اسکرول کردن شبکههای اجتماعی این روزها قواعد عجیبی پیدا کرده است. میان انبوهی از ویدئوهای رنگارنگ، ناگهان به چهرههایی میرسید که با لبخندی مطمئن و لحنی پر از راز، بستههای جادویی ثروت، کدهای اختصاصی حاجتروایی و پکیجهای باز کردن بخت میفروشند. فرمول کار ساده است؛ کامنت بگذارید، پیج را فالو کنید تا در روزی خاص با چیدن چند برگ یا خواندن ذکری ساختگی، تمام گرههای زندگیتان باز شود. دلالان معنویت با سوءاستفاده از باورها و احساسات مذهبی مردم، بازاری پررونق از روایات جعلی و خرافات مدرن به راه انداختهاند. در عصری که هوش مصنوعی و فناوری همهجا را فراگرفته، تناقض غریبی است که پناه بردن به رمل، اسطرلاب و طلسمهای اینستاگرامی هنوز طرفدار دارد. چرا انسان امروز با وجود دسترسی به عقلانیت و معنویت اصیل، در دام این رؤیافروشان مجازی میافتد؟
در این روزها که عطر دلنشین میلاد پیامبر رحمت، حضرت محمد(ص) هنوز بر جان و فضای جامعه جاری است؛ پیامبری که بزرگترین پرچمدار مبارزه با خرافات بود و آیین خود را بر ستونهای استوار عقلانیت بنا نهاد، این پرسش بیش از هر زمان دیگری خودنمایی میکند. برای شناخت ریشههای این آسیب اجتماعی و واکاوی فاصله میان خرافات و حقیقت، پای صحبت کارشناسی نشستهایم که این فضا را بهدقت رصد کرده است.
در ادامه، این گفتوگو را با حجتالاسلام دکتر مهدی جبرائیلی تبریزی، عضو هیئت علمی دانشگاه و پژوهشگر دینی میخوانید تا از منظری دقیقتر به این بازار سیاه نگاه کنیم.

حاکمیت قانون علیت بر بستر هستی
دکتر جبرائیلی در آغاز این گفتوگو با نگاهی عمیق به نظام آفرینش و با تأکید بر اینکه دین هیچگاه انسان را به بیعملی و دل بستن به وهم دعوت نمیکند، دغدغهمندانه توضیح میدهد: نظام آفرینش براساس قانون دقیق علت و معلول اداره میشود و هیچ پدیده، اتفاق یا رویدادی در این جهان تصادفی و بیحسابوکتاب رخ نمیدهد. جهان هستی قانونمند است و هر نتیجهای نیازمند علت مشخص خود است؛ بهطوریکه این اصل بنیادین هم در استدلالهای عقلانی و هم در آموزههای اصیل دین مبین اسلام بهشدت مورد تأکید قرار گرفته است. دین ما هرگونه انتظار برای تحقق اتفاقات بیدلیل یا شانس را رد میکند و به انسان میآموزد تمام پدیدهها در یک زنجیره منظم از روابط علی و معلولی قرار دارند. حتی حوادث بزرگی مانند معجزات الهی نیز هرچند ابعاد ماورایی دارند، اما از این قاعده کلی جدا نیستند و در چارچوب سازوکارها و قوانین خاص پروردگار و با واسطه اسباب و مسببات محقق میشوند. بنابراین، اینکه کسی انتظار داشته باشد سرنوشت خود را با میانبرهای خرافی، رمل، اسطرلاب و کارهای بیاساس تغییر دهد، درواقع رویارویی با حقیقت نظام هستی است و انسان باید بپذیرد جهان با قوانین محکمی اداره میشود و شناخت این قوانین، نخستین قدم برای زندگی آگاهانه است.
او اضافه میکند: سرنوشت هر انسانی به دست خود او و براساس تلاش و ارادهاش رقم میخورد و هیچ عامل بیرونی یا ابزار ماورایی ساختگی نمیتواند مسیر زندگی انسان را بدون کوشش خودش جابهجا کند. قرآن کریم در این زمینه با صراحت کامل در آیه یازدهم از سوره مبارکه رعد میفرماید: «إِنَّ اللَّهَ لَا یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّی یُغَیِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ». این کلام نورانی خط بطلانی بر تمام تفکراتی میکشد که مسئولیت اعمال و آینده را از دوش انسان برمیدارند و آن را به فالگیران واگذار میکنند. تکیه بر اینگونه امور انحرافی، درواقع فرار از مسئولیت فردی و اجتماعی است و انسان را از مسیر رشد بازمیدارد. کسانی که به دنبال آرامش و بهبود زندگی خود هستند باید به جای پناه بردن به طلسمها و دعاهای ساختگی، روی اصلاح درون، تقویت اخلاق، افزایش مهارتهای زندگی و تلاش هدفمند تمرکز کنند، زیرا سنتهای الهی بر پایه کوشش و انتخاب آگاهانه استوار است.
ریشههای روانی و اجتماعی گرایش به خرافات
این کارشناس دینی در این خصوص توضیح میدهد: میل به سمت خرافات و مراجعه به فالگیران معمولاً در بستر اضطرابها، فشارهای روانی، ترس از آینده و ناامنیهای درون افراد شکل میگیرد و رشد میکند. هنگامی که افراد با چالشهای گوناگون در زندگی مشترک، محیط کار یا روابط خانوادگی روبهرو میشوند و مهارتهای لازم برای حل مسالمتآمیز مسائل را بلد نیستند، ناخودآگاه به دنبال راهحلهای فوری و تسکیندهندههای کاذب میگردند تا آرامش از دسترفته را بازیابند. سودجویان نیز با شناخت دقیق این خلأهای روانی، با بیان جملات کلی و ظاهراً شگفتانگیز، خود را ناجی معرفی کرده و افراد را در چرخهای از وابستگی کورکورانه گرفتار میکنند. این در حالی است که دین با ارائه راهکارهای منطقی و دعاها و اذکار معتبر، به انسان آرامش واقعی میبخشد، اما هرگز اجازه نمیدهد افراد با دستاویز قرار دادن خرافات، از تفکر و عقلانیت فاصله بگیرند. شناخت این عوامل روانی به ما کمک میکند بهجای پناه بردن به ابزارهای خیالی، بنیانهای روحی خود را تقویت و در مواجهه با مشکلات، راه درست را پیدا کنیم.
دکتر جبرائیلی میگوید: وجود سحر و جادو و تأثیرات منفی برخی نیروهای پنهان در زندگی انسانها یک واقعیت است که در متون دینی و آیات الهی نیز به آن اشاره شده است و نمیتوان آن را بهطور کامل انکار کرد. قرآن کریم در آیه ۱۲۱ سوره مبارکه انعام درباره نقش شیاطین و وسوسههای آنها میفرماید: «وَإِنَّ الشَّیَاطِینَ لَیُوحُونَ إِلَی أَوْلِیَائِهِمْ لِیُجَادِلُوکُمْ». با این حال، نباید تصور کرد هر ادعایی درباره سحر و جادو صحت دارد یا اینکه قدرت این عوامل بر اراده و اختیار انسان غلبه مطلق پیدا میکند. بسیاری از مدعیان این عرصه با استفاده از ترفندهای زبانی، ادعاهای دروغین مطرح و از سادگی مراجعان سوءاستفاده میکنند. در مقابل، منابع دینی برای خنثی کردن آثار منفی اینگونه موارد، راهکارهای مطمئنی مانند توسل به ذکر خدا، خواندن سورههای مشخص قرآنی، انجام کارهای نیک و صدقه دادن را معرفی کردهاند که انسان را در برابر آسیبها مصون میدارد و به زندگیاش ثبات و آرامش میبخشد.
فریب طالعبینی و اثر بارنوم در زندگی روزمره
حجتالاسلام جبرائیلی در تشریح سازوکارهای روانی فریبخوردن انسانها و چرایی باورپذیری ادعاهای دروغین رمالان بیان میکند: یکی از دلایل اصلی گرایش افراد به فالگیری، طالعبینیهای ماه تولد و تستهای شخصیتشناسی ساختگی، یک خطای شناختهشده ذهنی به نام اثر بارنوم است. در این پدیده روانشناختی، انسانها تمایل دارند توصیفات، ویژگیها و پیشگوییهای کاملاً کلی و مبهم را که برای هر فردی در شرایط مختلف زندگی صدق میکند، بهطور اختصاصی به خودشان نسبت دهند و آنها را کاملاً درست بپندارند. رمالان و پیشگوها نیز از همین تکنیک قدیمی بهره میبرند و با بیان جملات عمومی درباره ویژگیهای روحی و اخلاقی، مخاطب را متقاعد میکنند از درون او باخبرند و آیندهاش را پیشبینی میکنند. وقتی کسی در یک موقعیت سخت زندگی قرار دارد، جملهای مثل اینکه شما فرد مهربانی هستید اما گاهی از کوره درمیروید را به خود میگیرد و فکر میکند پیشگو معجزه کرده است، در حالی که این ویژگی در شخصیت همه انسانها وجود دارد و هیچ ارتباطی با علم غیب ندارد.
او اضافه میکند: آگاهی از این سازوکارهای ذهنی به ما نشان میدهد چرا برخی پیشگوییها در ظاهر درست به نظر میرسند، در حالی که در واقعیت هیچ پشتوانه علمی یا دینی ندارند و تنها بازتاب خطاهای شناختی ذهن انسان در تطبیق دادن کلیات با جزئیات زندگی شخصی خود هستند. برخی افراد حتی برای انتخاب نام فرزند، تاریخ ازدواج یا حل مشکلات ساده زندگی خود به دنبال اعداد ابجد، طالعهای متفرقه یا مشاورههای غیرعلمی میروند و از مسیر اصلی عقلانیت دور میشوند. دین اسلام به ما میآموزد به جای چشم دوختن به اینگونه سرگرمیهای فریبنده، با عقل معاش، مشورت با افراد خبره، تلاش و امید به لطف الهی گام برداریم. هرچند مواجهه با مشکلات سخت است، اما هیچگاه نباید اجازه دهیم توهمات و خرافات جایگزین اراده انسانی و توکل واقعی به پروردگار شوند.
بحران معنا و چالش معنویتهای نوظهور
این استاد حوزه و دانشگاه در تبیین بحرانهای فکری انسان عصر حاضر و رواج معنویتهای کاذب میگوید: در دوران معاصر، با رواج تفکرات نسبیگرایانه، چالش جدیدی در عرصه معرفتشناسی و اخلاق شکل گرفته است که بستر مناسبی برای رشد خرافات و انحرافات فکری فراهم میکند. وقتی چارچوبهای فکری اصیل کمرنگ میشوند، انسان امروز در میان ارزشهای متضاد و گیجکننده رها میشود و به دلیل فاصله گرفتن از حقیقتهای مطلق، ناچار به سمت معنویتهای نوظهور و عرفانهای کاذب پناه میبرد تا شاید خلأ درونی خود را پر کند. این جریانها با ترویج آزادیهای بیقیدوشرط و قدسیزدایی از ارزشهای اخلاقی، به بحرانهای روحی، افسردگی و سرگردانی نسل امروز دامن میزنند. بسیاری از کسانی که در دام این گروهها یا رمالان گرفتار میشوند، در نهایت با اختلالات روانی و تنشهای شدید روبهرو میشوند.
دکتر جبرائیلی در پایان خاطرنشان میکند: برونرفت از این چالشها و آسیبها، نیازمند بازگشت به عقلانیت دینی، تقویت شناخت درست از مبانی توحیدی و آگاهیبخشی عمومی در جامعه است تا افراد بتوانند در برابر موجهای انحرافی و ظاهرفریب دنیای مدرن مقاوم بمانند. جامعه ما نیازمند تقویت مهارتهای ارتباطی، افزایش سواد رسانهای و ترویج نگاه واقعبینانه به زندگی است. اگر انسان بیاموزد مشکلات خود را با گفتوگو، صبر، تلاش و تکیه بر اصول منطقی حل کند، هرگز نیازی به مراجعه به سفرههای خالی خرافات نخواهد داشت. دین مبین اسلام دین اندیشه، تفکر و حرکت است و هرچه بیشتر به آموزههای اصیل آن نزدیک شویم، از آسیبهای وهم و خیال دورتر خواهیم ماند و زندگی آرامتر و متعالیتری را تجربه خواهیم کرد.





نظر شما