به گزارش قدس انلاین به طور کلی مراسم سوگواری از جمله مسایل فرهنگی یک جامعه محسوب می شود و در گروه مراسمی قرار دارد که تمامی ادیان به آن توجهی خاص دارند. ولی جالب است بدانید که مراسم روز سوم که امروزه نیز در میان مردم متداول است ریشه ای بسیار تاریخی دارد به نحوی که این امر در دوران باستان ایران و پس از فتح ایران از سوی اعراب با اختلاط فرهنگ های ایران و اسلام همچنان پایدار ادامه یافت، به نحوی که تهمینه رئیس السادات طی مقاله ای اینگونه می نویسد:
مراسم سوگواری زردشتیان مراسم بسیار طولانی بوده است. این مراسم از لحظه مرگ فرد تا جمع کردن استخوان های او از دخمه توسط نَسو سالاران (مرده کش ها) ادامه داشته است. از مهمترین مراحل آیین سوگواری در بین زردشتیان مسأله تطهیر است. چه تطهیر خانه ای که فرد در آن فوت شده و چه تطهیر افرادی که با مرده در تماس بوده اند. و برای هر کدام مراسم و آیین های خاصی مشخص شده است. اما در این میان مراسم سوگواری که پس از دخمه گذاری فرد زردشتی، توسط اطرافیان انجام می گردیده قابل توجه است که یکی از این مراسم توجه به روز سوم فردِ فوت شده است که تا به امروز نیز این مراسم توسط زردشتیان برگزار می شود.
زردشتیان در روز سوم درگذشتِ فرد، مجلس ترحیمی که زردشتیان آن پُرسه Porseh می گویند برپا می کردند. ریشه واژه پُرسه از کلمه پِرِسَت Peresat از مصدر پرس peres به معنی پرسیدن و سوال کردن است که در واقع به مفهوم عزاپُرسی از خانواده مصیبت دیده بوده است. واژه پُرسه pors-e به معنی مجلس ختم و ترحیمی است که پس از سه روز عزاداری برگزار می شود این مجلس ترحیم به یاد شخص درگذشته برگزار می گردد. در این مجالس افراد با صاحب عزا همدردی کرده و در تألمات او خود را شریک می دانند البته امروزه زردشتیان مراسم پرسه همگانی هم دارند که به نام پُرسه هماروانان خوانده می شود. این مراسم دو نوبت در سال برگزار می شود یکی در روز ۲۹ خرداد و یکی هم ۲۵ بهمن ماه. در این پُرسه کلیه کسانی که در سال های اخیر چه وابستگان و چه دوستانشان فوت کرده اند، شرکت می کنند.
روح، سه روز بر روی زمین!
همچنین در دیانت زردشتی روز سوم به «گاه ازیرین gāh_i_uzirin یعنی از نیمه عصر تا طلوع ستارگان، نیز نام گذاری شده. زردشتیان معتقد بودند که روح پس از جدا شدن از جسد، سه روز روی زمین می ماند و اتصال خود را با تن حفظ می کند. در این سه روز به خاطر روح، مراسم و نیایش هایی که در پنج نوبت از شبانه روز انجام می گرفت.
ناله، زاری و اشک؛ در مراسم فوت ممنوع!
برگزاری این آیین در صورتی که فرد فوت شده، زن بود به عهده شوهر و در صورتی که مرده، بچه می بود به عهده پدر و در صورتی که فرد درگذشته، خدمتکار بود بر عهده صاحبِ او قرار می گرفت. در هنگام برگزاری این مراسم نباید ناله و زاری کرد و یا اشک ریخت زیرا این کار گناه محسوب می شد.
به طور کلی در آیین زردشتی، سوگواری مفصل و با تشریفات گناهی بزرگ به شمار می آمد. زردشتیان گریه بیش از حد را گناه می دانستند زیرا این کار سلامتی عزاداران را به خطر می انداخت و در عین حال کمکی هم به شخص متوفی نمی کرد.
غذاهای عزا!
همچنین در این سه روز سوگواری خوراک و انواع آن مسأله مهمی است که تا امروز نیز ادامه یافته است. در دیانت زردشتی به این مسأله اشاره شده که پس از انجام مراحلی که درباره تطهیر و پاک کردن خانه و افراد آلوده (منظور افرادی است که از دست زدن به مرده آلوده و نجس شده اند) انجام گرفت؛ زردشتیان می توانند در آن خانه غذای گوشتی داشته باشند البته این امر در روز چهارم پس از فوت شخص انجام می گیرد و در سه روز اول آن ها از این غذاها منع شده اند و تنها می توانند از ماهی و سبزیجات استفاده کنند.
در دین زردشتی غذایی که در روز چهارم شخص متوفی آماده می شد؛ میوه، شیرینی و غذای پخته شده و آماده شده ای بود که از طرف آشنایان به خانواده مصیبت دیده فرستاده می شد. البته در این روز از طرف خانواده متوفی خیرات انجام می گرفت و غذا و لباس در اختیار فقرا قرار می دادند.
با توجه به این مطالب در دیانت زردشتی این نکته دریافته شد که مراسم سوگواری در سومین روز درگذشتِ فرد اهمیت خاصی داشته است. انجام مراسم پرسه خواندن دعاهایی که به ایزد سروش تقدیم می کردند و آدابی که در مورد خوراک وجود داشته است در این رابطه قابل توجه است.
سه روز مراسم عزاداری در صدر اسلام
در اسلام، سنت تسلیت دادن به اقوام فرد فوت شده بسیار مورد تأکید قرار گرفته شده است. پیامبر (ص) خود چنین می کردند و تسلیت و دلداری دادن به مصیبت زدگان را موجب بهشت رفتن افراد بیان می فرمودند. از جمله می توان به شهادت جعفربن ابی طالب و زیدبن حارثه در جنگ موته اشاره کرد که پیامبر پس از شهادت ایشان به نزد اسماء همسر جعفر رفت و او را تسلیت و دلداری داد و فرزندانش، عبدالله و عون و محمد را در آغوش گرفت و آن ها را نوازش کرد. این توجه و تسلیت دادنِ خانواده عزادار تا سه روز توصیه و تأکید شده است. در همین زمینه می توان باز هم شهادت جعفر بن ابی طالب را بیان کرد پیامبر (ص) به فاطمه (س) فرمودند که باید برای خانواده جعفر خوراک فراهم شود زیرا آن ها اکنون عزادار هستند و فاطمه (س) تا سه روز برای آن ها غذا تهیه کرد و این رسم در میان بنی هاشم معمول شد. البرقی هم در کتاب المحاسن خود در قسمتی که به طعام للماتم پرداخته، به سه روز اطعام کردن خانواده عزادار اشاره کرده است چنانکه امام سجاد (ع) پس از مراجعت از کربلا در مدینه سه روز برای عزاداران امام حسین (ع) طعام تهیه کردند.
مشخص می شود در آیین اسلام نیز به خاطر شرایط خانواده عزادار وظیفه طعام دادن به ایشان بر عهده اطرافیان و نزدیکان خانواده متوفی می باشد.
صدقه پس از فوت
پس از فوت افراد صدقه دادن برای شخص در گذشته نیز مورد توجه است و پیامبر (ص) خود در این مورد پس از فوت همسرشان خدیجه به خاطر ارزش و شرافت خاصی که برای ایشان قائل بودند هر چند وقت گوسفندی را ذبح می کردند و برای اطرافیان و خویشان خدیجه می فرستادند ایشان احسان کردن و صدقه دادن از طرف فرد فوت شده را نیکو و مستحب می دانستند در زمینه پوشش و لباسی که برای مراسم عزاداری در اسلام توجه شده به سلاب پوشیدن اشاره می شود.
سلاب که جمع آن سلب می شود، جامه سیاهی است که در عزا و ماتم به کار می رود و به قول برخی از لغویین پارچه یا لباس سیاهی است که زنان عزادار سر خود را با آن می پوشانند. تسلّب یا تسلیب از همین ماده و به معنی پوشیدن جامه های مشکین عزا است.
پس از شهادت جعفربن ابی طالب در جنگ موته از همسرش اسماء بنت عمیس نقل شده که وقتی جعفر به شهادت رسید رسول خدا به خانه او آمد و فرمودند تا سه روز تسلّب کن و سپس هر چه می خواهی انجام بده. ایشان پس از سه روز نزد اسماء می آیند مبنی بر اینکه عزاداری اش را تمام کند و می فرماید تا سرمه در چشم هایش بکشد و دست هایش را زرد کند. شاید منظور از زرد کردن دست ها حنا کردن آن باشد.
زمخشری ادیب و مفسر قرن ۵ و ۶ هجری به این نکته اشاره دارد که زینب دختر امّ سلمه بر حمزه عموی پیامبر سه روز گریست و تسلب کرد سپس رسول خدا وی را فرا خواند و فرمود تا موهای خود را شانه بزند و چشم هایش را سرمه بکشد.
بدون تردید در عزاداری اسلامی، سه روز عزاداری برای شخص درگذشته وجود داشته و مورد تأکید قرار گرفته است و در این زمینه نمونه برجسته آن همان طور که اشاره شد عزاداری بر شهادت جعفربن ابی طالب بود که خود مطالب گویایی از نظر نوع عزاداری، لباس پوشیدن، خوراک و اطعام خانواده مصیبت دیده در سه روز را خاطر نشان می کرد.
سه روز مراسم سوگواری در ایرانِ قرون نخست اسلامی
در زمینه مراسم سوگواری در ایران اسلامی نیز توجه به مسائل فقهی و شریعت اسلامی و همچنین آداب و رسوم خاصی که مردم برخی از مناطق در ایران داشتند حائز اهمیت است. در مورد مسأله مورد بحث نیز در کتب فقهی این دوران به سه روز طعام دادن خانواده مصیبت دیده که باید از طرف اطرافیان انجام شود اشاره شده است.
اساس مراسم سوگواری بر مرده همان سه روز بوده است. در این زمینه مجلس ختمی گرفته می شد و هر کس یک حزب از قرآن را تلاوت می کرد و علما در این مجالس به موعظه می پرداختند. اگر مجلس عزا برای بزرگان و علما بود پس از سه روز فردی از سوی خلیفه می آمد و مجلس ختم را برمی چید در این نوع مجالس عزاداری رسم بر این بوده که به فقرا و مساکین صدقه و غذا می دادند. در ذکر آداب تعزیت رفتن در این سه روز به خاطر رعایت کردن احوال خانواده ها، برای تعزیت به یک بار رفتن باید بسنده کرد.
ماجرای خواندنی
پس از آن که قابوس بن وشمگیر زیاری مدتی را در قلعه جناشک زندانی بود توسط چند نفر از بزرگان به قتل رسید و جسد او را در محلی از استرآباد که به مناسبت او گنبدقابوس خوانده شد به خاک سپردند. امیرمنوچهر پسرش و دیگر اطرافیان او سه روز به ماتم و عزاداری پرداختند و به رسم گیل ها سرهای خود را برهنه کردند و به سر و صورت خود می زدند اما بعد از سه روز به مناسبت بیعت با منوچهر و قبول تاج و تخت از طرف او مراسم جشن و سرور برپا شد.
لباس سفید در سوگواری
گفته شده که در قرن های چهارم و پنجم در پاره ای از مناطق ایران و از جمله خراسان به رسم سوگواری لباس سفید بر تن و سه روز عزاداری می کردند که این امر را در مرگ امیر محمود غزنوی می بینیم. پس از فوت امیرمحمود غزنوی، امیرمسعود سه روز مراسم تعزیت برپا کرد و این در حالی بود که خودش با قبا و دستار سفید و هم اعیان و اطرافیان و لشکریان او لباس سفید پوشیده بودند.
در زمانی که خبر فوت خلیفه القادر بالله را نزد مسعود غزنوی آوردند او انا لله و انا الیه راجعون خواند. فرستاده ای که از طرف خلیفه آمده بود لباس سیاه بر تن داشت اما امیر مسعود و هم محتشمان و درباریان لباس سفید بر تن کرده بودند و دستور دادند به رسم تعزیت تا سه روز همه بازارها بسته باشد. اما پس از سه روز مردم به بازارها و اصناف خود رفتند و دُهل و دبدبه زدند و این امر به خاطر جلوس خلیفه جدیدالقائم با امرلله بود. به نظر می رسد در مورد روزها عزاداری و سوگواری بیشتر مدنظر همان سه روز اول بوده است که باید بسیار مورد توجه قرار می گرفته.
طبل و نی در مراسم دفن میت
در شیراز رسم بود که در تشییع جنازه، مردان در جلو جنازه و زنان به دنبال جنازه حرکت می کردند و در مجالس سوگواری و در گورستان طبل و نی می زدند. براساس گزارشی از مِقدسی رفتن سر قبر و ختم قرآن در ایران معمول نبود بلکه سه روز برای عزاداران در مساجد می نشستند.
فرستادن کفش از طرف صاحب عزا
یکی دیگر از رسومی که در سوگواری انجام می گرفته فرستادن کفش از طرف صاحب عزا برای عزاداران بوده است. زمانی که مادر صاحب بن عباد فوت کرد تمام امرای دیلم در مقابل صاحب به خاک می افتادند و هر کس در هر مقامی که بود در راه وقتی به او می رسید از اسب پیاده می شد. تمام اعیان و بزرگان پابرهنه و سربرهنه به تسلیتش می رفتند و پس از سپری شدن سه روز از عزاداری، صاحب بن عباد برای آنان کفش فرستاد تا از عزا بیرون بیایند.
پرسه یا پاتیا
نکته ای که حائز اهمیت می نماید ورود کلمه و رسم پُرسه به دوران اسلامی ایران است. چه این که مسلمانان به مجلس ترحیم خود پُرس یا پُرسه می گفتند. در برخی نقاط، واژه پُرس برای مجلس زنانه و اصطلاح فاتحه خوانی برای مجلس مردانه به کار می رود. از جمله افرادی که این رسم را اجرا می کنند می توان امروز به بلوچ های سراوان اشاره کرد که مراسم سوگواری را پُرسان می گویند.
در واقع مراسم عزاداری به گویش بلوچی- سراوانی porsan و به گویش زاهدانی پاتیا نامیده می شود. در این مراسم نزدیک ترین فرد به متوفی سه روز در خانه می ماند زیرا هم مردم روستا و دیگران در این مدت برای تسلای خاطر او به دیدنش می روند. در این هنگام بستگان به صاحب عزا می گویند: خدا تُره دلداری دنت. روز سوم به عمل طبخ و توزیع غذا می پردازند و در روز چهارم اهالی را دعوت می کنند و پس از صرف ناهار برای آمرزش روح مرده فاتحه ی پاتیا می خوانند. به نظر می رسد این رسم از همان دوران باستان به جا مانده است و تا امروز نیز برگزار می شود.
سه روز مراسم سوگواری همانگنه که با نمونه های تاریخی آن اشاره شد در دوره ایران اسلامی نیز همچنان ادامه یافت و این سه روز مراسم سوگواری از طرف مردم و بزرگان انجام می شد که از ویژگی های بارز آن می توان به سه روز در مسجد نشستن و قرآن خواندن، سنت طعام دادن خانواده عزادار، خیرات برای درگذشتگان، پای برهنه کردن و تعطیلی مشاغل و حرف را اشاره کرد.
نویسنده: مصطفی لعل شاطری



نظر شما