فرهنگ انسانها به حدی از کمال میرسد که دیگر جایی برای اسراف گرایی و خودنمایی از طریق تجملات باقی نمیماند. همین روحیه و سطح کمال یافته فرهنگ است که نیازهای اقتصادی مردم را به پایین ترین سطح میرساند. این عصر و اقتصاد و فرهنگ آن، همان آرمانشهر و گمشده تاریخی بشر است که با حجت الاسلام والمسلمین ناصر جهانیان، عضو هیأت علمی گروه اقتصاد پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی و محقق و پژوهشگر درباره مختصات و ویژگیهای آن به گفت وگو پرداخته ایم که مشروح آن از نظرتان میگذرد:
چه ارتباطی بین اندیشه مهدویت و اقتصاد و فرهنگ وجود دارد؟ به عبارت بهتر آیا میتوان با این اندیشه عرصههای اقتصادی و فرهنگی را مدیریت و راهبری کرد؟
- مهدویت، آموزهها و تعالیمی دارد که چشم انداز جامعه موعود و مطلوب را که در سطح بین الملل رخ میدهد نشان میدهد. آن چشم انداز بر اساس مدیریت امام عصر(عج) و یارانشان و ویژگیهای حکومتی ایشان رخ میدهد، یعنی از طریق فرهنگ سازی و نهادهایی که ایشان ایجاد میکنند. به عبارت دیگر در عصر ظهور تغییر اخلاق و فرهنگ مردم بر کنشهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی تاثیر میگذارند.
بنابراین، تعالیم مهدوی چشم انداز مطلوبی دارد که ما با درس گرفتن از آن میتوانیم نهادسازی و فرهنگسازی کرده و کنشهای اقتصادی را راهبری کنیم.
بی گمان موضوع مهدویت برای ما که به آن باور داریم و میدانیم حتی اگر از عمر جهان یک روز باقی مانده باشد باز خداوند امام عصر(عج) را برای محو ظلم و ستم و از بین بردن الگوهای نفاق و ظلم میفرستد، چشم اندازی امیدبخش است تا از ناامیدی جلوگیری کرده و تلاش میکنیم با این الگوهای پیشرفت و توسعه اقتصادی و مبارزه با الگوهای وابسته امید به نجات داشته باشیم و اینکه هیچ گاه خدا جهان را از عدالت بی نیاز نخواهد کرد و این امید را میدهد ما نیز باید تلاش کرده و با مقدمه چینی، زمینه ساز ظهور باشیم و از الگوهای ظالمانه امروز نه مرعوب شده و نه
عقب نشینی کنیم و برای خلق و طراحی الگوی جدید برنامه و تلاش داشته باشیم.
حضرت ولی عصر(عج) برای تحول و اصلاح مؤلفههای فرهنگی اقتصادی چه شیوه ای را اتخاذ میکنند؟ یعنی در عصر ظهور عرصههای اقتصادی فرهنگی چگونه متحول میشود؟ تحول کدام عرصه بر دیگری مقدم است؟
- بی تردید حضرت حجت(عج) با مدیریت و احاطه علمی که بر همه ارکان جامعه بشری و حتی بر نفوس انسانها دارند، ابتدا اخلاق و عقول مردم را کامل میکنند، پس از این تکامل فرهنگ جامعه تغییر یافته و مردم آمادگی پیدا میکنند، برای پذیرش دستورهای اقتصادی؛ سیاستهای اقتصادی حضرت مهدی(عج) که در هر سال بیت المال را دو بار تقسیم کرده و در ماه دو بار معیشت مردم را تامین میکنند، یعنی اعمال سیاستهایی که بهره مندی از ذخایر و منابع زمین را ممکن میسازد، از طریق رشد اقتصادی پایدار و نیز
بهره وری بالا و برنامه ریزی عالمانه که دارند رشد اقتصادی پایدار را ایجاد کرده و توزیع عادلانه درآمدها و ثروتها را رقم میزند. از سوی دیگر چون فرهنگ مردم ارتقا یافته است، مردم احساس بی نیازی میکنند و به اندازه نیازهای واقعی درخواست دارند نه نیازهای کاذبی که امروز جامعه جهانی را به مصرف گرایی سوق میدهد و اسراف و تبذیر را سبب میشود!از این رو است که مردم میخواهند زکات بدهند، اما فقیری نیست، اگر هم باشد بیشتر از نیازش طلب نمی کند و زیاده خواهی معنایی ندارد، زیرا مردم به حدی از اخلاقیات رسیده اند که مادیات را برای نیازهای واقعی خود میخواهند. از این منظر، فرهنگ سازی و اصلاح فرهنگی حضرت حجت(عج) در اقتصاد نیز اثر گذاشته و نیازهای واقعی مبنای عمل مردم میشود تا جایی که به قدر کفایت به همه از
بیت المال رسیده و کسی نیست که احساس نیاز کند.
رابطه ای تنگاتنگ میان فرهنگ و اقتصاد عصر ظهور است، یعنی نمی توان بدون وفای به عهد، عدم خیانت در امانت و ... مواسات و برادری را اعمال کرد و اگر کسی نیازی داشت میتواند از مال دیگری این نیاز را برطرف کند، این یعنی کمال برادری و مواسات که زمینههای دزدی را از بین میبرد و این مهم در روایات عصر ظهور تصریح شده
است.
تحول شگرفی که حضرت ولی عصر(عج) در عرصه فرهنگ با اوصافی که برشمردید رقم میزنند دارای چه ابعاد و ملزوماتی است و از چه مسیری میگذرد؟
- حضرت صاحبالزمان(عج) بر اساس سیره پیامبر اکرم(ص) عمل میکنند، یعنی فرهنگسازی ایشان از طریق انسان سازی است و از طریق اخلاق عملی و اعتقادسازی و بنیادسازی اخلاقی و فقهی، زمینه این تحول را رقم میزنند، با قانونمند کردن فقه و همچنین بر اساس روش و آداب ارایه شده به اصحاب و عمل به آنها که مردم صداقت، معنویت، عدالت، درایت و ... را در رفتار ایشان دیده و بویژه احسان و انصاف ایشان در حق دیگران را به چشم میبینند و در مییابند که راه حق همین است.
نکته دیگر آنکه حضرت حجت(عج) وقتی ظهور میکنند در سایه قدرت سیاسی، نظامی و فرهنگی خود با تمامی نهادهای شیطانی در جامعه مبارزه میکنند؛ نهادهای شیطانی را خلع سلاح میکنند و دیگر نمی توانند بر مردم آثار منفی بگذارند.
از این رو، نخست از طریق اعمال خود و اصحابشان و
قبل تر از آن با مبارزه با نهادهای شیطانی زمینه فرهنگی چنین تحول شگرفی را رقم میزنند. بنابراین، قدرت شیطان برای نفوذ بر انسانها از بین میرود و در روایات داریم که تا زمان ظهور امام عصر(عج) است که ابلیس مهلت فریب فرزندان آدم را دارد آنچنان که در قرآن هم آمده تا وقت معلوم به او مهلت داده شده و بنابر روایات این وقت معلوم همان زمان ظهور است.
به عبارت بهتر، تنها ایجاد نهادهای موحدانه کفایت
نمی کند، بلکه مبارزه با نهادهای شیطانی از ویژگیهای پیشرفت اسلامی است، بنابراین مبارزه با باطل و ایجاد نهادهای حق دو شاهراه تحول فرهنگی امام عصر(عج) است.
آیا امام عصر(عج) برای این تحول و اصلاح فرهنگی مدیریت جهادی را اعمال میکنند؟ این مدیریت دارای چه وجوهی و چه دامنه اثرگذاری است؟
- مضمون یکی از خطبههای نماز جمعه رهبر معظم انقلاب این است که گفتند پیامبر (ص) در حکومتشان اوج داشتند که در مدت 10 سال به اندازه 100 سال کار کردند؛ یعنی مدیریت فرهنگی پیامبر(ص) در حدی از کیفیت بود که در طول 10 سال کار صد ساله را انجام دادند.
حضرت حجت(عج) نیز با پیامبر اکرم(ص) از نظر مقام عصمت و علم تفاوتی ندارند و حتی به نسبت آن حضرت، ایشان یارانی دارند که پرشمارتر هستند. یعنی اگر یاران مخلص پیامبر(ص) به افرادی چون سلمان، ابوذر و ... محدود میشد، اما حضرت حجت(عج) 313 یار خاص دارند و هم سربازانی دارند که گوش به فرمان ایشان هستند و هم مردم از ایشان پیروی میکنند، بنابراین ایشان مدیریت جهادی و درایت دارند و تمام نقاط زمین تحت اشراف ایشان است.
افزون بر این، مدیریت جهادی یعنی هم با علم و درایت و عقلانیت و معنویت مردم به خدا متصل میشوند و هم بدون خستگی و با انگیزههای الهی هر فرد جای چند نفر کار میکند که این درخواست خداست که هر یک از شما مؤمنان به اندازه دو نفر باشد، این یعنی ایجاد انگیزه جهادی در همه مؤمنان.
بنابراین، علم و اخلاق، تلاش را افزایش میدهد، لذا این مدیریت جهادی حضرت مهدی(عج) در واقع روشن و ملهم از مدیریت جهادی پیامبر(ص) است که طی 10 سال پایههای تمدن اسلامی را ساختند و چنان در جامعه جاهلی نفوذ کردند که با وجود انحراف از خط اصلی اسلام و دوری از خط امامت و ولایت، تمدن عظیم اسلامی ساخته شد.




نظر شما