شهر بوموسی، مرکز شهرستان بوموسی استان هرمزگان، با پهنه ای حدود ۵ کیلومترمربع در آب های نیلگون خلیج همیشه فارس، در جنوب خاوری بندر لنگه واقع شده است.
این شهر از دیرباز تاکنون به نام های: بوموسی، باباموسی، بوموف، ابوموسی، گپ سبزو،... خوانده شده است، که بیانگر جایگاه استراتژیک و ژئوپولیتیک این جزیره ایرانی است، زیرا نه تنها از جزیره های ایرانی ارزشمند و مهم از لحاظ استراتژیک در تنگه هرمز و دهانه خلیج فارس است، بلکه همراه جزیره های تُنب بزرگ، هرمز، لارک، قشم و هنگام، خط قوسی دفاعی ایران را در تنگه هرمز تشکیل می دهد.
اما به راستی چرا به این منطقه این اسامی نهاده شده است؟ واژه بوموسی از دوپاره «بو» و «موسی» تشکیل شده است، که «بو» به معنی رایحه است و کوتاه شده آن بود «بود»، «باشد»، «باشیم» و «بوم» است. بوم به معنی جا، مقام، منزل، مأوا و سرزمین است، به طوری که می گویند: «مرغ بوم گرفت» یعنی آشیانه، خانه و وطن گرفت. در اوستا bumi، سانسکریت bhumi، پارسی باستان bum، پهلوی bum به معنی سرزمین آمده است.
موسا هم نام شخص است و بوموسا یا بوموسی، یعنی سرزمین موسا. بنابراین می توان گفت که شاید پیش از اسلام، شخص ایرانی الاصل سرشناسی بدین نام در این جزیره زندگی می کرده و شاید هم حکومت می نموده است و نام جزیره از نام او گرفته شده و به «بوموسی» یا سرزمین موسا سرشناس شده بوده است.
ابوموسی: این واژه نیز از دو بخش تشکیل می شود: «ابو» صورت بیان عربی «اب» یعنی پدر است. این واژه بیشتر در اول کُنیه می آید و در فارسی هم مصطلح است و به طور معمول «ابو» به نام پدر به کار می رود. پس از رخنه انگلیسی ها به خلیج فارس، آنان در راستای سیاست های استعماری خود، برای دور کردن ریشه ایرانی از نام جزیره، عنوان ابوموسی را، که یک نام عربی است، برای این جزیره برگزیدند.
بوموف: کارستن نیبور آلمانی در ۱۱۷۹ ﻫ.ق/ ۱۷۶۵ م، از مسقط به جاسک و از آن جا به بوشهر رفت و خلیج فارس را مورد بازدید و بررسی قرار داد. وی در این سفر نقشه خلیج فارس را ترسیم کرد. در این نقشه، جزیره بوموسی را به رنگ خاک ایران کشیده و از آن به نام بوموف یاد کرده است.
به نظر می رسد که در زمان بازدید نیبور از جزیره بوموسی، این جزیره را به همان نام باستانی فارسی اش بوموسی می خواندند، ولی به دلیل اشتباه بیان، نیبور «بوموسی» را «بوموف» نوشته و در نقشه خود آورده است.
باباموسی: نام این جزیره شاید همانند نام های ایرانی باباکوهی، باباطاهر،... باشد که در دریای پارس و کرانه های آن هم پیشینه دارد، مانند: باباسعیدو، باباحسنی،... شاید نام این جزیره به باباموسی که یک نام ایرانی است نیز سرشناس بوده است. بابا، اصطلاح دوران صفویه و بازمانده از دوران تیموری و سلجوقی است، که به مرشدان و زاهدان اطلاق می شده است.
گپ سبزو: از آن جا که جزیره بوموسی دارای آب شیرین، کشتزار و پوشش گیاهی خوبی بوده است، مردم ساکن در بندرها و جزیره های دریای پارس، از جمله مردم بوشهر، لنگه، قشم، کیش،... آن را «گپ سبزو» یعنی سبزه زار بزرگ نیز می خواندند.
شیخ شارجه در گذشته گوسفندان خود را برای چرا به جزیره بوموسی یا گپ سبزو می فرستاده و حق چرای آن ها را به کشور ایران و حکمران بندر لنگه، می پرداخته است.
با توجه به آن چه گفته شد، به نظر می رسد نام این جزیره در اصل «بوموسی» که یک نام کهن ایرانی است، بوده و از سده ۱۹ م، با دخالت بیگانگان استعمارگر، به ویژه بریتانیا، به ابوموسی که یک نام عربی است، تبدیل شده است.
جزیره بوموسی به دلیل نزدیک بودن به تنگه استراتژیک هرمز، از جایگاه ژئوپولیتیک ویژه ای برخوردار است. شاه عباس صفوی، جزایر ایران، از جمله بوموسی را از دست پرتقالی ها بیرون ساخت. در سال های ۱۹۰۴- ۱۹۰۸م، به سبب ناتوانی حکومت مرکزی ایران، انگلیسی ها به بهانه مبارزه با دزدان دریایی و برده فروشی، در جزایر ایران، از جمله بوموسی و برخی کرانه های جنوبی خلیج فارس مستقر شدند. در ۱۹۷۱ م، همزمان با خروج نیروهای انگلستان از خلیج فارس، دولت ایران در نهم آذر ۱۳۵۰ ﻫ.ش، حاکمیت مسلم خویش بر جزایر سه گانه را که از روزگار باستان در مالکیت و حاکمیت ایران بودند، اعاده کرد و به سلطه ظالمانه انگلستان بر این جزایر ایرانی پایان داد.
منابع:
۱- افشار سیستانی، ایرج. جزیره بوموسی و جزایر تُنب بزرگ و تُنب کوچک، تهران: دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی وزارت امور خارجه، ۱۳۷۴.
۲- افشار سیستانی، ایرج. پژوهشی در نام شهرهای ایران، تهران: روزنه، ۱۳۷۸.
نویسنده: مصطفی لعل شاطری



نظر شما