همه خودشان را به قافله عشق رساندند. از کودک شش ماهه، تا عبدا... بن حسن کودک چندساله!
عاشورا یک قیام بود. همچون یک پرچم که به یکباره برافراشته می شود. قیامی برای اصلاح در امور مسلمین. علم همیشه یکباره برافراشته می شود و این در فرهنگ عاشورایی ما هم هست. یکباره که چشم باز میکنی، محرم در سراسر ایران «قیام» کرده.
عزاداری اباعبدا... هم مانند عاشورا، «قیام» می کند تا همه را به سوی خود دعوت کند. قافله عشقی که از کربلا راه افتاد، هنوز در حرکت است. اما باید حواسمان باشد که این پرچم را با «انحراف» دستخوش تحریف نکنیم. شهید مطهری در کتاب حماسهحسینی به درستی هشدار می دهد: «قضایای کربلا، قضایای روشنی است و سراسر این قضایا هم افتخارآمیز است، ولی ما آمده ایم چهره این حادثه تابناک تاریخی را تا این مقدار خدشه دار کرده ایم؛ بزرگترین خیانت ها را ما به امام حسین(ع) کرده ایم.» از تحریفات مهمی که گاه ما ناخواسته بر واقعه کربلا روا داشتیم این تفکر بود که شهادت حسین(ع) را کفاره گناهان امت دانستیم.
قیام حسینی برای مبارزه با گناه بود، نه شرکت بیمهای که در آن گناهان بخشیده شود. این تفکری است که از سر ناآگاهی از مسیحیت وارد اسلام شد. شهید مطهری در این باره می نویسد: «می گوییم امام حسین کشته شد، برای اینکه گناهان ما بخشیده شود. نمی دانیم این فکر را ما از دنیای مسیحیت گرفته ایم؛ ملت مسلمان خیلی چیزها را، ندانسته از دنیای مسیحیت بر ضد اسلام گرفت؛ یکی همین است. یکی از اصول و معتقدات مسیحیت، مسأله به صلیب رفتن مسیح است. برای اینکه فادی باشد. الآن «الفادی» لقب مسیح است ... می گویند مسیح به دار رفت و این به دار رفتن عیسی، کفاره گناهان امت است. فکر نکردیم که این حرف مال دنیای مسیحیت است و با روح اسلام سازگار نیست؛ با سخن حسین سازگار نیست؛ به خدا قسم تهمت به اباعبدا... است... اباعبدا... که برای مبارزه با گناه کردن قیام کرد، ما گفتیم قیام کرد که سنگری برای گنهکاران بشود؛ ما گفتیم یک شرکت بیمه تأسیس کرد، بیمه گناه. گفت شما را از نظر گناه بیمه کردم، در عوض چه می گیرم؟»
باید مراقب تحریفات در اصل قیام بود و دانست که حسین(ع) در کربلا به تنهایی قیام نکرد. همه اهل «کسا» در کربلا هستند. از پیامبر تا خود حسین(ع). هرکدام نماد خودشان را دارند. از علی اکبر که اشبه الناس به پیامبر بود تا فاطمه(س). اینجا تنها سنها تغییر کرده و آدمها شدند نماد مظلومیتها. اهل جهل نتوانست پیامبر را «عربن عربا» کند، اما کینهشان 62سال بعد، علیاکبر(ع) را در برگرفت. تا حسین از عمق جان ندا بزند: ولدی... اکبر
در کربلا همه هستند. علی هست. آنجا که عباس راه میرود، میایستد و به کودکان سرکشی میکند. سرش پایین، عباس به لشگر گاه دشمن نگاه هم نمیکند. این لشگر عمر سعد است که حیران عباس است. ای کاش ذوالفقار در کف عباس بود تا امروز دل شیعه داغی چون لاله بر دل نداشت.
از حسنبن علی فرزندان جوانش در کربلا هستند. و کربلا فاطمهای کوچک داشت. قدی خمیده، ستارهای سهساله، سیلی خورده، یادآور درد کوچه بنیهاشم که تا کربلا و امروز ادامه پیدا کرده.
و حسین وارث مظلومیت، عزت و شهامت انسان. از ابتدای تاریخ تاکنون. حسین که یک تنه بار تمام آسمان را بر دوش میکشد. حسین 1400سال پیش در ظهری تبدار، تبی حاصل از عفونت آل امیه، در بیابانی دور شهید میشود. شهید میشود تا پرچمی بالا برود. پرچمی بر زمین کوفته شود که تا انسانی در زمین باقی است، نظارهگرش باشد. پرچم حسین و گفتمان حسینی افتادنی نیست.
شب عاشورا شب عهد و پیمان است. عهد با حسین و عهد با خدا. شبعاشورا باید با حسین عهد بست و عهد خود را هر سال تجدید کرد.
عهد ببندیم که دنیا و دنیاطلبی ما را به ذلت وادار نکند. عهد ببندیم که پشت پا بزنیم به همه دنیا و در مقابل ظلم و زور بایستیم. نه زرتسلیممان کند، نه زور، نه تزویر. مثلث کثیف شیطان را بشناسیم و به آن پشت کنیم.
شب عاشورا شب عهد و وفاست. حسین تنها یک شب مهلت خواست. شبی برای صلاه. که گفت: انی احب الصلاه. عهد کنیم برای نماز.
یزید به گمان اینکه گفتمان حسین را در صحرایی دور دفن خواهد کرد، بدون اینکه صدایی از آن بلند شود، جنایتی را مرتکب شد که برای او تباهی و برای ما سعادت به همراه آورد. با شهادت حسین(ع) ما راه سعادت یافتیم. حسین وارث تمام ظلمستیزی انبیا و اولیا علیه کفر بود و شیعه وارث گفتمان هیهات من الذله... پرچم حسین بالاست. پرچم آزادگی، رحم، شفقت، مردانگی، عزت، کرامت، لطافت، عشق. پرچم ظلم ستیزی و تسلیم نشدن در هر آنچه بویی از نخوت و کبر و غرور دارد. پرچم حسین بالاست، نه در دهه محرم که در تمام طول سال. در قلب تمام شیعه.
۱۹ آبان ۱۳۹۲ - ۲۳:۰۵
کد مطلب: ۱۶۷۳۲۴
کاروان که از مکه راه افتاد، در کربلا نامش عوض شد. قافلهای که عازم کوفه بود، در کربلا ماند. تا انسانیت را معنا کند. آنجا نامش به قافله عشق تغییر کرد.
زمان مطالعه: ۱ دقیقه




نظر شما