بشر اولیه همیشه در این فکر بود که چه کند تا با صرف نیروی کمتر بار بیشتری را جابهجا کند و به اصطلاح بازدهی کار بیشتر را در امر حمل و نقل داشته باشد
نخستین سورتمه را از تنه درختان ساخت و بر پشت حیوانات بست و با کمک آن کالاهای خود را حمل کرد. از تنه درختان چرخ ساخت و در زیر سورتمه قرار داد و دیری نگذشت که دست به ساخت چرخها ی بزرگ چوبی زد و بدین ترتیب بزرگترین اختراع مکانیکی دنیای قدیم یعنی؛ ارابه سپس کالسکه بهوجود آمد با آمدن راه آهن کالسکه نیز از رده خارج شد و مخترعین در اروپا موتورهای بخار و بعد از آن موتورهای احتراقی را اختراع نمودند و با نصب موتور احتراقی برای اولین بار روی یک خودروی سه چرخه توسط «دلاماردو بوتیل» فرانسوی تحولی عظیم در صنعت نو پای اتومبیل بهوجود آورد. وی برای سوخت موتور احتراقی خود ابتدا از گاز طبیعی و بعد از بنزین استفاده کرد با پیچیده تر شدن زندگی بشر، توسعه شهرها و تغییر الگوی زندگی، حرکت مردم برای تامین نیازهای روزمره خود ، به گونه ای وصف ناپذیر ، سرعت گرفته تا بدانجا که در همه کشور های جهان، خودرو به عنوان عنصر اصلی و کاربردی خانواده ها نقش اساسی در پیشرفت و توسعه همه جانبه زندگی آنان ایفا می نماید . به همان نسبت ، پی آمدها و عوارض جسمی و روحی ناشی از حضور این عنصرجدید ، چنان گسترده و زیانبار است که در برخی کشور های جهان ، تعداد انسانهای کشته شده در نتیجه حوادث رانندگی بیشتر از کشته های ناشی از بیماریهای مهلک می باشد .
امروزه معضل ترافیک در بسیاری از شهرهای بزرگ دنیا ،بخش عمده ای از وقت و سرمایه شهروندان را مصروف خود می سازد هر روزه با افزایش بی رویه تقاضا در شهرهاو افزایش تردد ، میزان تعاملات اجتماعی به شکلی نوین اتفاق می افتد که تمامی عناصر در آن دخیل می باشند . درکشور عزیز مان ایران اتلاف زمان ناشی از بی نظمی در عبور ومرور وخسارات متاثر از ان برای همگان قابل لمس می باشد
گرچه ایرانیان از دیرباز به اخلاق حسنه، ادب، احترام وگذشت در هنگام عبور یا ورود نسبت به دیگران، مشهورند. اما همین فرهنگ، در ترافیک، اغلب رفتاری هنجارشکنانه به خود می گیرد.
رفتار های ترافیکی یکی از موضوعات مهم وقابل تامل صاحب نظران رفتاری می باشد . این جنبه از رفتار بیش از آنکه در انجام رفتار به هنجار ومطلوب موردتوجه باشد، در علت یابی بروز رفتارهای نابهنجار وبرخلاف عرف ومقررات ، مدنظر قرار می گیرد. آسیب شناسان اجتماعی نیز درصدد یافتن علل رفتار هنجارشکنانه وضداجتماعی در حوزه فرهنگ ترافیک بوده ودر فرایند یادگیری اجتماعی وجامعه پذیری، هماهنگونه که به تدریج شخصیت فرد شکل می گیرد وبنیادهای رفتاری او گذارده می شود، شخصیت ورفتار اودر قبال رانندگی نیز پایه گذاری می گردد
هنجارهای اجتماعی
هنجارهای اجتماعی شیوه های رفتاری معینی است که که در گروه یا جامعه متداول است و فرد در جریان زندگی خود آنرا می آموزد و به کار می بندد و نیز انتظار دارد که دیگر افراد گروه یا جامعه آنرا انجام دهند . مثلا شیوه حرف زدن با افراد ، سلام کردن ،احترام کردن ،دست دادن جزئی از قواعد و آدابی است که افراد از طریق تعلیم و تربیت فرا می گیرند و به کار می بندند و افراد دیگر را هم در اجرای این هنجارها تحت کنترل در می آورند و با رعایت کردن آنها جامعه انتظام پیدا می کند . اگر کسی هنجار جامعه یا گروه را رعایت نکند مورد سرزنش و حتی مجازات قرار می گیرد برای مثال وقتی که در جوامع توسعه یافته خودروی روی خط عابر پیاده توقف می کند وباعث اختلال در عبور ومرور پیاده گان می شود اعتراض وسرزنش شهروندان را بهمراه دارد .
در حالیکه رعایت کردن هنجار جامعه تنها ناشی از وجود پاداش یا مجازات نیست و ما در رعایت این هنجارها و قواعد نیاز به تذکر دیگران نباید داشته باشیم . این قواعد جزئی از وجود ماست و به نحوی با آن آشنا هستیم و خود را موظف به اجرای آن می دانیم که بکار نبستن آنها مارا دچار احساس گناه می کند . بعبارت دیگر افراد در صورت تخلف از هنجارهای گروهی خود را مجازات می کنند . رعایت کردن هنجار اجتماعی نوعی سازگاری و همنوایی با جامعه است در بسیاری از موارد همنوایی براساس تمایل و خواست و دلبستگی فرد است و گاه بر اساس اجبار اجتماعی صورت می گیرد . وافزایش دانش واگاهی مردم وتوسعه فرهنگ اجتماعی زمینه سازقانونمندی واحترام به هنجارهای جامعه می گردد
فرهنگ و فرهنگ سازی :
فرهنگ مجموعه ای پیچیده از خصوصیات احساسی فکری و غیر مادی که به عنوان شاخص جامعه و یا گروهی اجتماعی مطرح می شود. (تعریف فرهنگ، ارائه شده توسط کمیسیون فرهنگی UNESCO/) فرهنگ را مجموعه ای کم و بیش منسجم. مشتمل بر اجزای مادی و غیر مادی که در یکی از سه بخش شناختی، هنجاری و مادی قرار گرفته اند و با درجات آزادی مختلف بر یکدیگر تاثیر می گذارند تا در نهایت تعادل فرد، جامعه و محیط برقرار شود
به تعبیر روان تر فرهنگ عبارت است از «مجموعه بهم پیوسته و نسبتا پایداری از شیوه های تفکر، احساس، عمل و بودن است که کم و بیش میان بخش قابل ملاحظه ای از افراد جامعه مشترک است؛ از سوی آنان فرا گرفته می شود،و به دو شیوه عینی و نمادین به کار می رود تا این اشخاص را به یک جمع خاص و متمایز از دیگران بدل سازد»
نخست، فرهنگ در برگیرنده تمامی دانش ها، آراء و تفکرات، تمامی اشکال بیان احساسات، و همچنین مقرراتی است که بیانگر کنش های عینی مردم است. بر همین اساس تمامی کنش های ترافیکی ، با توجه به این که در جامعه به وجود می آید، در جامعه اجراء می گردد و با رفتار بیشتر اعضای جامعه (فرهنگ) مطابقت دارد، اجتماعی است.
دوم، رفتارها و کنش های ترافیکی (اجتماعی) مردم می تواند کم و بیش رسمی شود و شکل معین و خاصی به خود بگیرد.این شیوه ها در قوانین، شعائر و مراسم ها، تشریفات، آداب و هنرها به گونه ای رسمی و مشخص وجود دارد..
سوم،آن چه قبل از هر چیز فرهنگ را می سازد، شیوه های فکر، عمل، احساس و عمل مشترک است. تعداد افراد اهمیت ندارد. فرهنگ اگر چه گاه صورتی فردی می یابد، اما طیبعتا فردی نیست. چرا که میان بخش اعظیمی از مردم یک منطقه، محل، شهر، کشور و... مشترک است. از این رو هنگامی که فردی در خیابان های شهر اشغال از درون پنجره به بیرون پرتاب می کند، این عمل وی عملی فردی نیست، چرا که در فرهنگ ما افراد بسیاری در خیابان ها، کوچه ها، محله، پارک ها، دریا، جنگل ها و... ته مانده اشغال خود را هر جا که باشد، می ریزند.
چهارم، هیچ یک از خصوصیات فرهنگ به گونه ی زیستی و ژنتیکی انتقال نمی یابد و هیچ خصیصه ای در آغاز تولد در اندام زیستی انسان وجود ندارد. اخذ فرهنگ ناشی از اشکال و سازوکارهای یادگیری است. ویژگی های فرهنگی به خلاف ویژگی های زیستی که ثمره وراثت می باشد؛ میراثی است که همه باید آن را فرا بگیرند، بدست آورند و از آن خود سازند جوامع به وسیله آداب و رسوم، قواعد و انتظارات اجتماعی هدایت می شوند.
جامعه ما بیش از یک صد سال است که قانونگذاری و البته قانونگریزی را تجربه کرده است. حال معلوم نیست که چرا بعضی ازمردم گرایش به قانونگریزی دارند. از این رو جا دارد که بپرسیم: چه زمینه های اجتماعی و فرهنگی پتانسیل قانونگریزی را در جامعه تقویت می کند؟ آیا قوانین ما متناسب با شرایط و نیازهای امروز ما نیست؟ یا ما عادت کرده ایم که خود(هر فرد خود) را متفاوت یا فراتر از دیگران دانسته و به اصطلاح معروف «قانون را برای دیگران خوب می دانیم؟»
به این معنا رفتارهای ترافیکی را نمی توان رویدادی مجزا، بدون ارتباط با دیگر پدیده های اجتماعی و بدون جهت گیری شده به سوی دیگری مورد مطالعه قرار داد.
ترافیک در هر جامعه ای یک واقعیت اجتماعی است، که ناشی از مسایل مختلف است. در این بین آموزش و فرهنگ سازی ترافیک، میتواند به توسعه جامعه مدنی و پویش اجتماعی کمک کند. بدین ترتیب کارکرد آموزش و فرهنگ سازی ترافیک و کاربرد آن در حل این معضل از طریق جامعه پذیری و اجتماعی کردن رانندگان در این زمینه بسیار موثر است. در این راستا، یکی از اقدامات مهم برای به سامان کردن معضلات ترافیکی تکیه بر محور آموزش و فرهنگ سازی است.
آموزش و فرهنگ سازی بر رفتار رانندگان
اکنون یکی از اقدامات اصلی برای به سامان کردن معضلات ترافیکی تکیه بر محور آموزش و فرهنگ سازی است. در واقع آموزش در ارتقا فرهنگ همگانی ترافیک که ویژگی آموختنی داشته و با جنبه های فرهنگی و اجتماعی در زندگی روزمره انسان همراه است. به عبارت دیگر آموزش و فرهنگ سازی منجر به توسعه آگاهی و ویژگی های شخصیتی افراد می تواند باشد.
با آگاهی و ویژگی شخصیتی رانندگان و شناسایی رفتارهای انسانی و یافتن روشهای اصلاح آن از جمله عوامل موثر در بهبود عملکرد و کاهش شمار تصادفات می باشد. ایجاد و نهادینه نمودن اصلاحات رفتاری چگونگی آمد و شد و استفاده از خودروهای مناسب و رانندگی درست و مبتنی بر مقررات موجب افزایش ایمنی تردد می گردد. ﺑﻪ ﻣﻨﻈﻮر ﻛﺎﻫﺶ اﻋﻤﺎل ﻧﺎ اﻳﻤﻦ در ﺑﻴﻦ راﻧﻨﺪﮔﺎن وﻛﺎﻫﺶ ﺗﺼﺎدﻓﺎت راﻧﻨﺪﮔﻲ نسبت به ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ¬رﻳﺰی و اﺟﺮای دوره ﻫﺎی آﻣﻮزش ﻣﺒﺘﻨﻲ ﺑﺮ رﻓﺘﺎر ﺑﺮای راﻧﻨﺪﮔﺎن، ﺷﻨﺎﺳﺎﻳﻲ و اﺻﻼح آن دﺳﺘﻪ از رﻓﺘﺎرﻫﺎی رانندگان ﻣﻲﺑﺎﺷﺪ ﻛﻪ بیشترین رفتار نا ایمن را دارند. پس آموزش با قرار گرفتن در کنار بسیاری از عوامل دیگر ایجاد میشود که باید به طور همزمان به طور جدی مورد توجه قرار گیرند. در نتیجه آموزش باعث افزایش سطح مهارت، دانش فردی، ارتقا فرهنگ استفاده از حمل و نقل میشود.
آموزش می¬تواند بین ساختارهای مرتبط با ترافیک هماهنگی و انسجام لازم را در جهت اصلاح و بهبود رفتار ترافیکی ایجاد کند، برای دست یافتن به چنین اقداماتی، باید تغییرات و اصلاحاتی در زمینه آموزش ترافیک ایجاد کرد؛ بر این اساس ترغیب و متقاعدسازی از طریق برنامه های کوتاه و بلند مدت، اشاعه و خلق دست آوردهای جدید و نوآوری در طرز شیوه های اجرایی و طراحی برنامه های فرهنگی ترافیک، خود سرآمد کارکردهای آموزش در اصلاح و فرهنگ سازی رفتارهای ترافیکی است. ﻫﺮ ﻗﺪﺭ روش ها ﻭ ﻓﻨﻮﻥ ﺁﻣﻮﺯﺵ ﻧﻴﺮﻭﻱ ﺍﻧﺴﺎﻧﻲ ﻣﺘﻨﻮﻉ ﻭ ﻣﺘﻌﺪﺩ ﺑﺎﺷﺪ سبب ارتقا سطح فرهنگ رانندگی شده و ﺩﺭ رانندگان ﺑﻴﺸﺘﺮﻱ ﻣﻮﺛﺮ ﻭﺍﻗﻊ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ.
بنابراین برای اصلاح وضعیت ترافیکی، لازم است که تغییرات و اصلاحات در تغییر نگرش در رفتار ترافیکی و اصلاح فرهنگ همگانی ترافیک انجام شود. به گونهای که برای اصلاح فرهنگ ترافیک لازم است، ابتدا در نگرش مردم نسبت به ترافیک تغییراتی به وجود آید. بنابراین تغییرات لازم در نگرش انسان ها در فرهنگ همگانی عینیت مییابد.
به عبارت دیگر شناخت اجتماعی رفتار ترافیکی می تواند بینش اجتماعی ترافیکی را به همراه داشته باشد و همچنین این بینش, زمینه اصلی نحوه رفتارها و تعاملات اجتماعی ترافیکی را فراهم می نماید. اگر امکانات و برنامه ریزی ها در یک جامعه به سامان بخشی امور ترافیکی متوجه باشد، مسایل اجتماعی حمل و نقل و ترافیک نیز تحت تاثیر خود, فرهنگ, خود را با نیاز جامعه هماهنگ خواهند کرد. در نتیجه بی توجهی به فرهنگ ترافیک، هزینه های اجتماعی را افزایش می دهد که همه این عوامل می¬تواند ناشی از نبود آموزش و فرهنگ ترافیکی باشد. بدین ترتیب نابسامانی ترافیک به نوعی بازگو کننده کم کاری جامعه در امر آموزش و فرهنگ سازی هنجارها بر رفتار افراد است .
پس بیایم در سالی که به نام فرهنگ نام گذاری شده فرصت را غنیمت شمرده وطرحی نو در فرهنگ ترافیک در اندازیم.
*عضو هیت علمی دانشگاه علوم انتظامی و عضو مرکز تحقیقات و پیشگیری از مصدومیت های دانشگاه شهید بهشتی



نظر شما