تحولات منطقه

قدس انلاین_مصطفی لعل شاطری: با گذری کوتاه در میان اسناد و منابع تاریخی ایران به این نتیجه می رسیم که حادثه ی فیضیه قم، نقطه شروع جنبش و انقلاب اسلامی ملت ایران بود، حادثه ی فیضیه نقطه عطفی بود در تاریخ اسلام و در تاریخ جهان، ولی چرا این حادثه به وقوع پیوست؟

تحریم عید نوروز برابر است با انتقامی خونین!
زمان مطالعه: ۱ دقیقه

به گزارش قدس انلاین، دو ماه قبل از فروردین 1342 محمدرضا پهلوی عامل استعمار و به تعبیر امام خمینی مسبب ترویج فساد، تقلب در انتخابات، نقض کننده ی قانون اساسی، سرکوب گر مطبوعات و احزاب سیاسی، مروج غربزدگی و جمیع تمام مفاسد، برای پیاده کردن نقشه های استعماری و تحکیم حکومت ظلم و استبداد خود رفراندومی تقلبی تشکیل داد و به اصطلاح خودش می خواست لوایح ششگانه که برای فریب مردم و تحکیم استعمار و ساقط کردن مملکت بود و در اصل مقصود دیگری نداشت را با رفراندومی مستعجل و بی اساس، در ایران پیاده کند، اما رفراندوم از سوی مراجع تقلید و علمای بزرگ و سرشناس کشور تحریم شد. البته قبل تر از آن، تلاش تبلیغاتی رژیم به ضرورت جدایی دین از سیاست و تضعیف جایگاه و مقام روحانیونِ پیشرو در سال های اول دهه 1340، تقریباً تمام مسائل سیاسی و اجتماعی را تحت الشعاع قرار داده بود. در روزنامه های کثیرالانتشار ماه های بهمن و اسفند 1341 مقالاتی به چاپ رسید که بیانگر کوشش و تهاجم رژیم علیه علمای مترقی قم بود؛ مثلاً در اسفند 1341 سلسله مقالاتی در روزنامه اطلاعات با عنوان «مذهب و مسائل روز» به چاپ رسید، که در زمینه موضع دولت در قبال مسائل دینی و روحانیت بود و در پی آن سخنرانی محمدرضا در 23 اسفند در پادگان هوایی دزفول و تهدید و تحقیر روحانیون، منجر به عکس العمل جدی امام خمینی در اواخر اسفند بر علیه رژیم و شخص محمدرضا و دعوت روحانیت به وحدت و فعال کردن مردم بر ضد رژیم گردید.

تحریم عید نوروز!
تا پایان سال، رهبری شاخص امام خمینی برای روحانیت و مردم آشکار شده بود. همه گوش به زنگ تصمیم امام خمینی بودند. امام خمینی دست به ابتکاری جدید زد و رژیم را به انفعال واداشت. تحریم جشن عید نوروز توسط امام خمینی در آن موقعیت، حوزه ی علمیه ی قم و تمام نیروهای مذهبی را علیه رژیم به رویارویی فراخواند.

یک هفته قبل از حلول سال 1342 امام خمینی علما و مراجع قم را برای یک نشست دعوت کرد. معظم له پیشنهاد کرد تا توسط علما اعلام شود: «روحانیت امسال عید ندارد». این پیشنهاد مورد موافقت حاضرین قرار گرفت و قرار شد اعلامیه هایی جداگانه توسط مراجع صادر شود. امام خمینی برای همگانی کردن این تصمیم، نامه ای در 23 اسفند به علمای سرتاسر کشور ارسال نمودند. حضرت امام در این نامه ضمن اشاره به اهداف رژیم در نابود کردن احکام اسلام، اعلام نمودند که:
«اینجانب عید نوروز را به عنوان عزا و تسلیت به امام عصر، عجل الله تعالی فرجه، جلوس می کنم و به مردم اعلام خطر می نمایم. مقتضی است حضرات آقایان نیز همین رویه را اتخاذ فرمایند تا ملت مسلمان از مصیبت های وارده به اسلام و مسلمین اطلاع حاصل نمایند».

حضرت امام علاوه بر این نامه ی عمومی، به بعضی از روحانیونی که تأثیر بیشتری داشتند از جمله آقای فلسفی نیز نامه ی خصوصی نوشتند. حضرت امام در این نامه از آقای فلسفی خواستند تا آیت الله تنکابنی (پدر آقای فلسفی) و آیت الله آملی و آیت الله آشتیانی نیز اعلامیه ای صادر کنند و تصمیم تحریم عید نوروز را اعلام کنند. حضرت امام با توجه به اینکه دوم فروردین مصادف با وفات امام صادق (ع) بود، برای خنثی کردن تبلیغات رژیم در این نامه تذکر دادند: «البته باید اسم وفات حضرت صادق سلام الله علیه برده نشود و با صراحت نوشته شود برای صدماتی که در این سال به اسلام وارد شده است»، امسال مؤمنین عید ندارند.
حضرت امام خود نیز اعلامیه ای شدیداللحنی را صادر کردند و اعلام نمودند:
«هدف اجانب، قرآن و روحانیت است. دست های ناپاک اجانب با دست این قبیل دولت ها قصد دارد قرآن را از میان بردارد، روحانیت را پایمال کند».

تأیید علما و مراجع
ابتکار عمل امام خمینی مورد استقبال بی نظیر مراجع، علما و روحانیت و گروه های اسلامی واقع شد. آیت الله شریعتمداری با صدور اطلاعیه ای اعلام کرد: «اینجانب عید نوروز را به عنوان تسلیت به امام عصر، عجل الله تعالی فرجه الشریف، جلوس کرده و عزاداری می کنم». آیت الله سید محمد صادق روحانی نیز اعلامیه ای مبنی بر عزای عمومی در عید صادر کرد. آیت الله میلانی نیز در مشهد با صدور اعلامیه ای ضمن برشمردن فجایع و ستم های رژیم اعلام کرد: «در این شرایط روحانی ای که خود را شریک غم و شادی ملت مسلمان ایران می داند هرگز عید و مراسم آن را نخواهد داشت».
آیت الله بهبهانی نیز با صدور اطلاعیه ای اعلام کرد: «علمای اعلام، عموماً از مراسم عید خودداری و در عوض به سوگواری در این دو روز اشتغال دارند و خواهند داشت. این حقیر اعلان عزا به عموم مسلمین و شیعیان می نمایم».
سایر مراجع نیز عملاً با برقراری مجلس عزا از شب عید از این ابتکار عمل حمایت کردند. مهم ترین پشتیبانی توسط علمای طراز اول تهران صورت گرفت. آنان با صدور اطلاعیه ای اعلام کردند: «جامعه ی روحانیت عزادار و به عنوان عید جلوس نخواهد داشت». این اعلامیه توسط 46 نفر از علما و روحانیون تهران امضا شد که آیت الله تنکابنی و آیت الله آملی نیز جزء امضاکنندگان بودند.
همچنین متشکل ترین گروه اسلامی یعنی جمعیت مؤتلفه ی اسلامی نیز به نام جمعیت های مذهبی با صدور اطلاعیه ای اعلام عزاداری نمود.
با فرارسیدن سال نو دیگر آن شور و شعف سابق دیده نمی شد. مؤمنان با رسیدن به یکدیگر به جای تبریک، تسلیت می گفتند. بسیاری از مردم متدین لباس سیاه به تن کرده بودند. به گزارش ساواک مردم تهران «در پاره ای از قسمت های شهر مخصوصاً جنوب شهر پرچم های سیاهی برافراشته اند».
تأثیر موفقیت آمیز تحریم عید نوروز سردمداران رژیم را به خشم آورد ،از این رو تصمیم گرفتند تا در پاسخ به این اقدام، انتقامی خونین از روحانیت بازستانند و چنین کردند.

فیضیه غرق در خاک و خون
رژیم از تحریم عید نوروز و استقبال مردم سخت عصبانی شد و چنانچه پیش بینی می شد تصمیم به سرکوبی روحانیت و نشان دادن قدرت خویش گرفت. روز دوم فروردین مطابق با جمعه 25 شوال، سال روز شهادت امام جعفر صادق (ع) بود و این موضوع، عزای ملت مؤمن ایران را تشدید می کرد. نیروهای مذهبی بنا داشتند با تشکیل مجالس عزا دست به افشاگری علیه رژیم بزنند. سرلشکر پاکروان رئیس ساواک طی تلگرافی به کلیه ی سازمان های امنیت سرتاسر کشور ابلاغ کرد که «احتمال دارد در منطقه ی آن بعضی از وعاظ در مساجد هنگام وعظ با توجه به اینکه جمعه دوم فروردین که مصادف با رحلت امام جعفر صادق است، مطالبی برخلاف مصالح کشور ایراد و اذهان عمومی را مشوب سازند». وی به این علت از ساواک های تابعه خواست تا با تشریک مساعی مأمورین و مسئولین انتظامی محل «در مقابل وعاظ محرک در مساجد نیز دسته جاتی وجود داشته باشند که با ذکر صلوات مانع اظهارات نامناسب آنان بشوند». ساواک گزارش دیگری را نیز نزد شاه فرستاد. شاه دستور شدت عمل صادر کرد و در نتیجه سرهنگ مولوی رئیس ساواک تهران مأمور شد تا با نیروهایش جهت سرکوب روانه ی قم شود.
صبح روز موعود فرا رسید. وضعیت قم از اول صبح ملتهب بود. نیروهای تازه وارد نظامی و انتظامی چهره ی شهر را آشفته کرده بودند و همه منتظر فاجعه ای در قم بودند.

به روایت آیت الله مسعودی اول صبح مشاهده شد که «حدود پانصد کماندو با ماشین هایشان، سر پل [آهنچی] پیاده شدند و به سمت مدرسه ی فیضیه حرکت کردند [و سپس از آنجا] به سمت منزل امام حرکت کردند». به روایت شهید عراقی در آن روز «حدود 20 تا 25 اتوبوس از تهران به حساب ظاهر از دهقانان یا شرکت واحدی ها بودند، ولی در اصل گارد جاوید بودند، آمده بودند که قم را به هم بریزند». در آن روز (25 شوال) قرار بود سه جلسه ی مهم در بیت امام، مدرسه ی حجتیه و مدرسه ی فیضیه برقرار شود. اولین جلسه در منزل امام تشکیل شد. جمعیت زیادی بیت و کوچه ها را پرکرده بود. جلسه شروع شد و سخنران آغاز به سخن کرد؛ اما جلسه بی نظم بود و مشخص بود که عده ای می خواهند آن را به هم بزنند.
امام در اندرونی بودند و متوجه ی قضیه شدند آقای خلخالی را خواستند و توسط ایشان پیامی برای آن ها دادند که آرام باشید، اگر بخواهید در اینجا شلوغ کنید، من الان حرکت می کنم، می روم فیضیه و آنچه باید بگویم در آنجا می گویم. آن ها نیز بعد از این پیام ساکت شدند و منبر هم خوب برگزار شد». آقای خلخالی خود، داستان را چنین بیان می کند: «امام به وسیله ی من پیغام فرستادند و من رفتم در مجلس اعلام کرد که آقای خمینی فرمودند: اگر بخواهید این مجلس را بهم بزنید، من می روم در کنار مرقد حضرت معصومه، علیهاالسلام، و همه ی حرف ها را خواهم گفت. بعد از این پیغام، آن ها آرام شدند و آن روز حرکتی در منزل آقای خمینی انجام ندادند». همین اتفاق در جلسه ی مدرسه ی حجتیه با حضور آیت الله شریعتمداری نیز تکرار شد. ابتدا یکی از مداحان تهران سه بیت از غزل های مرحوم فرخی یزدی را با لحنی پرسوز و مهیج قرائت کرد:
سوگواران را مجال بازدید و دید نیست                باز گرد ای عید از ایران که ما را عید نیست
گفتن لفظ مبارک باد طوطی در قفس                شاهد آیینه دل داند که جز تقلید نیست
عید جمشیدی که در بیداد ضحاکی عزاست        هر کسی شادی کند از دوده ی جمشید نیست

مأموران در میان خواندن این اشعار صلوات فرستادند. سخنرانی حاج انصاری شروع شد و باز هم مأموران با ذکر صلوات وضع را متشنج می کردند. با قرار گرفتن «آقاحسن میره ای» یکی از پهلوانان معروف قم در کنار منبر و دستور سکوت، جلسه به پایان رسید و کسی مزاحم نشد.
جلسه ی سوم آن روز بعد از ظهر در مدرسه ی فیضیه تشکیل شد. بانی جلسه آیت الله گلپایگانی بود. به روایت شاهدان عینی «در آن روز نیروهای نظامی رژیم به دو دسته تقسیم شده بودند. تعدادی از آن ها با لباس های نظامی و مسلح به سلاح های گرم اطراف فیضیه مستقر شده و موجب رعب و وحشت شرکت کنندگان در مراسم به هنگام ورود به مدرسه می شدند، برخی دیگر از آنان با لباس های مبدل و چماق های مخفی در میان جمعیت شرکت کننده در مراسم فیضیه پراکنده شده بودند». «تعداد شش الی هفت نفربر [زرهی] در حد فاصل مهمان خانه ی گلستان و درب ورودی حرم مطهر مستقر شده بودند. پشت بام ها نیز مملو از دوربین ها و افراد ساواکی بود». ابتدا حجت الاسلام آل طه منبر رفت. آیت الله گلپایگانی از بازارچه ی گذرخان عبور کرد و وارد میدان آستان شد و از بین وسایل نقلیه ی مأمورین نظامی که در دو طرف صف کشیده بودند و مأمورینی که میدان آستانه را پر کرده بودند، عبور کردند. «در اواسط سخنرانی آقای آل طه، آیت الله گلپایگانی وارد مدرسه شد و در یکی از حجره های جنب کتابخانه مستقر گردید». آقای آل طه پس از سخنانی علیه رژیم منبر را تمام کرد و پایین آمد. پس از او آقای انصاری منبر رفت. با سخنرانی آقای انصاری صلوات های بی جا شروع شد و آقای انصاری سعی می کرد جلسه را کنترل نماید.
در اطراف منبر حدود سیصد نفر متحدالشکل با سن حدود سی، چهل سال نشسته بودند. هنگام صحبت آقای حاج انصاری یکی از این ها بلند شد تا میکروفن را بردارد که آقای انصاری ممانعت کرد. با شعار «زنده باد شاه» جلسه به هم ریخت و درگیری از همان جلوی منبر آغاز شد.

مأمورین با شکستن درخت ها با چوب به جان مردم افتادند. درگیری شدیدی شروع شد. دو طرف با کندن آجرها یکدیگر را مورد حمله قرار می دادند. مأمورین غالب شدند و بعضی طلبه ها به حجره های خود پناه بردند. مأمورین آن ها را از حجره بیرون می آوردند و مورد ضرب و شتم قرار می دادند. فریاد استغاثه ی «یا محمد یا حسین» دل طلبه ها را خراش می داد، طلبه ها با سرهای خونین و تن های مجروح روی زمین افتاده بودند.
مأمورین عمامه های به زمین افتاده را آتش می زدند و به طرف درخت های مدرسه پرتاب می کردند. آن ها در بالای پشت بام با سرنیزه آجرها را می کندند و به سر طلاب می زدند. طلاب ناچار می شدند به حجره ها پناه ببرند و مأمورین آن ها را تا درون حجره تعقیب می کردند. ابتدا افراد را به باد کتک می گرفتند و سپس کتاب ها را به حیاط می آوردند و به آتش می کشیدند. مأمورین در طول حملات خود با شعار جاوید شاه پرده از چهره ی خون ریز شاه برمی داشتند.

فردای فاجعه
رژیم برای عبرت روحانیون در فردای آن روز، بازدید از مدرسه را آزاد گذاشت. شاهدان وضعیت مدرسه را چنین توصیف می کنند: «آثار حادثه هنوز باقی بود و عمامه ها، لباس ها و کتاب های آتش گرفته ی طلاب در حیاط مدرسه روی هم ریخته بود». مردم وقتی این صحنه را می دیدند، اشک می ریختند. وقتی وارد مدرسه می شدند روی دیوار مدرسه ی فیضیه این شعر دیده می شد:
ای دل بیا به کعبه ی مقصود رو کنیم              از کشته گان حوزه جستجو کنیم
[آشیان من بیچاره اگر سوخت چه باک]          فکر ویران شدن خانه ی صیاد کنیم

تعداد مجروحین و شهدا
در حمله ی نیروهای رژیم شاه به مدرسه ی فیضیه ده ها نفر مجروح شدند و طبق ادعای رژیم یک نفر هم کشته شد. طبق اعلامیه ی طلاب حوزه ی علمیه ی قم «چندین نفر از طلاب را تا سر حد مرگ مضروب ساخته که پس از مدتی در گذشتند. (البته جنازه ها مفقودالاثر است و معلوم نیست به کجا برده اند) و هم اکنون بیش از صد نفر از مجروحین در بیمارستان ها و منازل بستری هستند». نویسنده ی کتاب «نهضت امام خمینی» می نویسند: چون اجساد قربانیان فاجعه را پنهان کردند، «از آن شهیدان به خون خفته فقط هویت سه نفر به دست آمد که یکی روحانی جلیل القدر مرحوم سید یونس رودباری بود و دو تن دیگر از کسبه و پیشه وران شهر قم بودند».
در مورد آمار شهدا و مجروحین اطلاعات دقیقی در دست نیست، ولی در اعلامیه ای که یک ماه بعد توسط آیت الله نجفی به همین مناسبت منتشر شد، آمده است: «گرچه آمار دقیقی از تلفات این واقعه ی جانگداز در دست نیست؛ لکن آنچه مسلم است عده ی زیادی از طلاب و محصلین علوم دینی مجروح و مفقودالاثر هستند که تعداد 95 نفر از مصدومین طبق آمار صحیح در دفتر جداگانه ی حقیر ضبط و تحت رسیدگی اینجانب می باشند و هنوز عده ای از آن ها تحت معالجه هستند».

اعتصابی بی سابقه
پس از فاجعه ی فیضیه، جامعه ی روحانیت تهران در اطلاعیه ای اعلام نمود که «برای همدردی با حوزه ی مقدسه ی علمیه ی قم و ابراز تنفر از این عملیات وحشیانه، از تاریخ چهارشنبه، اول ماه ذی القعده، [هفتم فروردین] تا شب دوشنبه، ششم ذی القعده، از اقامه ی جماعت در مساجد خودداری» خواهند کرد.
حوزه ی علمیه ی مشهد نیز بلافاصله پس از این تصمیم، اعلام حمایت کرد و طی اطلاعیه ای اعتصاب سرتاسری ائمه ی جماعات را خواستار شد.
استقبال روحانیون سراسر کشور از اعتصاب، خصوصاً در تهران موجی از خشم و آگاهی را علیه رژیم برانگیخت و کلیه ی مؤمنان متوجه فجایع رژیم در مدرسه ی فیضیه و اهداف رژیم از پایمال کردن استقلال و احکام اسلامی شدند.

طاق نصرت ها آتش می گیرد
شهر مشهد بعد از دریاف خبر فاجعه ی فیضیه از روز سوم فروردین در اعتصاب به سر می برد. اعتصاب مردم مشهد هنوز ادامه داشت که روحانیون نیز از هفتم فروردین به مدت پنج روز اعلام اعتصاب نمودند. این اعتراض عملی فراگیر، موجی از ناخشنودی علیه رژیم را به راه انداخت. در حالی که کارگزاران رژیم در ایام نوروز مشغول آماده کردن شهر برای استقبال از شاه بودند، روز ششم فروردین تظاهراتی در شهر به وجود آمد که منجر به زد و خورد با پلیس گردید و در نتیجه طاق نصرت های شهر به آتش کشیده شد.
به دنبال اعلام اعتصاب روحانیون، بازار و اصناف تهران و سایر شهرستان ها اعلام اعتصاب کردند و این اعتصاب از ششم فروردین به مدت سه روز ادامه داشت.
به دنبال اعتصاب سرتاسری روحانیان و اصناف بازار و موفقیت آمیز بودن این اعتصاب، حضرت امام با صدور اطلاعیه ای در 16 فروردین از مردم تشکر کردند و فرمودند:
«لازم است از ابراز احساسات ملت محترم ایران خصوصاً اهالی معظم تهران- ایدهم الله تعالی- که مستلزم زحمات و خسارات فراوان بود، تشکر کنم. تعطیل عمومی بازارها و خیابان ها، با این محیط ارعاب و خفقان و اختناق و با وضع اقتصاد عصر حاضر، ابراز انزجار و تنفر عمومی از دستگاه جباره بود».
حضرت امام در این اعلامیه هدف روحانیت را «بقای استقلال مملکت... و حفظ قوانین اسلام و قانون اساسی به آن جهت که ضامن حفظ مذهب جعفری و قوانین اسلام است»، اعلام کردند و از تمام اقشار جهمعه قدر دانی فرمودند.

منابع:
1- آبراهامیان، یراوند. ایران بین دو انقلاب، ترجمه کاظم فیروزمند و...، تهران: مرکز، 1378.
2- عباسی، محمد. تاریخ انقلاب ایران، تهران: شرق، 1358.
3- هوشنگ مهدوی، عبدالرضا. انقلاب ایران به روایت رادیو BBC، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1387.
4- حسینیان، روح الله. سه سال ستیز مرجعیت شیعه در ایران، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1387.
5- ازغندی، سیدعلیرضا. تاریخ تحولات سیاسی و اجتماعی ایران (1320-1357)، تهران: سمت، 1389.
6- روحانی، حمید. بررسی و تحلیلی از نهضت امام خمینی، قم: دارالفکر، 1358.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha