به گزارش قدس آنلاین، تکذیب و تکذیب و تکذیب! این رفتار متانت بار یک مهندس است که میخواهد دکترایش را از آن سوی آبها بگیرد و برگردد. ته چشمهایش، حتی ته صدایش حرفی را میشنوی که روی زبانش نمیشنوی. یک دیوار گذاشته بین احساس و زبان و تمام تلاشش را میکند که بیسر و صدا برود. پس مدام تکذیب میکند. میپرسیم در رفتنت آن اتهامات عابدینی موثر بود؟ میگوید نه! میگوییم فضای این روزها و فشاری که روی داوران آمد موثر بود؟ میگوید نه! میپرسیم نترسیدی بلای قهرمانی بر سرت بیاید؟ میگوید نه! میگوییم از کمیته داوران ناراضی هستی؟ میگوید نه! بعد باز کلنجار میرویم که چیزی جز «نه» مقابل سوالاتمان بنشیند و باز او خودش را در زمین مصاحبه، همان چهره صبور و آرامی نشان میدهد که در زمین فوتبال میدیدم. به دور از عصبانیت، به دور از احساسات، آرام! بعد از خودمان میپرسیم از یک مهندس فوق لیسانس که همین روزها میخواهد برای دکترا شروع به تحصیل کند دنبال چه چیزی میگردیم؟ اعتراف به بریدن؟ اعتراف به تضادی که بین او وشخصیتش، با فوتبال چاله میدانی شده ما به وجود آمده؟
نیازی نبود مظفریزاده تایید کند. نیازی به تصدیق شفاهیاش هم نبود. در فضایی که داور سیبل میشود و حتی مهندسین این فوتبال، نعرهکش میشوند و پاچهها را بالا میزنند، یا مظفریزاده هم باید یکی میشد همرنگ جماعت، یا پلاسش را جمع میکرد و میرفت.
سعید مظفریزاده براساس وعدهای که داده بود، دیروز بعد از وداعش از داوری، میهمان روزنامه ایران ورزشی شد. با او از بهترین و بدترین روزهایش حرف زدیم. دیروز لابلای تمامی مجادلهای که در نهایت به یک گفتمان بدل شد، به یک نتیجه حتمی و قطعی رسیدیم که فوتبال ایران نه یک داور که یک شخصیت مثبت را از دست داد. هرچند به روزهای پایانی عمر داوریاش نزدیک شده بود اما وداع بیموقع و زودهنگامش، درست مانند رفتار متینش میتواند یک پیام ویژه داشته باشد. پیامی مانند اینکه در فوتبال ایران، با کوچ کردن امثال مظفریزاده (چه در جامعه داوری و چه میان بازیکنان و مربیان و...) جا برای همین مردانی بازتر میشود که راهی جز قهقرا رفتن نیاموختهاند. فوتبال ایران نه یک داور، که یک شخصیت را کمی زودتر از موعد مقرر، آن هم با پیامی ویژه از دست داد.
***
زندگی جدید چطور است؟
تازه استارت زدم... هدفگذاری کردم و برای خودم برنامه دارم.
یکدفعه برویم سر نقطه پایان، تصمیم گرفتی از داوری بروی و دنبال بهانه میگشتی و ...
دنبال بهانه نبودم، یکسری شرایط پیش آمد، اول خانوادهام، فکر کردم بچهها به من نیاز دارند.
حس کردی بلای محسن قهرمانی؟
نه، اصلا.
می ترسیدی.
نه، نزدیک 2 سال پیش، پس از یک سفر، صحبتهای دخترم و دلتنگیهایش را که دیدم فکر کردم خداحافظی کنم بعد بحث تحصیلات پیش آمد و علاقهمند به ادامه تحصیل شدم. نمرههایی که گرفتم و دانشجوی ممتاز که شدم، انگیزهام را چند برابر کرد. شرایط فوتبال هم خیلی جذاب نبود. مثل گذشته نبود. تا چند سال پیش 70، 80 هزار تماشاگر میآمد و الان 2، 3 هزار تماشاگر میآید خیلی جذاب نیست و فضا سنگین شده است.
در خانه همسر و مادرتان نگران نبودند که یک سوت اشتباه بزنی و بعد آنها فحش بشنوند!
نه هیچ وقت، شاید در شروع کار دغدغه داشتند اما همیشه خانوادهام با مشکلات من کنار میآیند چون علاقهام را میدانند و هیچوقت نخواستند رأی من را عوض کنند.
آن موقع که سوت میزنی، قبلش فکر میکنی که اگر اینطوری سوت بزنم...!
نه، تا بهحال چنین چیزی پیش نیامده چون حواسم به کارم است و چندان به این مسائل توجه نمیکنم.
اما همکارانتان صداهای استادیوم را خوب میشنوند!
نه، آنها هم اینطوری نیستند.
اما محسن قهرمانی میگفت در انزلی تا وقتی فحش میدهند، خطا نمیگیرم!
برای من پیش نیامده ... نه اینکه نشنوم اما آنقدر تمرکزم روی بازی است که توجه نمیکنم، مگر اینکه وقفه پیش بیاید یا بازی بخوابد و شرایطی پیش بیاید که فکر کنی تماشاگران همه علیه تو هستند.
مثلا چه مورد؟
مثلا تصمیمی میگیری که خلاف خواسته تماشاگران است، در آن لحظه شما حس میکنی تماشاچی نسبت به تصمیم تو معترض است اما در مجموع عشق خودم باعث شده که داوری کنم.
از بحث اصلی دور نشویم، پرویز سیار در مصاحبهای گفته بود وقتی سعید مظفریزاده میخواست خداحافظی کند با من صحبت کرد و دلایل منطقی آورد که من قبول کردم. اول از همه میخواهم این جو را اینجا ببندیم که خانوادهتان در این تصمیم هیچ تاثیری نداشتند؟
من به شما بگویم که غیر از شخص خودم هیچکس از این تصمیم خبر نداشت.
یعنی کاملا مردسالار این تصمیم را گرفتید!
نه؛ وقتی میخواستم خداحافظی کنم حتی خانوادهام، همسرم و بچههایم نمیدانستند. هیچکس نمیدانست حتی به آقای سیار هم که هفته قبل در بیمارستان ملاقاتش کردم، در مورد خداحافظیام چیزی نگفتم؛ فقط از شرایط گلایه کردم ... تصمیم خداحافظی را غیر از خودم کسی نمیدانست ... یک تصمیم کاملا شخصی بود.
اتفاقاتی که برای قهرمانی افتاد چقدر روی تصمیم شما تاثیر داشت؟
در کار من تاثیری نداشت، تصمیم من به خیلی وقت پیش برمیگردد، به یک سال و نیم پیش. آنموقع پیش عسگری رفتم و ضمنی گفتم که تصمیم دارم وقتم را برای درسم بگذارم ولی صحبت از خداحافظی نکردم. عسگری گفت داوری به تو نیاز دارد چون تعدادی از داوران رفته بودند و کمیته داوران دستخالی میماند و تعداد داوران الیت برای آنها هم کم شده بود، به همین دلیل تصمیم گرفتم ادامه دهم اما اصل تصمیم به یک سال و نیم پیش برمیگردد و ربطی به الان ندارد.
شاید از سوالی که میپرسیم ناراحت شوید، این خداحافظی ربطی به صحبتهای آقای عابدینی نداشت؟ این تصمیم بلافاصله بعد از حرفهای عابدینی شبههبرانگیز شد!
نه، اصلا ربطی نداشت، واقعا تصادفی بود. خیلی دوست داشتم این اتفاق نمیافتاد اما از قبل تصمیمم را گرفته بودم.
حرفی که امیر عابدینی زد، سنگین بود. مثلا گفت که افشاگری میکنم و...!
من همان زمان جواب صحبتهای عابدینی را دادم و پیگیری هم کردم ولی با قاطعیت میگویم که او در تصمیمم تاثیرگذار نبود. خیلی دوست داشتم این اتفاق نمیافتاد تا چنین تفکری بهوجود نمیآمد، خصوصا جامعه ژورنالیستی از این بعد به قضیه نگاه میکند... جسارت نباشد اما همه منفی نگرند. ای کاش از زاویه دیگری به مساله نگاه میکردید.
مظفریزاده تصمیمش را در شرایطی که داوری از هر طرف تحت فشار رسانهها، بازیکنان و مربیان بود گرفت. از طرف دیگر یک مدیرعامل حرفهایی را علیهاش زده و ادعا کرده بود که سند و مدرک هم دارد. در این شرایط بهیکباره آن داور میگوید که از درس و زندگی افتادهام و بعد یک تصمیمی میگیرد و میرود و بعد از رفتن میگوید همه چیز خوب بود، من از حرف عابدینی ناراحت نبودم، با هیچکس مشکلی نداشتم، میخواهم زندگی کنم و ...؟
بعد از رفتن من، چه امروز چه تا ابد، هر کس هر مدرکی دارد بیاورد. اصلا از عابدینی تقاضا میکنم اگر مدرکی دارد رو کند. با چه زبانی بگویم هر سندی علیه من دارید بیاورید.
بحث عابدینی نیست ... منظورمان این است که شما نترسیدید همان بلایی که سر قهرمانی آمد در مورد شما هم تکرار شود و زن و بچه شما نتوانند از خانه بیرون بیایند؟
واقعا ترس نداشتم. در زندگی سعی کردم از هیچ چیز نترسم. اگر ترس روی من تاثیر میگذاشت که اصلا داور نمیشدم؛ هزار و یک کار دیگر میتوانستم انجام دهم اما داور نشوم، الان هم نگران هیچ چیز نیستم، ترس برای وقتی است که شما ریشهای برای ترس پیدا کنید. من هیچ دلیلی برای ترس نمیدیدم و الان هم نمیبینم.
از سال 78 داور شدید؟
من از سال 78 داور شدم، در سن 26 سالگی. الان در کشورهای دیگر داوران در سن 26 سالگی الیت میشوند، یکی از دلایلی که من نتوانستم به سقف آرزوهایم برسم همین بود که دیر داور شدم. شرایط سنی برای داوری در جام جهانی وجود دارد. الان خوشحالم که علیرضا فغانی در کنار شرایط سنی، لیاقت رسیدن به جام جهانی را دارد اما متاسفم که در این دوره فقط علیرضا را داریم و از خیلی کشورهای آسیایی عقب افتادیم. ما در سال 2008 شش داور الیت داشتیم اما الان فقط علیرضا را داریم البته امیدوارم محسن ترکی هم بتواند خودش را برساند.
چرا ترکی کنار رفته؟
نمیدانم، شنیدم خودش را آماده میکند، تلفنی با هم صحبت کردیم و از آمادگیاش گفت. انشاءا... در تست AFC شرکت میکند و قبول میشود اما واقعیت این است که در حال حاضر نسبت به کشورهای دیگر آسیایی خیلی عقب افتادیم و این عذابآور است.
از سال 78 داوری میکنی اما یکی دو ماه است که متوجه شدی شرایط حضور در جام جهانی را از دست دادی؟
نه، یکی دو ماه بیشتر است، دو سه سال است که متوجه شدم شرایط قضاوت در جام جهانی را ندارم.
دو، سه سال که متوجه شدی نمیتوانی به جام جهانی بروی هیچ کدام از عواملی هم که قبلا مطرح شد، اثری در کنار گذاشتن داوری نداشت. پس چرا تا آخر فصل صبر نکردی؟
پذیرش دانشگاهم آمد و باید برای کار ثبتنام اقدام میکردم، اصلا موضوع مقاله دانشگاهی من علت ترک داوری توسط داوران بود. وقتی به شما میگویم تصمیم من مربوط به امروز و دیروز نیست باور نمیکنید. مدتی است تحقیق برای این مقاله و پایاننامه را شروع کردم. دفاع این پایاننامه خردادماه است. در دو سه سال اخیر 8، 9 داور بینالمللی را کنار گذاشتند فقط من چون بحث خداحافظیام را اعلام کردم بیشتر به چشم آمدم و دیگر دوستان در سکوت خداحافظی کردند. در دو، سه سال اخیر داوران بینالمللی را یکی پس از دیگری از دست دادیم چون انگیزه بچههای ما کم شده. اینکه داوران بینالمللی در اوج پختگی کارشان را رها میکنند موضوعی بود که ذهن من را به خودش مشغول کرد پارسال تصمیم گرفتم این موضوع را به عنوان پایاننامه انتخاب کنم. حرف در این باره زیاد زده میشود و هر کس دیدگاهی دارد ولی من خواستم علمی تحقیق کنم که قابل استناد باشد. انشاءا... نتیجه تحقیقاتم را در اختیار کمیته داوران و فدراسیون قرار میدهم.
یکی از کارشناسان داوری در صحبتهایش به این مساله اشاره کرد که مظفریزاده از جوی که راه افتاده ناراحت است و داوری را کنار گذاشته، محسن ترکی گفته تا زمانی که علی دایی عذرخواهی نکند برنمیگردد ولی آخر صحبتهایش گفت ای کاش سعید مظفریزاده چند ماه دیگر خداحافظی میکرد تا کمیته داوران یک داور جایگزین پیدا میکرد الان با رفتن این داور چهار کمک داور بینالمللی بیکار شدند!
بله، همینطور است، ما داور بینالمللی الیت کم داریم، الان سه داور الیت داریم «من، ترکی و فغانی که من و ترکی هم عملا فعالیت نمیکنیم. چند ماه پیش در جلسهای که در AFC داشتیم به صورت ضمنی به آقای اوگاوا گفتم که داوری نمیکنم. متاسفانه باید بگویم داوران الیت ما کم شده است اما یکییکی داوران آمدند برنامهریزی کردند و ما تا چند سال پیش در رأس کشورهای آسیایی بودیم که داور الیت داشتیم اما حالا قعرنشین هستیم و کشورهای اردن و امارات و ... 2 سهمیهشان را به 6 سهمیه افزایش دادهاند اما سهمیه 6 تایی ما شد یکی!
دلایل چه بود؟
ما کار زیربنایی نکردیم، سطحینگر هستیم. بههرحال کمیته داوران هم تقصیری ندارد. دست این کمیته برای استفاده از داوران جوان بسته است، وقتی داور جوان سوت میزند مصاحبه پشت مصاحبه علیه داور و کمیته داوران. هجمهای که علیه داور جوان بهراه میافتد نمیگذارد جوانگرایی کنیم اما بقیه کشورها این کار را انجام میدهند. فدراسیون این کشورها حمایت میکند. همین امسال من در کلاسی که شرکت کردم حسرت خوردم چون داوران 27 ساله الیت شدهاند ولی خود من 37 ساله الیت شدم. داور 27 سالهای که امسال الیت شده، از سال آینده میتواند کاندیدای جام جهانی باشد. متاسفانه ما دیدی که باید داشته باشیم را نداشتیم. در فوتبال کلاننگری نداریم، به روزمرگی عادت کردیم، فقط به این فکر میکنیم که صدای تیمها درنیاید و همین مساله باعث میشود اهداف بلندمدت را از دست بدهیم. البته شما هم بهعنوان یک ژورنالیست بدون تقصیر نیستید. من در ورزش به دو گروه مدیون هستم، در وهله اول مردم که به من انگیزه میدادند، در وهله دوم هم رسانه. رسانه در معرفی ما نقش دارد اما یک کوتاهی را از همین رسانهها دیدهام، نه فقط رسانههای نوشتاری حتی تلویزیون. رسانههای ما فقط نزدیک را میبینند. مشترینگر هستند، فاصله نزدیک را میبینند، به حاشیه میپردازند و نمیگویم حاشیه را نگاه نکنید، مردم حاشیه را دوست دارند اما اصل را فراموش میکنند. به این فکر میکنند که روزنامه بیشتری بفروشند اما به این فکر نمیکنند حاشیهها باعث میشود متن اصلی فراموش شود. من نگران این فوتبال هستم. از پیرزن تا بچه در کشور ما عاشق فوتبال هستند. کشورهای دیگر چنین سرمایهای را ندارند اما ما آنقدر به حاشیه پرداختیم که سعی نکردیم حفظش کنیم. سیاسیها از فوتبال استفاده کردند، مطبوعاتیها استفاده کردند، همه در جهت اهداف خود از این فوتبال استفاده کردند و آن خدمتی که باید به فوتبال میکردیم، نکردیم و در نهایت اینطور شده که جمعیت 60، 70 هزار نفریمان در ورزشگاه به 3 هزار نفر کاهش پیدا کرده است! فوتبال هر روز کمرنگتر میشود. شما به فروش روزنامهتان فکر میکنید، رسانه دیگر به تعداد پیامک برنامهاش توجه میکند و ... حتی من داور هم به این فکر میکنم که بازیام بدون دغدغه تمام شود.
میخواهیم سوالی بپرسیم اما میترسیم چون رسانهها را نقد کردی...!
نه، هر چیزی که میخواهید بپرسید. قبلا داور بودم و نمیتوانستم حرف بزنم و مصاحبه کنم اما الان هر چیزی خواستید بپرسید...
یک چیزی گفتید موافق بودم، رسانهها، خبرگزاریها، سیاسیون و فدراسیون فوتبال هر کدامیک تکه از این فوتبال را برای خودشان برداشتند، حالا ما میپرسیم که داوران هیچ سهمی نداشتند؟!
من از داور هم اسم بردم و گفتم داور هم میخواهد بازیاش بدون جنجال تمام شود. من به جنبههای منفی ورود نکردم بلکه منظورم این بود باری به هر جهت وقتمان را گذراندیم.
به زمان آقای دادکان اشاره کنیم، دادکان 4 سال رییس فدراسیون بود وقتی که میخواست برود تازه گفت اساسنامه ما مشکل دارد. اگر این مشکل را زودتر میگفت اصلا ما تعلیق نمیشدیم. منظور ما این است که چرا در زمانی که داور بودید این حرفها را نزدید و حالا که خداحافظی کردهاید این مشکلات را میگویید؟
اجازه دهید همینجا سوالتان را جواب بدهم. با توجه به اینکه در داوری بودم، با داورها آشنایی داشتم و حتی رفت و آمد خانوادگی دارم. به صراحت میگویم و حتی حاضرم وجدان خودم را وسط بگذارم و محکم بگویم یکی از پاکترین جوامع ما جامعه داوری است. کاش روزی فرصت میشد و با من در بین این جامعه میآمدید و از نزدیک خودتان میدید و متوجه میشدید.
یعنی اصلا با هیچ موردی برخورد نداشتید؟
نه، حتی یک مورد پیش نیامد حتی خارج از کشور.
اصلا پیش نیامد حتی یک بار بیایند پیش شما بگویند فلان نتیجه را جابجا کن؟
نه، هیچ وقت. اصلا خدا را شاهد میگیرم اینطور نبوده است.
اینطوری حساب کنیم پس تمام جامعه فوتبال ما پاک است!
من دارم میگویم برای من پیش نیامده است و برخوردی نداشتهام.
حتی نشنیدی؟
چرا شنیدهام، به همان اندازه که شما شنیدهاید.
از دوستانی هم که رفت و آمد خانوادگی داری نشنیدی؟
خدا را شاهد میگیرم حتی یک مورد هم نشنیدهام.
یک خاطره تعریف میکنم؛ «در اصفهان جشنی بود قبل از جام جهانی 2006. یکی از اعضای بلندپایه کمیته داوران خاطرهای تعریف کرد که یکی از بازیهای پلیآف بود در یکی از شهرهای شمالی؛ داور بازی به من زنگ زد گفت ...
گرفتم اشارهتان به کدام بازی است و کدام ماجرا را میخواهید تعریف کنید. من داور چهارم همان بازی بودم.
الان همان داوری که عوض شد رییس کمیته داوران است!
بله، اتفاقا سلامت داوری را نشان میدهد. نشاندهنده صداقت کار بچههای ما است. زنگ زدند به ایشان یک پیشنهادی را مطرح کردند و ایشان این مساله را به فدراسیون منعکس کرد و آن داور هم گفت با توجه به شرایطی که پیش آمده آمادگی قضاوت این بازی را ندارم و خواهش کرد داور بازی را عوض کنند.
خودش خواست که عوضش کنند یا فدراسیون داور آن بازی را عوض کرد؟
خودش خواست، من داور چهارم آن بازی بودم.
و شما همچنان معتقدید که صعود آن تیم به لیگ برتر سالم بوده؟
من اصلا به این مساله ورود نمیکنم چون دربارهاش اطلاعی ندارم. آنچه در جریانش بودم را برایتان تعریف کردم.
پس هیچوقت خودتان یا حتی دوستان نزدیکتان با پیشنهادی مواجه نشدید؟
نه، اصلا به خاطر همین است که نمیتوانم این مساله را هضم کنم اما دو سه بار پیش آمده دلالها به اسم داور پول گرفتند و حتی روح داور هم اطلاع نداشته است. این اتفاقات که تعریف میکنم مربوط به زمان گذشته است و بعدا معلوم شد که داور اصلا در جریان مساله نبوده. حتی یادم است آقای علیپور در صحبتهایش به این موضوع اشاره کرد. با پیگیریهایی که شد، جلوی این مساله هم گرفته شد.
چه اتفاقی افتاد که جلوی این مساله گرفته شد؟
بعد از مطرح شدن این موضوعات، کنترل بیشتری شد.
اما امیر عابدینی طی یک ماه اخیر از افرادی صحبت به میان آورده که از دوستیشان با شما سوءاستفاده کردهاند!
در همان موقع که مطرح شد بلافاصله جواب دادم.
آقای عابدینی ادامه نداد؟
نه، از نظر قانونی هم پیگیری کردم، اگر توضیحاتم گویا نبود بگویید باز هم توضیح میدهم.
این قسمت از حرفهای آقای عابدینی قابل تامل است که به دوستی شما با صادق صدیقی و آلبرت اشاره میکند. اگر رابطه دوستی با این دو نفر داشتید هیچگاه با این مساله مواجه نشدید که به شما پیشنهاد بدهند؟
اصلا، به هیچ وجه. برای من قابل هضم نیست، به خاطر همین هم واکنش نشان دادم و تعجب کردم. برای مسابقات داخلی یا حتی بازیهای خارج از کشور بخشنامهای داریم که غذا خوردن، بیرون رفتن و خرید کردن داور باید با ناظر باشد، حالا نمیدانم این مساله که یک دستورالعمل است منجر به شائبه شده است و برای من جای تعجب دارد، ضمن اینکه انتخاب ناظر در اختیار ما نیست. من نه بازی را انتخاب میکنم نه نماینده و نه ناظر را. به من ابلاغ میکنند و میگویند فلان روز داوری دارید. نماینده فدراسیون، نماینده سازمان لیگ هم در جای دیگری انتخاب میشوند.
منظورمان شخص شما نیست اما با یک تلفن همه مسائل حل میشود!
من راجع به حرفهایی که آقای عابدینی زد پاسخ دادم و پیگیری هم به صورت قانونی کردهام.
با محسن قهرمانی در این مدت حرف زدی؟
من محسن قهرمانی را در کلاس توجیهی داوران دیدم.
کی؟
در کلاسهای نیمفصل.
به تازگی با ایشان صحبت نکردی؟
نه، آقای قهرمانی مشهد زندگی میکند. آخرین بار من ایشان را در کلاس دیدم، همین.
حال قهرمانی در این کلاس چطور بود؟
سرحال نبود، از این مسائل هم دلخور بود.
با قهرمانی همزادپنداری نکردی؟
منظورتان از همزادپنداری چیست؟ برای هر کدام از ما در بعضی مواقع پیش آمده که به مسالهای ورود نکردیم چون اطلاعی از آن نداریم.
در وجود خودت چطور؟ با خودت نمیگویی اگر الان من جای قهرمانی بودم چه کار میکردم؟
نه، من هیچوقت خودم را جای کسی نمیگذارم. همیشه خودم را جای خودم میگذارم ولی خیلی ناراحت بودم. از دو بعد ناراحت بودم، هم از لحاظ شخصی ناراحت بودم هم از لحاظ اینکه عضو خانواده داوری بود. به هر حال چیزی که مطرح شد به خانواده داوری برمیگشت و من هم یک داورم و حس یک داور را درک میکنم. نهایت تلاشم را هم کردم تا مساله پیگیری شود، بقیهاش هم که به عهده کمیته انضباطی بود.
به نظر میرسد اگر فغانی هم جام جهانی را در پیش نداشت، کنارهگیری میکرد!
(مکث میکند.)
نگو نمیدانم!
نه، اجازه دهید...
شما یکجا میگویید با داوران رفت و آمد خانوادگی دارید، بعد وقتی بحثی وسط کشیده میشود ابراز بیاطلاعی میکنید؟!
الان خدمتتان عرض میکنم، با علیرضا خیلی رفیقم. علیرضا خیلی جوان است، شش هفت سال از من کوچکتر است، نقطه اوج داوریش است. فغانی نباید به خداحافظی فکر کند ولی اگر جام جهانی نمیرفت شاید به این مساله فکر میکرد.
حداقل قهر میکرد، مثل محسن ترکی!
همه ما ناراحت بودیم، ببینید چه فشاری روی داوری هست. هر اوتی که جابجا میشود به داور اتهام میزنند! چطوری در این جو میشود داوری کرد؟ کاش یک نفر از شما داور بودید میتوانستید حس ما را درک کنید. چطور میتوانید در این فضا تمرکز داشته باشید؟ من در آن دلنوشته که روی وبلاگم گذاشتم به همه این مسائل اشاره کردم و با وجود اینکه سختیها را دوست دارم و همیشه دوست دارم با سختیها مبارزه کنم اما در این شرایط ابزار لازم را نداریم و نمیتوانیم آرامش داشته باشیم. وقتی هم آرامش نداری ترجیح میدهی نباشی. همیشه دوست داشتم در هر کاری در سطح بالایی باشم چه در درس و چه در داوری و کار. اگر نتوانم در سطح بالا باشم کنار میروم. حداقل اگر حریف بقیه نمیشوم، میتوانم حریف خودم بشوم.
ما هم همین را گفتیم، در صحبتهایتان میگویید وقتی حریف بقیه نمیشوم کنار میروم، این جمله شما معنای اتهام زدن را ندارد؟
نه اتهام را نمیگویم، عملکرد خودم را میگویم. منظورم این است تمرکز ما را به هم میریزند، شما فقط بعد اتهام را در نظر میگیرید، اتهام یک بعد قضیه است. چیزهای دیگری هم وجود دارد.
ما هم منظورمان فشارهایی است که روی جامعه داوری است!
بله، وقتی فشار زیاد میشود...
منجر به این میشود که شما از داوری خداحافظی کنید!
نه، به این فکر میکنی که با این شرایط اعتبارت از دست میرود. وقتی داخل زمین میروی داور هستی و حق اشتباه نداری، مردم کار ندارند تمرکز داری یا نه، با خانوادهات مشکل داری یانه، اصلا آسیبدیده هستی یا نه. مسوولان AFC در جلسات میگویند وقتی آماده نیستید زنگ بزنید بگویید اما وقتی رفتید باید بدون مشکل داوری کنید. من در این مقطع وقتی دیدم که نمیتوانم بهینه باشم تصمیم گرفتم در بخشی فعالیت کنم که بتوانم بهینه باشم. در این مقطع به درس خواندن میپردازم و ممکن است روزی به داوری در پست دیگری برگردم.
اطرافیان شما میگویند با درایت کار میکنید و میدانید کجا چه تصمیمی بگیرید. داوران از خداحافظی شما چنین برداشتی دارند که چون آشیل پای شما آسیب دیده بود و نمیتوانستید در تست AFC قبول شوید در این مقطع تصمیم به خداحافظی گرفتید!
قبول دارم، من همیشه سعی کردم منطقی تصمیم بگیرم. همیشه به جای اینکه فقط جلوی پایم را ببینم سعی میکنم دورتر را ببینم و تصمیم بگیرم. مدتها آسیبدیده بودم، حتی قبل از بازیها پاهایم را بانداژ و با این شرایط قضاوت میکردم. البته این را هم بگویم این آسیبدیدگی تاثیری در کارم نداشت. دلیل اینکه تست AFC را هم نرفتم این بود که قبلا با اوگاوا صحبت کردم که داوری را دیگر ادامه ندهم. حتی در تست شرکت نکردم.
انتقاد دیگری هم که در مورد این تصمیم شما وجود دارد و دوستانتان مطرح میکنند این است که چرا از ابتدای فصل بحث خداحافظیتان را عنوان نکردید، اینطوری مسوولان کمیته داوران میتوانستند داور جوانی را جایگزین شما در لیست بینالمللی کنند.
من گفتم یک سال پیش بهصورت ضمنی به رییس کمیته داورانآسیا اعلام کردم اما حقیقت این است که کسی را کاندیدای جایگزین من نداشتند. حتی حضور من از ابتدای فصل تاکنون این کمک را کرد که کمکداوران بینالمللی در آسیا حضور داشته باشند. اگر رفتن من باعث میشد که دو سه داور به لیست بینالمللی اضافه شوند شک نکنید قبل از اینکه کسی از من بخواهد، میرفتم.
کلا آدم زیرکی هستید!
تعبیرتان از زیرکی را نمیدانم اما کلا تدبیر میکنم اما اگر منظورتان چیز دیگری است بگویید تا بیشتر توضیح دهم.
سعید مظفریزاده با خداحافظی در دربی مراسم خداحافظی بهیادماندنی برای خودش گرفت!
منظورتان نحوه قضاوت در دربی است؟
نحوه قضاوت دربی منظورمان نیست، منظورمان این است مظفریزاده وقتی فهمید در جام ملتهای آسیا و جام جهانی نمیتواند قضاوت کند، تصمیم گرفت با خداحافظی در دربی مراسم باشکوهی برای خودش بگیرد!
بله، این را قبول دارم. من برای هر کاری که میخواهم انجام دهم فکر میکنم به همین خاطر هم تصمیم گرفتم در این دربی خداحافظی کنم.
اگر قصد خداحافظی در دربی را نداشتید، صادقیان را اخراج میکردیذ؟
اصلا، اگر تصمیم خداحافظی هم نداشتم صادقیان را در آن صحنه اخراج نمیکردم. شما یک دلیل بیاورید چرا باید صادقیان را اخراج میکردم؟ کتاب قانون داوری را باز میکنیم تا متوجه شوید چرا نباید این بازیکن اخراج میشد. فاصله دو بازیکن در چنین مواقعی خیلی مهم است. جایی که بازیکن میخواهد ضربه بزند، جایی که ضربه میخورد. اما در مورد صحنه خطای صادقیان هیچکدام از این موارد دال بر اخراج این بازیکن نبود. من با ذکر دلیل میگویم اگر صادقیان را هم اخراج میکردم میگفتند چرا اخراج کردید. نمونه بارز آن بازی پرسپولیس و سپاهان و خطای میثم حسینی است. عین همین شرایط پیش آمد و آقای قهرمانی در آن صحنه به حسینی کارت قرمز نشان داد اما کارشناسان گفتند: «چرا کارت قرمز نشان داد.» کمیته انضباطی هم این کارت را برگرداند.
در دربی 78 قصد مماشات با هیچ بازیکنی را نداشتید؟
نه، باور کنید چنین اتفاقی نیفتاد، شما وقتی کتاب قانون داوری را باز میکنید اولین توصیه که به داوری میکند مدیریت در بازی است. اصلا یکی از شروط داوری مدیریت است اما بعضیها متاسفانه به این بحث به دید منفی نگاه میکنند. من به قضاوت خودم در دربی نمره خوبی میدهم. در دربی آنجایی که باید کارت میدادم چشمپوشی نکردم و به بازیکن خاطی کارت نشان دادم، آنجایی که نباید احساساتی میشدم، احساساتی نشدم.
اما به نظر میرسید با تیموریان مماشات کردید!
کدام صحنه را میگویید؟
آن صحنهای که سر بازیکنان داد میزد!
در مورد تیموریان یک توضیحی بدهم تا متوجه شوید چرا به او کارت نشان ندادم. آندو بازیکن شوخطبعی است، سر بازیکنان داد میزد اما زیر لب با آنها شوخی میکرد. بازیکنان میتوانند برای این حرفهای من شهادت بدهند، اصلا اجازه دهید اسم ببرم. در یک صحنه وقتی آندو داد زد خلعتبری به من گفت: «ولش کنید، آندو داره شوخی میکنه!» شما این صحنهها را از بیرون نگاه میکنید متوجه حقایق درون زمین نمی شوید و ممکن است به من اشکال بگیرید چرا آندو را اخراج نکردم اما وقتی کلام این بازیکن کاملا شوخی است چطور میتوانم به او کارت نشان دهم.
یعنی تیموریان فیلم بازی میکند؟
من این جمله شما را بهکار نمیبرم اما حقیقت این است که شوخی میکند و شوخیهای آندو کارت ندارد.
اما در لحظهای که شما به صادقیان کارت نشان دادید رحمتی از پشت سر آمد و داد و بیداد کرد، این حرکت رحمتی کارت نداشت؟!
نه، کارت نداشت. من داور بازی هستم و کارت یکی از ابزارهای داور است، پس من باید زمان کارت دادن را تشخیص دهم. در آن صحنه تشخیص دادم به رحمتی کارت نشان ندهم.
مثل اینکه هنوز خودتان را داور میدانید و یادتان رفته در بازی دربی خداحافظی کردید!
درست است، من هنوز قبول نکردم با داوری خداحافظی کردم، اصلا ما همیشه داور باقی میمانیم حتی اگر به بالاترین پستها در سیاست و علم برسیم. مردم ما را داور میدانند، من اگر به عقب برگردم باز هم داوری را انتخاب میکنم اما زودتر از قبل داوری را شروع میکنم تا بتوانم به درجات بالا در این حرفه برسم.
خیلی از داوران معتقدند سعید مظفریزاده در طول دوران قضاوتش از ابزارهای دیگری غیر از داوری برای رسیدن به درجات بالاتر استفاده میکرد؟
اینکه گفته میشود روابط عمومی بالایی دارم چیز بدی نیست. من از روابط عمومی بالایم میتوانم استفاده کنم و ارتباطات سالم داشته باشم. خوشحالم از اینکه از ابزار نامربوط برای رسیدن به درجات بالای داوری استفاده نکردم.
در خانه از کارت زرد و قرمز استفاده میکنید؟
ما با هم خیلی رفیقیم، فکر نمیکنم نیازی به استفاده از کارت زرد و قرمز باشد.
در زمین هم شاید با خیلیها رفیق باشی اما ممکن است نیاز باشد از کارت استفاده کنی.
همسرم انسان بالغی است. برای انسانهای بالغ تعیین تکلیف نمیکنم، فرزندانم را هم تا زمانی که بالغ میشوند راهنمایی میکنم بعد خودشان حق انتخاب دارند.
فکر میکنید اسم سعید مظفریزاده مردم را یاد چه بازی میاندازد؟
ممکن است هر کسی را یاد یک بازی بیندازد اما سه چهار بازیام خاطرهانگیز است. بازی پرسپولیس و سپاهان و همین دربی 78 فکر میکنم جزو بازیهایی باشد که در ذهنها میماند.
خودتان کدام بازیتان را دوست دارید؟
بازی پرسپولیس و سپاهان و همین دربی 78 را.
نقطه عطفتان را در کدام بازی میدانید؟
در بازی پرسپولیس و سپاهان.
حتما بهخاطر وقتهای تلف شدهای که گرفتید این حرف را میزنید؟
نه، جو آن بازی سنگین بود و خدا را شکر بازی خوبی از آب درآمد.
از کدام تصمیمی که گرفتید پشیمان هستید و در دلتان میگویید ای کاش آن تصمیم را نگرفته بودم؟
خیلی پیش میآمد اما در بازی تراکتورسازی و مس کرمان یک پنالتی گرفتم که موجب پشیمانیام شد. بعد از آن بازی حسرت خوردم که چرا به صحنه نزدیک نبودم.
چهارده سال داوران ایرانی حق قضاوت دربی را نداشتند، بعد از این همه سال قرار شد یک داور ایرانی برای دربی انتخاب کنند، همه میگفتند این طلسم 14 ساله را قرار است شما بشکنید اما یکدفعه نام محسن ترکی بهعنوان داور بازی اعلام شد. درباره آن اتفاق توضیح میدهید؟
آقای عزیز محمدی گفت داور دربی هستی، من هم با خانواده چند روزی رفتیم کیش اما در نهایت آقای ترکی را بهعنوان داور دربی انتخاب کردند.
اما همان آقای عزیز محمدی در یک محفل خصوصی گفته بود نام سعید مظفریزاده را بهخاطر رد گم کردن عنوان کردیم، قرار است ترکی این بازی را قضاوت کند!
مهم این است که پای داور خارجی برای قضاوت در دربی بریده شد. خدا را شکر آقای ترکی هم قضاوت خوبی انجام داد.
اما بهنظر نمیرسد آن زمان هم با این قضیه به راحتی کنار آمده باشید چرا که برایتان قضاوت بازی پیکان را گذاشتند اما شما قبول نکردید!
من ذهنم را برای دربی آماده کرده بودم، آمادگی قضاوت بازی پیکان را نداشتم؛ به همین خاطر هم آن بازی را قبول نکردم.
حالا سعید مظفریزاده در داوری به نقطه پایان رسیده و در دربی 78 هم برای همیشه از داوری خداحافظی کرد، قصد دارید دوباره با چه عنوانی به این جامعه برگردید؟
همانطور که قبلا هم گفتم ما نمیتوانیم داوری را فراموش کنیم. وقتی درسم تمام شد برمیگردم. شاید در پست دیگری مشغول به فعالیت شوم.



نظر شما