تحولات منطقه

در بزنگاه‌های تاریخی، هنگامی که فتنه‌ها به اوج می‌رسند و زمین و زمان غبارآلود می‌شود، خداوند متعال با ابتلا و امتحانات سخت، حقایق پنهان را آشکار می‌کند.

خون انتقام بر پرچم صلح؛ حماسه زن مسلمان در قیام زینب‌گونه
زمان مطالعه: ۶ دقیقه

در بزنگاه‌های تاریخی، هنگامی که فتنه‌ها به اوج می‌رسند و زمین و زمان غبارآلود می‌شود، خداوند متعال با ابتلا و امتحانات سخت، حقایق پنهان را آشکار می‌کند. در این روزها، در حالی که ملت ایران در سوگ فقدان رهبر شهید خود به سر می‌برد، حادثه‌ای در راهپیمایی روز قدس رخ داد که ابعاد جدیدی از مقاومت را به نمایش گذاشت. شهادت مظلومانه یک زن در خیابان‌های وطن، در حالی که پرچم صلح با خون او رنگین شد؛ بیش از یک واقعه سیاسی، یک تحول عمیق در هویت زن مسلمان را رقم زد. این رخداد، بار دیگر مفهوم موقعیت زینبی را احیا کرد؛ موقعیتی که در آن، زن با حفظ جمال و لطافت ذاتی خود، به منبع جلال و اقتدار برای جامعه تبدیل می‌شود.
برای تحلیل این تحول بنیادین و بررسی چگونگی تبدیل سوگ به قیام، گفت‌وگوی ما را با دکتر نرجس رودگر، دانشیار گروه فلسفه جامعةالمصطفی و عضو علمی دانشگاه باقرالعلوم(ع) و سردبیر نشریه مطالعات اسلامی زنان و خانواده جامعه‌الزهرا(س) را بخوانید.

خون انتقام بر پرچم صلح؛ حماسه زن مسلمان در قیام زینب‌گونه

وقتی صلح سفید، سرخ می‌شود

در شرایطی که دشمن به دنبال ضربه زدن به عمق جامعه است، شهادت زن در راهپیمایی روز قدس، مفهومی جدید از رابطه صلح و مقاومت را تعریف کرد. رودگر در تبیین این تحول می‌گوید: پرچم سفید به‌طور سنتی نماد صلح و سازش است، اما وقتی این پرچم با خون یک زن آغشته می‌شود، تمام معادلات جهانی را به هم می‌ریزد. زن به مثابه منبع سکونت و آرامش در خانواده به عنوان مهم‌ترین نهاد اجتماعی و تمدنی، شناخته می‌شود و حمله به او، به معنای حمله به ریشه صلح و زندگی است. در این شرایط، دیگر صلح‌طلبی و سازش معنایی ندارد و تنها راه، «انتقام» است. این تحول، نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت است که توسط عمل خصمانه دشمن تحمیل شده است.
او اضافه می‌کند: ما در اینجا با یک پارادوکس مواجهیم؛ زنانی که برای دفاع از صلح و عدالت به میدان آمده‌اند، خود قربانی خشونت می‌شوند. این واقعه، نه تنها صلح را بی‌معنا می‌کند، بلکه به قول قرآن کریم، خونخواهی را به مثابه یک حق حیاتی مطرح می‌کند. همچنان که خداوند در آیه ۱۷۸ سوره بقره می‌فرماید: «وَ لَکُمْ فِی الْقِصَاصِ حَیَاةٌ یَا أُولِی‌الْأَلْبَابِ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ» (و برای شما در قصاص، حیات و زندگی است ای صاحبان خرد، باشد که پرهیزکار شوید). خون، مایع تداوم حیات است و زن، بستر حیات؛ آن‌گاه که خون زنی که در پاسداشت صلح و حیات و زندگی مظلومان و ستم‌دیدگان عالم به خیابان می‌آید ریخته می‌شود؛ این خون، کارکردهای مضاعفی ایفا می‌کند. این خون، دیگر نه عامل حیات یک فرد، بلکه حیاتی است که در رگ‌های جامعه تزریق می‌شود تا از مرگ هویتی جلوگیری کند و تکانه‌های ضروری‌ای را بر پیکر تمدن انسانی وارد آورد.

زنانگی قیام؛ جلال در بطن جمال

برای درک عمیق‌تر این دگرگونی، باید به ابعاد هویتی و فلسفی آن پرداخت. وی این تحول را براساس اصول عرفان نظری در تعریف هویت زن که نمونه اعلای آن در الگوی موقعیت زینبی به تصویر کشیده شده است تحلیل و خاطرنشان می‌کند: بنابر اصل دولت اسما، در هر جنسی، رسته‌ای از این اسمای الهی دولت و حاکمیت دارد. گرچه جلوات جمالیه در جنس زن، غالب است اما این به معنای خلوّ آن از جلوه‌های جلالیه نیست. زنانگی حقیقی، شامل «جمال» زیبایی و لطافت و «جلال» عظمت و اقتدار است. در شرایط عادی، جمال بر جلال غلبه دارد، اما در شرایط بحرانی، جلال مستور زنانه به ظهور می‌رسد. این ظهور، نه تقلید از مردانگی، بلکه تجلی قدرت ذاتی زنانه و جلال منطوی در هویت او است که در مواطن و موقعیت‌های خاص، تحت تأثیر الگوهای مکتب تربیتی فاطمی و علوی به ظهور می‌رسد و درعرصه اجتماع، نقش‌آفرینی می‌کند.
رودگر در تبیین مواجهه دشمن با این ظهور قدرت زنانه یادآور می‌شود: این موقعیت زینبی، همان چیزی است که دشمن را سردرگم می‌کند. دشمن انتظار دارد زن پس از از دست دادن عزیزانش، دچار انفعال و افسردگی شود، اما در عوض، با زنی روبه‌رو می‌شود که با صلابت و اقتدار به میدان آمده است. این همان صلابتی است که یزیدیان در مواجهه با حضرت زینب(س) با حیرت پرسیدند: «من هذه المتکبرة؟» این کبریا و عظمت زنانه که جاهلان نسبت به ابعاد هویتی زن شیعه از آن غافل‌اند و به آن انگ‌های منفی می‌زنند، همان بُعد کبریا و جلال زنانه است که از هویت الهی، اسلامی، شیعی و انقلابی زن نشأت می‌گیرد و دشمن از درک آن عاجز است.

سوگواری فعال، نه انفعال

در مکتب زینبی، سوگواری نه یک انفعال، بلکه یک استراتژی فعال است. این استاد حوزه و دانشگاه در توضیح این فرایند می‌گوید: سوگواری در مکتب زینبی، برخلاف آنچه در فرهنگ‌های غربی رایج است، منجر به انزوا و افسردگی نمی‌شود، بلکه سوگواری ما یک سوگواری فعال است که خونخواهی را به عنوان هدف اصلی خود تعریف می‌کند. این نوع سوگواری، نیروی محرک جامعه است و سبب می‌شود آتش مقاومت سرد نشود. این مدیریت عاطفه جمعی توسط زنان، نه تنها در سطح فردی، بلکه در سطح ملی، یک استراتژی حیاتی برای ادامه مبارزه است.
رودگر تصریح می‌کند: این همان چیزی است که به آن پروژه کربلایی زن گفته می‌شود. هدف این پروژه، تبدیل سوگ به حماسه و حفظ پویایی جامعه در برابر تهدیدات هویتی و امنیتی است. زن ایرانی با سابقه تاریخی خود، این درس را به‌خوبی آموخته است که باید در لحظات بحرانی، میدان‌داری کند و اجازه ندهد اضطراب‌ها و تکانه‌های ناشی از جنگ، به انفعال جامعه و ضعف عنصر مقاومت در آن منجر شود. این حضور، نه تنها مردان را به میدان می‌آورد، بلکه به عنوان یک سد امنیتی مردمی در برابر آشوب‌ها عمل می‌کند.

مرزهای خانه تا خیابان

شهادت در خیابان، مرزهای سنتی خانه و وطن را در هم می‌شکند. وی در تحلیل این وضعیت می‌گوید: در این موقعیت، مرزهای خانه و وطن در هم می‌شکند. وقتی دشمن به خیابان‌های ما حمله می‌کند و زن را در راهپیمایی به شهادت می‌رساند، درواقع به خانه و زندگی ما حمله کرده است. زن در این شرایط، دیگر نمی‌تواند خود را محدود به فضای خصوصی خانه بداند. این حضور، یک حضور صرفاً سیاسی نیست؛ بلکه بسط اجتماعی مسئولیت زن است. زن با حضور خود در خیابان، روح مقاومت را به فضای عمومی تزریق کرده و به این ترتیب، از هویت و بقای ملت پاسداری می‌کند.
این پژوهشگر و کنشگر عرصه زنان به اهمیت این شهادت اشاره و اضافه می‌کند: شهادت بانوی ایرانی در روز قدس که برای دفاع از ارمغان صلح بشری به خیابان آمده است، می‌تواند یک نقطه عطف معنایی در هویت تاریخی زن مسلمان ایرانی باشد. این اتفاق نشان می‌دهد دشمن، دیگر به هیچ اصول اخلاقی پایبند نیست و مستقیماً قلب جامعه را هدف قرار داده است. در نتیجه، زن نیز باید با تمام وجود به میدان بیاید تا از این قلب دفاع کند. این تحول هویتی، نه تنها یک واکنش، بلکه یک فراخوان تاریخی است که زن ایرانی را به بازآفرینی موقعیت زینبی در دوران معاصر دعوت می‌کند.

میراث زینبی؛ از شهادت تا فتح

این استاد حوزه و دانشگاه به میراث معنوی این مقاومت اشاره و بیان می‌کند: زن زینبی در اوج از دست دادن، شکست را نمی‌پذیرد. او با درک عمیق از مشیت الهی، فداکاری را نه به عنوان باخت، بلکه به عنوان تقدیم قربانی آگاهانه می‌بیند. این همان چیزی است که سبب می‌شود زن حتی در لحظات سخت، پرچم انتقام را بالا نگه دارد و به دیگران نیز امید به پیروزی نهایی بدهد. این میراث، به زن ایرانی این امکان را می‌دهد که در برابر یزیدیان زمانه، با صلابت بایستد و به انتظار فتح بنشیند.
رودگر در پایان با اشاره به پرچم ملی ایران که با خون این بانوی مجاهد و صلح‌طلب در روز قدس رنگین شد، می‌گوید: این شهادت‌ها به ما یادآوری می‌کنند این نبرد، یک نبرد دائمی میان حق و باطل بوده و زن مسلمان، ستون اصلی این مقاومت است. بانوی مسلمان انقلابی ایرانی، با تبدیل سوگواری به حماسه، نه تنها از انفعال جامعه جلوگیری می‌کند، بلکه نیروی محرکه برای انتقام نهایی و رسیدن به آرمان‌ها را فراهم می‌آورد. این پرچم خونین، نمادی از آغاز یک قیام است که تا تحقق کامل عدالت ادامه خواهد داشت.

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha