شهر قزوین از روزگار باستان تاکنون شادشاپور، دزبین، کازبین، کازوین، کاسپین، کاشوین، کژوین، کشوین، باب الجنه، بلدة المؤمنین، مدینة المبارکه نامیده شده است و از این رو احمدبن ابی عبدالله برقی، نویسنده کتاب البنیان، بر این باور است که شهر قزوین را اردشیر بابکان ساخته و آن را «شاد شاپور» نامیده است.
نام فارسی قزوین «کشوین» است، که عربی شده و به قزوین تبدیل یافته است. شاید کشوین نام بنیان گذار آن باشد، همان طوری که بسیاری از شهرهای ایران، چون ری، گرگان، نیشابور،... به نام کسانی است، که آن را بنا کرده اند.
احمدبن ابی عبدالله برقی بر این باور است که قزوین مرز دیلم بوده است. در پیش از اسلام، یکی از پادشاهان، سپاهی به آن جا فرستاد و هنگامی که برای آن ها دشمنی پیدا شد و خود را آماده نبرد ساختند، فرمانده به یکی از زیردستانش گفت: این کش وین، یعنی این موضع را نگاهداری کن، پس دشمن گریخت و در آن مکان شهری بنا کردند و آن را «کش وین» نام نهادند و سپس عربی شده و «قزوین» نام گرفته است.
بعضی بر این باورند که کش وین، دگرگونه «دزپین» یعنی دژ یا قلعه پایین است و دژ پایین، شاید دژی بوده که در زمان ساسانیان و شاید پیش از آنان، در درونگاه کوهستان ناحیه قزوین برای پیشگیری تاخت و تاز و غارت آماردها و دیلم ها، که در کوهستان شمال دشت قزوین می زیستند، ساخته شده بوده است.
یاقوت حموی، نویسنده کتاب معجم البلدان، نام فارسی این شهر را «کژوین» دانسته و می نویسد:
«دژ قزوین را به فارسی کژوین می گویند و بین آن جا و دیلم کوهی است که شهریاران دسته سواران را برای ارتباط در آن جا گمارده اند تا هنگام جنگ، از حمله دیالمه دفاع نمایند.»
گروهی نیز بر این باورند که قزوین گرفته شده از نام مردی به نام کاسپین است، که در کرانه های باختری دریای قزوین (دریای مازندران) ساکن بوده است.
مسلمانان پس از گشودن شهر قزوین در 24 ﻫ.ق/ 644 م، این ناحیه را به صورت پایگاهی برای جلوگیری از یورش دیلمیان درآوردند و قزوین به یک ناحیه مرزی و سنگر مسلمانان تبدیل شد. تاریخ نگاران اسلامی آن را یکی از مرزهای اسلامی دانسته اند و شاید نامگذاری این شهر به «باب الجنه» (درب بهشت) و بلدة المؤمنین و مدینة المبارکه و آوردن نوشتارهایی از خوبی های این شهر در کتاب های اسلامی، بیشتر به خاطر آن بوده است، که مردم را به سکونت در آن تشویق نمایند.
قزوین در گذشته از مراکز مهم بازرگانی و ارتباطی ایران بوده و از جایگاه استراتژیک ویژه ای برخوردار بوده است. در دوران صفوی پس از جنگ چالدران (920 ﻫ.ق) چون شهر تبریز، پایتخت کشور به مرزهای عثمانی نزدیک بود، قزوین مورد توجه قرار گرفت و به دلیل جایگاه مهمی که بر سر راه های ارتباطی داشت، رفته رفته به صورت پایتخت دوم صفویه درآمد. اما انتخاب این شهر به طور قطع به عنوان پایتخت، در سال 962 ﻫ.ق، صورت گرفت و مقدمات آن در زمان شاه تهماسب اول صفوی و در 951 ﻫ.ق، فراهم کردیده است.
منابع:
1- گلریز، سید محمدعلی. مینو دریا بابُ الجنة قزوین، قزوین: طه، 1368.
2- افشار سیستانی، ایرج. نام دریای پارس، تهران: کشتیرانی والفجر، 1376.
* افشار سیستانی، ایرج. پژوهشی در نام شهرهای ایران، تهران: روزنه، 1378.




نظر شما