شنبه ۲۸ مرداد ۱۳۹۶ - ۰۸:۰۶

نگاهی به یک میراث هزار ساله؛

«میارجلی» سنت دیرپای بلوچ ها در حمایت از پناهجویان/آشتی سنت و قانون

میارجل

زاهدان-سنت «میار جلی» یا«میارداری»در سیستان و بلوچستان شامل فرهنگ و آداب و رسومی است که بر اساس آن به ستمدیدگان و مظلومان پناه داده می شود و ضمن حفاظت از فرد پناهنده از حقوق وی دفاع می شود.

قدس آنلاین-گروه استان ها: پیش از آنکه تجارب جنگ جهانی دوم به کمک کشورهای جهان بیاید و «کمیساریای عالی پناهنگان سازمان ملل متحد» شکل بگیرد در سیستان و بلوچستان سنتی با قدمت یک هزار سال به عنوان «میارداری» وجود داشته که پناهندگان را از هر تعرضی مصون می‌داشته است.

سنت میار جلی یا میارداری منشا بسیاری از رفتارهای اجتماعی اقوام بلوچ در کنش و واکنش به آسیب‌های اجتماعی در گذشته به ویژه در حمایت از ستمدیدگان بوده است. 

«میارداری» در زبان بلوچی به معنای پناهندگی و پناهجویی است و مردمان بلوچ به واسطه اعتقاد راسخ به این رسم ضمن پناه دادن به مظلومان حقوق تضییع شده افراد ستمدیده را نیز از ظالم پس می گیرند.

کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل یکی از آژانس های تخصصی سازمان ملل است که در ۱۴ دسامبر سال ۱۹۵۰ جهت محافظت و حمایت از پناهندگان و یاری رساندن به آنها تاسیس شد اما سنت "میارداری" به گفته رییس سازمان اسناد ملی و کتابخانه های سیستان و بلوچستان به یک هزار سال پیش باز می گردد و نقشی به مراتب تاثیر گذار از دولت های گذشته برای احقاق حقوق مردم داشته است.

ریشه در عمق تاریخ

حاج محمد مهدی گرگیج یکی از معتمدان طایفه گرگیج و نخستین رییس آموزش و پروش شهرستان بمپور پس از انقلاب اسلامی در باره سنت میارداری می گوید: «میار» سنت دیرپا و ریشه داری است که در میان بلوچ ها وجود داشته و هنوز از حرمت و اعتبار خاصی برخوردار است.

وی در این رابطه اظهار کرد: «میار» به معنای پناه خواستن و پناه آوردن و «میار جل» به معنای پناهنده است.

وی افزود: میار جل در مقابل شخصی که به وی پناه می آورد وظایفی دارد و مکلف است با تمام وجود از میار خویش حمایت و نگهداری کند.

وی افزود: دفاع از پناه آورنده و ستمدیده در میان بلوچ ها چنان حرمتی دارد که در صورت لزوم «میار جل» برای حفاظت میار از جان خویش نیز مضایقه نمی کند.

حاج مهدی گرگیج ادامه داد: آسیب دیدن میار یا فرد پناهنده برای میار جل موجب ننگ و سرشکستگی بزرگی برای طایفه محسوب است .

«دودا » اسطوره میارجل در سیستان و بلوچستان

گرگیج با یادآوری یکی از اسطوره ها و قهرمانان میارجلی در منطقه بلوچستان با نام «دودا» بیان داشت: این قهرمان بلوچ در زمره افرادی بود که جان خود را برای احقاق حقوق مظلوم و میار خویش از دست داد.

وی افزود: دودا یکی از قهرمانان بلوچ است که به واسطه گرفتن حق یک پیر زن بلوچ به نام «سمی» که گاوهایش بر اثر حمله نیروهای طایفه «بی برگ» به یغما رفته بود و این پیرزن به دوداد پناه آورده بود در جنگ نابرابر با نیروهای بی برگ جان خود را از دست داد.

وی گفت: هنگامی که «سمی» این بانوی بلوچ به دودا پناه آورد و از حقوق دست رفته خود سخن گفت، دوداد وی را پناه داد و برای احقاق حقوق این پیرزن و پس گرفتن گاو های وی که توسط بی برگ ها به یغما رفته بود لباس رزم پوشید.

وی گفت: "لالین" مادر دودا هنگام وداع با پسرش گفت: «از تو دو چیز می خواهم یا برگرداندن گاوهای این پیر زن یا کشته شدن در برابر دشمن.»

وی افزود: "بالاچ" برادر دودا نیز که در نوجوانی شاهد مرگ برادر خویش به واسطه عمل به سنت میارداری بود سال ها بعد به انتقام خون برادر و حقوق از دست رفته این سنت با بی برگ ها وارد جنگ شد و توانست این سنت دیرینه را تا پای جان حفاظت کند.

وی بیان داشت: گویا نخستین شخصی که به مکتوب کردن قسمت هایی از حماسه بالاچ اهتمام ورزیده شخصی انگلیسی به نام "لانگ ورث دامز" بوده که در کتاب منظومه های حماسی معروف بلوچی آنهارا در لندن به چاپ رسانده است.

سنتی هزار ساله

رییس سازمان استناد و کتابخانه ملی سیستان و بلوچستان در این رابطه اظهار داشت: مردم سیستان و بلوچستان تا دوره پهلوی اول دریافت چندانی از مفهوم قانون نداشتند و به دلیل ضعف حکومت در احقاق حقوق مردم لذا مناسبات اجتماعی آنها بر پایه مفهومی به نام سنت قرار داشت و در هر زمینه ای مشکل را از طریق سنت حل می کردند.

قاسم سیاسر ادامه داد: برای مثال اگر میان دو نفر یا دو طایفه اختلاف و درگیری پیش می آمد برای حل آن از سنتی به نام «شریعت کردن» بهره می گرفتند که این سنت هنوز هم در مناطق مختلف استان رواج دارد.

وی بیان داشت: در جامعه سنتی و در گذشته به دلیل اینکه دولت حضور پایداری در منطقه نداشت تا ازستمدیدگان دفاع کند لذا اشخاص به دلیل احساس ناامنی، ترس از کشته شدن و یا  احقاق حقوق خود به فردی از طایفه دیگر پناه می بردند و این روند به نام "میار" انجام می شد  که پناه آورنده به نام "میار" و پناه دهنده به نام "میار جل" نامیده می شد.

وی اذعان داشت: اگر شخصی عمل خلافی مرتکب می شد و حتی قتل انجام می داد وقتی به میار یک شخص درمی آمد، پناهنده تا قیمت جان موظف بود از پناه آورنده خود دفاع کند.

وی از «دودا» به عنوان پر آوازه ترین میار جل در تاریخ ۵۰۰ سال گذشته این سرزمین یاد کرد و افزود: این جوان به دلیل حمایت از حقوق میار خود آن چنان احترامی پیدا کرد که به اسطوره تبدیل شد لذا از آنجا که این فرد یکی از افراد پایبند به این سنت بوده است لذا می توان تاریخ سنت میار جلی در این استان را به یک هزار سال پیش منتسب دانست.

در حال حاضر شوراهای حل اختلاف به دنبال استفاده از همین ظرفیت های سنتی برای دستیابی به صلح هستند و لذا باید قانون و راهکاری برای آن تبیین کرد تا اگر فرد خطاکار یا مجرمی به بزرگ یک طایفه پناهنده شد بر اساس قانون از این ظرفیت استفاده شود.

سنت و قانون

این پژوهشگر و محقق سیستانی اظهار داشت:  با وجود اینکه در حال حاضر دولت برای احقاق حقوق مردم قدرت زیادی دارد اما قادر به حل و فصل تمامی مشکلات مردم نیست و لذا باید مانند بهره گیری شوراهای حل اختلاف از ظرفیت معتمدان و از سنت هایی هم چون میار که در بین بلوچ ها ریشه دار است برای حل و فصل پاره ای از دعاوی بهره بگیرد.

وی اذعان داشت: امروزه حتی در صورت وقوع جرم اما قانون برای مجرم حقوقی قائل است اما در گذشته قانون به این معنا وجود نداشت و لذا سنت میار جلی از افراد ستمدیده و بزهکار دفاع می کرد و در نزد اقوام این منطقه احترام و جایگاهی خاص داشت.

وی تاکید کرد: در این راستا توجه به یک نکته مهم است و اینکه نباید به این تصور دامن زد که سنت و قانون نقطه مقابل با یکدیگر هستند بلکه این دو ظرفیت می توانند مکمل یکدیگر باشند.

وی بیان داشت: متاسفانه حکومت پهلوی دلبسته روایتی از تجدد بود که به تضاد میان دو مفهوم سنت و قانون دامن می زد و آن را تشدید می کرد.

سیاسر بیان داشت: اگر رژیم پهلوی به روایت دموکراتیکی از تجدد تمسک می جست میان سنت و قانون نه تنها تضادی بروز نمی کرد بلکه این دو مفهوم می توانستند به پیشبرد تجدد کمک کنند.

وی یادآور شد: اگر حکومت پهلوی روایت دموکراتیکی از تجدد را بر می گزید و به مبانی دموکراسی پایبند می ماند، امکان تبدیل شمار قابل توجهی از سنت های سیستان و بلوچستان به نهاد های جدید پدید می آمد.

رییس سازمان اسناد و کتابخانه ملی استان یادآور شد: اگر چه سنت و قانون به دو ساحت متفاوت تعلق دارند و از افق متفاوت می ایند اما به صورت بنیادی میان آنها تفاوت وجود ندارد یعنی وجود یکی به معنای عدم دیگری نیست.  

وی اذعان داشت: در حال حاضر شوراهای حل اختلاف به دنبال استفاده از همین ظرفیت های سنتی برای دستیابی به صلح هستند و لذا باید قانون و راهکاری برای آن تبیین کرد تا اگر فرد خطاکار یا مجرمی به بزرگ یک طایفه پناهنده شد بر اساس قانون از این ظرفیت استفاده شود.

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.