وداع با آقای شهید ایران

قدس انلاین_مصطفی لعل شاطری: از جمله اقوام حکومتگر بر ایران، بی تردید قوم متوحش و بیابانگرد مغول بوده اند که سردسته ی آن ها فردی به نام چنگیز (تموچین) بود، اما جالب است بدانید، این قوم دارای عقاید و قوانین عجیبی در امر ازدواج بودند!

این قوم هیچ گاه زنانشان را طلاق نمی دادند!
زمان مطالعه: ۱ دقیقه

در میان قوم مغول اصولاً ازدواج به دو صورت خواستگاری، یا جنگ و دزدیدن دختران سایر قبایل انجام می پذیرفت و بسته به وضع اقتصادی مردان، تعداد زنان آن ها متغیر بود، به نحوی که چنگیز را دارای پنج زن اصلی و حدود 500 زن غیراصلی ذکر کرده اند و این تعداد به غیر از کنیزانی بوده است که از بین دختران و زنان زیبارو انتخاب می شده است، به نحوی که دکتر شیرین بیانی در باب دیگر رسومات ویژه ی قوم مغول بیان می دارد؛ آداب و رسوم ازدواج در نزد مغول ترتیبی خاص داشته که منطبق با مقتضیات و خواست های قبیله ای بوده است: پسران و دختران بسیار زود ازدواج می کردند. زمانی که چنگیز بیش از نه سال نداشت، پدرش برای یافتن همسری برای او، پسر را برداشت و به نقاط دور دست سفر کرد.
هنگامی که دختردائی ساچان از ایل انگقیرات را خواستگاری کرد، دختر ده سال داشت. یک سال بیش از چنگیز. البته دوران نامزدی تموچین چند سالی به طول انجامید که دلیل آن کودکی دختر و پسر نبود، بلکه گرفتاری های خان آینده پس از مرگ پدر دلیل تأخیر در کار ازدواج گردید چرا که معمولا دوران نامزدی یکسال بطول می انجامید.

نامه های خواستگاری
در دوره ایلخانی پس از اسلام آوردن سلاطین مغولی هنگامی که سلاطین تصمیم به ازدواج می گرفتند، نامه های خواستگاری رد و بدل می کردند که ترتیب خاصی داشت و بی مورد نیست اگر نمونه از آن را در اینجا نقل کنم:
«بر رأی جهان آرای و فکر صواب فرما مخفی نماند که از آنگاه باز که دست قدرت رب العالمین در تخمیر طینت ابوالبشر آدم صلوات الله و سلامه علیه شروع فرمود و گفت: خمرت طینة آدم بیدی اربعین صبا انک؛ تا بقای نسل را امتداد باشد، و از هر مولودی که موجود شود آثار قدرت و عظمت و ایجاد موجد علی الاطلاق جلّ ذکره و عمّ شکره جهانیان را واضح گردد؛ قاعده امتزاج و ازدواج در بین نوع امری واجب، قضیه متحتم گردانید. بنابراین مقدمه اگر داعی دولتخواه خواهان آن باشد که در سلک اولاد آن حضرت یابد، و یکی از کرایم خاندان سلطنت و پادشاهی بر وجه حکم شریعت اختصاص گیرد؛ و رأی همایون کِی مهبط انوار فیض لایزالی الهی است اتمام آن را تکفل فرموده، اجازت شریعت به عقد مناکحت و تکمیل مواصلت ارزانی دارد، از کمال دینداری و وفور مخلص نوازی آن حضرت مستبعد ننماید، و دولتخواه در باقی عمر از جاده موافقت انحراف نجوید، و اشارت آن حضرت مستبعد ننماید، و دولتخواه در باقی عمر از جاده موافقت انحراف نجوید، و اشارت آن حضرت را که مقرون به رضای الهی باشد متابعت واجب شناسد:
ترا گر چو منی فرزند باشد             یقین میدان که دوران بنده تست
غلط گفتم که چرخ و اخترانش         اسیر افتاده و افکنده تست
بر زیادت ابرام اقدام نمودن نوعی از انبساط است. اتمام امور جمهور منوط با رأی علیّه حضرت سلطنت پناه باد. بالنبی و آله».

جواب نامه
پس از دریافت نامه اگر پدر دختر مورد نظر موافق بود، نامه ای در جواب می نگاشت، که نمونه ای از آن را نقل می کنیم:
«بعد از عرض وظایف التیاع و ذکر روایت دولت خواهی اعلام می رود که احوالی که قلم گوهربار متکفل تقریر و تحریر آن شده بود، و در باب وصلت کلمه ای چند فرموده، چون رعایت کفائت از جمله لوازم مواصلت است، و درین باب این معنی را وضوحی هر چه تمامتر، بسمع ارادت اصغاء نموده، از این جانب نیز مورد آن مطلب بمؤکدات رضا مصفی گشت، و قرعه اختیار از جمیع ملوک اقطار و امصار بر حضرت عالی سلطانی دامت سلطنته افتاد. بهر وقت که وکلاء و نواب از جهت اتمام آن التزام نموده آیند. بمشیة الله و عونه دولت دایم باد».

رسومی عجیب!؟
تربیت داماد
اما پس از آنکه مراسم خواستگاری و توافق انجام می گرفت، داماد آینده نزد خانواده عروس می رفت و دوران نامزدی را عروس و داماد در خانواده دختر سپری می کردند.
این رسم که در نزد سایر اقوام مشاهده نمی شود، محاسن بسیار داشته که از همه مهمتر آشنا شدن هر چه بیشتر دختر و پسر با یکدیگر قبل از ازدواج و خوگیری داماد به خانواده و طرز زندگی و سلوک همسر آینده خود بوده است؛ که چون در دوره کودکی این کار انجام می گرفت، خانواده دختر می توانستند تا حدی داماد آینده خود را آنطور که دلخواهشان است تربیت کنند.

هدیه نامزدی
از مراسم دیگر این بود که پس از نامزدی پدر پسر به نسبت ثروت خود، چند رأس چهارپا خواه گوسفند، و خواه اسب، به عنوان هدیه به پدر دختر می داد. یسوگای زمانی که می خواست از نزد چنگیز بازگردد «اسبش را به منزله هدیه نامزدی داد و رفت». پسر نیز متقابلاً به پدر نامزد خود هدایایی که اصطلاحاً بالگان نامیده می شد، تقدیم می کرد، و همچنین به دختر هدیه ای می داد.

شیتکول!
هنگامی که برای عروسی دختر را به نزد داماد و به قبیله او می بردند، مراسمی خاص انجام می گرفت: پدر و مادر دختر وی را همراه با نغمه های موسیقی تا اردوی پسر همراهی می کردند؛ و به هنگام معرفی عروس به مادر شوهر که احترام فراوان داشت، و طی مراسمی این کار انجام می گرفت، عروس از طرف مادر خود هدایایی به وی تقدیم می کرد که اصطلاحاً شیتکول نامیده می شد و در این بین برای عروسی نیز جشن مفصلی برپا می کردند و در بین سلاطین و بزرگان پس از انجام مراسم عروسی، نامه های تهنیت و سپاسگزاری بین پدران دو خانواده رد و بدل می شد.

مهریه
در سنت مغولان، و در دوران اولیه حکومت آنان ما به رسم پرداخت مهریه برمی خوریم. ولی در عوض شوهر موظف بود که مسکن و افراد جداگانه ای در اختیار زنان خود بگذارد، که در تملک ایشان قرار می گرفت.
در دوره ایلخانی، و پس از رسمی شدن دین اسلام در نزد این سلسله مهریه نیز متداول گردید، که در بین سلاطین و شاهزادگان و امرا مقدار آن بسیار زیاد بوده است.
مثلا الوجایتو (703- 716 ﻫ.ق) مهر یکی از زنان خود به نام بیلغان خاتون را نهصد هزار دینار قرار داده بود، و مهر دختر اباقاخان (663- 680 ﻫ.ق) که همسر یکی از امیرزادگان شده بود، سی تومان زر رایج؛ و همچنین مهر دختر امیری شش هزار من ابریشم بوده است.
مهر اتابک آبش خاتون همسر سلطان منگوتیمور عبارت بود از «چهار دانگ بستان فیروزی و نوروزی، و اسواق خان ملکی. با هشتاد هزار دینار از سدس املاک ملاک دارالملک، و مواضع املاک کبیر. به حکم یرلیغ هر سال تعیین فرمودند، و از اصول اموال ممالک فارس مفروز».
با نمونه هایی که ذکر شد می توان دریافت که مقدار مهر روز به روز رو به تزاید بوده است.
زمانی که غازان خان دست به اصلاحات اجتماعی همه جانبه ای در مملکت زد، یکی از موارد آن اصلاح و کاهش مهر بود که گرفتاری های فراوانی برای خانواده ها ایجاد کرده بود. وی مهر را «بر نوزده دینار و نیم مقرر» کرد.

جهیز
در دوران اولیه حکومت مغول یعنی تا قرن سیزده میلادی مطابق با قرن هفتم هجری رسم فرستادن جهیز همراه دختر معمول بود، که چگونگی و نوع آن بستگی کامل به زندگی قبیله ای داشت، و بر حسب ثروت قبیله و پدر متفاوت بود. بطور کلی ترتیب جهیز از این قرار بود که عروس هنگامی که به خانه شوهر می رفت زنی وی را همراهی می کرد که او را اینجه می نامیدند و این زن از آن پس به خانواده داماد تعلق می گرفت. اینجه به افرادی نیز گفته می شد که ایلات حاکم و ثروتمند به عنوان جهیز به دختران خود می دادند تا به خانه شوهر برد، و متعلق به قبیله او گردد. در این مورد نمونه ای از متون خود را ذکر می کنیم:
زمانی که چنگیز می خواست همسر خود ایباقه را پس از خواب پریشانی که دید به یکی از فرماندهانش ببخشد، به وی گفت: «وقتی پدرت ترا به من می داد، آشیق تامور آشپز و دویست مرد تو را همراهی می کردند. من به خاطر داشتن یادگاری از تو، آشیق تامور و صد مرد را نزد خود نگه خواهم داشت» و یا زمانی که چنگیز در چین شمالی با امپراطور کین مشغول جنگ بود، امپراطور برای جلوگیری از تهاجم بیشتر خان مغول، دختر کوچک شاه پیشین به نام اوتوبو را به وی داد، و همراه دختر به عنوان جهیز پانصد پسر و پانصد دختر و سه هزار اسب فرستاد. به این ترتیب چنگیز حملات خود را به آن حدود متوقف ساخت.
در دوره ایلخانان نیز جهیز به تناسب ثروت و مقام و خانواده متفاوت بوده است. شاهزاده خانم ها با خود «نقود، اجناس، مرصعات، خدم و مواشی و غلامان و جواری و خزانه و فراش خانه و سایر چیزها» می بردند، که خدم و حواشی و غلامان و فراش خانه دنباله همان رسم قدیم مغولی است و در این راستا سلاطین برای نمایاندن ثروت و قدرت خود در فرستادن جهیز بسیار مبالغه می کردند.

طلاق
ما در متون خود به هیچ موردی که از جدایی زن و مرد مغولی با سنت های قبیله ای اشاره ای شده باشد، برنمی خوریم. تنها مارکوپولو در سفرنامه خود اشاره می کند که در نزد تنگقوت ها اگر شوهری مشاهده کند که زنی با سایر زنان او خوشرفتاری نمی کند، و یا معایب دیگری دارد می تواند او را از خانه بیرون کند.
پس می توانیم ادعا کنیم که در نزد مغول طلاق وجود نداشته است. البته مردی می توانست یکی از زنان خود را هدیه کند، که بین خان ها بخصوص به این رسم برمی خوریم. در این صورت مرد جهیز و اموال زن را به او مسترد می داشت.
در دوره ایلخانی و پس از اسلام آوردن ایشان طلاق نیز معمول گردید؛ و بخصوص غازان خان ضمن اصلاحات اجتماعی خود راه طلاق را تقریباً بی هیچ مانعی بازگذاشت. یکی از دلایلی که وی از مقدار مهر کاست، فراهم آوردن تسهیلات در این امر بود. او عقیده داشت هنگامی که مهر زیاد باشد، کسی جرأت طلاق دادن زن خود را نمی کند و این مسأله امر زناشویی را دشوار می سازد و پس از آن تغییرات عمده ای در رسومات مغولان در باب ازدواج بوجود آمد.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 4
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • سارا IR ۱۸:۳۱ - ۱۳۹۲/۱۱/۲۷
    12 0
    خوش به حال زنانشون
  • ناشناس!!! IR ۱۸:۴۳ - ۱۳۹۲/۱۱/۲۷
    8 0
    کاش بعضيا يکم از اين مردا ياد ميگرفتن!!!!!!!!!!!!!!!
  • ali IR ۲۰:۴۰ - ۱۳۹۲/۱۱/۲۷
    8 0
    بابا ايول دارن.
  • شمشاد IR ۱۰:۳۲ - ۱۳۹۲/۱۱/۲۹
    3 1
    ازشون بعيده!