پنجشنبه ۳ خرداد ۱۳۹۷ - ۱۰:۲۵

پرچم های آزادی خرمشهر هنوز بر بام ویرانه هاست

این شهر کی خرم می شود؟

آثار محرومیت  هنوز بر چهره  خرمشهر مانده است

اهواز- این شهر کی قرار است خرم شود وقتی حتی از روز ملی اش زمانی به اندازه پایین آمدن از پله های هواپیما سهم دارد و از نام اروند هم زمین های خاکی و پر از مین مواد شیمیایی اش مال کودکان این شهر است و نفت و خودروی اروندی اش برای سرمایه گذاران شهرهای دیگر...

قدس آنلاین- گروه استانها- طیبه قاسمی؛ از زمانی که اولین موشک در خاک خرمشهر فرود آمد  ۸ سال  گذشت تا خرمشهری توانستند با پیروزی برگردند؛ از فتح این دیار تا امروز که پرچم های افراشته آن نشان از سالروز آزادسازی آن می دهد سی سال گذشته، در کنار حسین فهمیده، بهنام محمدی ها جان باختند برای حفظ تکه ای از ایرانی که فرمانده ارتشش طبل تو خالی کشور بود و دست پر دشمن، حتی در جشن کنار مسجد جامع هم خرمشهر میان مرگ پدران و پسران سرزمینش جشن می گرفت هنوز اغنیای زیادی بساطشان در شهر بود اما دلیل نشد مردم این دیار برنگردند، تمام کسانی بعد از آوارگی تمام ثانیه های ساعت روی دیوار را شمرده بودند به امید روزی که چفیه هایشان را زیر درخت نخل بیاندازند و آفتاب بگیرند در سرزمین مادری شان برگشتند.

زخم گلوله ها بر تن خانه های خرمشهر مانده

سالها گذشت سالهایی که در آن ۸ سال هنوز به یادگار نگاه داشته می شد، سوراخ های گلوله ها را در تن زخمی خانه ها، عروس هایی که تمام هستی شان زیر اوار گذاشته و جانشان را برداشته فقط با یک ساک و لشگری سوار بر وانت شهر را ترک کرده بودند حالا چشم در رخ کارون و مسجد جامع آمده بودند تا خاک را بروبند از تمام آلبوم های یادگاری زیر آوارها که دوباره فرزندانشان دویدن میان نخل و نیزار و پارو زدن روی بعلم را بروز کنند تا بچه ها به یاد آورند و بگویند یک خرمشهری ام. آمدند اما جنگ آنها را ساکت کرده بود آنقدر ساکت که وقتی شخص دوم کشور در میان خاک برخاسته از همان سرزمینی که روزی نقش خاک را به خانه هایشان ریخته بود و حالا آن را به آسمانش می پاشید، می آمد به جای رفع معضل آب و ریزگردها فقط کار می خواستند تا شهر را دوباره بسازند.

سوم خرداد زمانی فقط برای وعده و وعید

دودلی میان ساخت خرمشهر هنوز ادامه داشت اطمینانی از دشمن نبود، سوم خرداد  روزی بود که مسئولین می آمدند کمی وعده و وعید می دادند به مردمی که می دانستند آنقدر درد کشیده اند که نای فریاد ندارند برای مطالبه گری و بعد وعده ها می ماند تا سال دیگر و خرداد ماهی دیگر، خرمشهر هنوز مظلوم بود، خمیده و خاکی که هنوز جای جای خانه هایش بوی باروت را به رد گلوله حس می کرد، ۲۹ سال به نوسازی نرسید رد سی سالگی که به چهره اش نشست مسئولان به یاد آوردند گوشه ای از ایران خاک می خورد در بی توجهی و این خاک خرم نام اروند گرفت، اروندی که دشمن نتوانسته بود خط جدایی برایش رسم کند اما این تازه اول کار بود اروند برای خرمشهر و مردم جنگ کشیده اش نه آب شد، نه هوا و نه کار، مردمش هنوز آب شرب خوبی نداشتند، ریزگردها گلویشان را آزار می داد که آجرهای عوارضی روی هم می رفت و باز هم زمان متوقف شد، هنوز مادران این شهر بیشتر از هر چیزی با یک دبه بیست لیتری بروی دوش یا سرشان آشناترند و بچه هایی که زیر عبا می کشند تا برق ماشین های اروندی آقایان دلگیرشان نکند.

بوی زننده الکل سازی سهمیه ای از اروند

از نام اروندی که زمین های خاکی و پر از مین مواد شیمیایی اش مال کودکان این شهر است و نفت و خودروی اروندی اش برای سرمایه گذاران شهرهای دیگر، اینجا مردم بومی هنوز فقیرند، کپر معنی دارد در قسمت هایی از این منطقه آزاد که قرار بود جزیره مینوی آزادش را سیاه سیاه های بندری در آغوش بگیرند اما دردها زیاد است، از خیابان های آسفالت نشده تا خانه های کپر و آب و فاضلاب بی سرو سامان که به تازگی خفگی بوی نفت و خاکش باید لنگ بیاندازند جلوی بوی سوزاندن الکل، که از اروند بودن به خرمشهر رسیده.

این شهر کی قرار است خرم شود وقتی حتی از روز ملی اش زمانی به اندازه قدم های پایین آمدن از پله های هواپیما ست که در رقابت با ریزگردها برمی گردند مبادا ریه هایشان متعجب شود از این خاک.

دود چراغی که نورش سهم ارباب است

یکی از اهالی زمین شهری معین یک شهرستان خرمشهر زمین های خالی و ساختمان های مخروبه ای را نشانم می دهد که با وجود اوضاع نابسامان هنوز در آنها خانواده زندگی می کند و می گوید: اینجا هنوز بسیاری از مردم در فقر و نداری بسر می برند تا جائیکه خیلی از آنها که بعد از جنگ آمدند و ساکن ساختمان های فرو ریخته شدند زندگی شان همانطور می گذرد.

مریم سیاحی که زن خانه داری ادامه می دهد: همسایه ما سال ۷۶ به خرمشهر آمد و در یکی از این ساختمانهای آوار شده حتی بدون در و پنجره ساکن شد، اگرهمین حالا هم به آنجا سر بزنید به جای پنجره میان گرما و سرما پارچه نصب کرده اندو این شرایط واقعا اسف بار است.

اما فقر در این شهر آنقدر آشناست که کسی از بودنش سرخ نمی شود قصه فقر این مردم که زمانی یکی از زیباترین مناطق جهان بوده اند به سادگی توسط اهالی اش روایت می شود، کامله ممبینی تعریف می کند: آدمهایی را می شناسم که به خاطر نداشتن کولر در شرجی و گرمای بالای ۶۰ درجه روی ایوان خانه می نشینند و آب باز می کنند تا خنک شوند حال این آب چه تاثیری بر فرزندان آنها در آینده دارد خدا عالم است؛ حتی کسانی هستند که هنوز در کپر زندگی می کنند و خیلی از آنها به خاطرفقر از فرستادن فرزندانشان به مدرسه آنهم دوره ابتدایی صرف نظر کرده اند.

این زن خرمشهری اضافه می کند: تمام شهر آب درستی برای نوشیدن ندارد حتی بالای شهرچون آرش و بوستان، حال آنجا تصفیه وصل می کنند اما در مناطق پایین و به خصوص حاشیه زنان زیادی مجبورند دبه های بیست لیتری بر سر گیرند و اقدام به آوردن آب کنند، بازارهای خرمشهر هم پر است از دست فروشانی که خانمند و مجبورند برای امور زندگی کارهای مشقت بار را تحمل کنند.

خاکی که هنوز رد مواد شیمیایی دارد

اوضاع شهر خرمشهر در بعضی نواحی بدتر هم هست در قسمت هایی از کوی آریا هنوز گرد مواد شیمیایی بر خاک کودکان را از بازی کردن در کوچه ها واداشته چرا که سالها پیش بازی کودکان منطقه پل قدیم و کوت شیخ میان این خاک چندین کودک را به نابینایی و امراض گوناگون دچار کرد و این بسیاری از مردم حاشیه نشین رتا ترسانده است.

به شنه و محرزی که بروید اوضاع فاضلاب ها و شرایط برق رسانی در این عصر متعجب تان می کند، مردم این منطقه مرکز بهداشتی تکمیلی هم ندارند و به خاطر دوری مسافت مجبورند راه زیادی را طی کنند و گاهی به دلیل دردسرهایی که از لحاظ مالی و امنیتی دچار می شوند قید رفتن به مراکز درمانی را می زنند.

اما جزیره مینو که مردابهای حاصل از بین رفتن آب باعث شده درختان نخل این منطقه که در ۸ سال جنگ تحمیلی برافراشته مانده بودند سرخم کنند و کشاورزی خرمشهر را نیز دچار چالش کنند، در کنار رود کارون هم شوری آب و بالا رفت شوری آب باعث شده انواع گیاهان بومی خرمشهر از بین برود و متاسفانه جایگزین آنها گیاهانی اجنبی شود که سابقه خوبی در اهواز نداشته اند.

گمشده ای میان اروند

یکی مهندس عمران و شهرسازی که سالهای زیادی را در خرمشهر گذرانده مشکلات آنها را تمام نشدنی می داند و می گوید: بومی های این شهر از منطقه آزاد شدن آن سودی نمی برند چون پولی برای سرمایه گذاری ندارند و حتی در طمع زندگی بهتر در شهرهای دیگر ممکن است آن اندک دارایی خود را نیز از دست بدهند.

علی بداوی اکثر مردم آن را از قشر ضعیف می داند و خاطر نشان می کند: خرمشهر بعد از این همه سال باید برای مردم بومی آن امتیازات ویژه ای قائل می شد و به این شکل آباد شدنش برای مردم آن فرقی ندارد، چه اهمیتی دارد یک کودک فقیر میان کپر زندگی کند و کنارش برج های آنچنانی بسازند از این چه چیزی نصیب او می شود جز احساس حقارت بیشتر.

جوانان خرمشهر از ثروت منطقه آزاد تابلوی بیکاری دست گرفته اند

یکی از سرمایه گزاران غیر بومی منطقه آزاد اروند عقیده دارد: این مناطق را که در سال ۸۵ شکل گرفت با وجود داشتن رتبه اول ثروتمندترین ناکارآمد در اشتغال‌زایی و درآمدزایی مردم بومی این استان می داند. 
رسول قاسم زاده با بیان اینکه گفته می شود خوزستان با حدود ۱۵ درصد نرخ بیکاری سومین استان کشور در زمینه بیکاری شناخته است باز هم بیشترین جمعیت شاغل در منطقه آزاد اروند را غیربومیان تشکیل می‌دهند و این مهم استفاده ذینفع دولت بدون در نظر گرفتن مردمی است که دچار مشکلات هستند را نشان می دهد و متاسفانه بومی ها و جوانان خرمشهر حتی با تغییرات شهر هم در بیکاری مانده اند.

۴۰۰هزار میلیارد تومان برای بازسازی

فرماندار این شهر در سالهای پیش گفته بود میزان ۴۰۰هزار میلیارد تومان لازم است تا تا بتوان این شهر را خرم کرد اما اینکه این میزان اعتبار کی به دست آنها می رسد کسی نمی داند.

مردم این دیارکسانی هستند که در بدترین شرایط این شهر برگشته اند اما حالا که این شهر به سمت آبادی پیش می رود متاسفانه به خاطر نداشتن توانایی مالی امکانات ناب آن سهم تاجران دیگر نقاط شده و همان دردها و از دست دادن ها سهم مردم بومی، این مسئله باعث شده خرمشهر امروز دچار مهاجرت شدید از بومی ها شود و کسانی را در خود ببیند که نه کشاورزند و نه ماهیگیر، قایق بردن نمی دانند لباس این شهر را نمی شناسند به لهجه شیرین آنها حرف نمی زنند  دویدن میان نخل های جزیره مینو جزء خاطرات ناب زمان پابرهنگی شان نیست، صدای توپ و خمپاره نشنیده اند، شب از گرما و شرجی در پشت بام نخوابیده اند، وعده ای از آنها حتی زاده این سرزمین نیستند اما بازارهای داغ شهر را قرق کرده اند، با این اوضاع تاریخ و رسوم کهن این دیار نابود می شود همراه نخلهای برافراشته اش، و روزی باید گفت شهری خرم میان اروند گم شد.

عدم پاسخگویی به مسئولین خرمشهر سرایت کرد 

درباره دردهای خرمشهر یک ماه منتظر ماندیم تا شهردار آن «دارابی» حرف بزند راه حل بدهند اما از طریق پیگیری مستقیم و ارتباط با روابط عمومی وی به جایی نرسیدیم و تاسف بار این است در کنار نام شهردار آن باید برای عضو شورای شهر «سامری» و فرماندار آن  «حیاتی» نیز بنویسیم، پاسخ گو نبودند سرایت این عدم پاسخگویی از مرکز نشینان استان خوزستان به متولیان شهرستانها هم رسیده و معلوم نیست کی قرار است برخی از مدیران شجاعت این را پیدا کنند و دربرابر مسئولیتی که در اعتماد مردم بدست آورده اند پاسخگو باشند.

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.