وداع با آقای شهید ایران

گروه طبیعت / حسین رسول زاده - «گور»، پس از آهو، آشنا ترین گونه جانوری در ادبیات کهنسال ایران زمین است. برای هزاران سال، گله‌های گور در کنار گله‌های آهو، سراسر دشتهای ایران را در تصرف خود داشتند.

 آخرین تلاشهای «گور» ایرانی برای زنده ماندن
زمان مطالعه: ۱ دقیقه

آنها زنجیره ای غنی از یک زیست بوم را تشکیل می‌دادند که یک سر آن شیر ایرانی بود و سر دیگر آن گور.
گور یکی از فراوان ترین جانوران در شاهنامه است و شکار او، نشانه قدرت پهلوانی بوده است. البته در آن روزگار همه دشتهای ایران از حیات جانوری قوی برخوردار بوده اند.
چو نزدیکی مرز توران رسید

بیابان سراسر پر از گور دید
اما امروز در کمتر گستره ای از طبیعت ایران می‌شود از این جانور سراغ گرفت. حتی خاطره گور هم کم کم دارد از ذهن ایرانی ها پاک می‌شود. حالا دیگر کمتر کسی است که حتی بتواند نشانه هایی ظاهری از گور بیان کند.
اما مهمترین چیزی که همین ابتدا باید از گور ایرانی بدانید، این است که این جانور با آنچه به عنوان «گورخر» می‌شناسید و احتمالاً براثر تماشای فیلمهای مستند شکل گرفته، تفاوت دارد. گور ایرانی راه راه نیست. جانور راه راهی که در مستندهایی با موضوع حیات وحش آفریقا می‌بینید، «زبرا» نام دارد، اما گور به لحاظ مشخصات ظاهری شبیه به اسب و الاغ است. گور ایرانی از الاغ بزرگتر است اما پاهایی کوتاه تر از اسب دارد.
گور در همه تاریخ ایران، با همین نام شناخته می‌شده است. در روزگار معاصر زیست شناسان غربی که همه جانوران را بر مبانی علمی رده بندی کردند، گورها را به دو رده «گور اسب» و «گور خر» تقسیم کردند. گور ایرانی در رده «گور خر» و زبرای آفریقایی در رده «گور اسب» قرار می‌گیرد. واژه گورخر از اینجا تداول یافت، اما درست‌تر این است که ما در ایران این جانور را همچنان به نام خودش یعنی «گور» بشناسیم.


گور تنهای ایرانی
گور آسیایی 6 زیر شاخه دارد: گور ایرانی(در ایران)، گور کولان(در ترکمنستان، ایران و افغانستان)، گور ژیگتای(در چین و مغولستان)، گور کیانگ(در چین و هندوستان) و گور خور(در شبه ‌قاره هند). از این 6 زیر شاخه تنها دو گونه در ایران وجود دارد که عمده آن گور ایرانی و جمعیت اندکی از گور کولان است؛ هر چند گور کولان سالهاست که در ایران مشاهده نشده است. آنچه در حال حاضر از این گونه جانوری درایران داریم، صرفاً گور ایرانی است.


قهرمانهای دوی استقامت
گورها معمولاً در دسته‌های بزرگ و در دشتهایی با پوشش قیچ یا درمنه زندگی می‌کنند اما تپه ماهورها هم می‌تواند قسمتی از زیستگاه شان باشد. گورها قهرمان دوی استقامت هستند و می‌توانند مدتها با چثه 250 کیلویی شان با سرعت 50 تا 70 کیلومتر بدوند.
گورها در هر بار زایمان یک کره به دنیا می‌آورند و یک سال در میان زایمان می‌کنند. مدت بارداری 12 ماهه آنها نسبت به دیگر گونه‌های حیات وحش بسیار طولانی است. همین کندی زاد و ولد، عامل مهمی است که احیای جمعیتهای از دست رفته این جانور را سخت می‌کند. اگر شرایط خشکسالی و شکار غیرمجاز را هم به این عامل اضافه کنیم، شانس بقای گورها، هنگامی که تعدادشان از حد معینی کاهش می‌یابد، بسیار کم می‌شود. از جمله مناطقی که در گذشته حضور گور در آنها گزارش شده، می‌شود به دشتهای اطراف کلاه قاضی و گاوخونی اصفهان، دشتهای اطراف خور و بیابانک و نایین و اردستان، سیرجان، سبزوار، کویر ابرکوه ، منطقه بهاباد یزد، طبس، خبر و روچون کرمان، قزوین، دامغان، مناطق مرزی سرخس، نیریز فارس، شاهرود، سمنان و دشت کویر مرکزی اشاره کرد. اما امروز جمعیت گور تنها در دو منطقه خارتوران سمنان و پارک ملی بهرام گور استان فارس (بویژه در این منطقه) وجود دارد و جمعیت گور در همه زیستگاه هایش بویژه در پارک ملی کویر و سرخس از بین رفته است.


تلاشها برای احیای جمعیت گور
نخستین تلاش‌ها برای احیای جمعیت گور، به سال 1352 بر می‌گردد که 11 رأس گور پس از زنده گیری در خارتوران به دشت خونیجه در خوش ییلاق شاهرود رها شدند که البته این جمعیت نتوانست به زادآوری برسد و عملیات به شکست انجامید.
24 سال بعد، در سال 1376، چهار رأس گور که از منطقه توران زنده گیری شده بودند به نخستین مرکز تکثیرگور ایرانی انتقال یافتند که با وسعت 133 هکتار واقع در گوراب مهریز یزد در منطقه حفاظت شده کالمند ایجاد شده بود. اکبرهمدانیان، مسؤول پروژه احیای جمعیت گور ایرانی بود. در این مرکز فعالیتها نتیجه داد و گور در محیط تقریباً طبیعی، به زاد و ولد پرداخت. این مرکز هم اکنون غنی ترین سایت پرورش گور ایرانی است و بخشی از گورهای این سایت به دیگر سایت‌های پرورش که در سالهای بعد بنا نهاده شدند، انتقال یافته اند.
در سال 1387، منطقه «تنگ حنا» در نزدیکی سایت گوراب مهریز برای انتقال گور آماده شد. تنگ حنا میان دو کوه محصور بود و با چند کیلومتر فنس کشی، می‌توانست محیط طبیعی امنی برای گورها باشد. با انتقال 12 رأس گور از گوراب به تنگ حنا، نخستین عملیات انتقال گور پرورش یافته در سایت به محیط طبیعی انجام شد.
در همان سال، 6 رأس دیگر از گورهای مهریز نیز به مرکز تکثیری که برای احیای نسل گور در پارک ملی خبر کرمان به وجود آمده است، انتقال یافتند. هر دوی این جمعیتها در حال زاد و ولد و رشد هستند.
دو سال بعد، سه مرکز پرورش گور در بردسکن خراسان رضوی با 7 هکتار وسعت، ابرکوه یزد با 160 هکتار وسعت و منطقه حفاظت شده توران در حاشیه پارک ملی خارتوران با 670 هکتار وسعت آماده میزبانی گور ایرانی شد.
متعاقب آن چهار رأس گور از گورهای مهریز به بردسکن، چهار رأس به ابر کوه و پنج رأس به توران منتقل شدند تا بتوانند به احیای گور در منطقه درونه بردسکن و ابر کوه یزد و توران سمنان کمک کنند. این جمعیتها نیز هم اکنون در حال زادآوری هستند. افزون بر این، دو مرکز تکثیر گور در منطقه بوانات فارس و منطقه حفاظت شده مظفری در شمال غربی شهرستان فردوس از خراسان جنوبی در استان خراسان رضوی هم آماده میزبانی گور ایرانی است.


***

سال 1350
خارتوران: 2600 رأس
بهرام گور: 1000 رأس
پارک ملی کویر: 800 رأس
سرخس: 400 تا 600 رأس

 

سال 1370
خارتوران:300 تا 400 رأس
بهرام گور: 90 تا 100 رأس
پارک ملی کویر: آخرین مشاهده یک گله 17 رأسی
سرخس: مشاهدات پراکنده


سال 1390
خارتوران: 130 تا 150 رأس
بهرام گور: 400 رأس
پارک ملی کویر: صفر
سرخس: صفر


کل جمعیت گور کشور در حال حاضر : حدود 600 رأس

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha