تحولات منطقه

قدس آنلاین- طیبه مروت: مدینه فاضله یا آرمان شهر از جمله موضوعاتی است که بشر در هر دین و مسلکی به دنبال رسیدن به آن برای دستیابی به سعادت بوده است. این آرمان بلند در شریعت اسلام با تاسیس مدینه النبی و حکومت پیامبر(ص) شکل اجرایی گرفت و پس از ارتحال پیامبر(ص) و به دنبال خانه نشینی علی(ع) و خاندان او، دوباره در همان مرحله آرزو باقی ماند.

آرمانشهرعلوی, دایره المعارف ارزشهای انسانی است/جهان آماده پذیرش جامعه عدالت محور علوی است
زمان مطالعه: ۱ دقیقه

به گزارش سرویس فرهنگی قدس آنلاین،آرمان شهر علوی، در دوره کوتاه حکومت مولا علی(ع) عطش بیشتری را برای بشر رقم زد. در گفت و گوی پیش رو آرمانهای شهری بر مدار تفکر امیرالمومنین(ع) ترسیم شده است. گفت و گوی ما را با حجت الاسلام و المسلمین سید صمصام الدین قوامی بخوانید. دکتر سید صمصمام الدین قوامی؛ نویسنده واستاد حوزه ودانشگاه و نیز مدیر مرکز تخصصی فقه مدیریت اسلامی است.
*تعریف ادبیات سیاسی اسلام از دو واژه منفعت ومصلحت امت چیست؟
- در یک معنا هر دو واژه دارای بار مثبت است.مصلحت یک مقوله کیفی ونظری ومعیاری است که به صورت ملاک مطرح می شود. ومنفعت به شکل کمی وخروجی وبازدهی مطرح است.در قرآن منفعت مطرح است زمانی که مساله حج ذکر میشود می فرماید:لیشهدوا منافع لهم.در این آیه امت اسلام برای مشاهده منافع خودش به حج دعوت شده است.
این واژه در قرآن در کنار امت ذکر شده است.امت اسلام در یک اجتماع سیاسی بزرگ و سالانه که تجلیگاه کل امت است د.ر هم جمع میشوند. اجتماع یک المپیک معنوی از پنج قاره است در این اجتماع بزرگ امت اسلام برای دریافت منافعش دعوت می شود.منافع میتوند اعم از مادی ومعنوی باشد .
درباره مصلحت باید گفت مصلحت ملاک ومعیار برای همه قانون گذاریهای اسلامی است. در حوزه علمیه وقتی بحث از شناخت احکام نسبت به شناخت احکام گفته می شود بحث مفسده ومصلحت مطرح میشود.وقتی بحث مفسده مطرح میشود حکم منع وکراهت مطرح میشود.واگر مصلحت داشته باشدحکم جواز والزام وجوب مطرح می شود.
مصلحت از ماده ملاک ومیزان است که باآن میتوان قوانین را سنجید.اما منفعت اینگونه نیست.مصلحت اعم از مفسده است.براساس مصالح است احکام جدید را می نویسند حتی اگربا احکام اولیه اسلام تفاوت داشته باشد.
* آنچه شما از تفاوت معنایی این دو واژه در ادبیات سیاسی اسلام فرمودیدچه تفاوتی با ادبیات سیاسی روز برخاسته از فرهنگ غرب دارد؟
- در فرهنگ سیاسی روز وقتی بحث از مصلحت میشود در حقیقت ممکن است یک امر ویژه ای مدنظر باشد یعنی الان شرایط روز ایجاب می کند که از آن ملاک روز دست بکشید.مثل دورغ مصلحتی.
* در واقع مصلحت نوعی جواز دادن به ممنوعات است...
- دقیقا.امام (ره) مجمع تشخیص مصلحت نظام را برای رفع گره ها وبن بستهای نظام واستفاده از مصلحتها طراحی کردند.لذا در دنیای امروزتوجیه وتجویز نسبت به آنچه در مقام اصلی خودشون جایز نیستند مصلحت بکار برده میشود.

اما بحثی مطرح میشود که اگر حکومتی مرتب به سمت مصلحت اندیشی رفت واحساس کرد برای پیشرفت باید دائما از قوانین اصلی دست بکشد, باید دید این چقدر مفید است و کمکی به امت برای پیشرفت میکند یانه؟منفعت در عالم سیاسی روز با تعریف اصلی تفاوتی ندارد.منفعت در امور اقتصادی, سیاسی وحزبی وبه عبارتی در موارد مادی وغیر متافیزیکی مطرح میشود.مصلحت بعد کیفی دارد ومنفعت کمی, مصلحت ملاک است ومنفعت نتیجه؛ این مسایل به تدریج میتواند اینها را از هم جدا کند.مصلحت ملاک برای اصولگرایی است ومنفعت برای رسیدن به اهداف مادی است.
* آیا در منش سیاسی اسلام اقتضا این مجال را میدهد که گاهی اوقات منافع بر مصالح مقدم بشوند؟
-منافع منطبق بر مصالح میشوند.منفعت مصداقی از مصلحت میشود , رابطه این دو عموم خصوص من وجه میشود.یک نقطه اشتراک دارند که بر هم منطبق میشوند وگاهی هم نقطه افتراق دارند.
این مسایل در حکومتهای صدر اسلام هم مشاهده میشود.
*حال که شما به حکومتها ی صدر اسلام اشاره فرمودید اجازه بفرمایید بحث رابا موضوع مرتبط بااین ایام پی بگیریم.گویا ساختار حکومت امام علی (ع) در جهت سامان دهی به اخلاق جامعه شکل گرفته است حضرت هم در حدیثی می فرمایند که "مردم به زمامدانشان بیشتر از پدرانشان شبیه اند"آیا این ایده امام (ع) که به ارتباط فکری مردم وحاکمان اشاره دارد, ومعیاری که برای حکومت خود تعیین کرده اند,با منافع مصالح امت اسلامی منافاتی ندارد؟ به عبارت دیگرآیا آرمان شهر علوی با آنچه مردم با عقل بشری دنبال آن هستند تزاحمی ندارد؟
-اجازه بدهید من با کلام امام علی(ع) پاسخ سوال شما را بدهم.ایشان در یکی از خطبه ها منافع امت را توضیح میدهند:
اللهم انک تعلم انه لم یکن الذی کان منا منافسة فی سلطان، و لا التماس شیء من فضول الحطام، و لکن لنرد المعالم من دینک، و نظهر الاصلاح فی بلادک، فیامن المظلومون من عبادک، و تقام المعطلة من حدودک.
معمولا هرکسی که وارد عرصه سیاست می شود وبا یک سری حواشی وسم پاشی هایی رو برو می شود.لذا ایشان در این خطبه بلافاصله راه خودشان را ازدیگران جدا می کنند,یعنی این که من قدرت طلب نیستم در حالیکه در سیستم ماکیاولیسم گفته می شود قدرت را باید به هر شکلی بدست آورد. در این جا قدرت وثروت هدف میشود وقتی انسانی به این مرحله رسید برای حفظ آن حکومت که براساس چنین ایده ای شکل گرفته دست به هر کاری میزنند ولو به قیمت ازبین رفتن حقوق مردم.امام خودشان را از این گونه ادبیات سیاسی بشری مبرا میکنند.ایشان به استرداد ارزشها ی دینی مردم اشاره میکند ودر تمام کلام به جنبه الهی خواسته خود اشاره می کنند.در واقع خود را ماموری برای انجام امور مسلمین معرفی میکنند. امیرالمومنین قصد اتصال مردم وخدا رادر حکومتشان دارند.واین همان سامان دادن جامعه به سمت اخلاق گرایی ودین گرایی است.
در این ادبیات سیاسی امام (ع ) قدرت در راه خدمت بکار گرفته میشود.منفعت دیگرمطروحه از سوی ایشان اصلاحات ارزشها ومبتنی براصول ومساله بعدی تامین امنیت مردم است. در آموزه های اسلامی به بحث امنیت روانی واقتصادی مردم توجه ویژه ای شده است چرا که در امنیت رشد, ثبات , پیشرفت و توسعه وشکل گیری نهادهای فرهنگی وتولیدهای علمی نهفته است.نکته دیگراهتمام به مظلومان است.این نتیجه حکومت افاضل برامت است.
مساله قابل توجه دیگری که در سخنان امام(ع) به آن توجه ویژه شده است اجرای حدود الهی است.
امام در این بیانیه کوتاه میفرمایند حاکم اسلامی منافعی برای خودش ندارد ومدافع منافع خداست.در حقیقت واسطه ای برای پیاده کردن احکام الهی است.آنچه دنبالش نیست ثروت وقدرت است.ماباید این کلید واژه ها رادر بین مردم رواج دهیم.
این چارچوب وچهار راهبردی که امام در این حدیث به ان اشاره میکنند ضامن سلامت جامعه ومنفعت امت است.
* دو نوع نگاه در سیاست وجود دارد؛نگاه اول میگوید که هدف وسیله راتوجیه میکند ونگاه دوم که سیاست خدا محور است,مبتنی برارزشهای الهی وانسانی است نه اهداف بشری.آیا درحکومت علوی که نگاه دوم به علم سیاست را محور دارد, دسترسی به این اهداف منافع ظاهری امت را تحت الشعاع قرار نمیدهد؟

-در اسلام قوانین از تکمیل تکوین وتشریع شکل میگیرند.یعنی قوانین دراسلام به صلاح انسان است واورا به کمال میرساند.در سوره جاثیه میفرماید:من تورا(ای پیامبر)نصب کردم طبق قوانینی که قبلا وجو داشت.شریعت آماده بود.وتو آمدی که آن شریعت را پیاده کنی.
این شریعت مانند دارویی است که طبیب برای بیمار تجویز می کند و ممکن است برای او ناخوشایند باشد.تحمل آرمانهای سنگین مثل عدالت برای بشر کمی سخت است. جرج جرداق درابه علت شهادت علی(ع) می گوید:لشده عدالته قتل فی محراب عبادته. مفهوم شناسی دقیقی عدالت بسیار سنگین ومشکل وعدالت دشمن آفرین است. مردم چون نمی توانند فشار عدل را تحمل کنند در چاه جور وستم می افتند.لذا خود امام که نماد عدالت است قربانی عدلت میشود ومردم به شکل دیگری قربانی می شوند.
باید در این زمینه فرهنگ سازی شود.شریعت یک نرم افزار آماده است و فقط دستورات آن پیاده می شود,اجرای دستورات شریعت تحمل وصبر میخواهد. توسعه معنوی هم یکی دیگراز مفاهیم دقیق وسنگین حکومت علوی است.
از زمان رحلت پیامبر تا حکومت امام علی 25 سال وبه قول جامعه شناسان یک نسل میگذرد نسل جدیدی می آید وامام یک جامعه ونسل زمین گیر شده را تا رسیدن به اهداف الهی رسالت نبوی باید حرکت بدهد این اقدام حتی درلفظ هم خیلی سخت است.اما ایشان از برپایی عدالت نترسید.ایشان محصور در نسل خویش نبود بلکه بذری که درآن زمان کاشت در دوره ها ونسلهای بعدی به ثمر نشست.
من سوال شما تایید میکنم که آرمانهای بلند برای مردمی که ازاهداف اصلی آرمانها دور افتاده اند سنگین است.
*مگر قرارنیست قوانین دین برای مردم قابل دسترسی باشد,چرا باید آرمانها وارزشها به قدری بلند باشد که رسیدن به آن برای مردم سنگین باشد؟
-امام علی(ع) درخطبه ای می فرماید که من برای تادیب شما آمده ام.از طرف دیگر ایشان به اصرار مردم حکومت را پذیرفت.چون میدانستند روزی همین مردم علیه عدالتش قیام می کنند.امام میفرمود باید طبیبانه وپدرانه عمل کنم.تربیت پدرانه یعنی همواره هم طابق میل فرزند رفتار نکردن این بخشی از فلسفه تربیت است.امام یک سیاسی صرف نیست.
ونیزمعمولا حاکم اولین قربانی است لذا حاکمان ارزشی باید خود را برای ریاضت آماده کنند نه ریاست.بنابراین باید پذیرفت که حکومتهای ارزشی وآرمانی شروع سختی دارند ولی منافع طولانی مدت.مثل سربالایی رفتن از کوه است.البته این سختی وسنگینی عارضی است وقابل رفع است,چون بشر بد تربیت شده است ورژیمهای غیر معنوی براو حاکم بوده اند اورا از نهادش دور کرده اند وهمانگونه که بشربه آن شیوه زندگی عادت کرده وبرایش آسان شده باید به زندگی سالم هم عادت کند تا برایش سخت نباشد.قوانین بشری ظاهر فریبنده ای دارند چون زود بدست میآیند ومتاسفانه روشنفکران ما درصدد اصلاح قوانین ما به آن سمت هستند, این حصول زود هنگام وشیرینی فریبنده باعث شده که اینگونه احساس شود که این قوانین منطبق بر توان مردم است.در حالیکه باید بپذیریم که برای رسیدن به منافع ارزشمندی که در نتیجه اجرای قوانین الهی نهفته است باید مردم را آماده پذیرش کرد.این اتفاق زمانی می افتدکه رهبر درجلوی صف بایستد ومعتقد باشد.مردم زمان ما کاندید یک انقلاب تکاملی هستند وامتحان خود را نیز در جریان نهضت امام خمینی و پیروزی انقلاب اسلامی پس دادند.جنگ,تحریم ,مشکلات بیرونی ونفاقهای داخلی تاثیری در پیاده شدن دستورات دین ایجاد نکرد.این نشان دهنده این است که مردم ما امت توانمندی است.این امت لذتهای احکام الهی را باورکرده است.
اگردیدگاه ما این باشد که مردم زمان ما مفقود شده های دوران امیرالمومنین هستند توان پذیرش آن قوانین عدالت خواهانه را دارد سخن به گزاف نگفته ایم.
*مصالح حکومت براساس حدود الهی باید منافع امت را تامین کند واگر در حکومت علی(ع) سنگ اندازی نبود, به نتیجه میرسید.در آرمان شهرعلوی چه فاکتورهایی وجو دارد که در این زمینه موثر است؟
-در حکومت امام علی سخن از ارزشهاست.آرمانشهرعلوی, دایره المعارف ارزشهای انسانی است.اما عدالت محوری تر است.
در آرمان شهر علوی علاوه برعدالت به امنیت,اصلاحات ومعنویت اشاره شد.امابرای رشد مردم نیازاست تا نوک پیکان به سمت بالا وآسمان باشد یعنی تعالی معنوی امت باید به صورت جدی پیگیری شود.حالااگر بخواهیم مردم زمین را در قوس سعود قراردهیم باید آرمانها را شناخت واراده پیاده شدن احکام را داشت.این سیاستی بود که علی (ع) در حکومت خود مد نظرگرفت.

تاثیر حکومت امام علی(ع) درزمان ما نمود یافته است.مردم عصر ما بواسطه نهضت وقیامی که متاثر از اندیشه سیاسی امام (ع) بود بار دیگر به سوی معنویت بازگشتند .چه چیزی بالاتر از این که هدف حکومت علی (ع) که تعالی مردم بوده است در حال تحقق است؟
آنچه که هانگتینتون و تافلر وفوکویاما مدعی بودند تحقق نیافت, اما امام خمینی بر اساس آنچه از حکومت علی (ع) آموخته بود دنیا را به سمت بازقدسی شدن حرکت داد.به قول شهید آوینی؛انقلاب اسلامی توبه بشر بود.خلاصه اینکه عدالت ومعنویت حلقه مفقوده عصر مابود که ارزشهای علوی به انسان امروز هدیه کرد.ما با شریعت نهادینه شده آسمانی تمام ایدئولوژی ها را میزان میبندیم.
اگر ما داعیه اصلاح افکار بشر راداریم نباید ایده حذف همه آنرا مطرح کنیم بلکه سخن از رفع نواقص واصلاح تفکرات موجود وانطباق آن با آرمانهای الهی است.
ما بایدباارزشهای زیادی که در حافظه داریم اهداف وتفکر بشری را توزین کنیم.واین تصویری که به ناحق در دنیا علیه ما ایجاد شده است را از بین ببریم.
شریعت یک نرم افزار الهی از قبل تعیین شده است که انسان زمینی را به آسمان بازمیگرداند وضمانت اجرای کامل دارد.برای اجرای کامل آ باد هرسه ضلع آن یعنی احکام,مردم وحکومت آماده شود.
امروزه طیق آمار در اروپا از هر 7 مرجعه کننده به دانش 5 تا به دانشی مراجعه میکنند که پسوند اسلامی دارند.این نشان میدهد که پیامها خیلی خوب به بیرون میرسد.واین نوید دهنده آماده شدن ذهن بشر برای پذیرش احکام وشریعت الهی است.
به جرات می توان گفت؛ رنجی که مولای متقیان (ع) در گسترش ونشر دستورات شریعت برد درحال به ثمر نشستن وآماده ساختن جهان برای پذیرش منجی عدالت گستراست.
رضایت، امید، شادی و آرامش چهار رکن معنویت وعدالت است که باید برای دستیابی به هدف تاریخی ادیان آن را در جامعه پیاده کرد. من معتقدم اگر بحث گسترش معنویت کارشناسی شده باشد لذت پذیرش معنویت در کام مردم ماندگار خواهد ش
 

مشهد

کربلا

کاظمین

مکه

مدینه

قم

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha