تربیت کبوتر و کبوتربازی در دوران بعد از اسلام در ایران و دیگر ممالک معمول بود و حتی کتاب هایی درباره این حیوان مفید و پرثمر چون کتاب تمائم الحمائم تألیف محل الدین بن عبدالطاهر به رشته تألیف درآمده است و رسم کبوتربازی در قرن چهارم و پنجم معمول بوده است و چون کبوتربازها برای مردم ایجاد مزاحمت می کردند. گاهی از طرف فرمانروایان دستور جلوگیری از آنان داده می شد؛
به نحوی که راوندی می نویسد:
مقتدی عباسی (نیمه دوم قرن پنجم) از این کار منع نمود و نیز دستور داد، برج های کبوتر را خراب کنند زیرا مشرف به خانه های مردم بود.
در ایران، کبوتربازی یکی از وسائل سرگرمی مردم بود و نگاهی سطحی به آثار منظوم و منثور فارسی این حقیقت را روشن می کند، مسعود سعد در وصف یار کبوترباز خود، چنین می گوید:
انس تو با کبوتر است همه ننگری از هوس به چاکر خویش
هم به ساعت بر تو باز آید هر کبوتر که رانی از بر خویش
رفتن و آمدن به نزد رهی چون نیاموزی از کبوتر خویش
در این میان مقامات دولتی از دیرباز برای رساندن نامه ها از حس جهت یابی این پرنده زیبا استفاده می کردند، به نحوی که سعدی می گوید:
ای باد بوستان، مگرت نافه در میان وی مرغ آشنا مگرت نامه در بر است
همچنین ابن اخوه در کتاب خود، آئین شهرداری می نویسد:
نگهداری کبوتر برای آوازش و نیز سرگرمی و خواباندن مرغ روی تخم بی اشکال است ولی «مسخرگی پیشه کردن و سخنان خنده آور گفتن و جامه غیرمتعارف پوشیدن، چنانکه فقیه قبا بپوشد یا کلاه کلوته (کلاهی است گوشه دار و آن را کودکان و صوفیان پوشند) گذارند که در شهر معمول نباشد خلاف جوانمردی است...»
عوارض کبوتربازی!
چون سخن از کبوتربازی به میان آمد، بی مناسبت نیست یادآور شویم که کبوتربازان از دیرباز برای همسایگان خود دردسرها و ناراحتی های گوناگون فراهم می کردند، به عنوان نمونه یادآور می شویم که: «ابوعلی ثقفی صوفی نامدار که شیخ عطار از بیان نیکو و صبر و تحمل و اخلاق کریمه او سخن گفته است، همسایه یی کبوترباز داشت و از او رنج ها می برد ولی زبان به شکایت نمی گشود، چه کبوتران او بر بام سرای می نشستند و او سنگ می انداخت.
روزی در حالیکه شیخ به خواندن قرآن مشغول بود، همسایه سنگی به کبوتر انداخت که اتفاقاً بر پیشانی شیخ فرود آمد و خون فرو بارید، اصحاب شاد شدند که فردا، به حاکم شهر رود و شر او را دفع کند و ما از حمت او باز رهیم، شیخ خدمتکاری را بخواند و گفت در آن بوستان رو و چوبی باز کن و بیاور. چون خادم چوب بیاورد گفت اکنون ببر و به کبوترباز ده و بگو این کبوتران را بدین چوب برانگیزد...»
این حکایت و دیگر حکایات نشان می دهد که در دوران بعد از اسلام یکی از تفریحات مردم، کبوتربازی و تربیت این پرنده مفید بوده است ولی از نیم قرن پیش به این طرف در اثر رواج تفریحات و سرگرمی های دیگر، مردم کما بیش از ابتکار دست کشیده اند، چرا که از دیرباز برای استفاده از گوشت و کود کبوتران ساختن «کبوترخان» معمول بود.
کبوترخان را در ایران «اصولاً برای تزیین نساخته بودند، بلکه به منظور انتفاع و بهره برداری، به ساختن کبوترخان اقدام می کردند، حتی در زمان حاضر هم یکی از مناظری که در اطراف دهات ایران دیده می شود، همین برج های کبوترخان است که صدها سوراخ چهارگوش در آن تعبیه شده است... در ایران گوشت کبوترها را می خورند و از همه بالاتر فضولات آن ها را که کود حیوانی بسیار گرانبهایی است جمع می کنند. جالیزهای معروف خربزه اصفهان در سایه همین کود بارور می شود و قرن هاست که این کار معمول است. تاورنیه، که در سال 1677 میلادی (1088 هجری) سفرنامه خود را نوشته می گوید در اطراف اصفهان بیش از سه هزار کبوترخان وجود داشته است...»
رواج کبوتربازی در عهد صفوی
چنانکه اشاره شد مدارک تاریخی نشان می دهد که در تمام دوران بعد از اسلام کبوتربازی یکی از وسائل سرگرمی بوده و از این پرنده غیر از نامه رسانی و تهیه کود ، برای سرگرمی و استفاده از گوشت آن نیز بهره برداری می کردند، شاردن در سفرنامه خود از «گودال لطفی» در اصفهان نام می برد و می نویسد: اینجا مرکز بزرگ مرغ فروشی است و عده یی کبوترباز حرفه یی در این محل به فریبکاری مشغولند، زیرا کبوترانی را که می فروشند، طوری تربیت کرده اند که پس از فروش همینکه به هوا پرواز کردند، به سوی محل اصلی باز می گردند. کبوتردزدی و برانگیختن وسایل برای جلب و ربودن کبوتر دیگران در عهد شاردن سخت معمول بوده و گاه به شورش و اعتراض زیان دیدگان منتهی می شده است.»
راوندی مینویسد یکی از برجسته ترین و شگفت انگیزترین چیزها، در حول و حوش اصفهان، برج های گرد و بلندی است که قسمت فوقانی آن ها دارای طرح های زیبا و دل انگیزی می باشد، این ها شبیه برج های گرد قصور قرون وسطا در انگلستان است. داخل این برج ها مرکب از حجره های کوچکی است که کبوتران آشیانه های خود را در آنجا می سازند و در حدود پنج تا شش هزار حجره در این برج ها موجود است که در هر یک از آن ها یک جفت کبوتر جفت گیری می کنند، این برج ها اکنون مورد استفاده نیست... قبل از اقدام به ساختن این برج ها، کبوترها آشیانه های خود را در قنات ها می ساختد ولی شغال ها و روباه ها برای سیر کردن شکم خود به آسانی به این محل دسترسی پیدا می کردند؛ از این جهت اصفهانی ها تصمیم گرفتند که برای آن ها خانه های محفوظی بسازند، تا اینکه کبوترها پس از جمع کردن دانه در مزارع به این خانه ها بازگردند. هنگام مسافرت شاردن به ایران در حدود سه هزار کبوترخانه در خارج شهر اصفهان بوده که در بعضی از آن ها 14 هزار کبوتر لانه کرده بودند وباید به این نکته نیز اشاره کرد که اصفهانی ها از دیرباز از این کود قوی کبوتران برای به دست آوردن محصولات و خربزه های ممتاز استفاده می کردند.
ضمن توصیف کبوتربازی و کبوتربازان، این مطلب نیز باید گفته شود که بعضی از افراد طبقات ممتاز و میانه حال کشور در طول تاریخ، به عنوان تفنن؛ بلبل، طوطی یا قناری و دیگر پرندگان زیبا را در قفس حبس می کردند و از آواز و زیبائی این پرندگان لذت می بردند.
و مولوی در این باره می فرماید:
بود بازرگانی و او را طوطئی در قفس محبوس زیبا طوطئی
مرغ، بی اندازه چون شد در قفس گفت حق بر جان فسون خواند و قصص



نظر شما