بهروز رضوی از آن دست صداهایی بود که مخاطب، پیش از دیدن چهره، با آن ارتباط برقرار میکرد. او بیش از پنج دهه در رادیو، تلویزیون و عرصه گویندگی فعالیت داشت و نامش با برنامههایی چون «کتاب شب» و روایت مستندهای ماندگار گره خورده بود.
در کنار این مسیر، تجربههای بازیگری، اجرای برنامه و حضور در پروژههای مختلف رسانهای نیز بخشی از کارنامه او را شکل میدهد.
آنچه در ادامه میخوانید، چهار گفتوگوی اختصاصی با این هنرمند است که هر کدام از زاویهای متفاوت، نگاه و تجربه او را روایت میکنند؛ گفتوگوهایی که حالا، در غیاب او، معنایی عمیقتر پیدا کردهاند.
از صدا تا تصویر؛ تجربه بازیگری بهروز رضوی در «گناه فرشته»
در این گفتوگو که زهره کهندل با بهروز رضوی انجام داده، این هنرمند پیشکسوت از تجربه متفاوت خود در سریال «گناه فرشته» میگوید؛ جایی که برخلاف بسیاری از نقشهای مکمل پیشین، این بار در قالب یکی از شخصیتهای اصلی ظاهر شده است. او از نحوه دعوت به این پروژه و همکاری با تیم سازنده، بهویژه همبازی شدن با بازیگران حرفهای مانند شهاب حسینی صحبت میکند و این تجربه را برای خود لذتبخش و بدون چالش جدی توصیف میکند.
رضوی در ادامه، به اهمیت صدا در بازیگری اشاره میکند و تأکید دارد که صدای خاص هر بازیگر میتواند در انتخاب او برای نقشها تأثیرگذار باشد؛ نکتهای که به گفته خودش، در انتخاب او برای این سریال نیز بیتأثیر نبوده است. او معتقد است صداپیشگی و بازیگری دو حوزه نزدیک به هم هستند و مهارت در بیان، کنترل لحن و انتقال احساس، مرز میان این دو را کمرنگ میکند.
در بخش دیگری از این گفتوگو، او از علاقه عمیق خود به رادیو میگوید و آن را «خانه اول و آخر» خود میداند؛ رسانهای که با وجود تغییرات در ذائقه مخاطب، همچنان شنوندگان وفادار خود را دارد. رضوی همچنین به وضعیت معیشتی فعالان این حوزه اشاره کرده و آن را چندان مطلوب نمیداند، اما تأکید میکند که عشق به کار، عامل اصلی ماندگاری در این حرفه است.
او در نهایت، درباره معیارهایش برای پذیرش نقشهای جدید صحبت میکند؛ از شناخت کاراکتر تا علاقه به نقش، و ابراز امیدواری میکند که مخاطبان از ایفای نقش او در «گناه فرشته» استقبال کنند.
صدایی که ماند؛ روایت بهروز رضوی از سالها حضور در رادیو و «کتاب شب»
در این گفتوگو که مهدیه قمری با بهروز رضوی انجام داده، این گوینده پیشکسوت از تجربه سالها حضور در برنامه ماندگار «کتاب شب» میگوید؛ برنامهای که بیش از دو دهه است به صورت مستمر از رادیو پخش میشود و به بازخوانی آثار شاخص ادبی ایران و جهان میپردازد. رضوی در این گفتوگو، ساختار این برنامه را تشریح میکند و توضیح میدهد که هر هفته یک اثر داستانی، با معرفی نویسنده و ارائه خلاصهای روان و قابل فهم برای مخاطب روایت میشود.
او با تأکید بر اهمیت سادگی در روایت، معتقد است لحن گوینده در چنین برنامههایی باید بیتکلف و صمیمی باشد تا مخاطب بتواند با داستان ارتباط برقرار کند. رضوی حتی به تجربه شخصی خود در استفاده از لحن نمایشی اشاره میکند و میگوید که این شیوه برای «کتاب شب» مناسب نبوده و در نهایت به لحن روایی ساده بازگشته است؛ لحنی که امروز به یکی از ویژگیهای شاخص این برنامه تبدیل شده است.
در بخش دیگری از این گفتوگو، رضوی به نقش ادبیات در زندگی روزمره اشاره میکند و آن را عاملی برای آرامش ذهن و فاصله گرفتن از دغدغههای روزمره میداند. او تأکید میکند که برنامههایی با محوریت کتاب، نهتنها برای مخاطبان خاص، بلکه برای عموم مردم جذاب هستند و میتوانند آنها را به دنیای داستان و تخیل نزدیک کنند.
این گوینده باسابقه همچنین به پشتصحنه تولید «کتاب شب» اشاره کرده و از نقش نویسندگان و دشواریهای تولید چنین برنامههایی میگوید؛ از جمله کاهش حضور نویسندگان به دلیل مسائل مالی و ادامه کار با تیم محدودتر. او در عین حال بر اهمیت مطالعه برای گویندگان تأکید دارد و معتقد است آشنایی با سبکهای مختلف نوشتاری، لازمه اجرای موفق چنین برنامههایی است.
رضوی در ادامه، «کتاب شب» را عاملی برای ترویج فرهنگ مطالعه میداند و معتقد است شنیدن روایت کتابها میتواند کنجکاوی مخاطبان را برانگیزد و آنها را به مطالعه نسخه کامل آثار ترغیب کند. او همچنین بر نقش خانوادهها در شکلگیری عادت کتابخوانی تأکید کرده و پیشنهاد میدهد کودکان از سنین پایین با کتاب آشنا شوند.
این گفتوگو تصویری از پیوند عمیق بهروز رضوی با رادیو و کتاب ارائه میدهد؛ پیوندی که در طول سالها، به بخشی از هویت حرفهای او تبدیل شده است.
پشت میکروفن؛ نگاه بهروز رضوی به صداپیشگی، دوبله و چالشهای این حرفه
در این گفتوگو که زهره کهندل با بهروز رضوی انجام داده، این گوینده و صداپیشه پیشکسوت از زاویهای متفاوت به حرفه صداپیشگی و وضعیت آن در سالهای اخیر میپردازد؛ گفتوگویی که با اشاره به درگذشت چنگیز جلیلوند آغاز میشود و به نوعی ادای احترام به یکی از چهرههای ماندگار دوبله ایران است. رضوی در این بخش، از ویژگیهای منحصربهفرد جلیلوند، از جمله توانایی در تیپسازی و تغییر صدا متناسب با شخصیتها سخن میگوید و او را از بزرگان بیبدیل این عرصه میداند.
او در ادامه، با تأکید بر اینکه «صداپیشگی بازنشستگی ندارد»، این حرفه را وابسته به نفس و توانایی حنجره میداند و معتقد است تا زمانی که صدا وجود دارد، باید در این مسیر فعالیت کرد. با این حال، رضوی به چالشهای جدی این حوزه نیز اشاره میکند؛ از جمله آسیبهایی که در دوران کرونا به دوبله و تولیدات صوتی وارد شده و باعث کاهش رونق این حرفه شده است.
در بخش دیگری از این گفتوگو، او به مسئله تربیت نیروهای جدید در عرصه صداپیشگی میپردازد و معتقد است یکی از مشکلات اصلی، کمبود صبر و حوصله در میان نسل تازهوارد است. به گفته رضوی، در گذشته افرادی که وارد این حوزه میشدند، با صبوری و ممارست مسیر را طی میکردند، اما امروز این ویژگی کمتر دیده میشود و همین مسئله بر کیفیت خروجیها تأثیر گذاشته است.
رضوی همچنین به وضعیت اجرا در تلویزیون اشاره کرده و از ورود برخی بازیگران به حوزه اجرا بدون آموزش کافی انتقاد میکند. او این روند را عاملی برای کاهش استانداردهای اجرا و تنزل سلیقه مخاطب میداند و تأکید دارد که اجرای تلویزیونی نیازمند مهارت و آموزش جدی است.
در ادامه، این گوینده پیشکسوت بار دیگر به علاقه عمیق خود به رادیو اشاره میکند و آن را رسانهای اصیلتر از تلویزیون میداند؛ رسانهای که در آن، صدا نقش اصلی را ایفا میکند و گوینده محوریت دارد. او همچنین درباره پادکستها و تأثیر آنها بر مخاطبان صحبت کرده و معتقد است قدرت صدا، در صورت انتقال درست محتوا، میتواند تخیل شنونده را تقویت کند.
بهروز رضوی در این گفتوگو وضعیت دوبله و اجرا در رسانهها را توصیف میکند؛ وصفی که از دل تجربه چند دهه فعالیت حرفهای او شکل گرفته است.
زندگی با صدا؛ نگاه بهروز رضوی به اجرا و چالشهای تلویزیون
در این گفتوگو که تکتم بهاردوست با بهروز رضوی انجام داده، این گوینده و مجری پیشکسوت با نگاهی صریح و انتقادی، به وضعیت اجرا در تلویزیون و تفاوت آن با رادیو میپردازد. رضوی در ابتدای این گفتوگو با اشاره به ماندگاری رادیو، این رسانه را همچنان اصیل و نزدیک به مخاطب میداند و معتقد است سادگی و تکیه بر صدا، باعث شده رادیو کمتر از تحولات رسانهای آسیب ببیند. به باور او، رادیو به دلیل ماهیت شنیداری خود، ارتباطی صمیمیتر و قابلاعتمادتر با مخاطب برقرار کرده است.
در مقابل، او تلویزیون را رسانهای میداند که در سالهای اخیر بخشی از هویت خود را از دست داده و دچار تغییراتی شده که لزوماً به ارتقای کیفیت منجر نشده است. رضوی یکی از مهمترین مشکلات تلویزیون را در نحوه انتخاب مجریان میداند و صراحتاً تأکید میکند که این انتخابها دیگر «هوشمندانه» نیستند. او با مقایسه روند گذشته و امروز، توضیح میدهد که در گذشته، مجریان پس از طی مراحل سختگیرانه و با در نظر گرفتن معیارهایی مانند ادب و شخصیت حرفهای انتخاب میشدند، اما امروز این استانداردها کمرنگ شده است.
رضوی در ادامه، از رواج نوعی بیادبی در اجرای برخی برنامههای تلویزیونی انتقاد میکند و آن را بهاشتباه به عنوان صمیمیت یا زرنگی حرفهای تعبیر میداند. به گفته او، وظیفه اصلی مجری، حفظ احترام مهمان و مخاطب است و عدول از این اصل، به کاهش کیفیت برنامهها و افت سلیقه مخاطبان منجر میشود. او هشدار میدهد که تداوم این روند، به تضعیف جایگاه اجرا در تلویزیون خواهد انجامید.
در بخش دیگری از این گفتوگو، رضوی به کنار گذاشته شدن مجریان باسابقه اشاره میکند و این مسئله را بیشتر ناشی از سیاستهای تولید و تصمیمگیری تهیهکنندگان میداند. او معتقد است تفاوت نگاه نسلها و همچنین مسائل مالی، در این روند بیتأثیر نیست.
این گفتوگو تصویری انتقادی از وضعیت امروز رسانههای تصویری ارائه میدهد و در عین حال، بر اهمیت حفظ اصول حرفهای در اجرا تأکید میکند؛ اصولی که به باور بهروز رضوی، رادیو همچنان توانسته آنها را حفظ کند.




نظر شما