اگر شیعه هستیم و معتقدیم منجی عالم بشریت حی و حاضر در این جهان زندگی میکنند و برکت وجودشان نصیب ما میشود، باید به این مسئله نیز واقف باشیم که در قبال امام عصر(عج) وظایفی داریم. محرم که میشود، اندوه قلبهای شیعیان را لبریز میکند و با خود فکر میکنیم ای کاش در آن دوران میزیستیم و در شمار یاریگران سیدالشهدا(ع) نفس میکشیدیم؛ حال که به لطف حق در دوران حیات امام عصر(عج) زندگی میکنیم، شایسته آن است که برای این حیات، زندگی صالح و سازندهای را رقم بزنیم. اینکه ایشان صرفاً از دیده و نظر غائب هستند دلیلی نیست که ما با حضرتشان ارتباطی نداشته باشیم و برای این ارتباط تلاشی مقرر نکنیم. زندگی در عصر غیبت امام عصر(عج) واجد ویژگیها و آداب و ادبی است که هر یک از ما مسلمانان باید آن را بیاموزیم و برای گسترش آن نیز گامهایی برداریم. ماه شعبان فرصت مناسبی برای بازخوانی این نقشها و آموزش این گامهاست.
حجتالاسلام والمسلمین مجتبی الهی خراسانی، استاد حوزه علمیه و پژوهشگر دینی به مناسبت نیمه شعبان رازهایی از ارتباط مردم عصر غیبت با امام حی و حاضر بیان و با تأکید بر اینکه حضرت مهدی(ع) همیشه در طلب ما و نگران ماست و به ما چشم دوخته و توجه دارد، تصریح کرد: خوب است که روزی یکی دو بار سر برگردانیم و از این فیض بهرهمند شویم.
متن پیشرو حاصل گفتوگوی تفصیلی با این پژوهشگر دین است که به انگیزه ایام میلاد مسعود امام عصر(عج) با نکات و درسهای خواندنی از نظر محترمتان میگذرد.
در آغاز سخن بفرمایید چگونه با امام عصر(عج) در دوران غیبت مرتبط باشیم؟
توجه به ولی عصر(عج) از موضوعاتی است که خوب است به بهانه نیمه شعبان بیشتر مورد توجه قرار گیرد. معمولاً این پرسش در ذهن افراد وجود دارد که در دوره غیبت، که ما از حضور حضرت ولی عصر(عج) محروم هستیم، چه ارتباطی با امام زمان(عج) میتوانیم داشته باشیم؟
امام زمان(عج) که قابل رؤیت و در دسترس ما نیستند، معنای این جمله که فرمودهاند: «امام زمان در دوره غیبت مثل آفتاب پشت ابر، گرمابخش و نوربخش هستند اما دیده نمیشوند»، چیست؟ برای درک این موضوع باید دو مسئله را مورد توجه قرار دهیم؛ نخست اینکه امام در منظومه فکری شیعه، که از اهل بیت(ع) متأثر است، محل تجلی اراده الهی در زمین است؛ یعنی تنها انسانی است که علاوه بر اینکه سمت خلیفهاللهی را به نحو کامل داراست، به مقام شهادت هم رسیده و شاهد و گواه بر قوس صعودی انسانهاست که میتوانند تا چه حد از کمال را طی کنند.
فضائل، رأفت، رحمت و خصلتهای هر امام، گواه بر قله کمالات انسانی است؛ از این جهت، امام شاهد است. امام از جنبه دیگری نیز شاهد است چراکه براساس نص معارف اهل بیت(ع) و به تعبیر قرآن، صالحالمؤمنین است و از اعمال امت خبر دارد، پس شهادت میدهد. همچنانکه در تفسیر سوره قدر هم آمده است، تقدیرات انسانی به اطلاع امام حی در هر دورهای در شب قدر میرسد و البته که این موقعیت امام، متوقف بر حضور و ظهور ایشان در میان اجتماع نیست؛ یعنی نقش امام در پیادهسازی اراده الهی در همه اموری که به انسانها مرتبط است، نقشی تکوینی و باطنی در بطن این عالم است.
بنابراین امام در نقطه کانونی معنوی این عالم حضور دارد. در دوره غیبت نیز توجه باطنی افراد به بطن معنوی عالم که محل تجلی اراده الهی در زمین است، این ارتباط و نسبت را بین انسان و عالم معنا برقرار میکند.
در تعابیری از روایات آمده است که امام حبلالله المتین و عروهوثقی است و در قرآن امر شدهایم که به ایشان تمسک کنیم، اما این تمسک فقط در ابعاد علمی و معرفتی نیست، بلکه بخشی از این تمسک در ابعاد باطنی است. یعنی توجه ما به اراده خداوند، فاصله گرفتن از اراده شیاطین جن و انس و حرکت به سمت اراده الهی، نیازمند مداخله انسان خلیفه و شاهد یعنی امام معصوم(ع) است.
بنابراین، حضور امام معصوم(ع) در جهان، حتی اگر ما با او ارتباط حضوری و فیزیکی نداشته باشیم، به این معناست که ایشان مرکز اتصال به عالم غیب است. توجه روزانه ما و همچنین توجه به هنگام عبادات، شدائد و گرفتاریها به امام عصر، نه فقط برای تصفیه باطن، ارتقای عمل عبادی یا حل یک مشکل است، بلکه برای این است که نفس ما آرامآرام به اراده الهی متصل شود و این مسئله از طریق امام انجام میشود.
به همین روی به ما آموزش دادهاند که در همه امور به امام حی متوسل شویم؛ منظور از این توسل همان توجه باطنی است. بنابراین در زمان غیبت نیز گفتهاند، اگر گرفتاری دارید (این مسئله به شیوههای مختلف روایت شده است) دو رکعت نماز بخوانید و به حضرت سلام دهید و ضمن سلام، از ایشان بخواهید نسبت به برآورده شدن حاجت مورد نظر کمک و شما را شفاعت کنند. همچنین در خصوص گمگشتگیهایی که انسان معاصر دارد نیز توصیه شده است که به ولی عصر(عج) پناه ببریم.
ارتباط با امام زمان(عج) چه تأثیری بر رشد معنوی انسان دارد؟
اغلب اهل معنا، علاوه بر روایاتی که درباره اسرار نماز دارند، براساس تجربه عرفانی که داشتهاند، متذکر میشوند که اگر میخواهید در نمازتان به خدای متعال توجه پیدا کنید و به مقام قرب برسید، پله واسطه و سکوی پرتاب، توجه به امام عصر(عج) است.
بر همین اساس این موضوع در قالب اسرار نماز مطرح و علما آن را به برخی شاگردان خود تعلیم دادهاند که در آغاز نماز و پیش از تکبیر اول، توجه قلبی به ولی عصر(عج) پیدا کنید؛ چراکه امام حی مجلای تجلی اسماء الهی، یعنی حضور زنده اسماء الهی است. علما گفتهاند که از طریق اسماء الهی، صفات خداوند و تجلیات خداوند با او مرتبط میشویم و کدام تجلی بالاتر از امام زمان(عج) که از طریق ایشان میتوانیم با خداوند مرتبط شویم. بنابراین توصیه شده است که پیش از آغاز نماز توجه به ولی عصر(عج) پیدا کنید.
البته در مورد توجه باطنی مطالب دیگری نیز مطرح است، مثلاً در مورد معرفت الله گفته شده که معرفت ذات الهی به روی ما بسته است، ولی معرفت به صفات و اسماء خداوند برای ما باز است. این کد و رمزی است که نشان میدهد سقف معرفت الله ما، معرفت الامام است؛ چون امام اسم و صفت تام الهی است. بنابراین اگر میخواهیم به سمت معرفت الله برویم، این معرفت الله با یک معرفت آیینهای، مرآتی و تجلیگونه از رهگذر معرفت الامام انجام میشود که این راهها در دوره غیبت نیز برای ما باز است.
پس باید معرفت امام (که یک امامت عامه از امیرمؤمنان(ع) تا ولی عصر(عج) را دربرمیگیرد) و معرفت خاصه به امام حی، میلاد او، خصلتها و آرمانهای او داشته بشناسیم و از طریق این معرفت، با نقشه خداوند و اراده او در هستی مرتبط و مطلع میشویم و نکته مهم اینکه میتوانیم خودمان هم به آن سمت حرکت کنیم.
لذا یکی از تأملاتی که در این مرحله باید داشته باشیم این است که اگر چنین مسیر معرفتی به خداوند از طریق امام انجام میشود و اگر تصفیه باطن و تزکیه نفس و توجه به خدای متعال از طریق امام فراهم میشود، این شأن از امامت، یعنی هدایت باطنی، در زمان غیبت تعطیل نیست. در زمان غیبت، شأن هدایت باطنی، مثل دوره حضور امام، کاملاً فراهم است و اگر چنین است، نیاز به رفتن سراغ این مراد و آن مرشد یا نحله نیست، چون توجه مستقیم به ولی عصر(عج) در زمان غیبت هم ممکن است؛ این توجه و ارتباط چه با ادبیات مأثوری که در کتابها روایت شده و چه با ادبیات خودمانی قابل دسترس است به نحوی که برخی از بزرگان به ما توصیه میکردند که هم خودتان عادت کنید و هم فرزندانتان را عادت دهید که با همین زبان روزمره، گاهی امام عصر را مورد خطاب قرار دهند و با او سخن بگویند و نجوا کنند.
از مرحوم آیتالله العظمی میلانی(ره) نقل شده است که یکی از شاگردان ایشان مریض شد و استاد به عیادت وی رفت و او گفت: ولیالله(عج) فرمودند به فلانی بگویید که آن نجوای شبانهاش را ادامه دهد. از آن طلبه سؤال کردند که برنامه شبانهات چیست که پاسخ داد: «برنامهام این است که قبل از خواب، چند دقیقهای با همین زبان ساده با امام عصر(عج) صحبت میکنم، گزارش کارهای روزم را میدهم، میگویم آقا امروز این کارها را کردم، این نقصها را داشتم شما کمک کنید تا نواقص را کامل کنم. این موفقیتها را هم داشتهام که به خاطر راهنماییهای شما و اجداد شما بود». مرحوم آقای میلانی بسیار مایل بودند که طلاب مسیر نجواهای شبانه را از این طلبه بیاموزند.
یکی از دوستانم سال گذشته با خوشحالی گفت: در حرم سیدالشهدا(ع) عهد کردم که حداقل ۱۰۰ نفر را ترغیب کنم تا نجوای روزانه با امام عصر(عج) داشته باشند. چند وقت پیش ایشان را دیدم و پرسیدم آیا موفق شدید؟ پاسخ داد: بحمدالله و با لطف سیدالشهدا(ع) تعداد افرادی که ترغیب کردهام از ۴۰۰ نفر گذشته است.
وظیفه خاص شیعیان در برقراری ارتباط با امام زمان(عج) چیست؟
توجه به امام عصر(عج) توجه باطنی است که شیعیان به آن بسیار نیازمند هستند؛ چراکه شیعیان از طریق اهل بیت(ع) نسبت به محور عالم امکان، یعنی امام زمان(عج) معرفت پیدا کردهاند و به شکرانه این معرفت شایسته است که ارتباط روزانه با امام زمانشان برقرار کنند و منتظر ظهور نمانند تا در آن زمان با امام ارتباط داشته باشند چراکه در آن دوره، شیعه و غیرشیعه، مسلمان و غیرمسلمان با ایشان مرتبط خواهند بود. حتی براساس روایات ظهور، غیرمسلمانها از ادیان و جغرافیای مختلف به کمک ایشان خواهند شتافت.
تصور میکنم نیمه شعبان امسال میتواند بهانهای باشد برای اینکه عهد تازهای با امام زمان(عج) ببندیم و این عهد را، همچنانکه در دعای عهد آمده، روزانه تجدید کنیم و توجه به ولی عصر(عج) را به عنوان یک توجه دائمی که در طول توجه به خدای متعال است و ما را برای اتصال به معنای کل ملک و ملکوت، یعنی ذات الهی، آمادهتر کند، محقق کنیم.
آیا انتظار فقط باوری ذهنی و قلبی است؟
اینکه به ما سفارش شده به انتظار فرج باشیم و پیامبر اسلام (ص) فرمودهاند: «أفضلُ أعمالِ اُمّتی انتظارُ فَرَجِ اللّه ِ عزّ و جلّ: برترین کارهای امت من، انتظار فرج از خداوند عزوجل است»، ابعاد انتظار را از ابعاد مرسومی که گاهی توضیح داده میشود فراتر میبرد. گاهی گفته میشود که در کنار اعمال واجب و مستحب، مستحبی به نام انتظار منجی هم داریم که در آن امید داریم امام زمان خواهد آمد و جهان را پر از عدل و داد خواهد کرد، آنچنانکه پر از ظلم و ستم شده است. ولی وقتی انتظار فرج به عنوان یکی از اعمال برتر، بلکه افضل اعمال در زمان غیبت تلقی میشود، پس جنس این انتظار باید از جنس اعظم مستحبات و واجبات باشد.
انتظار الفرج، مصداق اقامه دین در زمان غیبت است. یعنی اینکه در قرآن به ما خطاب شده: «أَقِیمُوا الدِّینَ»، «أَقِیمُوا الصَّلَاةَ»، این اقامهها در زمان غیبت یعنی به انتظار آن کسی بایستید که دین را در همه ابعاد اقامه میکند. بنابراین این انتظار، انتظاری در ابعاد دین است، نه انتظار یک رویداد یا رخداد.
پس انتظار فرج باید ما را وادار کند تا ابعاد آرمانی دین که بسیاری از آنها را اکنون نمیبینیم، بشناسیم و مسئله مهم این است که ناتواناییها و کاستیهای ما در عمل به دین، در زیست معنوی خوب، در ایجاد جامعه عادلانه ما را از ابعاد یک جامعه آرمانی دور نکند. اولین پیام انتظار فرج این است که ما ابعاد یک جامعه بشری آرمانی را همیشه با خودمان مرور و تکرار کنیم و نگذاریم روزمرگیها و شیاطین، جن و انس، ما را به این نتیجه برسانند که حد بشر همین قدر است.
برای مثال بشر دوره جاهلیت چه تصوری از خود داشت؟ جعفر بن ابیطالب در مواجهه با پادشاه حبشه توضیح میدهد و میگوید: «ما مردمانی بودیم که مردار و آب ناپاک میخوردیم، حرمت را نگه نمیداشتیم و ...» و سپس میگوید: «تا اینکه خداوند پیامبری را از جنس خود ما برانگیخت» سپس، وصف مؤمنان وصل به پیامبر را میگوید که آنها چقدر اهل احسان، عدل، معنا و حتی طهارت ظاهری بودند.
باید مواظب باشیم در جاهلیت مدرن آنقدر غرق نشویم که تصویر جامعه آرمانی با ارزشهای الهی را به مرور از یاد ببریم یا از آن مأیوس شویم. مهمترین دغدغه شیاطین امروز و کسانی که قدرتهای شیطانی عالم را ساختهاند این است که امید ما برای دستیابی به یک جامعه برتر را به یأس تبدیل کنند و در این میان انتظار فرج نباید اجازه این اتفاق را صادر کند. یعنی باید همواره بدانیم که استعداد و استحقاق چنین جامعهای را داریم و ابعاد آن جامعه، فراتر از خورد و خوراک و بالا و پایین رفتن قیمت کالاهاست؛ نباید خود را به مسائل روزمره محدود کنیم.
اعمالی که یک منتظر باید انجام دهد در چه ابعادی است؟
انتظار، عمل منتظرانه طلب میکند. کسی که منتظر است جایی برود، لباس پوشیده، آماده است، منتظر نداست که چه زمانی حرکت کند. این عمل منتظرانه، جدا از ارتباط باطنی با امام زمان(عج) است که پیشتر مطرح شد. عمل منتظرانه یعنی باید اقدامات لازم را برای روز ظهور شروع کرده باشد. انتظار الفرج، یعنی شرایط را برای فرج فراهم کردن. وقتی میگوییم کسی منتظر است، یعنی منتظر قله این رویداد است، نه منتظر صفر تا صد این رویداد.
بنابراین، اگر فرج و ظهور منجی نیازمند درک عمومی بشری از عدالت در مقیاسهای برتر، درک بشر از نیازهای معنویاش است پس باید تلاش کند زمینه را برای درک و مطالبه جهانی برای ظهور موعود آماده کند. از سوی دیگر این انتظار، پویا و فعال است. یعنی چون من منتظر هستم، اعمال و برنامههای من مثل گام اول و فاز اول از یک رویداد بزرگتر است. بنابراین همواره نقشمان را به عنوان فاز اول و مقدمهچینی انتظار انجام میدهیم.
البته نه فقط مقدمهچینی به معنای آماده کردن افکار برای پذیرش ظهور نهایی، بلکه برای اینکه مراحل رسیدن به ظهور را تجربه کنیم. اگر نتوانیم نوعی عدالت ناقص را تجربه کنیم، چطور میتوانیم خودمان را برای تحمل عدالتی کامل که در آن ممکن است منافع قومی، ملی، جنسیتی، صنفی و ... ما همیشه تأمین نشود (چون عدالت اقتضا نمیکند) آماده کنیم؟ بشر باید بتواند تجربه معنویت، عدالت، طهارت و عبادتها را از نقصان به کمال طی کند تا برای زندگی در شکل برتر آن آماده شود.
بشریت هنوز اشکال ناقص عدالت را هم نمیتواند بپذیرد و نهادهای بینالمللی مطرح میکنند که در ۴۰ سال اخیر جهان ظالمانهتر، فقر بیشتر، شکاف و نابرابری بین فقیر و غنی تشدید، شکاف شمال و جنوب بیشتر، گسلهای بین نسلی عمیقتر و عمر آن از دو سه دهه به یک دهه و پنج سال رسیده است و نسلهای جدید (مثل z و ایکس و آلفا) مطرح میشوند، پس چگونه میتوانیم دنیا را برای ظهور آماده ببینیم؟ انتظار فرج یعنی نقشآفرینی فعالانه در همه این زمینههای موجود.
با این وصف، مقیاس انتظار الفرج، چون افضل الاعمال است، یعنی باید در آن گوشهای از جهاد کامل، گوشهای از نماز کامل، گوشهای از روزه افضل، گوشهای از حج مقبول باشد. لذا انتظار فرج افضل الاعمال است، چون کیفیتبخشی به همه اعمال است و همه اعمال را از مقیاس حداقلی به مقیاس حداکثری میرساند و این موضوع انگیزهها و ارادههای خودمان و دیگران را برای ساخت جامعه آرمانی، آمادهتر میکند.
انتظار الفرج یعنی حرکت از قوه به فعل در هر دوره و زمانی و نسبت به هر آرمانی که میتوانیم یک درجه آن را در ابعاد اجتماعی، اقتصادی، معنوی، علمی، معرفتی و حتی اتفاقات ساده به سمت بهتر شدن پیش ببریم.
گاهی میشنوم مثلاً در فلان کشور جنبشی برای حمایت از بیخانمانها به راه افتاده است؛ این اقدام بخشی است که منتظران فرج باید به توسعه آن کمک کنند. یا مثلاً وقتی یک اتفاق خوبی میافتد، یک ملت با یک سال و نیم مقاومت تلاش میکند خانه و مسکنشان را حفظ کنند و بر یک ظلم نژادی فائق بیایند و به غزه برگردند. انتظار فرج یعنی من در توسعه، کمک و حمایت از آنها باید نقش داشته باشم. منتظران یعنی نقشآفرینان در همه رویدادهای خوب برای اینکه رویدادهای خوب هم باقی بمانند و هم رشد کرده به رویداد بزرگتر و یکپارچه، یعنی ظهور منجی تبدیل شوند.
انتظار فرج یعنی خرده اقداماتی که در مقیاس بزرگتر، افق بالاتر و در یک یکپارچگی، به ظهور منجی و گشودگی عمومی امور بشر تبدیل میشود. از هرجا که میتوانیم، باید این فرش ظهور را رج به رج در انتظار فرج ببافیم. اگر ابعاد ظهور انسانی است، باید ابعاد انتظار نیز انسانی باشد، نه طایفهای. مگر ابعاد ظهور فقط مخصوص شیعه است که انتظار فقط به یک سری اقدامات در درون جامعه شیعی یا مثلاً ایرانی بسنده شود؟ خیر؛ اینطور نیست. اگر ظهور قرار است آرمانهایی در سطح تاریخ بشر را محقق کند، تاریخ بشر، انسانها، ادیان ... نیز به ما مربوط است. کسی که به دنبال منجی جهانی است، باید دغدغههای جهانی نیز داشته باشد، در این صورت، انتظار فرج و موعود جهانی را خواهد داشت.
آیا وظیفه فقها در دوران غیبت با دوران ظهور متفاوت است؟
دچار سوء تفاهمی در خصوص نقش فقها و حوزویان هستیم و اینگونه تصور شده است که در نبود ولیعصر(عج)، به غیرمعصوم اکتفا کنیم؛ یعنی قضیه خیلی سادهسازی شده است. اما آیا نقش معرفتی که باید فقها و عالمان دین داشته باشند فقط در دوره غیبت است؟ اینطور نیست. در دوران حضور و ظهور اهل بیت(ع) نیز شاهد فعالیت فقها بودیم و ائمه(ع) به فقها دستور میدادند که در مسجد مدینه بنشینید و فتوا بدهید و به فقهای عراق میفرمودند که من برایت دعا میکنم که تو فقیه ما در عراق هستی. پس بنابراین فقها نمایندگان معرفتی امام در زمان ظهور و حضور آنها نیز بودند. با این تعریف کار فقها و روحانیون کار موقتی در زمان غیبت امام معصوم(ع) نیست.
در روایات وظیفهای به عنوان رسیدگی به ایتام آل محمد(ص) مطرح شده است، یعنی حمایت از جبهه حق، رسیدگی به امور امت اسلامی و تلاش برای اینکه بشریت و کل جامعه انسانی وضعیت بهتری پیدا کنند. عالمان دین در زمان حضور اهل بیت(ع) نیز این وظیفه را داشتند.
امام صادق(ع) فرمودهاند: عَنْ عَلِیِّ بْنِ زَیْدٍ عَنْ أَبِیهِ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ لَیْسَ مِنْ شِیعَتِنَا مَنْ کَانَ فِی مِصْرٍ فِیهِ مِائَةُ أَلْفٍ وَ کَانَ فِی اَلْمِصْرِ أَوْرَعُ مِنْهُ؛ از شیعیان ما نیست کسی که در شهری باشد که در آن شهر صد هزار نفر باشند و در آن شهر کسی با تقواتر از او باشد». بنابراین بسیاری از فعالیتها مخصوص دوره غیبت نیست و فقط در دوره غیبت، کار دشوارتر است، چون آن کسی که باید نظارت مستقیم داشته باشد (یعنی امام زمان)، حضور مستقیم ندارد و شرایط برای عالمان دین سختتر میگذرد، چون پشت و پناه و راهنمایشان در غیبت است و میتوانند فقط با میراث علمی که از امامان پیشین در اختیارشان است، در این مسیر ایفای نقش و انجام وظیفه کنند.
مسئله دوم در خصوص وظایف علما این است که انتظار میرود عالمان اسلامی در افقی فراتر از آحاد امت، آمادهسازی جامعه محبان اهل بیت(ع)، امت اسلامی و بشریت را برای ظهور انجام دهند. یعنی اگر ما میگوییم انتظار فرج افضل عبادات است، در این انتظار، عالمان دین جلوتر از دیگران باشند و اگر ارتباط با بُعد معنوی عالم یعنی ولی عصر(عج) یک وظیفه است، انتظار این است که عالمان یک گام جلوتر از آحاد مردم باشند.
بنابراین وقتی فرصتی برای برپایی جامعهای بهرهمند از آرمانهای علوی، ولو در حد دوره غیبت فراهم میشود، عالمان دین آن فرصت را غنیمت میشمارند و اگر در جایی حکومت عادلانهای، ولو عدل نسبی، وجود دارد عالمان دین به آن کمک میکنند همچنانکه فقهای ما در طول تاریخ با بسیاری از حکومتهایی که آرمانی نبودند، ولی تلاش میکردند عدل نسبی را فراهم کنند، همکاری داشتند.
در همین خصوص انتظار میرود این بصیرت تاریخی که فقهای شیعه در طول تاریخ برحسب توصیههای اهل بیت(ع) به دست آوردهاند، مورد توجه جبهه اهل حق و امت اسلامی قرار گیرد. یعنی برای اینکه به سمت جامعه آرمانی حرکت کنیم به پیشگامی، پیشتازی و هدایت عالمان دین نیاز داریم. یعنی هم نیاز داریم عالمان دین توجه بیشتری به مسئله مقدمهچینی ظهور داشته باشند و هم نیازمند اقبال امت به عالمان و فقیهان هستیم.
همین اصل است که مقام معظم رهبری فرمودند: غایت ما در آن تمدن نوین اسلامی، که باید به سمت آن حرکت کنیم، دوران ظهور است. پس اگر فرصتی برای فقها مهیا شود تا نمونه جدیدی از تمدن نوین اسلامی را عرضه کنند، تا گوشه کوچکی از آنچه در ابعاد بسیار بالاتر در دوره ظهور رقم خواهد خورد را به بشریت نشان دهند، حتماً و حتماً باید این فرصت مغتنم شمرده شود.
روایتی از حضرت ولیعصر(عج) بیان شده که هم نشاندهنده مهر و محبت ایشان به ماست و هم واقعاً ما را شرمنده میکند. حضرت میفرمایند: «إِنَّا غَیْرُ مُهْمِلِینَ لِمُرَاعَاتِکُمْ وَ لَا نَاسِینَ لِذِکْرِکُمْ وَ لَوْ لَا ذَلِکَ لَنَزَلَ بِکُمُ اللَّأْوَاءُ وَ اصْطَلَمَکُمُ الْأَعْدَاء؛ ما در رعایت حال شما کوتاهی نمیکنیم و یاد شما را از خاطر نبردهایم، که اگر جز این بود گرفتاریها به شما روی میآورد و دشمنان شما را ریشه کن میکردند». اگر از ولیعصر غافلیم، او از ما غافل نیست. غصههای ما، غصههای اوست. رنجهای ما، رنجهای اوست. کمبودهای ما بر دوش او سنگینی میکند و ناتوانیهای ما او را شرمنده میکند.
زمانی که به ولیعصر(عج) توجه میکنیم، باید بدانیم پیش از این توجه، او متوجه ماست و خواسته است که ما توجه به او کنیم. همچنان که پیامبر(ص) فرمودند: «إنّ لِرَبِّکُم فی أیّامِ دَهرِکُم نَفَحاتٍ، فَتَعَرَّضُوا لَهُ لَعَلَّهُ أن یُصِیبَکُم نَفحَةٌ مِنها فلا تَشقَونَ بَعدَها أبدا؛ همانا از سوی پروردگار شما در طول عمرتان نسیمهایی میوزد، پس خود را در معرض آنها قرار دهید، باشد که نسیمی از آن نفحات به شما بوزد و زان پس هرگز به شقاوت نیفتید».
برخی از علما میفرمودند: اگر دیدی که به یکباره یاد ولی عصر(عج) افتادی، بدان که قرار است خیر و فیضی به تو برسد. این یاد را رها نکن و توسعه بده. یاد امام زمان(عج) مثل یک نقطه سفیدی در قلب ماست که هر قدر آن یاد توسعه پیدا کند، قسمتهای بیشتری از قلب را پاک و سفید میکند. اهل معنا هم مطرح کردهاند که توجه به امام عصر(عج)، میل به بدی و کژی را در قلب از بین میبرد و مثل اکسیری است که وقتی بر قلب میآید، این مس را میتواند طلا کند.
ولی نکته این است که این سر ارتباط، از آن سو جنبانده شده است و توجه ایشان روانه ما شده است و وقتی ما توجه میکنیم، حداقل این است که یعنی از توجه او روی نگرداندهایم وگرنه ما نیستیم که او را طلب میکنیم و ایشان را به سمت خودمان میخوانیم بلکه ایشان متوجه ما و رویش به سمت ماست. ما هستیم که در واقع گاهی یادمان میرود و باید یادمان بماند که او همیشه نگران ماست، به ما چشم دوخته و توجه دارد؛ خوب است که روزی یکی دو بار سر برگردانیم و از این فیض بهرهمند شویم.
گفتوگو : محسن مسجدجامعی
نظر شما