یکی از ناشیانه ترین اموری که از سوی بعضی از دول در چند سال اخیر شاهد آن می باشیم، تغییر نام این دریا می باشد، اما گویا این کشورها غافل از این می باشند که قرن ها نام این منطقه، خلیج فارس بوده، چنانچه اجداد آنان نیز در نوشتارهای خود به این امر اعتراف داشته اند به نحوی که دکتر محمد قراگزلو با سیر و بررسی نقشه های جغرافیایی چندین و چند قرن پیش چنین می نویسد؛ به عنوان مثال نام خلیج فارس در چند نقشه از جغرافیدانان اسلامی چنین ذکر شده است:
مسالک و ممالک اصطخری: این کتاب دارای نقشه هایی است که با شرح و توضیح همراه می باشد. در نقشه های جهان نمای اصطخری، زمین به صورت کره ای گسترده که گرداگرد آن را آب فراگرفته ترسیم شده است. دریای خزر بسته است، اما خلیج فارس به اقیانوس محیطی وصل می شود..
نقشه دریای فارس در صورة الارض ابن حوقل: اینکه اطلاعاتی که ابن حوقل در صورة الارض به ثبت رسانده است،- چه به قول محمد قزوینی، دست دوم و سوم و رونویسی از آثار اصطخری و ابن فضلان باشد یا نه، محل اثبات و انکارش نیست. نکته مهم این است که این سیّاح و جهانگرد عرب به گفته مترجم و مصحّح فاضل کتاب، در مورد خلیج فارس صریحاً به گفتگو پرداخته و یکی از فصول کتاب را به دریای فارس اختصاص داده است و به رغم ادعای کسانی که نغمه خلیج عربی را ساز کرده و یاوه بافته اند در هزار سال پیش علت تسمیه خلیج فارس را چنین شرح داده است: «بطور مکرر گفتیم که دریای فارس خلیجی از بحر محیط در حد چین و شهر واق است و این دریا از حدود بلاد سند و کرمان تا فارس امتداد دارد و از میان سایر ممالک به نام فارس نامیده شده است. زیرا فارس از همه کشورها آبادتر است و پادشاهان آنجا در روزگاران قدیم سلطه بیشتر داشتند و هم اکنون به همه کرانه های دور و نزدیک این دریا مسلط اند و در همه بلاد دیگر کشتی هایی که در دریای فارس حرکت می کنند و از حدود مملکت خود خارج می شوند و با جلال و مصونیت برمی گردند همه متعلق به فارس هستند.»
در نقشه متن عربی کتاب صورة الارض همسان همه نقشه های متون کهن اسلامی، شمال پایین و جنوب بالا قرار گرفته است. در نقشه ابن حوقل دریای فارس در کنار نواحی فارس و کرمان مشخص و به بحر محیطی متصل است. در این نقشه (عربی) خوزستان به صراحت تمام همان خوزستان است و سه جزیره خارج، لافت، و اورال، در دریای فارس معلوم است.
تاریخ تألیف کتاب صورة الارض (یا سفرنامه ابن حوقل) حدود سال 367 ﻫ.ق. است و در اشارات مختلفی که به دریای فارس کرده نکات جالبی نهفته است. مؤلف در تبیین موقعیت بحر قلزم گوید: «قسمتی از دریای فارس که قلزم در آن است تا محاذات اندرون یمن بحر قلزم نامیده می شود و طول آن سی منزل و عرض آن در پهناورترین قسمت سه شب است و سپس بتدریج تنگ می شود؛ چنان که در بعضی جاها آن سوی دریا دیده می شود و سرانجام به قلزم می رسد».
ابن حوقل در تشریح محیط دریای فارس از بحر عدن، از بحر الزّنج عمان و دریای سیاه نیز سخن گفته است و همه را محیط بحر فارس دانسته است: «در نزدیکی عدن معدن لؤلؤ است و هر چه از آن بیرون آورند به عدن می برند. اگر از عمان بگذری و از حدود اسلام خارج شوی و به نزدیک سرندیپ درآیی آن قسمت نیز بحر فارس نامیده می شود که بسیار پهناور، و در کرانه آن بلاد زنج قرار دارد. در این دریا مهالک بسیار و گذرگاه های دشوار و مخوف است و سخت ترین همه در میان جنابه [گناوه] و بصره است و «هور جنابه» نامیده می شود. جایی بسیار ترسناک است و به هنگام تلاطم، کشتی از آن سالم نتواند ماند و نیز در آن جایی معروف به خشبات است که حدود 6 میل از عبادان [آبادان] از جانب جریان آب دجله به دریا فاصله دارد و گاهی دریا به قدری کم عمق می شود که کشتی های بزرگ جز هنگام مَد از ترس نشستن در خاک نمی توانند در آن حرکت کنند.»
وی در جای دیگری ضمن توضیح موقعیت جغرافیایی فارس، می گوید: «اما دریاهای آن، بزرگترین دریاها همان دریای فارس است که به نام آن معروف است زیرا دریای بصره، تا دورترین نقطه هند دریای فارس نامیده می شود.»
نقشه بحر فارس در معجم البلدان: شهاب الدین ابی عبدالله یاقوت بن عبدالله الحموی الرومی البغدادی، صاحب یکی از معتبرترین و جامعترین دائرة المعارف های جغرافیایی است. یاقوت در جزء اول کتاب معجم البلدان، نقشه ساده ای از صورة الارض و بحور مهم آن ترسیم کرده است. در نقشه یاقوت هم- بسان همه نقشه های پیشین- اطراف زمین را بحر محیطی فرا گرفته است. بحر فارس و بحر قلزم دو شاخه موازی از بحر عظیم هند است، اما بحر خوارزم و بحر جرجان، مسدود است. در نقشه ساده یاقوت، رود نیل نیز مشخص است. مؤلف ذیل بحر فارس گوید: «هو شعبة من بحر الهند الاعظم و اسمه بالفارسیة کما ذکره حمرة... و مقابل ها فی وسط البحر جزیرة خارج، ثم یمرّ فی سواحل فارس بسینیز و بوشهر و نجیرم و سیراف ثم بجزیرة اللار الی قلعه هزو و مقابل ها فی البحر جزیرة قیس بن عمیره تظهره من بحر فارس.»
نقشه خلیج فارس در آثار البلاد و اخبار العباد: الامام العالم زکریاء بن محمد بن محمود القزوینی، از اعاظم برجسته تاریخ و جغرافیای قرن هفتم (674 ﻫ) و صاحب دو کتاب عجائب المخلوقات و غرائب الموجودات و آثار البلاد و اخبار العباد است. اگرچه در نقشه قزوینی- مندرج در آثار البلاد- که اقالیم هفتگانه عالم را مشخص ساخته است نکات تازه ای به چشم می آید، اما این جغرافیدان بزرگ نیز در کلیات نقشه نگاری و تصورات خود از صورة الارض تحت تأثیر پیشینیان است. خوب که دقت نماییم، خواهیم دید که نقشه جهان از هکاتایوس تا زکریای قزوینی دستخوش تغییرات عمیق و تحولات اساسی نشده است. به هر حال در نقشه زکریای قزوینی شمال پایین و جنوب بالاست. و مغرب در طرف راست و مشرق در سمت چپ قرار گرفته است. بلاد ایران از جمله مکران، کرمان و شیراز در اقلیم سوم- ظاهراً- جای دارند و خلیج فارس به همین نام بروشنی مشخص و پیداست. در سمت راست خلیج فارس (سمت مغرب) خلیج بربری دیده می شود که در شمال حبشه واقع شده است. صاحب گمنام کتاب حدود العالم نیز جای این خلیج را در شمال حبشه دانسته است. در نقشه قزوینی- مانند همه نقشه ها- بحرالخزر بسته و محصور است. زکریای قزوینی شخصاً از خلیج فارس و بعضی جزایر آن- از جمله کیش- بازدید کرده و شرح مشاهدات خود را به اجمال در آثار البلاد به ثبت رسانده است. بجز این پنج نقشه قدیمی، نقشه های زیادی در متون معتبر جغرافیای اسلامی وجود دارد که به صراحت از دریای جنوبی ایران تحت عنوان خلیج یا بحر فارس یاد کرده اند.
چند نقشه و سندِ عربی
نقشه دائرة المعارف الموسوعة العربیه المیسره: این نقشه عیناً از مجموعه نقشه های دایرة المعارف 2000 صفحه ای الموسوعة العربیه المیسره، از انتشارات دارالقلم، مؤسسه معتبر چاپ و انتشارات فرانکلین قاهره، و زیر نظر محمد شفیق غربال عکسبرداری و به چاپ رسیده و توسط دکتر محمد صبحی عبدالکریم، استاد کارتوگرافی و جغرافیای دانشگاه قاهره ترسیم شده است. عنوان نقشه «الدولة العربیة فی اوج اتّساعها» یعنی «دولت عربی در اوج گستردگی آن» و متن آن نیز بالطبع به زبان عربی است. اما نکته به غایت مهم و قابل تعمّق، نام خلیج فارس است که در مکان خود، به روشنی تمام، آن هم به زبان فارسی درج شده است. ویژگی های دائرة المعارف فوق، اسامی تهیه کنندگان و مؤلفان آن،- که بیش از 120 تن از استادان دانشگاه های مصر هستند و زیر نظر استاد محمد شفیق غربال، مقالات را تنظیم کرده اند و نیز عین مقاله «ایران»- که در صفحه 280 دائرة المعارف به چاپ رسیده گواه صادق مدعای ماست. با وجود چنین کادر عظیمی از کارشناسان و متخصصان و علی رغم کنترل های فراوان، و تکرار مذبوحانه و گاه و بیگاه عناوین جعلی، فقط و فقط در یک مقاله 8 سطری مربوط به ایران، دو بار نام خلیج فارس ذکر شده است.
دو سند بسیار مهم عراقی: در این دو سند چند نکته حائز اهمیت مطرح است. نخست اینکه اسناد فوق در یک مجله عراقی به نام آفاق العربیه به چاپ رسیده است. مقاله ای که این دو سند در متن آن درج شده، تحت عنوان «التطور التاریخی للهویة القومیة العربیة بی القرن الافریقی» بهق لم عبدالصمد الرکابی، و به سال 1980 م (1358 خورشیدی) تقریباً در آغاز جنگ تحمیلی عراق با ایران، چاپ شده است. این دو نقشه منطقه واحدی از خاورمیانه را در قرن اول هجری و آغاز قرن پنجم هجری نشان می دهد.
نکته فوق العاده جالب در این نقشه- که مؤلف مقاله مدعی سیادت و سیطره مطلق عربی بر سواحل آن است- مشخص نمودن خلیج فارس به نام بحر فارس است. ملیت عراقی (عربی) نویسنده مقاله- که این دو نقشه را در حکم شاهد و دلیل مباحث خود به میان کشده است- ارزش آن ها را به لحاظ جغرافیای تاریخی و سیاسی- دست کم چند برابر می کند؛ چرا که از میان دول عربی، عراقی ها همیشه یکی از مشتریان پر و پا قرص کالای کهنه و دست چندم عربیت خلیج فارس بوده اند.
یک سند رسمی از دولت عراق: این سند فوق العاده مهم، رسمی و معتبر نقشه ای است که به شماره 8 و تحت نام «نقشه اماکن قدیمی عراق» در سال 1929 م. (1308 خورشیدی) از سوی «وزارت فوائد عامه کشور عراق» در مجموعه ای به نام: نقشه های عراق همراه با نکاتی برای بازدیدکنندگان (maps of IRAQ with notes for visitors) به زبان انگلیسی به چاپ رسیده است و جنبه رسمی دارد. عنوان مجموعه فوق همراه با نقشه مورد نظر عیناً از روی متن اصی عکسبرداری و منتشر شده است. آن گونه که به روشنی مشاهده می شود نام خلیج فارس (Persian Gulf) در این و نیز در نقشه بزرگ شده سه بار تکرار شده است. با توجه به اینکه این نقشه جنبه رسمی و دولتی دارد و نمایشگر منطقه در هزاره های پیش از میلاد است، حقانیت نام خلیج فارس از موضعی سخت انکارناپذیر به اثبات می رسد. ویژگی مهم دیگر این نقشه خط مرزی ایران و عراق است، که به وضوح در ساحل غربی اروند رود قرار دارد و حاکمیت ایران را بر تمامی آب های این رودخانه ثابت می کند.
به هر حال از متن و بطن این اسناد- که به طرز حیرت انگیزی روشن و خدشه ناپذیر است- این نتیجه و حکم قطعی، بدیهی و طبیعی برمی آید که اطلاق نام خلیج عربی به خلیج فارس، نه تنها یک هیاهوی پوچ سیاسی است بلکه فراتر از این ها، و سوا از خلط مبحث و کج فهمی های رایج عمدی یا سهوی، بیشتر به خبث طینت یا هذیانیاوه گویان می ماند



نظر شما