به گزارش قدس آنلاین، قرآن کریم و احادیث انسان ها را به تفکر فرا خوانده اند؛ در قرآن اندیشیدن از اوصاف خردمندان به شمار آمده است.
رسول خدا (ص) می فرمایند: ای ابن مسعود! هر گاه خواستی کاری کنی از روی دانش و خرد باشد و از کار بدون تدبر و دانش بپرهیز، چراکه خدای جلیل می فرماید: مانند آن زن نباشید که بافته اش را پس از آنکه محکم می کرد از هم می گسست و رشته رشته می کرد. (1)
روایت شده که رسول خدا (ص) پیوسته اندوهگین به نظر می رسیدند و همواره تفکر می کردند و جز به نیاز سخن نمی گفتند و بسیار سکوت می کردند.
از امام صادق(ع) نیز روایت شده که فرمودند: "مردی نزد رسول خاتم (ص) آمد و عرض کرد: یا رسول الله (ص) مرا نصیحت کن و اندرزی بده. حضرت (ص) فرمودند: اگر نصیحتی کنم بدان عمل می کنی؟ آن مرد گفت: آری. رسول خدا (ص) دوباره پرسیدند: اگر نصیحتی به تو بکنم آن را می پذیری و بدان عمل می کنی؟ آن مرد گفت: بله. حضرت (ص) برای سومین بار این پرسش را تکرار فرمودند و آن مرد سائل باز هم گفت: آری. سپس پیامبر خدا (ص) فرمودند: من به تو سفارش می کنم که هر گاه تصمیم بر انجام کاری گرفتی در عاقبت آن کار نیک بیندیش پس اگر عاقبت آن کار، رشد و هدایت بود، انجامش بده و اگر عاقبت آن ضلالت و گمراهی بود از انجام آن دست بکش و رهایش کن.(2)
همچنین، امیرمومنان (ع) فرموده اند: آگاه باشید! عبادتی که در آن تفکر نباشد سودی ندارد؛ آگاه باشید اگر در قرائت قرآن تدبر نباشد، سودی ندارد؛ همچنین آن حضرت (ع) در وصیت به محمدبن حنفیه می فرماید: هر کس در کارها بدون توجه به فرجام آن وارد شود خود را در معرض رخدادهای بسیار زشت و ناپسند قرار می دهد و تدبیر پیش از عمل تو را از پشیمانی ایمنی می بخشد. (3)
رسول خدا (ص) تفکر و تدبر در قرآن و عبرت از آموزه های آن را مورد تأکید فراوان قرار داده، تدبر و تعقل در قرآن را عبادت برشمردند. از پیامبر خدا (ص) روایتی نقل شده که در آن حضرت (ص) فرمودند: "به چشمانتان بهره ای از عبادت برسانید؛ گفتند: چگونه بهره ای از عبادت برسانیم؟ فرمودند: با نگاه کردن به قرآن و تفکر در آن و عبرت گیری از عجائب آن."
امام رضا (ع) هم می فرمایند: عبادت به فراوانی نماز و روزه نیست، عبادت واقعی تفکر در کار خدای جلیل است.
نوع دیگری از تفکر که مورد تأکید اسلام و قرآن است همانا اندیشیدن درباره آنچه است که انسان را به خدا نزدیکتر می کند و آن اندیشه درباره مخلوقات خداوند اعم از آسمان ها و زمین و هر آنچه میان آنها است و منظور از تفکر در روایات، تفکرى است که بر معرفت انسان بیافزاید و موجب ارتقا و تعالى روحى و معنوى او گردد نه تفکر درباره امور بیهوده و بىثمر. بله، تفکرى که معرفت را فزونى بخشد، اگر چه اندکى باشد ثمرهاش بیش از 70 سال عبادت بدون تفکر است. زمینههاى تفکر را بایستى از قرآن آموخت، مثلاً: تفکر در آفرینش، تفکر در معاد، تفکر در عظمت پروردگار، تفکر در آیات قرآن و...
قرآن در این باره می فرماید: "إِنَّ فِی خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاخْتِلَافِ اللَّیلِ وَالنَّهَارِ وَالْفُلْکِ الَّتِی تَجْرِی فِی الْبَحْرِ بِمَا ینْفَعُ النَّاسَ وَمَا أَنْزَلَ اللَّهُ مِنَ السَّمَاءِ مِنْ مَاءٍ فَأَحْیا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا وَبَثَّ فِیهَا مِنْ کُلِّ دَابَّةٍ وَتَصْرِیفِ الرِّیاحِ وَالسَّحَابِ الْمُسَخَّرِ بَینَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یعْقِلُون"
امام علی (ع) ژرف اندیشی در قرآن را بهار دلها دانستهاند و می فرمایند: "و قرآن را بیاموزید که آن زیباترین سخن است و آن ژرف بیندیشید که بهار دلهاست" (4) در پرتو تدبر، اسرار نهفته قرآن آشکار میشود. این جا است که نه فقط آیه که زیر و بمها نیز به سخن میآیند و هر یک پیامی، نکته ای، دلالتی، لطیفه ای و رازی را با مومن ژرف اندیش باز میگویند.
امام صادق (ع) می فرمایند: "سه چیز فرد را از دستیابی به مقامات عالی باز می دارد: کوتاهی همت، کم تدبیری و ناتوانی در اندیشه؛ نیز درباره تدبیر سلمان فارسی می فرماید: او هزینه یک سال را از درآمدش جدا می کرد تا درآمد سال بعد فرا رسد.
امام جواد (ع) فرمودند: فاش کردن چیزی پیش از استحکام آن باعث فسادش می شود.
نتیجه آنکه تفکّر، داروی بیماری غفلت است. مقایسه آیه 7 و 8 سوره روم "هُمْ غافِلُونَ *أَوَ لَمْ یَتَفَکَّرُوا فی أَنْفُسِهِمْ ما خَلَقَ اللَّهُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَیْنَهُما إِلاَّ بِالْحَقِّ وَ أَجَلٍ مُسَمًّی وَ إِنَّ کَثیراً مِنَ النَّاسِ به لقاءِ رَبِّهِمْ لَکافِرُون" نشان میدهد تفکّر، زمانی مفید و سازنده است که دور از هیاهو و تأثیرات منفی و بر اساس عقل و فطرت باشد. "فِی أَنْفُسِهِمْ" نتیجهی فکر سالم، ایمان به حقّانیّت و هدفداری هستی و آخرت است و نتیجهی بیفکری، کفر و انکار معاد است. "یَتَفَکَّرُوا ... لَکافِرُونَ"
پی نوشت ها:
1- مکارم الاخلاق، ص 458
2- الکافی، ج 8، ص 150
3- وسائل الشیعه، ج 15، صص 281 و 282
4- نهج البلاغه، خطبه 110
انتهای خبر/



نظر شما