به گزارش قدس انلاین با تغییر دستگاه خلافت به دستگاه سلطنتی و با روی کار آمدن خاندان بنی امیه شاعرانی در گوشه و کنار به رشد و نمو پرداختند که جیره خوار دستگاه سلطنتی و شخص خلیفه محسوب می گردید و به جز تملق و چاپلوسی در اشعار خود، چیز دیگری برای ارائه نداشتند، اما در دوران امام صادق (ع) با توجه ویژه ی این امام به ادبیات متعهد که شامل متون ادبی بوده و بر مدح اهل البیت (ع) اختصاص داشته، به مقابله با ادبیات منحرف که تماماً در مدح سلاطین و امور دنیوی و خوش گذرانی ها، عشرت ها و هوسرانی ها و سایر امور بی ارزش تکیه داشت، پرداختند، به نحوی که دکتر رقیه رستم پور طی مقاله ای بیان می دارد؛ امام صادق (ع) به شعر متعهد اهمیت ویژه ای داده و می فرمایند: «مَن قال فینا بَیت شعر بَنی الله لَه بَیتا فی الجَنَة» هر کس درباره ی ما اهل بیت (ع) یک بیت شعر بگوید، خداوند به پاداش آن خانه ای برای او در بهشت بنا می کند و یا می فرمایند: «مَن قالَ فی الحُسَینِ شِعراً فَبَکی و أبکی بِهِ إلّا وَجَبَ اللهُ تَعالی لَهُ الجَنَِةَ» هر کس درباره ی امام حسین (ع) شعری بسراید و بگرید و بگریاند، بهشت بر او واجب شود.
هم چنین در روایت آمده است که امام صادق (ع) در بسیاری از اوقات این شعر را زمزمه می کردند:
لِکُلِّ اُناسٍ دَولَةٌ یَرقَبُونَها وَ دَولَتُنا فی آخِرِ الدَّهرِ تَظهَرُ
هر مردمی را دولتی است که منتظر آن هستند و دولت ما در پایان روزگار آشکار می شود.
امام صادق (ع) مانند سایر ائمه (ع) توجه خاصی به مدیحه سرایان و مرثیه سرایان و آهنگی که در کلام خود ایجاد می کردند نیز داشتند. در روایت آمده است مداحی می خواست خدمت امام صادق (ع) مداحی کند، مقداری خودش را جمع و جور کرد و حالت خاصی به صدایش داد؛ امام (ع) فرمودند: «همان طوری که در محافل و مجالس خودتان می خوانی بخوان».
امام صادق (ع) در جایی نیز می فرمایند: «بر حذر می دارم شما را از نیش و کنایه های شاعران چرا که آنان در مدح کردن بخل می ورزند و در هَجو دیگران زیاده روی می کنند»
با توجه به این رویکرد امام صادق (ع) در باب ادبیات متعهد در عهد ایشان شاعرانی پایبند به اصول امام (ع) پا به میدان نهادند که از آن جمله سید حمیری، عبدی و مبارک بودند.
سید حمیری
سید حمیری در ابتدا مذهب کیسانی داشت اما تحت تأثیر امام صادق (ع) شیعه شد و شعری در اثبات امامت امام صادق (ع) سرود که در ابتدای آن امام صادق (ع) را ولی خداوند و زاده ی مهذب خوانده و از گناهکار می خواهد تا برای قبول توبه اش در درگاه خداوند از گناهان بسیار، او را شفیع خود قرار دهد:
إذا ما هَداکَ اللهُ عایَنتَ جَعفَراً فَقُل لِوَلیّ الله وَابنَ المُهَذَّبِ
ألا یا وَلِیَّ الله وَابنَ وَلِیِّهِ أتُوبُ إلی الرَّحمنِ ثُمَّ تُأوِّبی
إلَیکَ مِن الذَّنبِ الَّذَی کُنتُ مُطنِباً اُجاهِدُ فیهِ دائِباً کُلَّ مُعرَبِ معرب
سید حمیری قصیده ای نیز درباره ی واقعه ی غدیرخم دارد که ادعا کرده آن را در رؤیا و در نزد پیامبر (ص) سروده است سید حمیری در رثاء امام حسین (ع) نیز شعر می گفت به طوری که اشک ها سرازیر و قلب ها آکنده از حزن می گردید. وی روزی خدمت امام صادق (ع) رفت و اجازه گرفت تا شعری را در رثاء جدش بسراید و امام (ع) به او اذن داد و او خطاب به زایری که از کنار پیکر پاک و استخوان های سیراب شده از اشک های داغ می گذرد، می گوید: که چون از آنجا گذر کردی درنگ کن و برای آن مطهر، هم چون گریه ی داغداری که در عزای عزیزش می گرید، گریه کن:
امرُر عَلی جُدَتِ الحُسَینِ فَقُل لِأعظُمِهِ الزَّکِیَّة
أه أعظُماً لازِلتَ مِن وطفأ ساکِبَةً رَوِیَّة
وَ إذا مَرَرتَ بقَبرِهِ فَأطِلَّ بِهِ وَقفَ المَطِیَّة
وَابکِ المُطَهِّرَ لِلمُطَهَّرِ وَالمُطَهَّرَةَ النَّقِیَّة
کَبُکاءِ مَعُولَةٍ أتَت وَ ما لِواحِدِها المَنِیَّة
در این هنگام اشک ها بر گونه ها جاری شد و صدای شیون بلند گردید و امام (ع) امر کرد که دیگر ادامه ندهد.
عبدی
سفیان بن مصعب عبدی کوفی نیز یکی از شاعران ممتاز از نظر فنی است به طوری که سید حمیری درباره ی شعر او گفته است که شعر عبدی از نظر فنی از شعر او بالاتر است. از لحاظ فکری نیز امام صادق (ع) درباره ی او فرموده است: «یا مَعشَرَ الشّیعَةِ!... عَلِّمُوا أولادِکُم شِعرَ العَبدی فَإنَّهُ عَلی دینِ اللهِ» ای گروه شیعه! شعر عبدی را به فرزندانتان بیاموزید چرا که او بر آیین خداست هم چنین روایت شده که این شاعر اشعار خود را در محضر امام صادق (ع) می سرود و امام (ع) از افراد خانواده اش می خواست تا از پشت پرده به اشعار او گوش دهند زیرا احادیث معصومین (ع) را به شعر درمی آورد و از آیات قرآن به صورت صنعت تضمین و اقتباس استفاده می کرد؛ مثلا در وصف حضرت علی (ع) و حضرت فاطمه (س) هر دو را صدیق و مطهر خطاب کرده و اشاره به مکتوب بودن نام هر دو بر روی سایه ی عرش تا ابد می کند و می گوید:
صِدّیقَةٌ خُلِقَت لِصَدیقٍ شَریفٍ فی المُناسِبِ
إختارَهُ وَاختارَها طُهرَینِ مِن دَنِسِ المَعایِبِ
إسماهُما قُرِنا عَلی سَطرٍ بِظِلِّ العَرشِ راتِبِ
این تشویق امام صادق (ع) در یاد دادن شعر عبدی به فرزندان، بزرگ ترین تشویق و الگو دهی است برای شاعران و ادیبان در به کارگیری ادبیات متعهد زیرا شعر عبدی علاوه بر داشتن عناصر فنی، مملو از فضایل اهل بیت (ع) است و این نشانه ی اهمیت امام (ع) بر ادبیات متعهد و واقف بودن بر تأثیر سریع یک عمل ادبی متعهد در جان ها و نفوس است چرا که سخن از خدا، نماز و فضایل ائمه (ع) برای همه ی انسان ها مخصوصا کودکان اگر به صورت یک عمل ادبی در قالب شعر، داستان و... درآید تأثیرگذارتر می شود و در اعماق دل انسان ها نفوذ می کند.
مبارک
عبدالله بن مبارک از دیگر شاعران عصر امام (ع) هنگامی که به زیارت امام (ع) مشرف شد، مدح و ستایش حضرت را بسیار دشوار خواند چرا که از نظر او مدح زاده ی انبیاء بی حد و مرز است:
أنتَ یا جَعفَرُ فَوقَ ال مَدحِ وَالمَدحُ عِناءٌ
إنَّما الأشرافُ أرضُ وَ لَهُم أنتَ سَماءٌ
جازَ حَدَّ المَدحِ مَن قَد وَلَدَتهُ الأنبیاءُ
و در جایی دیگر عزت دین را در بعثت حضرت محمد (ص) می داند و به خلافت رسیدن جعفر بن محمد را تکریمی از سوی خداوند برای او می خواند:
الله أَظهر دینه وَ أعَزه بمُحَمَد وَالله أَکرم بِالخلافة جَعفَربن مُحُمَد
أبو هریره
هنگامی که امام (ع) به شهادت رسید و بدن مبارکشان به سوی بقیع برده می شد أبو هریره عجلی در توصیف آن، امام (ع) را هم چون پیکر شریفی می داند که در بلندای کوه اقامت گزیده و صبح گاهان در بالای ضریحش خاک می باشند:
أقُولُ وَقَد راحُوا بِهِ یَحمِلُونَهُ عَلی کاهِلٍ مِن حامِلیهِ وَ عاتِقِ
أتَدرُونَ ماذا تَحمِلُونَ إلی الثَّری ثبیراً ثَوی مِن رَأسِ عُلیاءِ شاهِقِ
غَداةً حَثّا الحاثُّونَ فَوقَ ضَریحِهِ تُراباً وَ أولی کانَ فَوقَ المَفارِقِ
از دیگر شاگردان امام (ع) که شاعر نیز بودند می توان به زرارة بن أعین و محمد اسحاقی الصادقی نوه ی امام (ع) اشاره کرد که با ابوالعلاء معری مراسلات شعری داشت.
بررسی اشعار امام صادق (ع)
غیر از مواردی که درباره ی اهمیت و جایگاه شعر در نزد امام صادق (ع) و شاعران زمان ایشان گفته شد می توان به سروده های خود امام (ع) اشاره کرد. این سروده ها مضامین مختلفی را دربردارند. گاهی امام (ع) به جایگاه امامت اشاره داشته و به معرفی مقام اهل بیت (ع) می پردازند؛ مثلا در جایی ائمه (ع) را در اصل ستارگانی می دانند که روشنایی بخش دیگرانند و برای مردم حجت و برهان هستند و هم چون دریاهایی می مانند که هر که در آن غوص کند به دُر و یاقوت و مَرجان دست می یابد. ایشان مالکان و خزانه داران سرزمین های مقدس و آسمان ها هستند به نحوی که می فرمایند:
فی الأصلِ کُنّا نُجُوماً یُستَضاءُ بنا وَلِلبَریَّةِ نَحنُ الیَومَ بُرهانٌ
نَحنُ البُحُورُ الّتی فیها لِغائِصِکُم دُرٌّ ثمینٌ وَ یاقُوتٌ وَ مَرجانٌ
مَساکِنُ القُدسِ وَالفِردَوسُ نَملِکُهُ وَ نَحنُ لِلقُدسِ وَالفِردَوسِ خُزّانٌ
امام ریشه ی وفا را نیز در ائمه (ع) می دانند. آن ها هستند که حق وفا را به درستی بجا آورده اند، همان گونه که خوشه ی نخل، شاخه ی درخت نخل را زینت می دهد:
فینا یَقیناً یُعَدُّ الوَفاءُ وَفینا تَفرُخُ أفراخُهُ
رَأیتُ الوَفاءَ یُزَیِّنُ الرِّجالَ کَما یُزَیِّنُ العِذقَ شَمراخُهُ
سفیان ثوری نیز این گونه از امام (ع) روایت کرده، که امام (ع) مغرور نشدن در خوشی و آسایش و ناله نکردن در سختی ها را از صفات ائمه (ع) برمی شمرند و ائمه (ع) را به ستارگانی در میدان سوارکاری تشبیه می کنند که اگر یکی غایب شد، دیگری طلوع می کند:
لا الیُسرُ یَطرَؤُنا یَوماً فَیَبطَرَنا وَ لا لِإزمَة دَهر نَظهَرُ الجَزَعا
إن سَرَّنا الدَّهرُ لَم نَبهَج لِصِحَّتِهِ أوساءَنا لَم نَظهَر لَهُ الهَلَعا
مَثَلُ النُّجُومِ عَلی مِضمار أولنا إذا تَغیبَ نَجمٌ آخَرٌ طَلَعا
علاوه بر این امام (ع) گاهی نیز در شعرهای خود به مضامین زهد و توجه به معبود واقعی اشاره دارند، مثلا خطاب به گناهکاری که در باطن اظهار حب الهی می کند عمل او را عجیب دانسته؛ چرا که از نظر ایشان عاشق، مطیع معشوق است و اگر عشق صادق باشد اطاعت واجب می شود:
تَعصیِ الإلهَ وَ أنتَ تَظهَرُ حُبَّهُ هذا لَعَمرُکَ فی الفِعالِ بَدیعٌ
لَو کانَ حُبُّکَ صادقاً لَأطَعتَهُ إنَّ المُحِبَّ لِمَن أحَبَّ مُطیعٌ
اصمعی در تفسیر ثعلبی نیز از امام (ع) روایت کرده که امام (ع) صاحب نفس طیبه را ارج نهاده و آن را گران بهاترین چیز در میان مخلوقات می دانند؛ چرا که با آن می شود بهشت را خرید و اگر بهشت به غیر آن فروخته شود، زیان است و نفسی که دنیوی شود هم خود از دست داده و هم ارزش آن از دست می رود:
اُثامِنُ بالنَّفسِ النَّفیسَة رَبَّها لَیسَ لَها فی الخَلقِ کُلُّهُم ثَمَنٌ
بِها یُشتری الجَنّاتُ إن أنا بِعتُها بَشَیءٍ سِواها إنَّ ذلِکُم غُبنٌ
إذا ذَهَبَت نَفسی بِدُنیا اصِبتُها فقَد ذَهَبَت نَفسی وَ قَد ذهَبَ الثَّمَنُ
گاهی شعرهای امام (ع) خطاب به انسان است و وضعیت دنیا را برای او وصف می کند و از او می خواهد تا از سختی های دنیا مأیوس نشود و راه درست را انتخاب کند؛ مثلا در جایی دو نوع نگاه به دنیا را برای انسان ترسیم می کنند، یکی این که آنچه که گذشته دیگر وجود ندارد و یا این که آنچه که گذشته هنوز وجود داشته و دارد و از انسان می خواهد با احتیاط کار کند و راه درست را برگزیند:
إعمَل عَلی مَهل فَإنَّکَ مَیِّتٌ وَاختَر لِنَفسِکَ أیُّها الإنسانُ
فَکَأنَّ ماقَدکانَ لَم یَکُ إذا مَضی وَ کَانَّما هُوَ کائِنٌ قَد کان
و در جایی نیز، یأس را کفر می خواند و از شخص مأیوس می خواهد تا از سختی روزگار ناله نکند و سوءظن به پروردگارش نداشته باشد که خداوند به زیبایی شایسته تر است:
فَلا تَجزَع و إن أعسَرتَ یَوماً فَقَد أیسَرتَ فی زَمَنِ طَویلٍ
وَ لاتَیأس فَإنَّ الیَأسَ کُفرٌ لَعَلَّ اللهَ یُغنی عَن قلیلٍ
وَ لا تَظنُن بِرَبِّکَ ظَنَّ سُوءٍ فَإنَّ اللهَ أولی بِالجَمیلِ
ا
مام (ع) به اهل قلم نیز توجه داشته و از صاحبان قلم می خواهند تا از نوشتن خسته نشوند چرا که قلم عطر مردان و زیور ادب ها است:
لاتَجزِ عَنَّ مِن المِدادِ فَإنَّهُ عِطرُ الرِّجالِ وَ حِلیَةُ الآدابِ
شعرهای امام (ع) در موضوعات مختلف، به معرفی جایگاه اهل بیت (ع)، زهد و بی اعتنایی به دنیا و... اشاره دارد. امام (ع) در این شعرها ضمن اشاره ی ضمنی به اهمیت شعر متعهد، عناصر بلاغی را نیز در شعرهای خود می آورند و در حقیقت اسلوب صحیح شعر و ادب متعهد را به ادیبان و شاعران می آموزند. با بررسی اشعار امام (ع) معلوم می گردد تجربه ی شعری امام (ع) یک تجربه ی ذاتی و برگرفته از عرفان و شناخت کامل ایشان از جهان هستی می باشد، عنصری که هیچ گاه در اشعار شاعران درباری آن عصر دیده نمی گردید.
منابع:
1- الامین، محسن. الشیعة فی مسارهم التاریخی مقدمه ی أعیان الشیعة، 1421 ﻫ.ق.
2- الامین، محسن. أعیان الشیعة، تحقیق حسن الأمین، بی تا.
3- ضیف، شوقی. تاریخ الادب العصر العباسی، بی تا.
4- البستانی، محمود. مختصر تاریخ الأدب العربی فی ضوء المنهج الاسلامی، 1381.
5- قدسی، حسین. منتظر ظهور امام زمان (عج)، بی تا.




نظر شما