بسیار خاموش بود
و سخن نگفتی،
چون بگفتی،
سنگ منجنیق بود
که در آبگینه خانه انداختی
احتمالاً فکر می کنید شعری از شاملو یا یکی از شاعران تحت تاثیر او در برابر چشم شما قرار گرفته است، البته شما اشتباه می کنید آنچه خواندید بخشهایی از تاریخ بیهقی است .دکتر محمد جعفر یاحقی که بتازگی کار بزرگ تصحیح تازه ای از این متن فاخر را به پایان برده، کتابی منتشر کرده به نام «روضه های رضوانی» که خود این کتاب را «دفتر شعرهای آزاد بیهقی» خوانده است .این کتاب پر است از نمونه هایی که یکی از آنها را در بالا خواندید.
شاید این سوال برای شما پیش بیاید که آیا مجازیم اثری را که نویسنده به نام نثر و به هدفی تاریخی نگاشته است، از موضع و موضوع خود خارج کنیم و آن را شعر آزاد بنامیم و اصلاً آیا می شود متنی که در ذات خود نثر است شعر هم باشد؟ می توان تکه هایی از متن نویسنده اصلی را بر خلاف آنچه خود او نگاشته است بیرون کشید و در جایگاهی دیگر نشاند؟
برای پاسخ به این سوال بگذارید کمی درباره «متن» حرف بزنیم:
ظرفیتهای تازه در متن کلاسیک
ساختار گرایان می گفتند وقتی متنی نوشته می شود نسبت میان مؤلف و متن پایان می یابد، آنچه همواره در حال تازه شدن و زنده شدن است، خواننده است و به این اعتبار نویسنده با نوشتن متن می میرد. زاویه های دید تازه را می توان در یک متن واحد اعمال کرد و خوانندگانی با پشتوانه های مختلف فرهنگی و دانشی می توانند نگاه های تازه ای به یک متن بیفکنند .
رولان بارت که بعدها از ساختار گرایی به سوی پسا ساختارگرایی عبور کرد در کتاب لذت متن پا را از این فراترگذاشت و کارکرد اصلی خوانش متن را ایجاد سرخوشی و شور دانست و گفت؛ رفتار بازیگوشانه و سرخوشانه با متن اصل است و متنی که فاقد این ظرفیت است، میرا و فراموش شدنی است. شاید بشود گفت کاری که دکتر یاحقی با تاریخ بیهقی کرده است به شکلی به همین حرف «بارت» نزدیک است . او ظرفیت تازه ای در تاریخ بیهقی دیده است، ظرفیت خوانده شدن نه به عنوان یک نثر تاریخی، بلکه ظرفیت ایجاد لذت شعری بخصوص با تکیه بر هنروری و چیره دستی بی مانندی که ابوالفضل بیهقی داشته است.
به درستی یا نادرستی حرفهای نظریه پردازان کاری نداریم، ولی می توان این نکته را تأیید کرد که کارکردها و نیتهای هر اثری در طول زمان قابل تغییر است. مگر نه اینکه ارزش تاریخ بیهقی در نگاه ادیبان و شاعران و هنرمندان بسیار بیشتر از ارزش آن برای تاریخ دانان است؟ پس می توان به همین نسبت ظرفیتهای تازه ای در این متن کشف کرد و یکی از این ظرفیتهای تازه، رویکرد مدرن ( مانند ردیابی شعر آزاد) در این متن کلاسیک است .
این حرف درستی است که بیهقی چیزی از مفهوم مدرن شعر آزاد نمی دانسته است، اما ما به عنوان خوانندگانی که در دوران مدرن زندگی می کنیم و با دستاوردی به نام شعر آزاد آشناییم این ظرفیت را یافته ایم که با نگاه و رویکرد تازه خود به نوشته های او نظر افکنیم، نویسنده ای که مرده است امروز در خوانش تازه ما از این متن حضور دارد، اما در حقیقت فرآیند تبدیل نثر به شعر، به کمک مای خواننده ( که می دانیم شعر آزاد چیست و تکنیکها شعری چون باستان گرایی را برای تشخص بخشیدن به زبان می شناسیم) کامل می شود.
البته باید تاکید کنیم هر متنی هم ظرفیت این را ندارد که بتوان پاره هایی از آن را برگزید و زیر هم نوشت و مدعی بود که شعر ایجاد شده است . اینجا با فرآیند شگفت آور و غیر قابل توضیحی روبه رو هستیم که ادبیت متن نام دارد .
هر متن ادبی قابلیت خارج شدن از هنجار های پذیرفته شده خود را ندارد، اما ممکن است با نابغه ای روبه رو باشیم که زبان و خیال و سلاست بیانش قرن ها بعد تقلید می شود، و در گونه ادبی تازه ای به مخاطب عرضه می شود همان گونه که نابغه ای به نام بیهقی چنین بوده است.
جای پژوهش باز است. درباره بهره هایی که شاعران معاصر و داستان نویسان امروز ما از نثر بیهقی برده اند بسیار شنیده ایم و گفته ایم . کتاب ارزشمند «موسیقی شعر شاملو» نوشته حسن روشان شاعر و پژوهشگر خوب خراسانی می تواند منبع خوبی برای علاقه مندان حرفه ای شعر در این زمینه باشد، اما به نظر می رسد جای نوشته های علمی و تحقیقی درباره ظرفیتهای استفاده نشده زبان و خیال در شعر های آزاد ابوالفضل بیهقی ( اگر با دکتر یاحقی همراه باشیم) وجود دارد.
کاش ادیبانی چون دکتر یاحقی که گزیده خواندنی «روضه های رضوانی» را از تاریخ ارزشمند این دبیر سبزواری بزرگ انتخاب کرده اند، دست از پژوهش درباره این که چه ظرفیتهای زبانی تازه ای در اثری چون تاریخ بیهقی هست و این ظرفیتها کجا و چگونه به کار شاعران و داستان نویسان امروز زبان فارسی می آید، برندارند.



نظر شما