مانند همیشه همه چیز منظم و دلچسب است. سرباز به کنار خودرو میآید و پرس و جو میکند؛ کارها از پیش هماهنگ شده است. سرباز با یک سلام نظامی اشاره میکند در را برای ورود خودرو به داخل پادگان باز کنند.هر وقت وارد قرارگاه میشوم، حس امنیت و آرامش قشنگی دارم، انگار تمام هیاهوی شهر از سرم خالی میشود. آقای «نگار» راننده روزنامه، خودرو را پارک میکند. سربازی مرا تا دفتر فرماندهی همراهی میکند. جالب اینکه برای گزارش و گفت و گو آنقدر به این قرار گاه آمده ام که خود را عضوی از این مجموعه میبینم.
تا بر و بچه های فیلمبردار و عکاس و عقیدتی سیاسی بیایند وقت ملاقات میرسد و وارد دفتر فرماندهی قرارگاه میشویم. امیر تا دم در اتاق میآید و با رویی گشاده و دور از همه تعارفات نظامی با همه بچه ها دست میدهد و روبوسی میکند. منش و روش استقبال امیر مرا یادخاطراتی میاندازد که از شهید صیاد خوانده ام. روبهروی امیر سرتیپ دوم جهانشاهی فرمانده لشگر 77 پیروز ثامن الائمه مینشینیم تا در باره شهید صیا د شیرازی گفت و گو کنیم.
اینک حاصل این گفت و گو پیش روی شماست.
اولین ملاقات با فرمانده
امیر سرتیپ دوم « علی جهانشاهی» که از فرماندهان ارشد ارتش است، آغاز جنگ در کرمان محصل بوده، پس ازدیپلم وارد دانشکده افسری شده و تا زمان دانش آموختگی در سال 62 چند بار به صورت داوطلبانه در عملیات حضور داشته است.
امیر جهانشاهی پس از دانش آموختگی در یگان 35 تکاور مشغول به خدمت شده و در ادامه هم به ترتیب در مرکز آموزشی 05کرمان، قرارگاه عملیاتی جنوب شرق، مرکز آموزشی امام رضا(ع)، 04بیرجند بوده و هم اکنون ارشد نظامی ارتش و فرمانده قرارگاه منطقهای شمال شرقی نزاجاست.از امیر میخواهم پیش از ورود به بحث شهید صیاد خاطرهای از جنگ بگوید و اواین خاطره را تعریف میکند: نوروز سال 63 زمانی که در دانشکده افسری مشغول تحصیل بودیم، پس از پایان ترم تحصیلی دانشجویی قرار بود به مرخصی برویم، همه بلیت گرفته بودیم عشق و شور جوانی و خوشحالی از این که به مرخصی میرویم در چهره تک تک بچه ها دیده میشد. سرلشگر صالحی آن زمان فرمانده ما بودند، بی خبر تشریف آوردند و با یک سخنرانی چنان شوری در دلها انداختند که همه از مرخصی فراموش کردند و با تکبیرهای پی در پی اعلام آمادگی کردند که عید نوروز به جبهه بروند.
تعطیلات نوروز در جبهه
2/12/62 کل دانشجویان دانشگاه افسری به همراه فرماندهانمان به جبهه رفتیم و ایام تعطیلات نوروز را در خط مقدم گذراندیم.
وقتی سخنان امیر را تند و تند مینویسیم، از اینکه امیر آنقدر شمرده سخن میگویند و من با این دست درد میتوانم به راحتی بنویسم خوشحالم.
می پرسم امیر اولین آشنایی شما با شهید صیاد کی وکجا بود؟
می گوید: نخستین آشنایی ما با صیاد عید نوروزسال 62 در مرز خرمشهر بود. وقتی ما به قرارگاه عملیاتی جنوب رسیدیم و مستقر شدیم،برای نماز جماعت ظهر به نمازخانه رفتیم، شهید صیاد هم آنجا حضور داشت. ایشان پس از نماز خیر مقدم گفتند و ناهار را هم با ما صرف کردند.
امیر حضور فرماندهای چون صیاد را در جمع دانشجویان، سربازان و کارکنان ازساده زیستی ایشان میداند و میگوید: در منطقه گیلان غرب پیش از شروع کار زیارت عاشورا میخواندیم، یک بار دیدیم فرمانده نیروی زمینی شهید صیاد وارد منطقه یگان شد و به جمع ما پیوست وبا ما زیارت عاشورا خواندند. او مانند معلمی بود که اخلاق و آداب و رفتار اسلامی را عملی به دانشجویان و سربازان خود میآموخت. و این اخلاص او در همه اثر میگذاشت.
آخرین حربه دشمن نقش بر آب شد
امیرجهانشاهی میگوید: شهیدصیاد برای ما از هر لحاظ الگو بود زمان عملیات مرصاد که ما در تیپ 35 تکاور بودیم، ایشان برخلاف اینکه مسؤولیت مستقیمی در نیروی زمینی و نیروهای مسلح نداشت، وقتی شنیده بود عملیات فروغ جاویدان توسط نیروهای منافقین به پشتیبانی بعث عراق انجام شده و تا نزدیکی شهر اسلام آباد و کرمانشاه آمده اند، داوطلبانه در منطقه حاضر شد و به سرعت جلسات توجیهی برای خلبانان و فرماندهان گذاشتند و فرماندهی عملیات مرصاد را بر عهده گرفتند؛ به این ترتیب پیشبینی منافقین و اینکه 48 ساعته به تهران میرسند با تدبیرو هدایت شهید صیاد منافقین سخت شکست خورده و آخرین حربه دشمن هم نقش بر آب شد.
سپس امیر درباره بزرگواری و حقی که صیاد بر مردم و میهن خود دارد، چنین میگوید: شهید صیاد شهیدی است که مقام و جایگاهش بیش از آن چیزی است که ما میدانیم و خاطرات و نوشته ها میگویند. بی تعارف ایشان بر گردن استقلال و امنیت ایران اسلامی و سرنوشت جنگ تحمیلی حق دارد.
او بی تأمل در اطاعت ولایت فقیه بود
امیر به اخلاق مداری صیاد هم اشاره میکند و میگوید: شهید صیاد از لحاظ تقوا، ایمان، اخلاص، شجاعت، شهامت- ایثارگری و از خودگذشتگی و شهادت طلبی بویژه ولایت مداری برای همه ما الگو است، به قول برخی از همرزمانش شهید صیاد مالک اشتر زمان خود بود و به طور واقعی مجذوب ولایت مداری بود. در زمانی که در کردستان فرمانده عملیات بود، اختلاف نظری که بین او و بنی صدر ایجاد شده بود، همه میدانستند حق با شهید صیاد است، اما وقتی امام به او میفرماید که باید از بنی صدر اطاعت کند، زیرا فرمانده کل قواست، ایشان بدون هیچگونه صحبتی میپذیرد.
گشاده رویی، برخورد خوب با زیردستان، کمک به مردم، نظم، نماز اول وقت در هر حالی حتی در میانه جنگ و...
می گوید: یادم هست ایشان یک بازدیدی ازصفرپنج کرمان داشت. آن زمان معاون ستاد کل نیروهای مسلح بودند و من افسر تشریفات گارد تشریفات بودم. وقتی به قرارگاه وارد شدند، همین که من گزارش دادم، ایشان پیش از آنکه با فرماندهان دست بدهد با سربازان گارد تشریفات دست دادند و روبوسی کردند.
هنگام شب هم میخواستیم برای ایشان تأمین بگذارم که قبول نکردند.با این همه وظیفه ایجاب میکرد کار خود را به درستی انجام دهم. یک دژبان برای تأمین گذاشتم و رفتم. صبح که آمدم از نگهبان خبر بگیرم فهمیدم شهید صیاد یک ساعت پیش از اذان بیدار شده وقتی سرباز را دیده به او گفته که مگر من نگفتم تامین نگذارند و سرباز را مرخص کرده است و پس از نماز هم مشغول ورزش شده با توجه به حجم کار زیاد و جلسات توجیهی شب نماز شب و قرائت قرآن و ورزش پس از نماز ایشان هر گز ترک نمیشد.
فرمانده لشگر 77 پیروز خراسان میگوید: اخلاص او بسیار اثرگذار بود. هر کس با ایشان حتی یک برخورد کوچک هم داشت، او را در قلب خود جا میداد و اینکه به او لقب صیاد دلها دادند یک شعار نبود، بلکه به واقع ایشان در قلبها جا داشت، رهبری و مردم علاقه فراوانی به ایشان داشتند به یاد دارید که حضرت امام بارها فرمودند که من به بازوان نیروهای مسلح بوسه میزنم و پس از شهادت صیاد مقام رهبری بر پای تابوت شهید صیاد بوسه زدند، زیرا ویژگیهای شهید صیاد را آقا بهتر از همه میدانستند.
امیر اشاره به سختی هایی که شهید متحمل شد میکند و میگوید: سرزمینهای داغ خوزستان و گردنه های برافراشته کردستان سالها شاهد آمادگی و فداکاری این انسان پاکنهاد بودند. باید بگویم سرلشگر سپهبد علی صیاد شیرازی فراتر از آن چیزی است که گفته میشود. ایشان قهرمان ملی و قابل افتخار برای ملت ایران هستند شهید صیاد ویژگیهای خاصی داشت.
وحدت نیروهای مسلح
امیر با اشاره به نقش شهید صیاد در وحدت نیروهای مسلح میگوید: صیاد در وحدت ارتش و سپاه نقش مؤثری داشت. در غائله کردستان برای برقراری وحدت، قرارگاه حمزه سیدالشهدا را تشکیل داد. وقتی فرمانده نیروی زمینی شد اولین روزی که وارد قرارگاه عملیاتی جنوب شد با فرمانده آمد و همانجا اعلام کرد هر عملیاتی را با هماهنگی سپاه باید انجام داد. پس از آن شاهد عملیاتپیروزمند طریق القدس، فتح المبین، بیت المقدس، رمضان، محرم، مسلم بن عقیل، والفجر 1- 2- 3- 4- 8- 9 ،عملیات خیبر، عملیات بدر و قادر بودیم. طراحی عملیات با وحدت سپاه و ارتش باعث پیروزی رزمندگان شد.
جبهههای دفاع مقدس صدها خاطره از رشادتها و از خودگذشتگیهای شهید صیاد را حفظ کرده است.
ترور
امیر از من میپرسد در باره ترور ایشان هم صحبت کنیم ؟ میگویم بفرمایید: شهید صیاد نقش صیاد در دفاع از تمامیت ارضی ایرانی اسلامی و آرمانهای انقلاب اسلام در جنگ تحمیلی بود.
وقتی که شهید صیاد ترور میشود، خبر آن را رجوی خودش به صدام میدهد، صدام از رجوی تشکر میکند و میگوید: پرونده او پس از 21 سال جنگ هنوز روی میز من بود. پس از آن معلوم شد که با سپهبد «جموش» مسؤول سرویس اطلاعاتی عراق در ملاقاتی که با مسعود رجوی سرکرده منافقین در سال 2001 داشته است - سپهبد جموش دستور ترور صیاد را به منافقین صادر میکند.
صیاد با تدبیر و شجاعت به کمک رزمندگان غائله کردستان را خواباند. عملیات فروغ جاویدان را شکست داد و عامل وحدت سپاه و ارتش بود، اینکه عامل وحدت نیروها در هر حال بود می توانست دلیل دشمن برای از میان برداشتن چنین شخصی باشد.
امیر میگوید: من همیشه به افسران جوان میگویم، بهترین الگو برای ما شهدای بزرگواری چون شهید صیاد هستند. ما باید ویژگیهای او را از اخلاص، اخلاق، رفتار مردمداری، دین مداری، اعتقادها، ورزیدگی انضباط نظامی، قاطعیت در تصمیم گیری، عدالت، امنیت، درستکاری را پیشه کنم.
نابغه نظامی
امیر میگوید: کمتر کسی به این موضوع پرداخته که شهید صیاد شیرازی یک نابغه نظامی و جوانترین فرمانده نیروهای زمینی ارتشهای جهان است. ایشان با 16- 17 سال خدمت سنواتی فرمانده شد، در دانشکده افسری استاد قرآن (تجوید) ما بود. باید اینها را به افسران جوان منتقل کرد.
امیر در پایان میگوید: انشاءا... ادامه دهنده راه شهدا به ویژه شهید صیاد باشیم و انشاءا... همه ما قدردان ایثارگریها، از خودگذشتگیها و شهادت طلبیهای 8 سال رزمندگان دفاع مقدس باشیم وبه لطف خدا با بهره گرفتن از تجربیات 8 سال دفاع مقدس و کارکنان متعهد در نیروهای مسلح با استفاده از تاکتیکها و تکنیکهای مختلف، با استفاده از تجهیزات و سلاحهایی که به دست خود نیروی مسلح نظامی ساخته میشود.
حرف آخر اینکه: بامداد شنبه 21 فروردین سال 1378 در حالی که شکوفه های بهار به آفتاب روزهای اول سال لبخند زد و صدای آواز پرنده ها در شهر طنین انداز شده بود، دلاور مرد روزهای جنگ و خون بانظمی که همیشه بر زندگیش نقش بسته بود، روز تازهای را با نام و یاد خداوند بزرگش آغاز میکرد و چون همیشه انتظار سفر بسوی معبودش را داشت دشمنان قسم خورده به خونخواهی 8 سال دفاع مقدس و عملیات مرصاد شهد شهادت را به صیاد دل ها چشاندند و سرباز ولایت مدار ارتش اسلام به را به آرزوی دیرینه اش «عند ربهم یرزقون » رساندند.



نظر شما