دوشنبه ۲۵ دی ۱۳۹۶ - ۰۹:۲۲

باز این سوز سرما

محمد صادق دهنادی

محمد صادق دهنادی

در ایامی که در اولین ماه فصل سرما، آماده سالیاد شهدای قهرمان آتش نشان ساختمان پلاسکو تهران می‌شدیم، سانحه تکان دهنده کشتی نفتکش سانچی، جامعه را در بهت و غمی مضاعف فرو برده است.

قدس آنلاین- در ایامی که در اولین ماه فصل سرما، آماده سالیاد شهدای قهرمان آتش نشان ساختمان پلاسکو تهران می‌شدیم، سانحه تکان دهنده کشتی نفتکش سانچی، جامعه را در بهت و غمی مضاعف فرو برده است.
واقعه‌ای که در چند روز اخیر، علاوه بر دلهره و نگرانی ملی با خلق صحنه‌های جانسوزی از خانواده‌های عزیز ملوانان و مهندسین جوان این نفتکش، دی ماه امسال را نیز مانند واقعه سال گذشته غم انگیز به پایان برد و آتش حادثه و سانحه یک بار دیگر، سرمای زمستان را به پر سوزترین ماه سال تبدیل کرده است.
تماشای تصویر این قهرمانان و غربت دوری هزاران کیلومتری این عزیزان از میهن و سرانجام اینکه به لحاظ ابعاد خاص حادثه، دسترسی به بقایای اجساد جان باختگان برای تسلی خانواده‌ها نیز فراهم نگردید، ماتم ملی و سوگ عمومی برای آن‌ها را مضاعف می‌نماید.
این رویداد تلخ و اتفاق سال قبل در تهران دارای سه بعد مهم عمومی است که بدون در نظر گرفتن آن ابعاد این اتفاقات درست ارزیابی نمیشود و نمی‌توان از آثار سوء ناراحتی‌های ناشی از آن در جامعه جلوگیری کرد:
اولین نکته این مسئله، مرتبط با این سانحه و موضوع پلاسکو، بازتوجه ملی به چالش ایمنی در همه عرصه هایی است که جان افرادی در آن به خطر می‌افتد.
در دنیای امروز، که فناوری‌های جدید و مدرن کنترل کننده دقیق سیستم‌های ناوبری است، در روزگاری که برای تأمین و تعریف ایمنی در عرصه‌های عمومی استانداردهای خاصی وجود دارد، دیگر چیزی مانند تصادف دو کشتی، فروریختن یک آسمان خراش از حرارت، تصادف دو قطار و یا انحراف یک هواپیما بر اثر خطای انسانی پذیرفته نیست، مگر اینکه چیزی به نام ایمنی مورد توجه واقع نشده باشد.
در این زمینه، ضمن نیاز به تحقیقات گسترده و حقیقت یابی، قوای اجرایی و تقنینی و قضایی وظیفه دارند که «پیوست ایمنی» تمامی امور جاری و عملیاتی کشور را تعیین و اجرای آن را به عنوان پیش شرط خاص هر اقدامی تضمین نمایند. این مسئله مهم‌ترین امری است که عدم نظارت بر آن در عرصه‌های مختلف، سرمایه انسانی کشور را دچار آسیب‌های جدی کرده و خواهد کرد.
نکته دوم در مسئله سانچی و مباحث مشابه انفعال بزرگی است که در فضای مدیریت رسانه و بویژه در امر «بازنمایی»، جامعه را ملتهب می‌کند، از جمله با دقیق شدن در اخبار و تصاویر و تفاسیر آن، روزها قبل که برای اولین بار خبر تصادف این کشتی مطرح شد و نفتکش دچار انفجارهای پی در پی و نابودکننده گردید. در شرایطی که از شدت گرما، حتی دستگاه‌های مکانیزه به یک کیلومتری نفتکش نمی‌توانست نزدیک شوند، پیش بینی درگذشت خدمه و اهالی کشتی جزو بدیهیات آن محسوب می‌گردید، همان طوری که در قصه پلاسکو نیز همین مسئله از ابعاد سانحه قابل برداشت بود.
با این حال، نبود اطلاع رسانی منطقی و دارای تحلیل که بتواند مانند طبیبی حاذق با از بین بردن فضای شایعه جامعه را به مرور با آنچه اتفاق افتاده، روبه رو کند و به عبارت علمی‌اش خبرنگاری خطر و بحران، مسئله را تا حد ناامید کننده‌ای، بی مدیریت و نارضایتی آفرین در دل جامعه رها کرد، به نحوی که پیش از رسانه‌های داخلی مشغول به سیاست بازی، برخی رسانه‌های خارجی بخواهند با سوء استفاده از شرایط وحشتناک روحی خانواده‌های منتظر و بلاتکلیف، مرجعیت فکری و رسانه‌ای موضوع را به دست بگیرند. بی تردید فقدان این نگاه حرفه‌ای در رسانه‌ها و بویژه رسانه ملی تا حد زیادی بر ابعاد بزرگ و هزینه‌های سانحه اخیر و سوانح مشابه برای کشور افزوده و باعث بزرگ شدن دایره صدمات و تألمات به دلیل شیوع توسعه شایعات و حرف‌های غیر فنی و به احتمال زیاد زمینه سازی برای شیطنت‌های سیاسی بی ربط به قضایا خواهد شد.
چالش آخر در این زمینه آنکه جامعه همان طوری که به رغم سنگینی موضوع و غم ناشی از آن نباید ملتهب گردد، مسئله را فراموش هم نباید بکند. خاطره تلخ ما در سال ۹۵ این بود که موج حمایت و تألم از ماتم پلاسکو باید در توسعه ایمنی و جلوگیری از رفتارهای پر خطر مردم در حوزه‌های شهری ادامه پیدا می‌کرد، شاید حتی به چهلم شهدای پلاسکو هم نرسید.
امروز هم خطر فراموشی این دلاوران شهیدگونه جهاد اقتصادی کشور، چه در عرصه‌های حقوقی و چه در جنبه‌های حمایتی و تکریمی از خانواده‌های گرانقدر این شهدای جوان و فداکار وجود دارد.
بنابراین وظیفه همه کنشگران حقوقی، دیپلماسی و اقتصادی است که با پیگیری رسانه ها، به دنبال احقاق ارزش جان و مال ایرانیان در عرصه‌های ملی و جهانی باشند.

منبع: روزنامه قدس