دنیا بودنِ دنیا به این است که آدم را از کار اصلی‌اش باز دارد. ما مأمور به خودمانیم و موظفیم این «خود» را مراقبت کنیم تا رشد کند و بشود آنچه باید بشود. ولی دنیا هزار و یک مسئله و مشغله پیش می‌آورد تا آدم از خودش غافل شود.


علی‌محمد مودب/

دنیا بودنِ دنیا به این است که آدم را از کار اصلی‌اش باز دارد. ما مأمور به خودمانیم و موظفیم این «خود» را مراقبت کنیم تا رشد کند و بشود آنچه باید بشود. ولی دنیا هزار و یک مسئله و مشغله پیش می‌آورد تا آدم از خودش غافل شود.

بخشی از ماجرا این است که آدم گرفتار امتحان‌های بیهوده می‌شود. امتحان بیهوده این است که درگیر چیزهایی می‌شویم که ربطی به ما ندارد. یادم است در سال اول ازدواجمان که ساعت‌ها گرفتار اضطراب امتحان بودم و هی غصه می‌خوردم که درسم را خوانده‌ام یا نخوانده‌ام و خلاصه اینکه تجربه بسیار بدی بود، به یکباره بیدار شدم ودیدم که خواب می‌دیده‌ام و من امتحان ندارم، همسرم امتحان دارد و اضطراب ایشان در عالم خواب به صورت اضطراب خودم درآمده است.

آن خوشحالی خیلی به من چسبید! واقعیت این است که خیلی از درگیری‌های ما از همین سنخ است. ما گرفتار اضطراب امتحان‌های دیگران می‌شویم. اینکه کسی نسبت به ما مثلاً حسودی می‌کند، امتحان اوست که بدبختانه ما را هم درگیر اضطراب می‌کند و گاهی این امتحان که هیچ ربطی هم به ما ندارد موجب می‌شود در عالم حقیقت ما هم مردود بشویم. شرّ «وسواس الخناس» از این چیزها هم دارد. شگفت‌آور به نظر می‌رسد اما واقعاً می‌شود که ما در امتحان دیگران بازنده شویم!

اگر ما مراقب خودمان باشیم می‌توانیم به حسود هم کمک کنیم که از امتحان خودش سربلند بیرون بیاید ولی اگر یادمان برود و غفلت کنیم امتحان او امتحان ما هم می‌شود و ما خودمان را در این امتحان می‌بازیم. مدام سعی می‌کنیم از خودمان دفاع کنیم و در بازی حسد او می‌افتیم و به این ترتیب بسادگی دچار مشکلی پیچیده و طنز می‌شویم. وقتی از کسی رفتاری  بیهوده و بیخود دیدیم بهترین کار این است که با کرامت برخورد کنیم. برخورد باکرامت ضمن کمک به اصلاح طرف مقابل، ما را از این بازی غریب حفظ می‌کند تا در امتحان دیگران بازنده نشویم.

داشتن یک نصیحت‌کننده دلسوز، خیلی به آدم کمک می‌کند که در این وضعیت قرار نگیرد. ناصح مشفق کسی است که ما را از خواب غفلت بیدار می‌کند و به ما خبر می‌دهد که این امتحان ما نیست. بلکه امتحان رفیق یا دشمن ماست.

واقعیت این است که اگر آدم مراقب خودش باشد بیشتر حوادث زندگی از این سنخ‌اند. آدم می‌تواند به جای اینکه خودش را گرفتار کند همیشه در حال کمک به گرفتاران باشد. بزرگ‌ترین کمک به گرفتاران هم این است که وجود ما درگیر وضعیت آن‌ها نشود، خودمان را نیک نگه داریم و بعد در این اوضاع است که می‌توانیم با رعایت فاصله ایمنی به آن‌ها کمک کنیم. دنیا دریای آشفته‌ای است و نخستین وظیفه هر نجات غریقی این است که خودش غرق نشود آن وقت است که می‌تواند به دیگران کمک کند.

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.