شنبه ۲۳ بهمن ۱۳۹۵ - ۱۰:۱۲

آزادی «نلسون ماندلا» گام آخر برای فروپاشی آپارتاید بود

مردی که گفت: می بخشم...

مجید تربت زاده

نلسون ماندلا

«رولیهلا هلا» ... نام اصلی اش این بود. یعنی «کندن شاخه درخت»! شاید خودش هم این را خیلی دوست نداشت چون بیشتر مردم روستای کوچک «موزو» می دانستند معنی اصلی این نام «دردسرساز» است.

قدس آنلاین - قرار بود تا زنده است زندانی باشد. سرمدارانِ نژاد پرست ترین رژیم جهان، سالهای سال در آفریقای جنوبی طناب از گُرده سیاهپوستان کشیده ، زده، بسته و کشته بودند تا همچنان بر اریکه قدرت باقی بمانند.چند سالی بود اما به نظر می رسید تاریخ مصرف نژاد پرستان در این سرزمین رو به پایان است.

«نلسون ماندلا»  سالها مبارزه و جنگ و گریز و ۲۷ سال زندان را تاب آورده و حالا «آپارتاید» را از رو برده بود. می خواستند نام و نشانش را از تاریخ سرزمینش پاک کنند اما او و پایداری اش به اسطوره و الگویی برای سیاهان سراسر جهان تبدیل شد تا مردم نه تنها فراموشش نکنند بلکه همواره از او با نام «مخولو» - پدر بزرگ – یاد کنند . امروز – ۱۱ فوریه- همزمان است با روزی که آزادی «ماندلا»  در ۷۲ سالگی نشان داد پایه های پوسیده نماد نژاد پرستی در آفریقا ، فروریختنی است.

کندن شاخه درخت

«رولیهلا هلا» ... نام اصلی اش این بود . یعنی «کندن شاخه درخت» ! شاید خودش هم این را خیلی دوست نداشت چون بیشتر مردم روستای کوچک «موزو»  می دانستند معنی اصلی این نام «دردسرساز» است. برای همین هم ۹ سال بیشتر نداشت که معلمش ترجیح داد پسربچه زبر و زرنگی را که بی دردسر درس می خواند به جای رولیهلا هلا ، نلسون صدا بزند و از همان زمان به «نلسون ماندلا» شهرت پیدا کرد. دست بر قضا درست در همین ایام پدرش که عضو شورای سلطنتی « تمبو» بود و در به سلطنت رسیدن سلطان وقت تلاش زیادی کرده بود ،درگذشت. پادشاه برای جبران خدمات پدر «ماندلا» از میان ۱۳ فرزند باقی مانده دوست قدیمی اش ، «نلسون» را به فرزند خواندگی قبول کرد و سرپرستی اش را به عهده گرفت.

فرار بزرگ

عضویت در شورای سلطنت به صورت ارثی به او رسیده بود و می توانست با استفاده از همین امتیاز برای خودش زندگی راحتی را دست و پا کند و حتی در آینده به سلطنت برسد. در مدارس و دانشکده های مخصوص خانواده سلطنتی درس می خواند و زندگی بدون دردسری داشت. اما دانشگاه «فورت هار» و آشنایی با «اولیور تامبو» مسیر زندگی او را عوض کرد. سقف افکار و آرزوهای « نلسون» پس از ورود به دانشگاه بسیار بالاتر از زندگی و حتی حکومت در قلمرو سلطنت محلی «تمبو» بود. پایان سال اول تحصیلاتش در «هارت فور» به همراه دوستش و به دلیل شرکت در اعتصاب و تحریم سیاست های دانشگاه ، اخراج شد. پدرخوانده برای اینکه «ماندلا» ی جوان را سرگرم زندگی کند و نگذارد « رولیهلا هلا»ی سابق ، دردسر ساز شود، اعلام کرد برای مراسم ازدواج آماده باش!  «نلسون» اما مخفیانه به پایتخت – ژوهانسبرگ – گریخت تا آرزوهای سیاسی – اجتماعی اش را دنبال کند. مدتی کارگری معدن کرد و بعد هم منشی یک شرکت حقوقی شد و آخرِ کار هم ، تحصیل را در رشته حقوق از سر گرفت. تحصیلی که به دلیل مبارزات سیاسی نزدیک به ۵۰ سال ناتمام ماند!

۵سالی که حبس ابد شد

سالهای پایانی دهه۴۰ میلادی و دهه۵۰ برای «ماندلا» به مبارزه سیاسی ، پایه گذاری «کنگره ملی آفریقا» و «کنگره خلق» و بارها دستگیری و محاکمه های طولانی گذشت . در این سالها دفتر حقوقی راه انداخته بود بصورت رایگان کارهای حقوقی سیاهپوستان بی بضاعت را پیگیری می کرد. با آغاز دهه ۶۰ «ماندلا» دانست که تنها مبارزه سیاسی مسالمت آمیز او را به اهدافش نمی رساند برای همین هم رهبری شاخه نظامی «کنگره ملی آفریقا» معروف به «نیزه ملت» را به عهده گرفت. هدف اولیه ، عملیات خرابکارانه علیه نژاد پرستان حاکم بود و پس از آن عملیات چریکی. سفرهایش به دیگر کشورهای آمریکایی نیز در همین راستا و برای جمع آوری کمک های مالی و حمایت های سیاسی آغاز شد. سرانجام پس از ۱۷ ماه جنگ و گریز ، مخفیگاهش به وسیله «سیا» لو رفت ، دستگیر و به ۵ سال زندان محکوم شد . حکمی که بعدها با دستگیری دیگر رهبران آفریقایی به حبس ابد تبدیل شد.

تروریست!

در آخرین دفاعیه اش گفته بود: « خود را وقف مردم آفریقا کرده‌ام. با استیلای سفیدپوستان مبارزه کرده‌ام، و با استیلای سیاهان نیز مبارزه کرده‌ام. به دنبال آرمان جامعه‌ای آزاد و دموکراتیک که همه بتوانند در آن در توازن و با فرصت‌هایی برابر زندگی کنند بوده‌ام. این آرمان من است که امیدوارم با آن زندگی کرده و بدان دست یابم واگر نیاز باشد آماده‌ام برای این آرمان بمیرم». شاید برای همین بود که انگلستان –به عنوان جدی ترین حا می آپارتاید – و آمریکا نام او را در فهرست تروریست ها قرار دادند! نام مردی را که پس از سالها مبارزه مسالمت آمیز سیاسی ناچار به نبرد مسلحانه رو آورده و حاضر بود برای محو کردن نژاد پرستی جانش را هم بدهد. البته انگلیسی ها روی خُلق خوی دیرینه شان و اینکه خود را مالک قاره آفریقا می دانستند اگر دستشان می رسید همه سیاهان را به فهرست تروریستها اضافه می کردند. آمریکایی اما خدا می داند با کدام بهانه به شکل خنده داری تا چند سال پیش از فوت «ماندلا» هنوز نام او را از فهرست تروریستی شان خارج نکرده بودند!

... اما فراموش نمی کنم

با همه رنج و مرارتهای مبارزه ۵۰ ساله و زندان کشیدن های ۲۷ ساله ، پیش از اینکه در سن ۹۵ سالگی از دنیا برود ، بار دیگر انگلیسی ها را با یک جمله تاریخی به گوشه رینگ مبارزه برد . روزی که در کاخ «باکینگهام» خطاب به آنها گفت : شما را به خاطر آنچه به سرمان آوردید، می بخشم اما فراموش نمی کنم ! با این جمله ، با عملکرد سالهای پس از آزادی اش و اینکه در اوج محبوبیت از قدرت کناره گیری کرد به همه دنیا از جمله انگلیسی ها فهماند آنهایی که برای آزادی و برابری در گوشه و کنار جهان دست به مبارزه می زنند ، نه نروریست هستند و نه تشنه قدرت و نه اهل کینه توزی.

پیروز در سیاست و اخلاق

سالها مبارزه و زندان طولانی اگرچه خیلی از فرصتها  را از او گرفت اما آرمانها و عشق به آنها و همچنین شوق و انگیزه تحصیل را نتوانست از او جدا کند. سال ۱۹۸۹ در زندان سرانجام پس از ۵۰ سال مدرک تحصیلی اش را گرفت و مدتی بعد که آزاد شد هم به ریاست جمهوری رسید و هم توانست ریشه آپارتاید در کشورش را بخشکاند.

نخستین بار سال ۷۱ به ایران آمد . «سلام رهبر من» ! این جمله ای بود که به محض دیدن رهبر انقلاب بر زبان آورد و علاقه اش به ایران و انقلاب اسلامی سبب حیرت همه حاضران شد. سفر دوم در سال ۷۸ بود که رهبری نیز با تجلیل از او گفتند: «بخش مهم کار شما این بود که در زمان ریاست جمهوری نیز بر اصول اخلاقی خود تأکید کردید و در میدان معنویت و اخلاق نیز پیروز شدید».

منبع: روزنامه قدس

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.