بنا بر خاطرات حضرت خامنه ای و روایت اسناد تاریخی، ایشان در دوره ی نوجوانی و جوانی به مانند کودکی به ورزش می پرداختند با این تفاوت که تحصیلات کلاسیک و حوزوی وقت زیادی از ایشان می گرفت. علاوه ی بر آن، جوّ آن روز به گونه ای بود که طلبه ی نوجوان و جوان نمی توانست از بسیاری ار محیط ها و تفریحات استفاده نماید. کوهنوردی و پیاده روی های طولانی از جمله ورزش هایی بود که حضرت آیت الله خامنه ای با علاقه آن ها را انجام می دادند، به نحوی که ایشان در خاطراتشان فرموده اند: ماها متأسفانه سرگرمی های خیلی کمی داشتیم؛ این طور سرگرمی ها آن وقت نبود، البته پارک بود، ولی کم و خیلی محدود، مثلاً در مشهد فقط یک پارک در داخل شهر بود و محیط هایش، محیط های خیلی بدی بود. ماها هم خانواده هایی بودیم که پدر و مادرها مقید بودند؛ اصلاً نمی توانستیم برویم. برای مثال من در دوره ی جوانی، امکان این که بتوانم از این مراکز عمومی تفریحی استفاده کنم، برایم وجود نداشت؛ بخاطر این که این مراکز، مراکز خوبی نبود، غالباً مراکز آلوده ای بود.
دستگاه های آن روز هم سعی داشتند که مراکز عمومی را آلوده ی به شهوات و فساد بکنند؛ این کار، تعمّداً و طبعاً با برنامه ریزی انجام می شد. آن وقت ها این را حدس می زدیم، بعدها که قراین و اطلاعات بیشتری پیدا کردیم، معلوم شد که واقعاً همین طور بوده است؛ یعنی با برنامه ریزی، محیط های عمومی را فاسد می کردند! لذا ماها نمی توانستیم برویم. بنابراین تفریح های آن وقت ماها از این قبیل نبود.
تفریح من در محیط طلبگی خودم در دوران جوانی، حضور در جمع طلبه ها بود. به مدرسه ی خودمان- مدرسه ای داشتیم، مدرسه ی نواب- می رفتیم؛ جوّ طلبه ها برای ما جو شیرینی بود. طلبه ها دور هم جمع می شدند، صحبت و گفتگو و تبادل اطلاعات می کردند و حرف می زدند. محیط مدرسه برای خود طلبه ها مثل یک باشگاه محسوب می شد؛ در وقت بی کاری آن جا دور هم جمع می شدند. علاوه بر این، در مشهد، مسجد گوهرشاد هم مجمع خیلی خوبی بود. آن جا هم افراد متدین، طلاب، روحانیون و علما می آمدند، می نشستند و با هم بحث علمی می کردند؛ بعضی هم صحبت های دوستانه می کردند. تفریح های ما این ها بود.
البته من از آن وقت، ورزش می کردم؛ الان هم ورزش می کنم. متأسفانه می بینم جوان های ما در ورزش، سستی می کنند؛ که این خیلی خطاست. آن وقت ما کوه می رفتیم، پیاده روی های طولانی می کردیم. من با دوستان خودم، چند بار از کوه های اطراف مشهد، همین طور کوه به کوه، روستا به روستا، چند شبانه روز حرکت کردیم و راه رفتیم.
از این گونه ورزش ها داشتیم. البته این ها تفریح های سرگرم کننده ای بود که خارج از محیط شهر محسوب می شد.
حالا در تهران، این دامنه ی زیبای البرز و ارتفاعات به این قشنگی و خوبی هست؛ من خودم هفته ای چند بار به این ارتفاعات می روم. متأسفانه می بینم نسبت به جمعیت تهران، کسانی که آن جا می آیند و از این محیط بسیار خوب و پاک استفاده می کنند، خیلی کم است! تأسف می خورم که چرا جوان های ما از این محیط طبیعی و زیبا استفاده نمی کنند! اگر آن وقت در مشهد ما یک چنین کوه های نزدیکی وجود داشت- چون آن وقت در مشهد، کوه های به این خوبی و به این نزدیکی نداشتیم- ماها بیشتر از این ها استفاده می کردیم.
نویسنده: مصطفی لعل شاطری
منابع:
۱- بهبودی، هدایت الله. شرح اسم. تهران: موسسه مطالعات و پژوهش های سیاسی، ۱۳۹۱.
۲- جرعه نوش کوثر، زندگینامه مقام معظم رهبری. تهران: موسسه فرهنگی قدر ولایت، ۱۳۸۲.
* گفت و شنود رهبر معظم انقلاب با گروهی از نوجوانان و جوانان؛ مورخه ی ۱۴/۱۱/۱۳۷۶.



نظر شما